مدیرالنفیسه

  • خانه
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

چرا شیطان بیش از همه به سراغ مؤمنان می‌رود؟ | تبیین یک روایت از امام صادق(ع)

29 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

چرا شیطان بیش از همه به سراغ مؤمنان می‌رود؟ | تبیین یک روایت از امام صادق(ع)

 چرا کسانی که در مسیر ایمان و بندگی گام برمی‌دارند، گاه بیش از دیگران با وسوسه‌ها و دشواری‌های معنوی روبه‌رو می‌شوند؟ امام صادق(ع) در روایتی خطاب به زراره، از تمرکز شیطان بر مؤمنان سخن می‌گویند و از دیگران با این تعبیر یاد می‌کنند که ابلیس از کار آنان فارغ شده است. اما این سخن به چه معناست؟ آیا شیطان تنها در پی منحرف‌کردن مؤمنان است و گمراهان را به حال خود رها می‌کند؟ بررسی این روایت در پرتو آیات قرآن نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش را باید در ارزش ایمان، شیوه‌های گمراه‌سازی شیطان و محدودیت قدرت او جست‌وجو کرد.

پرسش؛ چرا مؤمنان آماج حملات شیطان‌اند؟

 یکی از پرسش‌های مهم در مسیر دینداری، چرایی شدت وسوسه‌های شیطانی برای اهل ایمان است. امام صادق(ع) در روایتی خطاب به زراره می‌فرمایند:

“یَا زُرَارَةُ إِنَّهُ إِنَّمَا صَمَدَ لَکَ وَلِأَصْحَابِکَ فَأَمَّا الْآخَرُونَ فَقَدْ فَرَغَ مِنْهُمْ»؛ ای زراره، شیطان تنها تو و یارانت را هدف گرفته است؛ اما از دیگران فارغ شده است.

این روایت ممکن است در نگاه نخست این پرسش را به ذهن بیاورد که چرا مؤمنان باید با فشار بیشتری از سوی شیطان مواجه شوند، درحالی‌که به نظر می‌رسد دیگران از چنین هجمه‌ای در امان‌اند؟ آیا این وضعیت با عدالت الهی سازگار است؟

برای پاسخ، باید مفاد روایت را با توجه به معنای واژگان آن و دیگر آموزه‌های قرآن و روایات بررسی کرد.

  ۱. شیطان بر کسانی تمرکز می‌کند که هنوز تسلیم نشده‌اندبرای فهم دقیق روایت، توجه به دو واژه «صَمَدَ» و «فَرَغَ» ضروری است. واژه «صَمَدَ» در زبان عربی بر قصدکردن و روی‌آوردن به سوی هدف دلالت دارد؛ در این روایت نیز بیانگر هدف‌گیری و تمرکز شیطان بر گروهی خاص است. «فَرَغَ» نیز به معنای فارغ‌شدن از کاری است که در اینجا می‌توان آن را عبور از مرحله‌ای از تلاش برای گمراه‌سازی دانست.

بر این اساس، سخن امام صادق(ع) را می‌توان چنین فهمید که شیطان در برابر گروهی که همچنان بر ایمان و مسیر حق پای می‌فشارند، با مقاومت بیشتری روبه‌روست و ازاین‌رو تلاش خود را متوجه آنان می‌کند.

این وضعیت را می‌توان به سپاهی تشبیه کرد که برای تصرف یک منطقه مقاوم، نیرو و تجهیزات بیشتری به کار می‌گیرد؛ درحالی‌که برای مناطقی که پیش‌تر تسلط بر آنها را به دست آورده، به همان میزان از توان تهاجمی نیاز ندارد.

از این منظر، مؤمنانی که در برابر وسوسه‌ها مقاومت می‌کنند، همچنان هدف تلاش شیطان برای منحرف‌کردن‌اند. بنابراین، تمرکز او بر اهل ایمان را می‌توان نشانه اهمیت حفظ سرمایه ایمان و دشواری دستیابی به این هدف دانست.

2. ایمان، سرمایه‌ای است که شیطان در پی از بین بردن آن است

شیطان در منطق آموزه‌های دینی، دشمنی است که می‌کوشد انسان را از مسیر بندگی دور کند و سرمایه‌های معنوی او را از میان ببرد. از این منظر، ایمان و هدایت از مهم‌ترین اهداف او به شمار می‌روند.

کسی که از روی اختیار راه گمراهی را برگزیده است، در مقایسه با مؤمنی که در برابر دعوت شیطان مقاومت می‌کند

 ۳. فارغ‌شدن شیطان از گمراهان به معنای رهاکردن آنان نیست

کی از نکات مهم در تفسیر این روایت، توجه به این مسئله است که «فارغ‌شدن» شیطان از دیگران، لزوماً به معنای پایان‌یافتن همه فعالیت‌های او در قبال آنان نیست.

 البته این تبیین، به معنای بسته‌شدن راه بازگشت برای گمراهان نیست؛ امکان توبه و بازگشت به سوی خدا همچنان وجود دارد و همین مسئله، اهمیت مقاومت در برابر وسوسه‌ها و پرهیز از ناامیدی را دوچندان می‌کند.

  ۴. چرا کمینگاه شیطان بر سر راه مستقیم است؟

یکی دیگر از نکات روشنگر در این بحث، آیه‌ای است که از سوگند شیطان برای گمراه‌کردن انسان‌ها حکایت می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»؛ شیطان گفت: به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، حتماً بر سر راه مستقیم تو در کمین آنان خواهم نشست. (اعراف: ۱۶)

توجه به تعبیر «صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ» در این آیه اهمیت ویژه‌ای دارد. شیطان اعلام می‌کند که در مسیر مستقیم الهی کمین خواهد کرد؛ یعنی می‌کوشد انسان‌ها را از رسیدن به مقصد درست بازدارد یا پس از ورود به این مسیر، آنان را از ادامه آن منصرف کند.

در واقع، هدف شیطان صرفاً دعوت انسان به یک گناه مشخص نیست؛ او می‌کوشد جهت حرکت انسان را تغییر دهد و پیوند او را با هدایت الهی تضعیف کند.

 بر این اساس، مؤمنانی که در پی حفظ ایمان و حرکت در مسیر هدایت‌اند، در معرض تلاش مستمر برای انحراف قرار دارند. شیخ مفید نیز در روایتی نقل می‌کند که شیاطین بر مؤمنان، بیش از زنبورها بر گوشت هجوم می‌آورند.

 این تعبیر، شدت و استمرار وسوسه‌ها را به تصویر می‌کشد؛ بااین‌حال، نباید از آن نتیجه گرفت که هر مؤمنی الزاماً بیش از هر فرد دیگری دچار وسوسه می‌شود یا هر دشواری و گرفتاری، نشانه حمله مستقیم شیطان است. مقصود اصلی، توجه‌دادن به جدیت تلاش شیطان برای دورکردن انسان از ایمان و اطاعت الهی است.

  ۵. با وجود تمرکز شیطان، اختیار مؤمن از بین نمی‌رود

 در کنار بحث درباره شدت وسوسه‌ها، باید به نکته‌ای اساسی توجه کرد: قدرت شیطان، حتی در مواجهه با مؤمنان، نامحدود نیست و به معنای سلب اختیار انسان نخواهد بود.قرآن کریم می‌فرماید:

 «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»؛ شیطان بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد. (نحل: ۹۹)

 این آیه در کنار آیات دیگر، مرز مهمی میان وسوسه‌گری شیطان و تسلط قهری او بر انسان ترسیم می‌کند. شیطان می‌تواند انسان را به انجام کار نادرست دعوت کند، زشتی‌ها را در نظر او بیاراید و زمینه غفلت را فراهم سازد؛ اما این تأثیرگذاری به معنای اجبار انسان به گناه نیست.

قرآن کریم از زبان شیطان در قیامت نقل می‌کند:

وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی»؛ من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه شما را دعوت کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید. (ابراهیم: ۲۲)

این بیان، مسئولیت انسان در برابر انتخاب‌هایش را روشن می‌کند. وسوسه شیطان می‌تواند زمینه‌ساز انحراف باشد، اما پذیرش دعوت او به انتخاب انسان وابسته است.

 جمع‌بندی

 روایت امام صادق(ع) درباره تمرکز شیطان بر زراره و یارانش، پرسشی مهم درباره نسبت ایمان، وسوسه و عدالت الهی مطرح می‌کند. بررسی این روایت در پرتو آیات قرآن نشان می‌دهد که تعبیر «فارغ‌شدن شیطان از دیگران» را نباید به معنای رهاکردن کامل گمراهان دانست؛ بلکه می‌توان آن را بیانگر تفاوت وضعیت کسانی دانست که در مسیر انحراف قرار گرفته‌اند با مؤمنانی که همچنان در برابر وسوسه‌ها مقاومت می‌کنند.

 از سوی دیگر، این روایت بر اهمیت حفظ ایمان و پایداری در مسیر هدایت تأکید دارد؛ زیرا شیطان می‌کوشد انسان را از مسیری که به بندگی و قرب الهی می‌انجامد، دور کند. بااین‌حال، قدرت او به معنای اجبار انسان نیست و مسئولیت انتخاب همچنان بر عهده خود انسان باقی می‌ماند.

 بنابراین، مواجهه با وسوسه‌ها را می‌توان بخشی از میدان آزمون و انتخاب انسان دانست؛ میدانی که در آن، آگاهی، تقوا، توکل و پناه‌بردن به خدا نقش مهمی در حفظ ایمان دارند. پیام امیدبخش این آموزه آن است که شدت وسوسه‌ها، به‌خودی‌خود به معنای شکست نیست و انسان می‌تواند با پایداری و انتخاب آگاهانه، مسیر بندگی را ادامه دهد.

 نظر دهید »

تلفن همراه بعد از مدرسه؛ آزاد یا ممنوع؟

28 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

تلفن همراه بعد از مدرسه؛ آزاد یا ممنوع؟



 

  بعد از چند ساعت مدرسه، کودک به خانه می‌رسد؛ کیفش را گوشه‌ای می‌اندازد و اولین چیزی که می‌خواهد شاید همان موبایلی باشد که چند ساعت از او دور بوده است. اینجا معمولاً یک سؤال تکراری برای والدین شکل می‌گیرد: «الان موبایل را دستش بدهم یا نه؟»

 پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند مسئله به این سادگی نیست. مهم نیست فقط کودک چند ساعت به صفحه نگاه می‌کند؛ مهم است چه کاری انجام می‌دهد، چه زمانی سراغ صفحه می‌رود و این استفاده جای چه فعالیت‌هایی را می‌گیرد. به همین دلیل، تبدیل کردن موبایل به یک قانون ساده مثل «روزانه فقط یک ساعت» لزوماً تمام ماجرا را حل نمی‌کند.

دو ساعت موبایل برای دو کودک، الزاماً یک معنی ندارد
 ممکن است یک کودک دو ساعت با موبایل، بخشی از تکلیفش را انجام دهد، با مادربزرگش تماس تصویری بگیرد یا یک محتوای آموزشی ببیند؛ کودک دیگری همین دو ساعت را صرف گشت زدن بی‌هدف، بازی یا دنبال کردن مداوم شبکه‌های اجتماعی کند.


 پژوهش‌های جدید هم دقیقاً به همین تفاوت توجه دارند. طبق یک متاآنالیز منتشرشده در مجله علمی JMIR Pediatrics and Parenting، که در حوزه سلامت کودکان و نوجوانان و فرزندپروری فعالیت می‌کند و مجموعه‌ای از مطالعات مربوط به زمان صفحه‌نمایش و سلامت روان کودکان و نوجوانان را بررسی کرده، نشان می‌دهد رابطه میان استفاده از صفحه‌نمایش و اضطراب و افسردگی موضوعی چندعاملی است و نباید صرفاً با «تعداد ساعت» توضیح داده شود. البته باید توجه داشت بخش مهمی از این مطالعات در دوران همه‌گیری کرونا انجام شده‌اند و نمی‌توان نتایج آنها را بدون احتیاط به شرایط عادی تعمیم داد.

 پس سؤال بهتر این نیست که «چند ساعت موبایل مجاز است؟»؛ بلکه باید پرسید: این موبایل دارد جای چه چیزی را می‌گیرد؟

موبایل جای چه چیزی را می‌گیرد؟
 یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره استفاده از موبایل، خواب است؛ اما حتی اینجا هم زمان استفاده اهمیت زیادی دارد. طبق یک مطالعه منتشرشده در مجله علمی پزشکی JAMA Pediatrics، از مجلات معتبر حوزه سلامت کودکان و نوجوانان که ۲۵ مطالعه و ۴۵۶۲ کودک، نوجوان و جوان ۳ تا ۲۵ ساله را بررسی کرده، نشان داد افزایش روزانه استفاده از صفحه‌نمایش با دیرتر خوابیدن ارتباط دارد؛ با این حال، در بررسی تغییرات روزبه‌روز، ارتباط معناداری با مدت خواب، کارایی خواب یا کیفیت کلی خواب پیدا نشد. نکته جالب‌تر این بود که استفاده از صفحه‌نمایش بعد از زمان خواب، ارتباط منفی قوی‌تری با کیفیت خواب داشت.

 یعنی ممکن است مسئله اصلی این نباشد که کودک ساعت ۵ عصر نیم ساعت با موبایل بازی کرده؛ بلکه این باشد که همان موبایل ساعت ۱۰ شب هنوز کنار تختش روشن است.

 بنابراین برای خانواده‌ها، «زمان‌بندی» می‌تواند به اندازه مجموع ساعت استفاده مهم باشد.

نیمی از نوجوانان آمریکایی روزانه دست‌کم چهار ساعت از صفحه‌نمایش استفاده می‌کنند و داده‌ها نشان می‌دهند نرخ اضطراب در میان آن‌ها دو برابرِ همسالان کم‌مصرفشان است؛ اما پژوهش‌های جدید می‌گویند مشکل اصلی نه تعداد ساعات خیره‌شدن به گوشی، بلکه «زمان و محتوای» آن است

عددها چه می‌گویند؟
داده‌های مرکز ملی آمار سلامت آمریکا (NCHS)، وابسته به مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا (CDC)، تصویر قابل توجهی ارائه می‌دهد. بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده بین ژوئیه ۲۰۲۱ تا دسامبر ۲۰۲۳، ۵۰.۴ درصد نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ ساله در آمریکا گفته‌اند در یک روز معمولی مدرسه، خارج از زمان انجام تکالیف، دست‌کم چهار ساعت در روز از صفحه‌نمایش استفاده می‌کنند.

 در همین داده‌ها، ۲۷.۱ درصد نوجوانانی که چهار ساعت یا بیشتر زمان صفحه‌نمایش داشتند، علائم اضطراب را در دو هفته گذشته گزارش کردند؛ این رقم در گروه با کمتر از چهار ساعت، ۱۲.۳ درصد بود. برای علائم افسردگی نیز این اعداد به‌ترتیب ۲۵.۹ و ۹.۵ درصد بود.

 اما یک نکته مهم را نباید از دست داد: این آمار نشان‌دهنده ارتباط است، نه اینکه ثابت کند خودِ موبایل باعث اضطراب یا افسردگی شده است. ممکن است عوامل دیگری هم در این رابطه نقش داشته باشند.

 مطالعه‌ای در سوئد نیز در سال ۲۰۲۶ روی ۴۰۰۲ کودک و نوجوان ۸ تا ۱۷ ساله انجام شد. پژوهشگران دریافتند پس از حدود دو ساعت استفاده روزانه، ارتباط میان زمان بیشتر صفحه‌نمایش و علائم اضطراب و افسردگی پررنگ‌تر می‌شود؛ این ارتباط حتی پس از درنظرگرفتن خواب، فعالیت بدنی و برخی عوامل اقتصادی و  اجتماعی همچنان باقی ماند. با این حال، این مطالعه نیز از نوع مشاهده‌ای بود و به‌تنهایی رابطه علت و معلولی را ثابت نمی‌کند.

قبل از موبایل چه چیزی لازم است؟
 کودک بعد از مدرسه فقط از کلاس بیرون نیامده؛ چند ساعت تمرکز، گوش دادن، رعایت قانون و تعامل اجتماعی را پشت سر گذاشته است. بنابراین ممکن است چیزی که بعد از مدرسه نیاز دارد، الزاماً سرگرمی دیجیتال نباشد.

 یک میان‌وعده، کمی استراحت، بازی حرکتی، حرف زدن، تنها بودن یا حتی چند دقیقه بی‌کاری هم می‌تواند بخشی از فاصله گرفتن از فضای مدرسه باشد.

 از طرف دیگر، ممنوعیت کامل موبایل هم الزاماً پاسخ علمی و یکسانی برای همه خانواده‌ها نیست. مروری نظام‌مند در سال ۲۰۲۶ درباره مداخلات مدرسه‌ای برای کاهش استفاده دیجیتال نوجوانان نشان می‌دهد مداخلات مختلف می‌توانند بر استفاده دیجیتال و برخی شاخص‌های بهزیستی اثر بگذارند، اما نتیجه‌گیری درباره اینکه یک مدل محدودیت برای همه نوجوانان بهترین است، ساده نیست.

حتی داده‌های جدید برنامه بین‌المللی ارزیابی دانش‌آموزان (PISA)، وابسته به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، در گزارش PISA ۲۰۲۵ نشان می‌دهد دانش‌آموزان کشورهای عضو OECD به‌طور میانگین حدود ۳.۴ ساعت در روزهای مدرسه از ابزارهای دیجیتال برای فعالیت‌های تفریحی استفاده می‌کنند. در عین حال، استفاده تفریحی بیش از یک ساعت در مدرسه با عملکرد علمی پایین‌تر همراه بوده است؛ البته این داده مربوط به استفاده در محیط مدرسه است و نباید مستقیماً به استفاده در خانه تعمیم داده شود.

قانونِ ساده‌ی «روزانه فقط یک ساعت موبایل» دیگر جواب نمی‌دهد! بررسی‌های تازه در حوزه‌ی سلامت روان کودکان و نوجوانان نشان می‌دهد که دو ساعت استفاده از موبایل برای دو کودکِ متفاوت، معنای کاملاً متفاوتی دارد—یکی تکالیفش را انجام می‌دهد و دیگری در گرداب اسکرول بی‌هدف غرق می‌شود

پس بعد از مدرسه موبایل بدهیم یا نه؟
 شاید جواب دقیق‌تر این باشد: «بستگی دارد.»

 اگر کودک تازه از مدرسه برگشته، خسته است، گرسنه است و قرار است با موبایل تا شب سرگرم بماند، مسئله فقط نیم یا دو ساعت استفاده نیست؛ موبایل ممکن است جای استراحت، حرکت، گفت‌وگو، بازی و در نهایت خواب را بگیرد.

 اما اگر استفاده از موبایل محدود، مشخص و متناسب با سن کودک باشد و به خواب، تکالیف، فعالیت بدنی و رابطه خانوادگی لطمه نزند، نمی‌توان صرفاً از روی «موبایل داشتن» نتیجه گرفت که این استفاده مشکل‌زاست.

 برای همین، شاید به‌جای قانون خشک «بعد از مدرسه موبایل ممنوع»، بهتر باشد خانواده چند سؤال ساده داشته باشد:

 موبایل قرار است جای چه چیزی را بگیرد؟
 کودک با آن چه کار می‌کند؟
 چه زمانی سراغش می‌رود؟
 و آیا می‌تواند وقتی زمانش تمام شد، بدون درگیری آن را کنار بگذارد؟

 گاهی مسئله موبایل نیست؛ جایگاهی است که موبایل در برنامه روزانه کودک پیدا کرده است.

مهسا زحمتکش

 نظر دهید »

۶ مهارت همدلی

25 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

صفحات: 1· 2· 3

 نظر دهید »

شیفت انسانیت

24 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

 شیفتِ انسانیت

 پرستاری، هر روز زخم‌های دیگران را پانسمان می‌کرد؛ اما یک روز، وقتی از بیمارستان به خانه برگشت، فهمید همسایه‌اش مدت‌هاست با حرف‌هایش زخم می‌زند و با قضاوت‌هایش نمک می‌پاشد.

همسایه گفت: «شما که پرستارید، باید بیشتر از همه حال آدم‌ها را بفهمید!»

پرستار خسته لبخندی زد و گفت: «درسته؛ شغلم مراقبت از آدم‌هاست، اما کاش بعضی‌ها یاد بگیرند برای زخمی نکردن دیگران، نیازی به روپوش سفید نیست!»

همسایه مکثی کرد و پرسید: «یعنی چی؟»

پرستار گفت: «یعنی بعضی زخم‌ها را نه دارو خوب می‌کند، نه پانسمان؛ فقط باید کسی که آن‌ها را ایجاد کرده، دست از زخم‌زدن بردارد.»

 

پ.ن: روز پرستار، فقط روز تقدیر از کسانی نیست که در بیمارستان‌ها مرهم دردهای جسمی‌اند؛ یادآوری این حقیقت هم هست که مراقبت از انسان، پیش از آنکه یک شغل باشد، یک مسئولیت انسانی است. کاش همان‌قدر که برای درمان زخم‌ها دنبال پرستار می‌گردیم، مراقب باشیم خودمان عامل زخمی تازه نباشیم.

 

روز پرستار مبارک؛ به همه‌ی آنان که در هیاهوی درد، هنوز صدای آرامش‌اند. 🌹

 

✍️ #سیدفخرالدین_موسوی

 

 نظر دهید »

نقاب حیا بر چهره اضطراب؛ چرا خجالت کشیدن فضیلت نیست؟

23 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

مرزهای روان‌شناختی و اخلاقی میان انقباض روانی ناشی از هراس اجتماعی و حشمت اخلاقی برخاسته از عقلانیت دینی
نقاب حیا بر چهره اضطراب؛ چرا خجالت کشیدن فضیلت نیست؟


ترس از قضاوت جمع و خجالت‌زدگی مزمن، اغلب زیر عنوان مقدسی چون حیا پنهان می‌شود؛ خطایی شناختی که نوعی نقص روانی را به جای یک فضیلت متعالی می‌نشاند و درمان را به تعویق می‌اندازد.

 بسیاری از انسان‌ها در مواجهه با موقعیت‌های اجتماعی، هنگام سخن گفتن در برابر جمع یا در لحظه دفاع از حق خود دچار قفل‌شدگی کلامی، تپش قلب و شرمی ناخوشایند می‌شوند. در بسیاری از بسترهای سنتی و مذهبی، این ناتوانی در تعامل و گریز از دیده‌شدن، نه به عنوان یک مانع رشدی، بلکه به اشتباه با نام حیا و نجابت ستایش می‌شود.

فردی که توانایی پاسخ دادن به یک سلام ساده یا طرح یک پرسش علمی را ندارد، از سوی اطرافیان با برچسب باحیابودن تحسین می‌شود، در حالی که آنچه در درون او جریان دارد نه یک بازداری ارزشی، بلکه نوعی فلج رفتاری ناشی از ترس است.

روان‌شناسی معاصر در تبیین این پدیده، میان کم‌رویی، اضطراب اجتماعی و مفهوم عام شرم تمایز قائل است. اضطراب اجتماعی که در متون تشخیصی روان‌پزشکی با عنوان اختلال اضطراب اجتماعی یا هراس اجتماعی شناخته می‌شود، واکنشی است که در آن فرد ترسی مداوم، اغراق‌آمیز و غیرمنطقی از زیر ذره‌بین قرار گرفتن، داوری منفی دیگران یا مورد تمسخر واقع شدن تجربه می‌کند.

مدل شناختی دیوید کلارک و آدریان ولز، از شناخته‌شده‌ترین چارچوب‌های توضیح‌دهنده این اختلال، ریشه آن را در توجه بیش از حد به خود و باورهای شرطی بنیادین درباره بی‌کفایتی شخصی می‌داند. فرد اضطرابی همواره تصور می‌کند دیگران نقص‌های او را به سرعت کشف می‌کنند و او را طرد خواهند کرد. چنین تجربه‌ای نه تنها بار سنگینی از فرسودگی روانی به همراه دارد، بلکه افق‌های یادگیری، توسعه فردی و حتی انجام تکالیف اجتماعی و خانوادگی را مسدود می‌کند. پژوهش‌های بالینی نیز نشان داده‌اند که درمان شناختی-رفتاری و آموزش جرات‌ورزی، از مؤثرترین راهکارهای مقابله با این اختلال است؛ راهکارهایی که هرگز آغاز نمی‌شد اگر فرد این وضعیت را یک کمال اخلاقی بپندارد.

در نقطه مقابل، حیا در معنای دقیق اخلاقی، هرگز از موضع ضعف، ناتوانی و خودکم‌بینی زاده نمی‌شود. حیا یک انقباض آگاهانه و از موضع کرامت انسانی در برابر زشتی، وقاحت و گناه است. انسان باحیا کسی نیست که بلد نباشد سخن بگوید یا از ترس، از حقوقش دفاع نکند؛ او کسی است که مرزهای والای اخلاقی را می‌شناسد و بر تمایلات نفسانی مهار می‌زند. جالب آنکه اندیشه فلسفی غرب نیز به همین نکته نزدیک شده است. ارسطو در اخلاق نیکوماخوس، شرم را بیش از آنکه فضیلت باشد، واکنشی عاطفی و متناسب با سنین جوانی می‌داند که تنها وقتی ارزشمند است که زیر نظر عقل قرار گیرد. کانت نیز در بنیادهای مابعدالطبیعه اخلاق، کرامت انسانی را به گونه‌ای تعریف می‌کند که انسان نباید حتی در برابر خودش ارزشش را فروکاهد؛ انسانی که از موضع ترس خود را حقیر می‌انگارد، به کرامت خود آسیب زده است.

اگر به متون روان‌شناختی بالینی دقیق‌تر بنگریم، شرم ناکارآمد ریشه در قضاوت‌های درونی‌شده دوران کودکی دارد. والدینی که کودک را با تحقیر و سرزنش‌های پیاپی کنترل کرده‌اند، بذری از ترس در روان او کاشته‌اند که بعدها با نقاب مظلومیت و کم‌رویی در جامعه ظاهر می‌شود. این کم‌رویی مانع پرسشگری است، مانع کشف حقیقت است و جلوی مطالبه‌گری را می‌گیرد. جوانی که در کلاس درس به خاطر ترس از خندیدن دیگران دستش را برای طرح اشکال علمی بالا نمی‌برد، نه عمل اخلاقی انجام داده و نه صاحب فضیلتی شده است؛ او قربانی اضطرابی است که باید درمان و بازسازی شود. در حالی که حیا مانند سدی مستحکم، تنها در برابر لغزش اخلاقی و پایمال کردن حریم دیگران قد علم می‌کند، نه در برابر دانش‌اندوزی و تعاملات سالم اجتماعی.

تفکیک این دو ساحت، دقیقا همان چیزی است که در میراث اندیشه دینی با شفاف‌ترین زبان صورت‌بندی شده است. پیشوایان دینی صراحتا به جامعه هشدار داده‌اند که   هر خجالتی را نباید به پای حیا نوشت. در روایات معصومان، میان دو نوع حیا خط‌کشی شده است: یکی حیایی که زاییده عقل و ادراک عمیق است و از علم سرچشمه می‌گیرد، و دیگری حیایی که ناشی از حماقت و جهل است. یعنی شناخت، ملاک تمایز است؛ وقتی انسان می‌داند چه چیزی زشت است، خجالتش ارزشمند است و وقتی از بی‌اطلاعی و ناتوانی شرم می‌کند، این خجالت خودش نشانه نقص است. وقتی شرم، شخص را از آموختن یک مهارت بازمی‌دارد، یا او را در برابر ستم وادار به سکوت می‌کند، یا جرات نه گفتن در برابر رفتارهای پرخطر همسالان را از او می‌گیرد، از حریم اخلاق خارج شده و مستقیما در قلمرو ضعف نفس قرار گرفته است. آموزگاران اخلاق در سنت دینی ما حتی از حیای مذمومی سخن گفته‌اند که مانع رساندن حق به صاحبش است؛ حیایی که اگر با ظلم و انکار حق همراه شود، سبک سنگین ندارد.

فردی که فاقد مهارت جرات‌ورزی است، به خاطر خجالت کشیدن به هر درخواستی تن می‌دهد، به راحتی مورد سوءاستفاده مالی، عاطفی و کاری قرار می‌گیرد و سپس برای توجیه این شکست درونی، خود را انسانی مأخوذ به حیا معرفی می‌کند. چنین پوششی خطرناک است؛ زیرا تا زمانی که انسان یک اختلال ارتباطی یا ضعف مهارتی را یک کمال اخلاقی بپندارد، هرگز برای درمان و تغییر آن گامی برنمی‌دارد. تفاوت بنیادین در منبع این رفتار است: در اضطراب اجتماعی، منبع رفتار، ترس از نگاه دیگری است؛ اما در حیای ممدوح، منبع رفتار، حرمت حق و پاسداشت مقام والای انسانی در پیشگاه خداوند است. انسان باحیا مقتدرانه وارد میدان اجتماع می‌شود، شجاعانه سخن می‌گوید، حقیقت را طلب می‌کند و با شایستگی تمام از حقوق انسانی صیانت می‌کند، اما در عین حال، رفتار و نگاه و کلامش آراسته به مرزهای پاک‌دامنی و وقار است. گزیده‌ای از روایت‌ها و حکمت‌های اهل بیت که مبنای تحلیل این گزارش قرار گرفته، همین معیار شناخت‌محور را پیش روی ما می‌گذارد تا خجالت عقلانی را از درماندگی روانی جدا کنیم.

مفاهیم و مضامین این گزارش پیرامون دوگانه حیای عقلانی و حیای حماقت، ملاک بودن علم در تمایز خجالت‌ها و هشدار نسبت به شرمی که مانع یادگیری و ادای حق می‌شود، برگرفته از این منابع است:

۱. تقسیم حیا به دو قسم حیای عقل و حیای حمق:

رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند:

الحياء حياءان حياء عقل و حياء حمق فحياء العقل هو العلم و حياء الحمق هو الجهل

(حیا دو گونه است؛ حیای عقل که همان علم است و حیای حماقت که همان نادانی است.)

آدرس: الکافی، ثقة الاسلام کلینی، جلد ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب الحیاء، حدیث ۱، صفحه ۱۰۶

لینک دسترسی کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11005/2/106

۲. تفکیک وقار از ضعف در متون شرح روایی:

ملا صالح مازندرانی در شرح این حدیث بیان می‌کند که حیا گاه برآمده از سکینه و وقار است و گاه زاییده ضعف و ناتوانی نفس؛ تفکیکی که مرز میان حیای ممدوح و اضطراب اجتماعی را آشکار می‌سازد.

آدرس: شرح اصول الکافی، ملا صالح مازندرانی، جلد ۱، صفحه ۲۷۴

لینک دسترسی کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/13033/1/274

۳. نهی از شرم در یادگیری و اعتراف به ندانستن:

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمودند:

لا يستحيين احد اذا سئل عما لا يعلم ان يقول لا اعلم و لا يستحيين احد اذا لم يعلم الشیء ان يتعلمه

(هیچ‌یک از شما نباید هنگامی که از او درباره چیزی که نمی‌داند می‌پرسند، از گفتن «نمی‌دانم» شرم کند، و هیچ‌کس نباید از آموختن آنچه نمی‌داند خجالت بکشد.)

آدرس: نهج‌البلاغة، حکمت ۸۲ (شرح فیض‌الاسلام / صبحی صالح)

 

مبلغ – سرویس سبک زندگی

 

 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 1272
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حدیث
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • طهماسبي
  • زفاک
  • netware netware
  • سلام
  • آرزو میرزائی

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 9
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 12
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 13
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس