مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

ربیع ماه بازگشت به امید و ساختن جامعه

23 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

ماه نو مبارک

ربیع ماه بازگشت به امید و ساختن جامعه



دو ماه محرم و صفر با حافظه سنگین سوگ و شهادت و اسارت و رنج خاندان پیامبر پایان می گیرد و ربیع الاول از راه می رسد. ماهی که در فرهنگ عمومی بیشتر با پایان روزهای عزاداری و آغاز مناسبت های شادی شناخته می شود اما تقویم ربیع تصویری بسیار گسترده تر دارد. این ماه از هجرت پیامبر آغاز می شود. شهادت امام حسن عسکری و آغاز امامت حضرت مهدی را در خود جای داده است. فاصله دو روایت مشهور از میلاد پیامبر به هفته وحدت تبدیل شده و در هفدهم آن میلاد پیامبر اسلام و امام جعفر صادق قرار گرفته است.

ربیع الاول ۱۴۴۸ در تقویم امسال ایران از جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ آغاز می شود. هشتم ربیع برابر با ۳۰ مرداد است. دوازدهم ربیع در ۳ شهریور قرار می گیرد و هفدهم ربیع با ۸ شهریور مصادف است. در تقویم رسمی کشور نیز ۲۳ مرداد به هجرت پیامبر از مکه به مدینه و ۳۰ مرداد به شهادت امام حسن عسکری اختصاص دارد و ۳ تا ۸ شهریور فاصله میان دو روایت مشهور میلاد پیامبر و هفته وحدت است.

 

ربیع با یک شب متفاوت آغاز می شود

شب اول ربیع الاول در حافظه تاریخی مسلمانان با یکی از مهم ترین شب های زندگی پیامبر پیوند خورده است. شبی که در آستانه هجرت پیامبر از مکه به مدینه علی بن ابی طالب در بستر پیامبر خوابید تا نقشه مخالفان برای کشتن رسول خدا ناکام بماند. این شب در منابع تاریخی و دینی به لیله المبیت شهرت یافته است. از همین نقطه می توان تفاوت ربیع با یک ماه صرفا جشن محور را فهمید. آغاز ربیع با فداکاری همراه است. یک انسان جان خود را در معرض خطر قرار می دهد تا دیگری بتواند ماموریتی بزرگ تر را ادامه دهد و پیامبر نیز شهر و خانه و محیط آشنای خود را ترک می کند تا مرحله تازه ای از دعوت اسلامی شکل گیرد.

 

اما شب اول ربیع فقط یک مناسبت تاریخی نیست. این شب اعمال عبادی نیز دارد که بخشی از آنها اختصاص به آغاز هر ماه قمری دارد و در مفاتیح الجنان ذکر شده است. یکی از مهم ترین اعمال شب اول هر ماه قمری خواندن دو رکعت نماز است. در هر رکعت پس از سوره حمد سوره انعام خوانده می شود و پس از نماز از خدا خواسته می شود انسان را در آن ماه از ترس و بیماری و حوادث ناگوار حفظ کند. این عمل در بخش اعمال هر ماه نو در مفاتیح الجنان آمده است.

 

دیدن هلال ماه نیز با دعا همراه است. در مفاتیح خواندن دعاهای وارد شده هنگام مشاهده هلال توصیه شده و دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه از مهم ترین آنها معرفی شده است. همچنین خواندن هفت مرتبه سوره حمد در آغاز ماه از اعمال نقل شده برای ماه نو است. بنابراین کسی که می خواهد شب اول ربیع را بر اساس منابع شناخته شده دینی آغاز کند می تواند آغاز ماه را با دعای هلال و نماز دو رکعتی شب اول ماه و دعا برای سلامت و امنیت و سپس یاد واقعه لیله المبیت همراه کند.

در عین حال باید میان اعمال مستند و آدابی که بعدها در فرهنگ عمومی شکل گرفته اند تفاوت گذاشت. برخی رفتارهایی که در سال های اخیر به عنوان اعمال ویژه شب اول ربیع در فضای مجازی رواج پیدا کرده اند پشتوانه روشنی در منابع اصلی اعمال این ماه ندارند. نسبت دادن هر رسم رایج به دین بدون سند نه به گسترش معنویت کمک می کند و نه به اعتبار سنت های دینی.

 

روز اول ربیع روز شکر برای یک نجات تاریخی

برای روز اول ربیع نیز در منابع اعمالی ذکر شده است. علمای شیعه روزه این روز را به شکرانه سلامت پیامبر و امیرالمومنین در جریان هجرت مستحب دانسته اند. زیارت پیامبر و امیرالمومنین نیز برای این روز توصیه شده است. سید بن طاووس نیز در اقبال الاعمال دعایی برای این روز نقل کرده است.

برای روز اول هر ماه قمری نیز نمازی مستقل ذکر شده است. این نماز دو رکعت دارد. در رکعت اول پس از حمد سی مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم پس از حمد سی مرتبه سوره قدر خوانده می شود و پس از نماز صدقه دادن توصیه شده است.

در منابع این عمل با طلب سلامت در طول ماه پیوند خورده است. ترکیب نماز و صدقه در آغاز ماه قابل توجه است. مناسک در اینجا تنها رابطه فرد با خدا نیست. درست در کنار نماز پای دیگری هم به میان می آید.

صدقه یعنی آغاز ماه با توجه به انسانی دیگر. همین پیوند می تواند یکی از کلیدهای فهم اجتماعی اعمال ربیع باشد.

 

 نظر دهید »

تحلیل رهبر شهید انقلاب از سیاست‌ورزی امام هشتم؛ شش تدبیر حضرت امام رضا علیه‌السلام در نبرد با مأمون

22 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

 دفتر حفظ و نشر آثار ایت‌الله خامنه‌ای نوشت: در آستانه سالروز شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بخش‌هایی از پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به کنگره‌ی جهانی امام رضا علیه‌السلام در تاریخ ۱۳۶۳/۵/۱۸ را بازنشر می‌کند.
تشکیل کنگره علمی زندگی امام هشتم در جوار تربت پاک آن بزرگوار و هم‌زمان با سال‌روز ولادت آن حضرت، گام تازه‌ای در جهت روشن‌گری چهره تابناک ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) و آشنائی با زندگی‌نامه پرحماسه و پررنج آن پیشوایان عظیم‌الشأن است. باید اعتراف کنیم که زندگی ائمه (علیهم‌السّلام) به درستی شناخته نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت‌بار آنان حتی بر شیعیانشان پوشیده مانده است.
مهم‌ترین چیزی که در زندگی ائمه به‌طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر “مبارزه حاد سیاسی” است. از آغاز نیمه دوم قرن اول هجری که خلافت اسلامی به‌طور آشکار با پیرایه‌های سلطنت آمیخته شد و امامت اسلامی به حکومت جابرانه پادشاهی بدل گشت، ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) مبارزه سیاسی خود را به شیوه‌ای متناسب با اوضاع و شرائط، شدت بخشیدند. این مبارزه بزرگ‌ترین هدفش تشکیل نظام اسلامی و تأسیس حکومتی بر پایه امامت بود.
تاریخ نتوانسته است ترسیم روشنی از دوران ده‌ساله زندگی امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج‌ساله جنگ‌های داخلی میان خراسان و بغداد به ما ارائه کند، اما به تدبر می‌توان فهمید که امام هشتم در این دوران همان مبارزه درازمدت اهل‌بیت را که در همه اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت‌گیری و همان اهداف ادامه می‌داده است.
اکنون جای آن است که به اختصار، حادثه ولیعهدی را مورد مطالعه قرار دهیم. در این حادثه امام هشتم علی‌بن‌موسی‌الرضا در برابر یک تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یک نبرد پنهانی سیاسی که پیروزی یا ناکامی آن می‌توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد. مأمون از دعوت امام هشتم به خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می‌کرد:
اولین و مهم‌ترین آن‌ها، تبدیل صحنه‌ی مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه فعالیت سیاسی آرام و بی‌خطر بود. همان‌طور که گفتم شیعیان در پوشش تقیه، مبارزاتی خستگی‌ناپذیر و تمام نشدنی داشتند،این مبارزات که با دو ویژگی همراه بود، تأثیر توصیف‌ناپذیری در برهم زدن بساط خلافت داشت، آن دو ویژگی، یکی مظلومیت بود و دیگری قداست… با این کار مأمون آن دو ویژگی مؤثر و نافذ را نیز از گروه علویان می‌گرفت زیرا جمعی که رهبرشان فرد ممتاز دستگاه خلافت و ولیعهد پادشاه مطلق‌العنان وقت و متصرف در امور کشور است نه مظلوم است و نه آن‌چنان مقدس.
دوم: تخطئه مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافت‌های اموی و عباسی و مشروعیت دادن به این خلافت‌ها بود.
سوم: این‌که مأمون با این کار، امام را که همواره یک کانون معارضه و مبارزه بود، در کنترل دستگاه‌های خود قرار می‌داد و به‌جز خود آن حضرت، همه سران و گردن‌کشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره خود در می‌آورد.
چهارم: این‌که امام را که یک عنصر مردمی و قبله امیدها و مرجع سؤال‌ها و شکوه‌ها بود در محاصره مأموران حکومت قرار می‌داد و رفته‌رفته رنگ مردمی بودن را از او می‌زدود و میان او مردم و سپس میان او و عواطف و محبت‌های مردم فاصله می‌افکند.
هدف پنجم این بود که با این کار برای خود وجهه و حیثیتی معنوی کسب می‌کرد. طبیعی بود که در دنیای آن روز همه او را بر این‌که فرزندی از پیغمبر و شخصیت مقدس و معنوی را به ولیعهدی خود برگزیده و برادران و فرزندان خود را از این امتیاز محروم ساخته است ستایش کنند و همیشه چنین است که نزدیکی دین‌داران به دنیاطلبان از آبروی دین‌داران می‌کاهد و بر آبروی دنیاطلبان می‌افزاید.
ششم آن‌که در پندار مأمون، امام با این کار، به یک توجیه‌گر دستگاه خلافت بدل می‌گشت. بدیهی است شخصی در حد علمی و تقوائی امام با آن حیثیت و حرمت بی‌نظیری که وی به‌عنوان فرزند پیامبر در چشم همگان داشت، اگر نقش توجیه حوادث را در دستگاه حکومت برعهده می‌گرفت هیچ نغمه‌ی مخالفی نمی‌توانست خدشه‌ای بر حیثیت آن دستگاه وارد سازد. این همان حصار منیعی بود که می‌توانست همه‌ی خطاها و زشتی‌های دستگاه خلافت را از چشم‌ها پوشیده بدارد.

اکنون به تشریح سیاست‌ها و تدابیر امام علی‌بن‌موسی‌الرضا در این حادثه می‌پردازیم:
۱- هنگامی‌که امام را از مدینه به خراسان دعوت کردند آن حضرت فضای مدینه را از کراهت و نارضائی خود پرکرد، به‌طوری‌که همه‌کس در پیرامون امام یقین کردند که مأمون با نیت سوء حضرت را از وطن خود دور می‌کند. امام بدبینی خود به مأمون را با هر زبان ممکن به همه‌ی گوش‌ها رساند. در وداع با حرم پیغمبر، در وداع با خانواده‌اش هنگام خروج از مدینه، در طواف کعبه که برای وداع انجام می‌داد، با گفتار و رفتار، با زبان دعا و زبان اشک، بر همه ثابت کرد که این سفر، سفر مرگ اوست. همه کسانی که باید طبق انتظار مأمون نسبت به او خوش‌بین و نسبت به امام به خاطر پذیرش پیشنهاد او بدبین می‌شدند در اولین لحظات این سفر دل‌شان از کینه مأمون که امام عزیزشان را این‌طور ظالمانه از آنان جدا می‌کرد و به قتلگاه می‌برد لبریز شد.
۲- هنگامی‌که در مرو پیشنهاد ولایت‌عهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدت استنکاف کردند و تا وقتی مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نکرد آن را نپذیرفتند. این مطلب همه‌جا پیچید که علی‌بن‌موسی‌الرضا ولیعهدی و پیش از آن خلافت را که مأمون به او با اصرار پیشنهاد کرده بود نپذیرفته است. دست‌اندرکاران امور که به ظرافت تدبیر مأمون واقف نبودند ناشیانه عدم قبول امام را همه‌جا منتشر کردند، حتی فضل‌بن‌سهل در جمعی از کارگزاران و مأموران حکومت گفت من هرگز خلافت را چنین خوار ندیده‌ام، امیرالمؤمنین آن را به علی‌بن‌موسی‌الرضا تقدیم می‌کند و علی‌بن‌موسی دست رد به سینه‌ی او می‌زند.
۳- با این همه علی‌بن‌موسی‌الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ‌یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون که فکر می‌کرد فعلاً در شروع کار این شرط قابل تحمل است و بعدها به تدریج می‌توان امام را به صحنه فعالیت‌های خلافتی کشانید، این شرط را از آن حضرت قبول کرد. روشن است که با تحقق این شرط، نقشه‌ی مأمون نقش برآب می‌شد و بیشترین هدف‌های او نابرآورده می‌گشت.
۴- اما بهره‌برداری اصلی امام از این ماجرا بسی از اینها مهم‌تر است: امام با قبول ولیعهدی، دست به حرکتی می‌زند که در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی‌نظیر بوده است و آن برملا کردن داعیه‌ی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمان‌هاست. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانی را که در طول یکصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیه و به خصیصین و یاران نزدیک گفته نشده بود به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولی آن زمان که جز در اختیار خلفا و نزدیکان درجه یک آن‌ها قرار نمی‌گرفت آن را به گوش همه رساند.
۵- درحالی‌که مأمون امام را جدا از مردم می‌پسندید و این جدائی را در نهایت وسیله‌ای برای قطع رابطه‌ی معنوی و عاطفی میان امام و مردم می‌خواست، امام در هر فرصتی خود را در معرض ارتباط با مردم قرار می‌داد، با این‌که مأمون آگاهانه مسیر حرکت امام از مدینه تا مرو را به طرزی انتخاب کرده بود که شهرهای معروف به محبت اهل بیت مانند کوفه و قم در سر راه قرار نگیرند. امام در همان مسیر تعیین شده، از هر فرصتی برای ایجاد رابطه‌ی جدیدی میان خود و مردم استفاده کرد. در اهواز آیات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دل‌هائی که با او نامهربان بودند قرار داد، در نیشابور حدیث سلسلةالذهب را برای همیشه به یادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه‌های معجزه‌آسای دیگری نیز آشکار ساخت و در جابه‌جای این سفر طولانی فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد، در مرو که سر منزل اصلی و اقامت‌گاه خلافت بود هم هرگاه فرصتی دست داد حصارهای دستگاه حکومت را برای حضور در انبوه جمعیت مردم شکافت.
۶- نه تنها سرجنبانان تشیع از سوی امام به سکوت و سازش تشویق نشدند بلکه قرائن حاکی از آن است که وضع جدید امام موجب دل‌گرمی آنان شد و شورش‌گرانی که بیشترین دوران‌های عمر خود را در کوه‌های صعب‌العبور و آبادی‌های دوردست و با سختی و دشواری می‌گذراندند با حمایت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا حتی مورد احترام و تجلیل کارگزاران حکومت در شهرهای مختلف نیز قرار گرفتند.
مأمون نه تنها با حضور او نتوانسته معارضان شیعی خود را به خود خوشبین و دست و زبان تند آنان را از خود و خلافت خود منصرف سازد بلکه حتی علی‌بن‌موسی مایه‌ی امان و اطمینان و تقویت روحیه آنان نیز شده است، در مدینه و مکه و دیگر اقطار مهم اسلامی نه فقط نام علی‌بن‌موسی به تهمت حرص بدنیا و عشق به مقام و منصب از رونق نیفتاده بلکه حشمت ظاهری بر عزت معنوی او افزوده شده و زبان ستایش‌گران پس از ده‌ها سال به فضل و رتبه معنوی پدران مظلوم و معصوم او گشوده شده است. کوتاه سخن آن‌که مأمون در این قمار بزرگ نه تنها چیزی بدست نیاورده که بسیاری چیزها را از دست داده و در انتظار است که بقیه را نیز از دست بدهد. این‌جا بود که مأمون احساس شکست و خسران کرد و در صدد بر آمد که خطای فاحش خود را جبران کند و خود را محتاج آن دید که پس از این همه سرمایه‌گذاری سرانجام برای مقابله با دشمنان آشتی‌ناپذیر دستگاه‌های خلافت یعنی ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) به همان شیوه‌ای متوسل شد که همیشه گذشتگان ظالم و فاجر او متوسل شده بودند، یعنی قتل.
بدیهی است قتل امام هشتم پس از چنان موقعیت ممتاز به آسانی میسور نبود. قرائن نشان می‌دهد که مأمون پیش از اقدام قطعی خود برای به شهادت رساندن امام به کارهای دیگری دست زده است که شاید بتواند این آخرین علاج را آسان‌تر به کار برد، شایعه‌پراکنی و نقل سخنان دروغ از قول امام از جمله این تدابیر است، به گمان زیاد این‌که ناگهان در مرو شایع شد که علی‌بن‌موسی همه مردم را بردگان خود می‌داند جز با دست‌اندرکاری عمال مأمون ممکن نبود.
هنگامی‌که ابی‌الصلت این خبر را برای امام آورد حضرت فرمود: “بار الها، ای پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین تو شاهدی که نه من و نه هیچ یک از پدرانم هرگز چنین سخنی نگفته‌ایم و این یکی از همان ستم‌هائی است که از سوی اینان به ما می‌شود.”
تشکیل مجالس مناظره با هر آن کسی که کمتر امیدی به غلبه او بر امام می‌رفت نیز از جمله همین تدابیر است. هنگامی‌که امام، مناظره کنندگان ادیان و مذاهب مختلف را در بحث عمومی خود منکوب کرد و آوازه دانش و حجت قاطعش در همه جا پیچید، مأمون در صدد برآمد که هر متکلم و اهل مجادله‌ای را به مجلس مناظره با امام بکشاند، شاید یک نفر در این بین بتواند امام را مجاب کند. البته چنان که می‌دانیم هر چه تشکیل مناظرات ادامه می‌یافت قدرت علمی امام آشکارتر می‌شد و مأمون از تأثیر این وسیله نومیدتر.
در آخر چاره‌ای جز آن نیافت که به دست خود و بدون هیچ‌گونه واسطه‌ای امام را مسموم کند و همین کار را کرد و در ماه صفر دویست و سه هجری یعنی قریب دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدینه به خراسان و یک سال و اندی پس از صدور فرمان ولیعهدی به نام آن حضرت دست خود را به جنایت بزرگ و فراموش نشدنی قتل امام آلود.

 

 نظر دهید »

کتاب «چهل حکمت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله با شرح رهبر شهید»

20 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

💠 پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله، الگوی کامل انسانیت و «اسوه حسنه» برای همه بشریت است؛ پیامبری که سراسر زندگی‌اش جلوه‌ای از رحمت، اخلاق، عدالت و هدایت بود و حتی در واپسین لحظات زندگی، دغدغه هدایت و سعادت امت را داشت.

🏴 سالروز رحلت پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، فرصتی است برای بازخوانی سیره آن حضرت و معرفی گوشه‌ای از شخصیت و سبک زندگی ایشان به مخاطبان امروز.

کتاب «چهل حکمت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله با شرح رهبر شهید»

 مروری بر مطالب کتاب نشان می‌دهد که این کتاب دارای چند ویژگی است: اولاً این چهل حدیث از میان بیشتر از ۸۰۰ حدیث شرح شده در دروس خارج فقه رهبر معظم انقلاب اسلامی انتخاب شده است. ثانیاً تمامی این چهل حدیث احادیث روایت شده از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هستند.

 

به مناسبت یک هزاروپانصدمین سال ولادت رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله و برای استفاده‌ی هرچه بیشتر مردم عزیز ایران نسخه‌ی الکترونیکی کتاب «چهل حکمت نبوی صلی‌الله‌علیه‌وآله» با شرح حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای‌قدس سره که شامل چهل حدیث برگزیده نبوی‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در ابتدای جلسات درس خارج فقه ایشان است توسط انتشارات انقلاب اسلامی و با تدوین و گردآوری آقای علیرضا مختارپور در ۱۷۰ صفحه در اختیار مخاطبان قرار گرفت. به همین مناسبت بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR به مرور و معرفی این کتاب می پردازد.

مروری بر مطالب کتاب نشان می‌دهد که این کتاب دارای چند ویژگی است: اولاً این چهل حدیث از میان بیشتر از ۸۰۰ حدیث شرح شده در دروس خارج فقه رهبر معظم انقلاب اسلامی انتخاب شده است. ثانیاً تمامی این چهل حدیث احادیث روایت شده از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هستند.

نوشتن «چهل حدیث» سنتی قدیمی است که از همان سده‌های نخستین شکل گرفته است.

حدیثی معروف از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده است: «مَنْ‌ حَفِظَ مِنْ‌ (عَلی) أُمَّتِی‌ أَرْبَعِینَ حَدِیثاً مِمَّا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَقِیهاً عَالِما» بدین معنا که اگر کسی چهل حدیثی را که برای زندگی دینی‌اش لازم است یاد بگیرد و حفظ کند، خداوند در روز قیامت او را به عنوان یک عالم و فقیه برمی‌انگیزد.

به همین دلیل، بسیاری از دانشمندان مسلمان در طول تاریخ کتاب‌ها و رساله‌هایی نوشته‌اند که در آنها چهل حدیث گردآوری شده است.

این کتاب‌ها معمولاً با عنوان‌هایی مثل «چهل حدیث» یا «اربعین» شناخته می‌شوند و به زبان‌های مختلف از جمله فارسی و عربی نوشته شده‌اند. علامه مجلسی معتقد است این حدیث از احادیث «متواتر» است که از راه‌های مختلف، هم در میان شیعه و هم اهل سنت نقل شده و آن‌قدر گسترده است که می‌توان آن را «قطعی» دانست.

 

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همواره بر اهمّیّت سبک زندگی ایرانی-اسلامی و لزوم آراستگی جامعه به اخلاق حسنه تأکید داشته‌اند. ایشان در عمل به این توصیه‌ی مهم، خود در آغاز هر جلسه از درس خارج فقه به بیان و شرح حدیث یا احادیثی از معصومین علیهم‌السلام به ویژه رسول مکرّم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌پردازند.

#اسوه_حسنه

 نظر دهید »

اسلام مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی

19 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

اسلام مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی


انسان‌دوستی یعنی انسانیت‌دوستی؛ یعنی راه و هدف انسانیت و کمال انسانیت را دوست داشته باشیم. علی‌دوستی انسانیت‌دوستی است، زیرا علی(ع) تجسمی از انسانیت، حق‌پرستی، پاکی، شجاعت، عدالت و یاری مظلوم بود. اسلام مکتب انسانیت‌دوستی است، نه انسان‌دوستی؛ زیرا نمی‌توان انسانیت و ضدانسانیت را یکسان دوست داشت.

 استاد شهید مطهری در یکی از آثار خود به موضوع «مکتب انسان‌دوستی بودن اسلام» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

انسان‌دوستی و فلسفه بشردوستانه یعنی چه؟

آیا معنی انسان‌دوستی، شخص انسان‌ دوستی است؟

پس هر عاشقی که معشوق خود را دوست دارد انسان‌دوست است. و یا اینکه همه انسانها را اعم از خوب و بد، صالح و طالح، ستمگر و عادل، عفیف و ناپاک همه را یکسان [دوست] داشته باشیم؟

و یا انسان‌دوستی یعنی انسانیت‌دوستی و انسانیت‌دوستی یعنی راه انسانیت و هدف انسانیت را در خلقت، و کمال انسانیت را دوست داشته باشیم؟

علی‌دوستی انسانیت‌دوستی است، زیرا هیچ کس علی(ع) را به خاطر شخصش دوست نمی‌دارد.

به این جهت دوست می‌دارد که او تجسمی بود از انسانیت. او عالم بود، حق‌پرست بود، پاک بود، شجاع بود، حرّ بود، خصم ظالم و عون مظلوم بود، عادل بود، از خود گذشته بود، پرهیزکار بود، بنده حق بود، دوست حق بود، استثمارگر نبود، تنبل نبود، راحت‌طلب نبود، مجاهد بود.

یا باید انسان‌دوست بود و یا انسانیت‌دوست. لومومبا و چومبه هر دو انسانند، یزید و امام حسین(ع) هر دو انسانند، ولی در دو قطب مخالف قرار گرفته‌اند.

اگر این دو قطب را دوست [داشته‌] باشیم معنی‌اش این است: ما نسبت به انسانیت و ضدانسانیت بی‌تفاوتیم، پس انسانیت‌دوست نیستیم.

اسلام انسانیت‌دوستی دارد نه انسان‌دوستی‌. یک نکته اساسی در اسلام این است که مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی. اومانیسم، انسان‌دوستی است و صلح کل است و این ضد انسانیت‌دوستی است.

منبع: یادداشت‌های استاد مطهری، ج ۱، ص ۴۰۳

سایت مبلغ
 

 نظر دهید »

منزلت امام حسن مجتبی (ع) نزد مسلمانان

18 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

منزلت امام حسن (ع) نزد مسلمانان

معرفة‌الامام یکی از راه‌های افزایش محبت و سرچشمه فهم و درک معارف دینی است. در طول تاریخ علما و محدثان شیعی از هر فرصتی استفاده کردند تا با نقل فضائل اهل‌بیت پیامبر، مسلمین و به طور کل، بشریت را با منابع اصلی شناخت و معرفت آشنا کنند.

اگر اولین آثار شیعیان را تا کنون ورق بزنیم خواهیم دید که باب‌ها و فصل‌های گوناگونی حدیث در بیان عظمت و فضیلت حضرات معصوم و لزوم تمسک و توجه به آنان است. در این بین طبیعی است که شیعیان نسبت به بزرگان مذهب خود چنین حساسیتی داشته باشند و برای معرفی آنان دست به تلاش گسترده‌ای بزنند؛ اما با نظر به آثار سایر مسلمانان و پیروان دیگر مذاهب خواهیم دید حقیقت آن‌قدر درخشنده و تابناک بوده است که گذشتن از آن سخت و دشوار خواهد بود.

برای همین است که با نگاهی گذرا به کتب روایی اهل تسنن خواهیم دید که بزرگان این مذاهب و نحله فکری در مواضع بسیاری با نقل احادیث و گزارشات تاریخی شأن و منزلت خاندان پیامبر را متذکر شدند. در این راستا احادیث بسیاری را علمای اهل سنت در مقام و فضیلت امام حسن مجتبی نقل کردند، به طوری که شاید نظیر چنین گزارشات تاریخی را در آثار علمای شیعه نمی‌توانیم بیابیم. در ادامه سعی داریم چهره امام حسن و جایگاه این سبط الرسول را در کتب اهل سنت را بازگو کنیم تا به این شکل به مدد آن حضرت معرفتمان افزایش پیدا کند. 

تشابه به رسول الله

محدثین شیعه و اهل سنت بارها به تشابه امام حسن مجتبی (ع) به رسول خدا (ص) اذعان کرده‌اند و در منابع معتبر خود به این موضوع اشاره داشتند. تشابه امام مجتبی (علیه‌السلام) به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در تمام صفات به اندازه‌ای برای مسلمانان آشنا بود که با دیدن حضرت، مردم به یاد رسول الله (ص) می‌افتادند. ابوبکر بزاز یکی از علمای مشهور اهل سنت است که در کتابش به این نکته اشاره می‌کند و می‌نویسد: «بهی غلام زبیر نقل می‌کند که روزی عبدالله بن زبیر بر ما وارد شد و ما دسته جمع، شبیه‌ترین شخص از اهل بیت (ع) به رسول خدا (ص) را به یاد می‌آوردیم. در این هنگام عبدالله بن زبیر گفت: من شما را آگاه می‌کنم که شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (ص) حسن بن علی (ع) است( ابوبکر بزاز، الفوائد الشهیر، ج ۱، ص ۳۷۷، رقم ۴۰۲، دار ابن الجوزی - السعودیة / الریاض، چاپ اول، ۱۴۱۷ ه).»

شدت علاقه رسول‌الله به امام حسن 

فرزندان فاطمه (س) برترین مخلوقات خدای رحمان در عالم هستی هستند. شدت محبت رسول خدا (ص) به امام حسن و امام حسین (ع) بر همگان مشخص بوده و هست. بخاری محدث مشهور اهل سنت در کتاب خود به نقل از براء می‌نویسد: «روزی پیامبر را دیدم که حسن بن علی (ص) را بر روی شانه‌هایش نشانده بود و در این حال می‌فرمود: پروردگارا! من او را دوست دارم، پس تو هم او را دوست بدار(بخاری، صحیح بخاری، ج ۵، ص ۲۶، رقم ۳۷۴۹، دار طوق النجاة، چاپ اول، ۱۴۲۲ ه ق) .»


دوستی و محبت رسول خدا (ص) تنها به دوست داشتن امام مجتبی (علیه‌السلام) خلاصه نمی‌شود و پیامبر رحمت، هر آن کس که سبط اکبر را دوست داشته و مطیع و شیعه‌اش باشد را نیز دوست دارد. ابن ماجه قزوینی یکی دیگر از علمای مشهور اهل سنت در کتاب سنن، به دعای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حق دوستداران امام مجتبی (ع) اشاره می‌کند و می‌نویسد: «خدایا! من او را دوست دارم؛ پس او را دوست بدار و عاشقان او را دوست بدار(ابن ماجه قزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۱۵۱، بشار عواد معروف، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۸ ه ق) .» شدت و علاقه رسول خدا (ص) به امام مجتبی (ع) را می‌توان در این سخن حضرت مشاهده کرد. آنجا که از نوردیدگانشان به گل خوشبو یاد می‌کنند. قرطبی عالم سرشناس اهل سنت در کتاب الاستیعاب از بیان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌نویسد: «حسن، گل خوشبوی من از دنیا است(قرطبی، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج ۱، ص ۳۸۵، دار الجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ه ق.).»

عظمت امام حسن به قلم سنی‌مذهبان

ابن کثیر دمشقی، تاریخ نگار برجسته سنی مذهب به سندش از جابربن عبداللَّه نقل کرد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فَلْيَنْظُرْ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ». هر کس دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت نظر کند باید به حسن بن علی نظر نماید.

ذهبى، سیره نویس معروف تاریخ اسلام مى نویسد: «الحسن بن على بن ابى طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، الامام، السید، ریحانة رسول الله(صلى الله علیه وآله) وسبطه، وسیّد شباب اهل الجنّة، ابو محمّد القرشى الهاشمى المدنى الشهید. وقد کان هذا الامام سیّداً، وسیماً، جمیلا، عاقلا، رزیناً، جواداً، ممدوحاً، خیّراً، دیّناً، ورعاً، محتشماً، کبیرالشأن»حسن بن على بن ابى طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، امام، سیّد، دسته گل رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و سبط او، و آقاى جوانان بهشت، ابومحمّد، قرشى، هاشمى، مدنى و شهید است. این امام، بزرگوارى بود تنومند، اهل خیر، بسیار دیندار، با ورع، داراى حشمت و جاه، و شأنى بزرگ .

ابن حجر هیتمى نیز مى نویسد: «کان الحسن ـ (رضی الله عنه) ـ سیّداً کریماً حلیماً زاهداً ذا سکینة ووقار وحشمة، جواداً ممدوحاً» حسن ـ (رضی الله عنه) ـ آقایى کریم، بردبار، زاهد، داراى سکینه و وقار و حشمت، اهل جود و مورد مدح و ستایش بود..

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 179
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ
  • avije danesh
  • سلام
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس