مدیرالنفیسه

  • خانه
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

کتاب «چهل حکمت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله با شرح رهبر شهید»

20 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

💠 پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله، الگوی کامل انسانیت و «اسوه حسنه» برای همه بشریت است؛ پیامبری که سراسر زندگی‌اش جلوه‌ای از رحمت، اخلاق، عدالت و هدایت بود و حتی در واپسین لحظات زندگی، دغدغه هدایت و سعادت امت را داشت.

🏴 سالروز رحلت پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، فرصتی است برای بازخوانی سیره آن حضرت و معرفی گوشه‌ای از شخصیت و سبک زندگی ایشان به مخاطبان امروز.

کتاب «چهل حکمت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله با شرح رهبر شهید»

 مروری بر مطالب کتاب نشان می‌دهد که این کتاب دارای چند ویژگی است: اولاً این چهل حدیث از میان بیشتر از ۸۰۰ حدیث شرح شده در دروس خارج فقه رهبر معظم انقلاب اسلامی انتخاب شده است. ثانیاً تمامی این چهل حدیث احادیث روایت شده از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هستند.

 

به مناسبت یک هزاروپانصدمین سال ولادت رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله و برای استفاده‌ی هرچه بیشتر مردم عزیز ایران نسخه‌ی الکترونیکی کتاب «چهل حکمت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله» با شرح حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای‌قدس سره که شامل چهل حدیث برگزیده نبوی‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در ابتدای جلسات درس خارج فقه ایشان است توسط انتشارات انقلاب اسلامی و با تدوین و گردآوری آقای علیرضا مختارپور در ۱۷۰ صفحه در اختیار مخاطبان قرار گرفت. به همین مناسبت بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR به مرور و معرفی این کتاب می پردازد.

مروری بر مطالب کتاب نشان می‌دهد که این کتاب دارای چند ویژگی است: اولاً این چهل حدیث از میان بیشتر از ۸۰۰ حدیث شرح شده در دروس خارج فقه رهبر معظم انقلاب اسلامی انتخاب شده است. ثانیاً تمامی این چهل حدیث احادیث روایت شده از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هستند.

نوشتن «چهل حدیث» سنتی قدیمی است که از همان سده‌های نخستین شکل گرفته است.

حدیثی معروف از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده است: «مَنْ‌ حَفِظَ مِنْ‌ (عَلی) أُمَّتِی‌ أَرْبَعِینَ حَدِیثاً مِمَّا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَقِیهاً عَالِما» بدین معنا که اگر کسی چهل حدیثی را که برای زندگی دینی‌اش لازم است یاد بگیرد و حفظ کند، خداوند در روز قیامت او را به عنوان یک عالم و فقیه برمی‌انگیزد.

به همین دلیل، بسیاری از دانشمندان مسلمان در طول تاریخ کتاب‌ها و رساله‌هایی نوشته‌اند که در آنها چهل حدیث گردآوری شده است.

این کتاب‌ها معمولاً با عنوان‌هایی مثل «چهل حدیث» یا «اربعین» شناخته می‌شوند و به زبان‌های مختلف از جمله فارسی و عربی نوشته شده‌اند. علامه مجلسی معتقد است این حدیث از احادیث «متواتر» است که از راه‌های مختلف، هم در میان شیعه و هم اهل سنت نقل شده و آن‌قدر گسترده است که می‌توان آن را «قطعی» دانست.

 

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همواره بر اهمّیّت سبک زندگی ایرانی-اسلامی و لزوم آراستگی جامعه به اخلاق حسنه تأکید داشته‌اند. ایشان در عمل به این توصیه‌ی مهم، خود در آغاز هر جلسه از درس خارج فقه به بیان و شرح حدیث یا احادیثی از معصومین علیهم‌السلام به ویژه رسول مکرّم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌پردازند.

#اسوه_حسنه

 نظر دهید »

اسلام مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی

19 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

اسلام مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی


انسان‌دوستی یعنی انسانیت‌دوستی؛ یعنی راه و هدف انسانیت و کمال انسانیت را دوست داشته باشیم. علی‌دوستی انسانیت‌دوستی است، زیرا علی(ع) تجسمی از انسانیت، حق‌پرستی، پاکی، شجاعت، عدالت و یاری مظلوم بود. اسلام مکتب انسانیت‌دوستی است، نه انسان‌دوستی؛ زیرا نمی‌توان انسانیت و ضدانسانیت را یکسان دوست داشت.

 استاد شهید مطهری در یکی از آثار خود به موضوع «مکتب انسان‌دوستی بودن اسلام» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

انسان‌دوستی و فلسفه بشردوستانه یعنی چه؟

آیا معنی انسان‌دوستی، شخص انسان‌ دوستی است؟

پس هر عاشقی که معشوق خود را دوست دارد انسان‌دوست است. و یا اینکه همه انسانها را اعم از خوب و بد، صالح و طالح، ستمگر و عادل، عفیف و ناپاک همه را یکسان [دوست] داشته باشیم؟

و یا انسان‌دوستی یعنی انسانیت‌دوستی و انسانیت‌دوستی یعنی راه انسانیت و هدف انسانیت را در خلقت، و کمال انسانیت را دوست داشته باشیم؟

علی‌دوستی انسانیت‌دوستی است، زیرا هیچ کس علی(ع) را به خاطر شخصش دوست نمی‌دارد.

به این جهت دوست می‌دارد که او تجسمی بود از انسانیت. او عالم بود، حق‌پرست بود، پاک بود، شجاع بود، حرّ بود، خصم ظالم و عون مظلوم بود، عادل بود، از خود گذشته بود، پرهیزکار بود، بنده حق بود، دوست حق بود، استثمارگر نبود، تنبل نبود، راحت‌طلب نبود، مجاهد بود.

یا باید انسان‌دوست بود و یا انسانیت‌دوست. لومومبا و چومبه هر دو انسانند، یزید و امام حسین(ع) هر دو انسانند، ولی در دو قطب مخالف قرار گرفته‌اند.

اگر این دو قطب را دوست [داشته‌] باشیم معنی‌اش این است: ما نسبت به انسانیت و ضدانسانیت بی‌تفاوتیم، پس انسانیت‌دوست نیستیم.

اسلام انسانیت‌دوستی دارد نه انسان‌دوستی‌. یک نکته اساسی در اسلام این است که مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی. اومانیسم، انسان‌دوستی است و صلح کل است و این ضد انسانیت‌دوستی است.

منبع: یادداشت‌های استاد مطهری، ج ۱، ص ۴۰۳

سایت مبلغ
 

 نظر دهید »

منزلت امام حسن مجتبی (ع) نزد مسلمانان

18 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

منزلت امام حسن (ع) نزد مسلمانان

معرفة‌الامام یکی از راه‌های افزایش محبت و سرچشمه فهم و درک معارف دینی است. در طول تاریخ علما و محدثان شیعی از هر فرصتی استفاده کردند تا با نقل فضائل اهل‌بیت پیامبر، مسلمین و به طور کل، بشریت را با منابع اصلی شناخت و معرفت آشنا کنند.

اگر اولین آثار شیعیان را تا کنون ورق بزنیم خواهیم دید که باب‌ها و فصل‌های گوناگونی حدیث در بیان عظمت و فضیلت حضرات معصوم و لزوم تمسک و توجه به آنان است. در این بین طبیعی است که شیعیان نسبت به بزرگان مذهب خود چنین حساسیتی داشته باشند و برای معرفی آنان دست به تلاش گسترده‌ای بزنند؛ اما با نظر به آثار سایر مسلمانان و پیروان دیگر مذاهب خواهیم دید حقیقت آن‌قدر درخشنده و تابناک بوده است که گذشتن از آن سخت و دشوار خواهد بود.

برای همین است که با نگاهی گذرا به کتب روایی اهل تسنن خواهیم دید که بزرگان این مذاهب و نحله فکری در مواضع بسیاری با نقل احادیث و گزارشات تاریخی شأن و منزلت خاندان پیامبر را متذکر شدند. در این راستا احادیث بسیاری را علمای اهل سنت در مقام و فضیلت امام حسن مجتبی نقل کردند، به طوری که شاید نظیر چنین گزارشات تاریخی را در آثار علمای شیعه نمی‌توانیم بیابیم. در ادامه سعی داریم چهره امام حسن و جایگاه این سبط الرسول را در کتب اهل سنت را بازگو کنیم تا به این شکل به مدد آن حضرت معرفتمان افزایش پیدا کند. 

تشابه به رسول الله

محدثین شیعه و اهل سنت بارها به تشابه امام حسن مجتبی (ع) به رسول خدا (ص) اذعان کرده‌اند و در منابع معتبر خود به این موضوع اشاره داشتند. تشابه امام مجتبی (علیه‌السلام) به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در تمام صفات به اندازه‌ای برای مسلمانان آشنا بود که با دیدن حضرت، مردم به یاد رسول الله (ص) می‌افتادند. ابوبکر بزاز یکی از علمای مشهور اهل سنت است که در کتابش به این نکته اشاره می‌کند و می‌نویسد: «بهی غلام زبیر نقل می‌کند که روزی عبدالله بن زبیر بر ما وارد شد و ما دسته جمع، شبیه‌ترین شخص از اهل بیت (ع) به رسول خدا (ص) را به یاد می‌آوردیم. در این هنگام عبدالله بن زبیر گفت: من شما را آگاه می‌کنم که شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (ص) حسن بن علی (ع) است( ابوبکر بزاز، الفوائد الشهیر، ج ۱، ص ۳۷۷، رقم ۴۰۲، دار ابن الجوزی - السعودیة / الریاض، چاپ اول، ۱۴۱۷ ه).»

شدت علاقه رسول‌الله به امام حسن 

فرزندان فاطمه (س) برترین مخلوقات خدای رحمان در عالم هستی هستند. شدت محبت رسول خدا (ص) به امام حسن و امام حسین (ع) بر همگان مشخص بوده و هست. بخاری محدث مشهور اهل سنت در کتاب خود به نقل از براء می‌نویسد: «روزی پیامبر را دیدم که حسن بن علی (ص) را بر روی شانه‌هایش نشانده بود و در این حال می‌فرمود: پروردگارا! من او را دوست دارم، پس تو هم او را دوست بدار(بخاری، صحیح بخاری، ج ۵، ص ۲۶، رقم ۳۷۴۹، دار طوق النجاة، چاپ اول، ۱۴۲۲ ه ق) .»


دوستی و محبت رسول خدا (ص) تنها به دوست داشتن امام مجتبی (علیه‌السلام) خلاصه نمی‌شود و پیامبر رحمت، هر آن کس که سبط اکبر را دوست داشته و مطیع و شیعه‌اش باشد را نیز دوست دارد. ابن ماجه قزوینی یکی دیگر از علمای مشهور اهل سنت در کتاب سنن، به دعای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حق دوستداران امام مجتبی (ع) اشاره می‌کند و می‌نویسد: «خدایا! من او را دوست دارم؛ پس او را دوست بدار و عاشقان او را دوست بدار(ابن ماجه قزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۱۵۱، بشار عواد معروف، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۸ ه ق) .» شدت و علاقه رسول خدا (ص) به امام مجتبی (ع) را می‌توان در این سخن حضرت مشاهده کرد. آنجا که از نوردیدگانشان به گل خوشبو یاد می‌کنند. قرطبی عالم سرشناس اهل سنت در کتاب الاستیعاب از بیان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌نویسد: «حسن، گل خوشبوی من از دنیا است(قرطبی، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج ۱، ص ۳۸۵، دار الجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ه ق.).»

عظمت امام حسن به قلم سنی‌مذهبان

ابن کثیر دمشقی، تاریخ نگار برجسته سنی مذهب به سندش از جابربن عبداللَّه نقل کرد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فَلْيَنْظُرْ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ». هر کس دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت نظر کند باید به حسن بن علی نظر نماید.

ذهبى، سیره نویس معروف تاریخ اسلام مى نویسد: «الحسن بن على بن ابى طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، الامام، السید، ریحانة رسول الله(صلى الله علیه وآله) وسبطه، وسیّد شباب اهل الجنّة، ابو محمّد القرشى الهاشمى المدنى الشهید. وقد کان هذا الامام سیّداً، وسیماً، جمیلا، عاقلا، رزیناً، جواداً، ممدوحاً، خیّراً، دیّناً، ورعاً، محتشماً، کبیرالشأن»حسن بن على بن ابى طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، امام، سیّد، دسته گل رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و سبط او، و آقاى جوانان بهشت، ابومحمّد، قرشى، هاشمى، مدنى و شهید است. این امام، بزرگوارى بود تنومند، اهل خیر، بسیار دیندار، با ورع، داراى حشمت و جاه، و شأنى بزرگ .

ابن حجر هیتمى نیز مى نویسد: «کان الحسن ـ (رضی الله عنه) ـ سیّداً کریماً حلیماً زاهداً ذا سکینة ووقار وحشمة، جواداً ممدوحاً» حسن ـ (رضی الله عنه) ـ آقایى کریم، بردبار، زاهد، داراى سکینه و وقار و حشمت، اهل جود و مورد مدح و ستایش بود..

 نظر دهید »

امام رضا(ع) احیاگر سنت نبوی درباره مقوله ولایت الهی

16 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

زمانه زیست و امامت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) دوران مهم و پراهمیتی است. از طرفی حکومت بنی‌عباس در دوره دوم خود قرار دارد که شامل خلافت کسانی چون هارون، امین و مأمون است و این خلافت در این بازه زمانی به یک ثبات و تحکیم در سراسر جهان اسلام رسیده و پایه‌های حکومت خود را سفت کرده است. از طرفی هم ما با یک جامعه شیعی نوظهور مواجهیم که پس از تلاش‌های امام صادق، منسجم شد و بعدها از طریق سازمان وکالت توسط امام کاظم در برابر هجوم عباسیان مصون نگه‌داشته شد.  

 

هارون قصد داشت  تا جامعه شیعه را تضعیف کرده و با ایجاد رعب و وحشت کنترل خود بر شیعیان را گسترش دهد. حبس و تبعید و قتل شیعیان از جمله سیاست‌های هارون برای پیشبرد اهدافش بود که دامن‌گیر امام کاظم(ع) هم شد. اما به یک‌باره ورق برگشت و امام رضا (ع) وقتی دید تشییع پیکر امام کاظم با یک استقبال بی‌نظیر مواجه شده است از این ظرفیت استفاده کرد و آن را در راستای اهداف امامت به کار گرفت. دوران 20 ساله امام رضا را باید به دوره 10 ساله هارون، 5 ساله امین و 5 ساله مأمون تقسیم کرد که در طول این سال‌ها حضرت ثامن‌الحجج با حفظ جامعه شیعه و نفوذ در بین مسلمین فضا را تا حد زیادی تقویت کردند. 

 نتیجه استفاده صحیح امام رضا از این بستر آن شد که پس از یکدوره سخت و طاقت‌فرسا بر شیعیان، آنها از فاز تقیه بیرون آمدند و توانستند در یک فضای آزادانه‌تری به فعالیت و کنشگری بپردازند. هر یک از ائمه ما در دوره تاریخی خود اقداماتی را درپیش می‌گرفتند؛ امام حسن(ع) صلح کردند، امام حسین(ع) دست به قیام زدند، امام صادق (ع) فقه شیعی را تدوین کردند و امام کاظم(ع) به وسیله ساختار وکالت دست به اداره تشکیلات شیعیان زدند. مهم‌ترین فعالیت‌های امام رضا (ع) را باید تبیین استحقاق اهل بیت پیامبر به جانشینی و خلافت دانست. البته این حرکت ایجابی یک جنبه سلبی دیگری هم داشت که آن نفی و نقد خلافت عباسی بود. 

صدور احادیث قابل توجهی از علی بن موسی الرضا(ع) در تبیین و بیان عظمت و شأن ولایت اهل بیت در چنین فضایی صادر شده و در گام بعدی ایشان خود را امام برحق جامعه خواندند و توضیح دادند که امام و ولی جامعه چه وظایفی را باید عهده‌دار باشد. امام گام بعدی فعالیت خویش را ناظر  به شیعیان برداشت و آن تبیین عدم همکاری با خلافت و سلطنت جور عباسی است. ایشان حتی‌الامکان شیعیان را از حضور در دستگاه خلافت عباسی انذار می‌دادند و خوش نداشتند که پیروانشان همکار و همراه با سیاست عباسی باشند. حسن‌بن‌حسین انباری، از شیعیانی بود که به مدت 14 سال با امام رضا در مورد حضور در دستگاه خلافت نامه‌نگاری کرد و بیان داشت می‌ترسم اگر حاضر نشوم آنان به بهانه «رافضی» بودن بلایی سرم بیاورند. امام در پاسخ به او نوشت که تنها درصورتی می‌تواند با عباسیان همکاری کند که حق را رعایت کرده و اموال به دست آمده را بین فقرای مسلمین تقسیم کند. 

 امام رضا(ع) را باید احیاگر سنت نبوی دانست که مهم‌ترین این سنن درباره مقوله ولایت الهی است. ایشان با برگزاری جلسات درس و بحث به تبیین این موضوع پرداخته و شبهات مخالفین را پاسخ گفتند. اهمیت این کار امام رضا(ع) به حدی بالا بود که بسیاری از پیروان «واقفیه» که پس از امام صادق(ع) ایجاد شده بودند به بدنه اصلی تشیع بازگشتند.

حجت‌الاسلام محمدجواد یاوری، استاد تاریخ اسلام و عضو هیأت علمی دانشکاه باقرالعلوم

 نظر دهید »

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است

15 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است


ما در ایام دهه آخر ماه صفر، با سوگواری برای چهار معصوم مواجه هستیم.

اولا رسول خدا که خداوند او را اسوه ما معرفی کرده و صریحا توصیه می کند «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة».

دوم شهادت امام حسن مجتبی که از حضرت رسول منقول است که فرمود: لو کان العقل رجلا، لکان الحسن، اگر عقل در قیافه مردی ظاهر می شد، همانا «حسن» بود. مورخان نوشته اند که آن حضرت در روزهای آخر ماه صفر به شهادت رسیده است. برخی هم اوائل ماه ربیع را نوشته اند.

سوم امام حسین است که به تازگی از اربعین آن حضرت گذشته ایم و اصل سوگواری متعلق به اوست.

چهارم شهادت امام رضا که آقا و مولایمان است و به خصوص ما ایرانی ها مفتخریم که آن حضرت در ایران ما مدفون شده و اسباب برکت و هدایت بوده و هست. ایشان روز آخر صفر درگذشته است.
در اینجا می خواهم سه وجه از امامت این بزرگواران را به اجمال بیان کنم و نتیجه ای بگیرم.

ما یک وجه امامت الهی داریم که هم در انبیاء بزرگ الهی هست و هم در امامان ما. آنها واسطه فیض الهی هستند و بر اساس مذهب تشیع، حجت خداوند در روی زمین هستند. آنها امام هستند، چه امام رسمی جامعه باشند و چه نباشند.

یک وجه دیگر، امامت علمی آنهاست، زیرا روایات آنها، مبیّن قرآن، و پشتوانه دین و فقه ماست. ما دین خود را از آن بزرگواران می گیریم. البته و در جایی که نیاز به تعمق در آیات و اخبار باشد، بیشتر دقت می کنیم و روی عقل خودمان هم حساب باز می کنیم، اما در جایی که دین نظری دارد، شیعه، نظر امام علی (ع) آن هم نظری که امام جعفر صادق از او نقل می کند را قبول می کند.

یک وجه دیگر امامت تربیتی آنهاست که ما بر اساس مشی آنها در زندگی می توانیم آنها را اسوه خویش قرار داده و حیات و ممات خود را حیات و ممات محمد و آل محمد قرار دهیم. پیامبر ما و همین طور امامان ما، اسوه اخلاق و تربیت بودند و از هر حیث، سعی می کردند اخلاق انسانی را به منصه ظهور بگذارند. این اعمال و رفتار آنها، برخی بر اساس توصیه های الهی بروز یافته و برخی نیز از آن روی که حضرات ائمه، انسانهای والا و شایسته و کامل هستند، و عامل به کارهای خیر و نیک اند، از آنان بروز یافته است. اعمالی است که انبیاء و انسانهای عاقل و متدین، معمولا وقتی در مقام عمل قرار می گیرند، همان کارها را انجام می دهند.

با این حال، باید توجه داشته باشیم که ما یک وجه انسانی و حِکمی هم در زندگی مان هست، که عقل و دانش خود ما باید آن را مطابق آموزه های قرآن و ائمه و با استناد به عقل و عرف، تشخیص داده و به آنها عمل کند. این مسأله، یک وجه نظری دارد که همان اعتبار و ارزش عقل ماست و به عنوان یک شیعه، برای این عقل حجیت قائلیم و گاهی به آن عقل نظری گفته می شود. دیگری یک عقل عملی است که معنایش این است که ما تشخیص حسن و قبح را با عقلمان می دهیم. این بخش، هم در بعد نظری و هم عملی، وجه مهمی از زندگی فکری و اعمال روزانه ما را تشکیل می دهد. البته منشأ عملی هم در واقع نظر و عقل، اما ناظر به عمل است.

نام بخش عقل نظری و خروجی آن را در معنایی که گذشت، می شود «حکمت» گذاشت، چیزی که آن را هم مثل همه چیز خداوند می دهد (چنان که به لقمان داده: و لقد آتینا لقمان الحکمه) و در قرآن، حکمت کنار تورات و انجیل است، نه عین آنها. « وَ یُعَلِّمُهُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ».

در بخش عقل عملی، می شود عنوان «خیر» را مطرح کرد که خداوند علاوه بر انجام اعمال شرعی و عبادی، دعوت به انجام «خیر» علاوه بر توصیه های صریح شرع، ظاهرا مصادیقی را که ما هم تشخیص بدهیم خیر است، می کند. به هر حال، مواردی هست که ممکن است ما آیه و حدیث هم در باره موضوعاتی به صراحت نداشته باشیم، یا کارهایی باشد که آن زمان معمول و معروف نبوده، بعدها پدید آمده، و ما باید با عقل خود خوبی و خیر آنها را درک کنیم و به آنها عمل کنیم. قرآن و امامان، در آیات و اخبار و عملشان، ما را دعوت به کار خیر و اعمال نیک می کنند. علاوه بر خیر، شاید آنجا که کلی از «اعملوا صالحا» یاد می کند، بتوانیم بگوییم مانند «وافعلوا الخیر» است.

خداوند ضمن آن که از ما خواسته است به تکالیف الهی خویش عمل کنیم، خواسته است تا به این وجه انسانی هم بنگریم و آنچه را که به نظرمان خیر و خوبی و عمل صالح است، محقق سازیم.

ممکن است به نظرتان بیاید که عمل صالح، در درجه اول، عبادات شرعی است، و البته همین طور است، اما وقتی خداوند خطاب به انبیای خود می فرماید: یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ (مومنون:۵۱) یک مواردی از عمل صالح را مشخص می کند، و مواردی را هم به عنوان کار خوب، بر عهده خود بندگان خود می گذارد.

در زمینه تکالیف اجتماعی، آیت زیر، یکی از بهترین آیات الهی است که می فرماید: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏ (آل عمران، ۱۰۴). مخاطب، امام باشد یا دیگران، یا هردو، دعوت به خیر شده است.

در اولین مرحله، کار این برگزیدگان دعوت به خیر است. سوال این است:

دعوت به «خیر» چیست؟

شاید اطلاق کلمه خیر، به معنی بهترین ها، نشان دهد که خداوند به تشخیص آدمیان برای کار خیر احترام می گذارد و البته در این زمینه راهنمایی هم دارد.

دنبالش از دعوت به «معروف» یاد می کند، و از پرهیز دادن از «منکر» سخن می گوید. در اینجا هم باز به صراحت از مصادیق نام نمی برد، و این هم به معنای آن است که خداوند همان طور که در باره کلمه «خیر» اطلاق دارد، از نوع «معروف» و دعوت به آن ستایش کرده و از «منکر» پرهیز می دهد. آنگاه قومی را که به «خیر» و «معروف» عمل کند و از منکر بپرهیزد، قومی رستگار و اهل فلاح می داند.

دست کم در یک مورد دیگر هم در قرآن، از دعوت و عمل به «خیر» یاد می کند. آنجا از عمل به دستورات عبادی اسلام سخن گفته و در مرحله بعد از «وافعلوا الخیر» یاد می کند. در هر دو آیه «فلاح» را نتیجه تحقق این عمل می داند. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (حج : ۷۷). ممکن است جدا کردن خیر از رکوع و سجود و عبادت، به معنای آن باشد که خیر، امری مستقل از عبادات و خود مصداق یک تکلیف روشن الهی برای مومنان در عمل به آن است. کار نیک کردن.

امام علی در نهج البلاغه در باره این آیت که «وافعلو الخیر» می گوید: افْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ وَ لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَی بِفِعْلِ الْخَیْرِ مِنِّی».

امام تأکید می کند که کار خیر، و انجام آن بسیار مهم است. نباید به کوچکی و بزرگی آن نگاه کرد، در واقع، نباید کار خیر را تحقیر کرد. کوچک آن هم بزرگ و کم آن هم زیاد است. هیچ کسی هم نمی تواند مسوولیت انجام کار خیر را از دوش خود بردارد و بگوید، دیگری انجام دهد.

برخی از ما فکر می کنم، باید همه اعمالی که انجام می دهیم، فقط همانها باشد که مصداق صریح و روشن آیه و روایت هستند. طبعا چنین نیست. این تصور، این نتیجه را دارد که ما مسوولیتی در قبال کارهای خیر در جامعه احساس نمی کنیم به صرف، تعبد نسبت به شرع، آن را برای فلاح خود کافی می دانیم. در حالی که خداوند، یکی از پایه های فلاح ورستگاری را نتیجه عمل به کار خیر می داند.

بدفهمی ما در باره خیر یک مصداق این است که فکر می کنیم، فقط وقف برای کارهای مذهبی درست است، برای همین نود درصد موقوفات ما برای کارهای دینی است. در حالی که دعوت کلی به خیر معنایش این است که ما باید معنای خیر را وسیع تر بفهمیم و وقتی وقف می کنیم، دایره وقف را گسترده تر ببینیم. یک اثرش در وقف کتابخانه و دانشگاه است که ما کمتر به آن می پردازیم و بیش از همه به مسجد و حسینیه و آثار دینی می پردازیم. البته خیلی از مومنان به مساله حمام سازی و پل سازی هم توجه داشته اند، اما در کل، وقف را بیش از همه در امور مذهبی صریح رعایت می کنند.

به هر روی، جامعه دیندار در دنیا، به خصوصا مومنان مسلمان، در این زمینه، کوتاهی دارند و اصولا تلقی درستی از درک عقلی خود نسبت به معروف و عمل خیر و کار نیک کمتر دارند. اگر ما نگاه دینی را تعریف می کنیم، باید توجه داشته باشیم که کارهای انسانی، یک مصداق مهم از کار دینی هستند. اگر هم این طور نگاه نمی کنیم، فکر کنیم که دین بخشی از کارهای درست را به ما گوشزد می کند، و بخش دیگر را عقل و عرف مقبول و مشروع به ما توصیه می کنند. نتیجه عملی اینها، هر کدام که باشد، این است که فلاح و رستگاری جامعه، در گروه «افعلوا الخیر» هم هست.

به نظر می رسد، یکی از علل بی توجهی به کارهای صرفا انسانی در جوامع، امری که مشترک میان همه مذاهب و در واقع، به عقل و فطرت انسانی است، همین است که مسلمانان تصور می کنند، هر چیز خوب، منحصر در موارد شرعی است. این یکی از علل عقب افتادگی جوامع اسلامی هم هست.

 

رسول جعفریان

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 1266
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • فاطمه فرامرزی راد

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 22
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 10
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 10
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس