مدیرالنفیسه

  • خانه
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

فاطمه زهرا(س)؛ اسوه‌ای برای همۀ زنان و مردان باایمان

04 آبان 1405 توسط مدیر النفیسه

                                  فاطمه زهرا(س)؛ اسوه‌ای برای همۀ زنان و مردان باایمان

              



▪️حضرت صدّیقۀ اطهر، فاطمۀ‌ زهرا صلوات‌ الله و سلامه علیها شخصیتی نمونه در عبادت، عبودیّت، و بندگی خدا؛ و مثال اعلی در همراهی خاص و همه‌جانبه با پیامبر اعظم و دفاع جانانه از ولایت امیرالمؤمنین صلوات‌ الله و سلامه علیهما و آلهما، و در معرفت‌آموزی و تعلیم، و در موقع‌شناسی و قیام برای حق، و ایستادگی و تبیین؛ و اسوۀ تراز اوّل در صبر و فداکاری و ایثار و خدمت بی‌منّت و مواسات در جامعه، و نمونه در همسری و مادری و تربیت فرزندان و نسل ائمّۀ اطهار صلوات‌ الله و سلامه علیهم که رهبران بشریّت هستند؛ و نمونه در تلاش و کوشش و مجاهدت و پاکی و آراستگی و تقوا و نورانیّت و معنویّت؛ و در یک کلام اسوه‌ای برای همۀ زنان و مردان باایمان.

▪️از زمرۀ فضائل درخشان جامعۀ فاطمی این است که نقشۀ راه حرکت‌های بزرگ اجتماعی، حضور در میادین و عرصه‌های مبارزه و جهاد و حرکت‌های مردمی، و حتّی ارادۀ پیشرفت در عرصه‌های علمی و خدمتگزاری متواضعانه و بی‌منّت را برای ملّت انقلابی و مسلمان ایران می‌گشاید.

🗓۴/آبان/۱۴۰۵

 نظر دهید »

دلیل زنده نگه داشتن فاطمیه در هر سال جدید

03 آبان 1405 توسط مدیر النفیسه

                         دلیل زنده نگه داشتن فاطمیه در هر سال جدید



چرا باید پس از گذشت ۱۴۰۰ سال، همچنان از حوادث صدر اسلام بگوییم و برای شهادت حضرت زهرا(س) مجالس عزاداری برگزار کنیم؟

حجت‌الاسلام هادی سروش، استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم، با استناد به آیات قرآن می‌گوید هدف از بازخوانی تاریخ، صرفاً یادآوری گذشته نیست؛ بلکه باید از دل این روایت‌ها به تفکر درباره عدالت، اخلاق، حقوق مردم و پیامدهای ظلم برسیم.
حجت‌الاسلام هادی سروش، استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم، با تأکید بر اینکه حوادث صدر اسلام، از جمله شهادت حضرت زهرا(س)، صرفاً رویدادهایی متعلق به گذشته نیستند، گفت: قرآن کریم انسان‌ها را به بررسی تاریخ و بازخوانی سرگذشت گذشتگان دعوت می‌کند تا از این طریق به تفکر و شناخت عمیق‌تری برسند. به گفته او، هدف از برگزاری مجالس فاطمیه نیز نباید به یادآوری یک واقعه تاریخی محدود شود، بلکه این مجالس فرصتی برای اندیشیدن درباره عدالت، اخلاق، حقوق انسان‌ها و پیامدهای ظلم است.

بنابر روایت ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش، استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم، هم‌زمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، به بررسی ابعاد شخصیتی آن حضرت و فلسفه برگزاری مجالس عزاداری پرداخت و دیدگاه خود را درباره چرایی بازخوانی حوادث صدر اسلام تشریح کرد.

فاطمیه اول و روایت تاریخی شهادت حضرت زهرا(س)

سروش با اشاره به روایتی از مرحوم کلینی در کتاب «الکافی» گفت: بر اساس روایتی که وی به آن استناد کرد، حضرت زهرا(س) پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) ۷۵ روز زندگی کردند. بر همین اساس، در برخی نقل‌های تاریخی و روایی، زمان شهادت آن حضرت در فاصله ۱۳ تا ۱۵ جمادی‌الاولی دانسته شده است.

او با اشاره به سنت برگزاری مجالس عزاداری و توسل در میان علمای شیعه افزود: ایام فاطمیه فرصتی برای یادآوری جایگاه حضرت زهرا(س)، بررسی سیره ایشان و تأمل در حوادث پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) است.

پاسخ قرآنی به پرسش «چرا حوادث ۱۴۰۰ سال پیش را تکرار می‌کنیم؟»

این استاد حوزه علمیه قم با طرح پرسشی که به گفته او در میان برخی جوانان و افراد جامعه مطرح می‌شود، اظهار کرد: گاهی گفته می‌شود حوادث صدر اسلام حدود ۱۴۰۰ سال پیش اتفاق افتاده است و بازگویی مکرر آن‌ها چه فایده‌ای برای زندگی امروز دارد؟ آیا بهتر نیست به‌جای پرداختن مداوم به رخدادهای تاریخی، به مشکلات و نیازهای کنونی جامعه توجه کنیم؟

سروش معتقد است برای پاسخ به این پرسش باید به رویکرد قرآن در مواجهه با تاریخ توجه کرد. او با اشاره به آیات ۱۰۹ سوره یوسف، ۴۲ سوره روم و ۱۱ سوره انعام گفت: در این آیات، انسان‌ها به سیر در زمین و بررسی سرگذشت پیشینیان دعوت شده‌اند.

به گفته او، بازخوانی تاریخ در نگاه قرآنی صرفاً برای اطلاع از رویدادهای گذشته نیست؛ بلکه می‌تواند به شناخت عوامل شکل‌گیری ظلم، بررسی پیامدهای رفتار انسان‌ها و توجه بیشتر به عدالت، اخلاق، حقوق دیگران و معنویت کمک کند.

هدف از بازخوانی تاریخ، تفکر و عبرت‌آموزی است

سروش با اشاره به آیه ۱۷۶ سوره اعراف، «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»، گفت: قرآن به بازگویی قصه‌ها و رخدادها اشاره می‌کند تا زمینه تفکر فراهم شود.

او با تأکید بر اینکه در نگاه دینی، برخی حوادث تاریخی همچنان ظرفیت اثرگذاری بر زندگی امروز را دارند، شهادت حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه زهرا(س) و امام حسین(ع) را از جمله رخدادهایی دانست که بازخوانی آن‌ها می‌تواند به پرسش‌های اخلاقی و اجتماعی مهمی منجر شود.

این استاد حوزه علمیه قم افزود: هدف از برگزاری مجالس فاطمیه نباید صرفاً تکرار روایت مصائب باشد. پرسش اساسی این است که از بازخوانی این حوادث چه می‌آموزیم و چگونه می‌توانیم از آن‌ها برای شناخت بهتر حق، مسئولیت‌پذیری و مقابله با ظلم استفاده کنیم.

او با اشاره به آیه ۴۶ سوره حج، بر اهمیت پیوند میان مشاهده و شنیدن از یک سو و تعقل و درک از سوی دیگر تأکید کرد و گفت: ممکن است انسان با یک رویداد تاریخی آشنا شود، اما از آن درس نگیرد. آنچه اهمیت دارد، عبور از شنیدن صرف و رسیدن به فهم و اندیشه است.

حرمت‌شکنی خانه حضرت زهرا(س) در تحلیل هادی سروش

سروش در ادامه سخنان خود، با استناد به منابع و روایات دینی، به جایگاه خانه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) پرداخت و گفت: در تحلیل این حوادث باید میان وقوع یک رفتار و پیامدهای اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی آن تمایز قائل شد.

او با اشاره به آیه ۳۶ سوره نور، «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ»، این آیه را در ارتباط با جایگاه معنوی خانه اهل‌بیت(ع) تفسیر کرد و گفت: در این نگاه، خانه‌ای که محل یاد خدا، عبادت و گسترش معرفت است، جایگاهی فراتر از یک فضای معمولی دارد.

به گفته این استاد حوزه علمیه قم، یکی از ابعاد مهم بازخوانی حوادث مربوط به حضرت زهرا(س)، توجه به حرمت این خانه و جایگاه آن در سنت دینی است.

روایت‌هایی درباره جایگاه خانه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)

سروش با اشاره به برخی نقل‌های تفسیری و روایی گفت: در شماری از منابع شیعه و اهل سنت، روایاتی درباره ارتباط آیه ۳۶ سوره نور با خانه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) نقل شده است.

او به نقل جلال‌الدین سیوطی در کتاب «الدر المنثور» اشاره کرد و گفت: در این کتاب، روایتی درباره معرفی خانه علی(ع) و فاطمه(س) در ارتباط با آیه یادشده نقل شده است. به گفته او، این موضوع در برخی آثار تفسیری شیعه نیز مورد توجه قرار گرفته است.

وی همچنین با اشاره به روایاتی درباره مواجهه قتاده با امام محمد باقر(ع)، این نقل‌ها را نشانه‌ای از جایگاه علمی و معنوی اهل‌بیت(ع) در نگاه راویان و عالمان دینی دانست.

یادآوری احترام پیامبر(ص) به اهل‌بیت(ع)

این استاد حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود به روایاتی درباره سلام‌دادن پیامبر اسلام(ص) به اهل‌بیت(ع) اشاره کرد و گفت: در نقل‌های مربوط به آیه تطهیر، از توجه پیامبر(ص) به خانه حضرت فاطمه(س) و سلام‌دادن به اهل‌بیت(ع) سخن گفته شده است.

او با استناد به این روایت‌ها تأکید کرد که جایگاه حضرت زهرا(س) و خانواده ایشان در سنت دینی، یکی از موضوعات مهم برای فهم حساسیت مسلمانان نسبت به حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) است.

دیدگاه سروش درباره حوادث خانه حضرت زهرا(س)

سروش در ادامه، به گزارش‌های مربوط به تجمع در برابر خانه حضرت زهرا(س)، آتش‌زدن در و آسیب‌دیدن آن حضرت پرداخت و دیدگاه خود را درباره این رخدادها بیان کرد.

او با اشاره به اختلاف‌نظرها و پرسش‌هایی که درباره جزئیات این حوادث مطرح است، بر ضرورت مراجعه به منابع تاریخی و روایی تأکید کرد و گفت: در بررسی این موضوعات باید جایگاه حضرت فاطمه(س)، حرمت خانواده پیامبر(ص) و پیامدهای این حوادث در تاریخ اسلام مورد توجه قرار گیرد.

سروش همچنین با استناد به نقل‌های مورد قبول خود، به واکنش حضرت علی(ع) در برابر مهاجمان اشاره کرد و به برخی شبهات مطرح‌شده درباره چگونگی وقوع این حوادث پاسخ داد.

امامت و نقش آن در حفظ انسجام جامعه اسلامی

این استاد حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود، به فرازهایی از خطبه حضرت زهرا(س) درباره فلسفه احکام و جایگاه امامت اشاره کرد.

او با یادآوری عبارت «جَعَلَ اللَّهُ طَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ» گفت: در این بیان، اطاعت از اهل‌بیت(ع) با سامان‌یافتن امور جامعه و امامت با جلوگیری از پراکندگی و اختلاف پیوند خورده است.

سروش با تأکید بر اهمیت این فراز افزود: از این منظر، مسئله امامت صرفاً یک موضوع اعتقادی جدا از زندگی اجتماعی نیست، بلکه با چگونگی اداره جامعه، حفظ انسجام و جلوگیری از اختلافات ارتباط دارد.

او معتقد است بازخوانی این بخش از خطبه حضرت زهرا(س) می‌تواند فرصتی برای بررسی رابطه میان رهبری دینی، مسئولیت اجتماعی و انسجام جامعه اسلامی فراهم کند.

روایت واپسین روزهای زندگی پیامبر(ص) و جایگاه حضرت زهرا(س)

سروش در پایان سخنان خود، به روایتی درباره روزهای پایانی زندگی پیامبر اسلام(ص) و گفت‌وگوی ایشان با حضرت فاطمه زهرا(س) اشاره کرد.

بر اساس این روایت، پیامبر(ص) در پاسخ به پرسشی درباره علت گریه خود، از مصائبی سخن گفت که پس از ایشان بر اهل‌بیت(ع) وارد خواهد شد. در ادامه، حضرت فاطمه(س) نیز از اندوه خود سخن گفت و پیامبر(ص) به ایشان بشارت داد که نخستین فرد از خانواده‌اش خواهد بود که به او ملحق می‌شود.

این روایت در سخنان سروش، یادآور پیوند عاطفی پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س) و جایگاه ویژه آن حضرت در تاریخ اسلام بود.

چرا مجالس فاطمیه هر سال برگزار می‌شوند؟

بر اساس دیدگاه مطرح‌شده در این سخنرانی، فلسفه بازخوانی حوادث صدر اسلام را باید در فرصتی جست‌وجو کرد که این رویدادها برای تفکر درباره مسائل بنیادین زندگی انسان فراهم می‌کنند.

از این منظر، برگزاری مجالس فاطمیه زمانی می‌تواند به هدف خود نزدیک شود که در کنار بیان مصائب و شرح وقایع تاریخی، به شناخت بهتر سیره حضرت زهرا(س)، بررسی مفهوم عدالت، رعایت حقوق دیگران و مسئولیت انسان در برابر ظلم نیز کمک کند.

تأکید اصلی سروش با استناد به آیات قرآن این است که روایت تاریخ باید زمینه‌ای برای اندیشیدن فراهم کند؛ زیرا ارزش بازخوانی گذشته تنها به یادآوری آنچه رخ داده محدود نیست، بلکه به درس‌هایی بستگی دارد که افراد و جامعه از آن می‌گیرند.

 

 پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ،

 نظر دهید »

بازخوانی کلامی فرمایش نبوی در تبیین عصمت، ترازوی عدالت و داوری تاریخ فاطمه؛ شاخص قطعی عدالت الهی

01 آبان 1405 توسط مدیر النفیسه

                بازخوانی کلامی فرمایش نبوی در تبیین عصمت، ترازوی عدالت و داوری تاریخ
                                       فاطمه؛ شاخص قطعی عدالت الهی



پیوند خشم و خشنودی فاطمه با اراده پروردگار در بیان پیامبر، فراتر از رابطه عاطفی پدر و فرزندی، بنیانی استوار برای معرفی شاخص سنجش حق از باطل در تاریخ اسلام است.
 در مباحث نظری فلسفه اخلاق و حقوق اساسی، همواره این پرسش بنیادین مطرح است که معیار نهایی سنجش راستی و درستی رفتارها چیست. اگر جامعه‌ای در گرداب روایت‌های متعارض و بازی‌های قدرت گرفتار شود، کدام ترازوی اطمینان‌بخش می‌تواند مرز حق و باطل را روشن سازد. نظریه‌پردازان حوزه علوم سیاسی و جامعه‌شناسی دین بر این باورند که بدون وجود یک مرجعیت عینی، مصون از خطا و متصل به امر مطلق، عدالت به سلیقه حاکمان و خواست اکثریت تنزل می‌یابد. در چنین حالتی، مصلحت‌اندیشی‌های زودگذر جای اصول پایدار را می‌گیرند و حقانیت در مسلخ ساختارهای قدرت قربانی می‌شود. پیامبر اکرم با اشراف کامل بر خطرات آینده امت، شاخص‌هایی عینی و تزلزل‌ناپذیر بر جای نهاد تا حقیقت در گذر زمان گم نشود.

یکی از درخشان‌ترین و چالش‌برانگیزترین گزاره‌های تاریخی در این عرصه، معرفی فاطمه دختر رسول خدا به عنوان ملاک رضایت و خشم پروردگار است. رویکردهای سطحی و تاریخ‌نگاری‌های تقلیل‌گرایانه همواره کوشیده‌اند این کلام پیامبر را صرفا در چارچوب یک عاطفه خانوادگی یا واکنش احساسی پدری دلسوز نسبت به دختر خویش تفسیر کنند؛ اما واکاوی کلامی و عقلانی این فرمایش، افق‌های کاملا متفاوتی را می‌گشاید. پیامبری که بر پایه نص صریح وحی در سوره مبارکه نجم هرگز از سر هوی و هوس سخن نمی‌گوید، هرگز رضایت نامحدود خداوند حکیم و عادل را به هیجانات زودگذر یک انسان عادی پیوند نمی‌زند. اگر خشم انسانی بتواند خشم الهی را برانگیزد و خشنودی او عین رضایت ذات باری‌تعالی باشد، آن انسان ناگزیر باید از هرگونه لغزش، هواپرستی، خطای در تشخیص و حب و بغض شخصی پیراسته باشد.

این همان برهان عقلی خلل‌ناپذیر بر اثبات عصمت کبرای فاطمه است. در علم کلام شیعه، گره خوردن خشم یک فرد به غضب الهی، برهانی قاطع بر هماهنگی مطلق اراده آن بانو با اراده تشریعی خداوند قلمداد می‌شود. فاطمه اگر حتی برای لحظه‌ای از دایره عدالت خارج می‌شد، یا اگر برای منفعتی شخصی، مالی و دنیوی به خشم می‌آمد، هرگز خشم او نمی‌توانست معیار غضب پروردگار باشد؛ چراکه خداوند حکیم هرگز برای انفعالات بشری یا منافع مادی خشمگین نمی‌شود. بنابراین، رضایت فاطمه تجلی رضای خدا و غضب او بازتاب قهر الهی در برابر انحراف از حق، شکستن پیمان‌ها و ذبح عدالت است. این حقیقت کلامی نشان می‌دهد که فاطمه نه تنها یک قدیسه معنوی، بلکه ترازوی داوری، قطب‌نمای اخلاقی و شاخص عینی سنجش جریان‌ها در تمام ادوار تاریخ است.

در حوزه روان‌شناسی اجتماعی، هنگامی که جامعه دچار سردرگمی شناختی و بحران مشروعیت می‌شود، چهره‌های نمادین نقش فانوس دریایی را بازی می‌کنند. هنگامی که پس از رحلت نبی اکرم، غبارهای تردید و مجادلات سیاسی فضای مدینه را پوشاند و سخنان گوناگون درباره جانشینی و میراث پیامبر درگرفت، وجود فاطمه به مثابه سندی زنده و ملاکی تردیدناپذیر در میان جامعه ایستاده بود. موضع‌گیری، اعتراض، اندوه و خطبه‌های تبیینی او یک اعتراض فردی به غصب حقوق مادی نبود، بلکه دفاعی همه‌جانبه از ساحت توحید، نبوت و عدالت اجتماعی به شمار می‌رفت. جامعه‌ای که نتواند رضایت این شاخص را جلب کند، خواه‌ناخواه در ترازوی سنجش نبوی دچار سقوط اخلاقی و لغزش هویتی شده است.

این نگاه در متون کهن و اصیل اسلامی بازتابی چشمگیر دارد. در جوامع روایی معتبر، روایات متعددی از پیامبر نقل شده که این حقیقت کلامی را به دور از هرگونه ابهام بیان می‌دارد. این بیانات، جایگاه فاطمه را در کانون شبکه هدایت و عدالت قرار می‌دهد.

در کتاب عیون اخبار الرضا به نقل از امام رضا و اجداد طاهرینش، پیوند مستقیم میان غضب پروردگار و خشم فاطمه چنین ثبت شده است:

«إن الله لیغضب لغضب فاطمة، ویرضی لرضاها»

ترجمه: همانا خداوند با خشم فاطمه به خشم می‌آید و با خشنودی او خشنود می‌گردد.

 

در روایتی دیگر از همین منظر، پیوند خشم نبوی با قهر الهی با صراحت تکمیل می‌شود:

«فاطمة بضعة منی من أغضبها أغضبنی، ومن أغضبنی فقد أغضب الله، ومن أرضاها فقد أرضانی، ومن أرضانی فقد أرضی الله»

ترجمه: فاطمه پاره‌ای از جان من است؛ هر که او را به خشم آورد مرا خشمگین ساخته، و هر که مرا به خشم آورد بی‌تردید خدا را خشمگین کرده است؛ و هر که او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته، و هر که مرا خشنود سازد بی‌تردید خدا را خشنود کرده است.

منبع: محوریة حدیث الثقلین فی العقیدة والاحکام، میلانی، جلد ۱، صفحه ۱۰۸، در آدرس:

https://lib.eshia.ir/70661/1/108

این پیوند عمیق همچنین یادآور مفاد آیه تطهیر در سوره مبارکه احزاب است که خداوند اراده فرموده تا هرگونه پلیدی، لغزش و ناپاکی را از اهل بیت که فاطمه قلب تپنده آن است دور بدارد و آنان را به پاکی مطلق برساند. تلاقی این آیه با فرمایش‌های صریح نبوی، این پیام شفاف را به تاریخ مخابره می‌کند که داوری درباره رفتارها و تصمیم‌ها در تاریخ اسلام نمی‌تواند فارغ از خشنودی یا رنجش فاطمه صورت پذیرد. بازخوانی این آموزه در عصر کنونی به انسان می‌آموزد که همواره باید در جستجوی معیارهای اصیل و غیرقابل تحریف برای دفاع از حقیقت باشد و هیچ مصلحت‌سنجی زودگذری را بر اصول بنیادین عدالت و صداقت ترجیح ندهد.

 

 نظر دهید »

نقد شهید مطهری بر دیدگاه‌هایی که پایبندی به عفاف و حجاب را نشانه عقب‌ماندگی می‌دانند

30 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

نقد شهید مطهری بر دیدگاه‌هایی که پایبندی به عفاف و حجاب را نشانه عقب‌ماندگی می‌دانند



چرا در نگاه برخی افراد، پایبندی به عفاف و تقوا با کهنه‌اندیشی و دوری از دنیای مدرن گره خورده است؟ شهید مرتضی مطهری سال‌ها پیش به تفکری اشاره کرده بود که با برچسب زدن به ارزش‌های اخلاقی، آن‌ها را متعلق به گذشته معرفی می‌کند. او در یکی از خطابه‌های خود، درباره پیامدهای این نگرش هشدار می‌دهد؛ دیدگاهی که به باور او، می‌تواند مرز میان نوگرایی و فاصله گرفتن از اصول اخلاقی را مخدوش کند.
 تحولات اجتماعی و پیشرفت‌های زندگی بشر، همواره شیوه زیستن، ابزارها و مناسبات انسانی را دستخوش تغییر کرده‌اند؛ اما آیا می‌توان از این تغییرات نتیجه گرفت که اصول اخلاقی نیز با گذشت زمان اعتبار خود را از دست می‌دهند؟

تغییر سبک زندگی به معنای تغییر اصول اخلاقی نیست

بنابر روایت حوزه، استاد شهید مرتضی مطهری در آثار اخلاقی خود، این پرسش را از زاویه‌ای انتقادی بررسی می‌کند و یکی از زمینه‌های کم‌توجهی به ارزش‌های اخلاقی و آداب مذهبی را در گسترش این تصور می‌بیند که هر آنچه در گذشته معتبر بوده، الزاماً در دنیای امروز کارایی ندارد.

او در کتاب «خطابه‌های اخلاقی» با اشاره به این نگرش می‌نویسد:

«یکی از افکار غلطی که در عصر ما روی علل اجتماعیِ به خصوص در مغزها رخنه کرده و عده بسیاری را نسبت به رعایت اصول اخلاقی و سنن و آداب مذهبی لاقید کرده است، این است که همه چیز در تغیر است و هر چیزی برای مدت موقتی صحیح و معتبر و قابل استفاده است و با گذشت زمان کهنه و فرسوده و غیرقابل استفاده می‌شود …»

این عبارت، محور اصلی نقد مطهری را روشن می‌کند: تغییر و تحول در زندگی اجتماعی، لزوماً به معنای زوال اعتبار همه ارزش‌های پیشین نیست. از نگاه او، تعمیم شتاب‌زده اصل تغییر به حوزه اخلاق می‌تواند به تضعیف پایبندی به اصولی منجر شود که افراد، بر اساس باورهای دینی و اخلاقی خود، برای زندگی‌شان برگزیده‌اند.

چگونه عفاف و تقوا به نشانه عقب‌ماندگی تبدیل می‌شوند؟

مطهری در ادامه، به شیوه‌ای اشاره می‌کند که در آن، برای تأثیرگذاری بر نگرش زنان نسبت به ارزش‌های اخلاقی، از مفهوم روشنفکری و امروزی بودن استفاده می‌شود. او معتقد است هنگامی که پایبندی به عفت و تقوا با کهنگی و خرافه پیوند داده شود، ممکن است فرد تحت تأثیر این داوری اجتماعی، ارزش‌های پیشین خود را کنار بگذارد.

او در این‌باره می‌نویسد:

«برای فریب دادن یک زن فی‌المثل، چه از این راه بهتر که به او بگویند که اصول عفت و تقوا جزو خرافات است و کهنه شده و تو که روشنفکر و امروزی هستی نباید پایبند این حرف‌های کهنه و پوسیده باشی.»

این بخش از سخنان مطهری، نقد او به استفاده از برچسب‌هایی مانند «کهنه» و «پوسیده» برای زیر سؤال بردن ارزش‌های اخلاقی را نشان می‌دهد. در این چارچوب، مسئله فقط تغییر رفتار نیست؛ بلکه نوعی داوری درباره هویت فرد نیز مطرح می‌شود؛ داوری‌ای که در آن، فاصله گرفتن از سنت‌های اخلاقی به‌عنوان نشانه پیشرفت و پایبندی به آن‌ها به‌عنوان نشانه عقب‌ماندگی معرفی می‌شود.

نگاه مطهری به نسبت نوگرایی و ارزش‌های دینی

از خلال این سخنان می‌توان دریافت که مطهری میان تحول در شیوه‌های زندگی و کنار گذاشتن شتاب‌زده اصول اخلاقی تمایز قائل است. در این نگاه، جدید بودن یک اندیشه یا رفتار، به‌تنهایی دلیل بر درستی آن نیست؛ همان‌طور که قدمت یک ارزش نیز به‌خودی‌خود نمی‌تواند معیار کافی برای رد یا پذیرش آن باشد.

بر این اساس، بحث عفاف و تقوا در اندیشه او صرفاً به یک رفتار فردی محدود نمی‌شود، بلکه با پرسشی گسترده‌تر درباره معیارهای داوری اخلاقی در جامعه ارتباط پیدا می‌کند: آیا ارزش‌ها باید صرفاً بر اساس تغییر سلیقه‌ها و معیارهای رایج هر دوره سنجیده شوند یا برای ارزیابی آن‌ها باید به مبانی اخلاقی و فکری مشخصی رجوع کرد؟

سخنان مطهری در این زمینه، بازتاب‌دهنده دیدگاه دینی او درباره جایگاه عفاف و تقواست؛ دیدگاهی که در آن، نوگرایی به معنای کنار گذاشتن خودکار ارزش‌های اخلاقی تلقی نمی‌شود.

منبع:
استاد شهید مرتضی مطهری،خطابه‌های اخلاقی، جلد اول، صفحه ۱۵۳.

 نظر دهید »

چرا شیطان بیش از همه به سراغ مؤمنان می‌رود؟ | تبیین یک روایت از امام صادق(ع)

29 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

چرا شیطان بیش از همه به سراغ مؤمنان می‌رود؟ | تبیین یک روایت از امام صادق(ع)

 چرا کسانی که در مسیر ایمان و بندگی گام برمی‌دارند، گاه بیش از دیگران با وسوسه‌ها و دشواری‌های معنوی روبه‌رو می‌شوند؟ امام صادق(ع) در روایتی خطاب به زراره، از تمرکز شیطان بر مؤمنان سخن می‌گویند و از دیگران با این تعبیر یاد می‌کنند که ابلیس از کار آنان فارغ شده است. اما این سخن به چه معناست؟ آیا شیطان تنها در پی منحرف‌کردن مؤمنان است و گمراهان را به حال خود رها می‌کند؟ بررسی این روایت در پرتو آیات قرآن نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش را باید در ارزش ایمان، شیوه‌های گمراه‌سازی شیطان و محدودیت قدرت او جست‌وجو کرد.

پرسش؛ چرا مؤمنان آماج حملات شیطان‌اند؟

 یکی از پرسش‌های مهم در مسیر دینداری، چرایی شدت وسوسه‌های شیطانی برای اهل ایمان است. امام صادق(ع) در روایتی خطاب به زراره می‌فرمایند:

“یَا زُرَارَةُ إِنَّهُ إِنَّمَا صَمَدَ لَکَ وَلِأَصْحَابِکَ فَأَمَّا الْآخَرُونَ فَقَدْ فَرَغَ مِنْهُمْ»؛ ای زراره، شیطان تنها تو و یارانت را هدف گرفته است؛ اما از دیگران فارغ شده است.

این روایت ممکن است در نگاه نخست این پرسش را به ذهن بیاورد که چرا مؤمنان باید با فشار بیشتری از سوی شیطان مواجه شوند، درحالی‌که به نظر می‌رسد دیگران از چنین هجمه‌ای در امان‌اند؟ آیا این وضعیت با عدالت الهی سازگار است؟

برای پاسخ، باید مفاد روایت را با توجه به معنای واژگان آن و دیگر آموزه‌های قرآن و روایات بررسی کرد.

  ۱. شیطان بر کسانی تمرکز می‌کند که هنوز تسلیم نشده‌اندبرای فهم دقیق روایت، توجه به دو واژه «صَمَدَ» و «فَرَغَ» ضروری است. واژه «صَمَدَ» در زبان عربی بر قصدکردن و روی‌آوردن به سوی هدف دلالت دارد؛ در این روایت نیز بیانگر هدف‌گیری و تمرکز شیطان بر گروهی خاص است. «فَرَغَ» نیز به معنای فارغ‌شدن از کاری است که در اینجا می‌توان آن را عبور از مرحله‌ای از تلاش برای گمراه‌سازی دانست.

بر این اساس، سخن امام صادق(ع) را می‌توان چنین فهمید که شیطان در برابر گروهی که همچنان بر ایمان و مسیر حق پای می‌فشارند، با مقاومت بیشتری روبه‌روست و ازاین‌رو تلاش خود را متوجه آنان می‌کند.

این وضعیت را می‌توان به سپاهی تشبیه کرد که برای تصرف یک منطقه مقاوم، نیرو و تجهیزات بیشتری به کار می‌گیرد؛ درحالی‌که برای مناطقی که پیش‌تر تسلط بر آنها را به دست آورده، به همان میزان از توان تهاجمی نیاز ندارد.

از این منظر، مؤمنانی که در برابر وسوسه‌ها مقاومت می‌کنند، همچنان هدف تلاش شیطان برای منحرف‌کردن‌اند. بنابراین، تمرکز او بر اهل ایمان را می‌توان نشانه اهمیت حفظ سرمایه ایمان و دشواری دستیابی به این هدف دانست.

2. ایمان، سرمایه‌ای است که شیطان در پی از بین بردن آن است

شیطان در منطق آموزه‌های دینی، دشمنی است که می‌کوشد انسان را از مسیر بندگی دور کند و سرمایه‌های معنوی او را از میان ببرد. از این منظر، ایمان و هدایت از مهم‌ترین اهداف او به شمار می‌روند.

کسی که از روی اختیار راه گمراهی را برگزیده است، در مقایسه با مؤمنی که در برابر دعوت شیطان مقاومت می‌کند

 ۳. فارغ‌شدن شیطان از گمراهان به معنای رهاکردن آنان نیست

کی از نکات مهم در تفسیر این روایت، توجه به این مسئله است که «فارغ‌شدن» شیطان از دیگران، لزوماً به معنای پایان‌یافتن همه فعالیت‌های او در قبال آنان نیست.

 البته این تبیین، به معنای بسته‌شدن راه بازگشت برای گمراهان نیست؛ امکان توبه و بازگشت به سوی خدا همچنان وجود دارد و همین مسئله، اهمیت مقاومت در برابر وسوسه‌ها و پرهیز از ناامیدی را دوچندان می‌کند.

  ۴. چرا کمینگاه شیطان بر سر راه مستقیم است؟

یکی دیگر از نکات روشنگر در این بحث، آیه‌ای است که از سوگند شیطان برای گمراه‌کردن انسان‌ها حکایت می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ شیطان گفت: به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، حتماً بر سر راه مستقیم تو در کمین آنان خواهم نشست. (اعراف: ۱۶)

توجه به تعبیر «صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ» در این آیه اهمیت ویژه‌ای دارد. شیطان اعلام می‌کند که در مسیر مستقیم الهی کمین خواهد کرد؛ یعنی می‌کوشد انسان‌ها را از رسیدن به مقصد درست بازدارد یا پس از ورود به این مسیر، آنان را از ادامه آن منصرف کند.

در واقع، هدف شیطان صرفاً دعوت انسان به یک گناه مشخص نیست؛ او می‌کوشد جهت حرکت انسان را تغییر دهد و پیوند او را با هدایت الهی تضعیف کند.

 بر این اساس، مؤمنانی که در پی حفظ ایمان و حرکت در مسیر هدایت‌اند، در معرض تلاش مستمر برای انحراف قرار دارند. شیخ مفید نیز در روایتی نقل می‌کند که شیاطین بر مؤمنان، بیش از زنبورها بر گوشت هجوم می‌آورند.

 این تعبیر، شدت و استمرار وسوسه‌ها را به تصویر می‌کشد؛ بااین‌حال، نباید از آن نتیجه گرفت که هر مؤمنی الزاماً بیش از هر فرد دیگری دچار وسوسه می‌شود یا هر دشواری و گرفتاری، نشانه حمله مستقیم شیطان است. مقصود اصلی، توجه‌دادن به جدیت تلاش شیطان برای دورکردن انسان از ایمان و اطاعت الهی است.

  ۵. با وجود تمرکز شیطان، اختیار مؤمن از بین نمی‌رود

 در کنار بحث درباره شدت وسوسه‌ها، باید به نکته‌ای اساسی توجه کرد: قدرت شیطان، حتی در مواجهه با مؤمنان، نامحدود نیست و به معنای سلب اختیار انسان نخواهد بود.قرآن کریم می‌فرماید:

 «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»؛ شیطان بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد. (نحل: ۹۹)

 این آیه در کنار آیات دیگر، مرز مهمی میان وسوسه‌گری شیطان و تسلط قهری او بر انسان ترسیم می‌کند. شیطان می‌تواند انسان را به انجام کار نادرست دعوت کند، زشتی‌ها را در نظر او بیاراید و زمینه غفلت را فراهم سازد؛ اما این تأثیرگذاری به معنای اجبار انسان به گناه نیست.

قرآن کریم از زبان شیطان در قیامت نقل می‌کند:

وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی»؛ من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه شما را دعوت کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید. (ابراهیم: ۲۲)

این بیان، مسئولیت انسان در برابر انتخاب‌هایش را روشن می‌کند. وسوسه شیطان می‌تواند زمینه‌ساز انحراف باشد، اما پذیرش دعوت او به انتخاب انسان وابسته است.

 جمع‌بندی

 روایت امام صادق(ع) درباره تمرکز شیطان بر زراره و یارانش، پرسشی مهم درباره نسبت ایمان، وسوسه و عدالت الهی مطرح می‌کند. بررسی این روایت در پرتو آیات قرآن نشان می‌دهد که تعبیر «فارغ‌شدن شیطان از دیگران» را نباید به معنای رهاکردن کامل گمراهان دانست؛ بلکه می‌توان آن را بیانگر تفاوت وضعیت کسانی دانست که در مسیر انحراف قرار گرفته‌اند با مؤمنانی که همچنان در برابر وسوسه‌ها مقاومت می‌کنند.

 از سوی دیگر، این روایت بر اهمیت حفظ ایمان و پایداری در مسیر هدایت تأکید دارد؛ زیرا شیطان می‌کوشد انسان را از مسیری که به بندگی و قرب الهی می‌انجامد، دور کند. بااین‌حال، قدرت او به معنای اجبار انسان نیست و مسئولیت انتخاب همچنان بر عهده خود انسان باقی می‌ماند.

 بنابراین، مواجهه با وسوسه‌ها را می‌توان بخشی از میدان آزمون و انتخاب انسان دانست؛ میدانی که در آن، آگاهی، تقوا، توکل و پناه‌بردن به خدا نقش مهمی در حفظ ایمان دارند. پیام امیدبخش این آموزه آن است که شدت وسوسه‌ها، به‌خودی‌خود به معنای شکست نیست و انسان می‌تواند با پایداری و انتخاب آگاهانه، مسیر بندگی را ادامه دهد.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 1273
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حدیث
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • ترنم گل

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 24
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 15
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 13
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس