مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

شناخت امام حسن مجتبی علیه‌السلام تنها به ماجرای صلح آن حضرت محدود نمی‌شود.

01 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

شناخت امام حسن مجتبی علیه‌السلام تنها به ماجرای صلح آن حضرت محدود نمی‌شود. سیره عبادی، اخلاق فردی و اجتماعی، شیوه مواجهه با دشمن، کرامت، سخنان حکیمانه و سبک زندگی ایشان، گنجینه‌ای از معارف ناب اسلامی است که می‌تواند پاسخگوی بسیاری از نیازهای فکری و فرهنگی امروز باشد.


با بررسی سیره امام حسن (ع)، مشاهده می شود که لقب «کریم اهل بیت» ازاین جهت نیز به حق شایسته ایشان است؛ زیایشان چنان به مسأله قدردانی از محبت دیگران اهمیت می دادند که حتی با مشاهده محبتی در حق حیوانات، آن را ارج می نهادند و بی پاسخ نمی گذاشتند. امام حسن (ع) غلام سیاهی را دیدند که از نان نازکی یک لقمه خودش می خورد و یک لقمه به سگی که آن جا بود می داد. حضرت پرسیدند: «چه چیز باعث شد که چنین کنی؟» غلام جواب داد: «من شرم دارم از این سگ که خودم غذا بخورم و به او چیزی ندهم.» حضرت به او فرمودند: «جایی نرو تا برگردم.» سپس نزد صاحب او رفتند و غلام و باغی را که غلام در آن بود خریدند. بعد غلام را آزاد کردند و باغ را به او بخشیدند.
چنین رفتارهایی، علاوه بر آن که نمودی از اوج کرامت امام است، اهتمام حضرت برای تربیت عاطفی مردم را نیز نشان می دهد؛ زیرا ایشان از طریق چنین رفتارهایی، ارزش و اهمیت محبت را گوشزد می کردند و با برخوردهای کریمانه ای که در برابر مهربانی ها از خود نشان می دادند، دیگران را به ابراز محبت حتی در حق حیوانات تشویق می نمودند.،ذره ای ابراز محبت را بی پاسخ نگذاشته، آن را به بهترین وجه جبران می نمودند.
🔗 دانشنامه امام حسن مجتبی(ع):
https://hawzah.net/fa/Subjects/4926/امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام

 نظر دهید »

نخستین جنگِ رسانه‌ایِ تاریخ اسلام در آینه‌یِ صلحِ امام حسن (ع)

31 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

 نخستین جنگِ رسانه‌ایِ تاریخ اسلام در آینه‌یِ صلحِ امام حسن (ع)

وقتی دروغ، تیترِ اول شد؛ معاویه چگونه افکارِ عمومی را علیهِ امامِ حسن (ع) چرخاند؟

 

                                    

در عصرِ امام حسن مجتبی (ع)، میدانِ نبرد فقط میدانِ شمشیر نبود؛ منبر، نامه، شایعه، تطمیع و ترساندنِ افکارِ عمومی، ابزارهای اصلیِ جنگی بودند که معاویه با مهارت به کار گرفت. او با ساختنِ روایتی وارونه از حقیقت، امامِ حق را در چشمِ بخشی از جامعه، از رهبرِ مشروع به عاملِ اختلاف و از مدافعِ عدالت به مانعِ صلح و ثبات تبدیل کرد؛ پروژه‌ای که امروز می‌توان آن را یکی از روشن‌ترین نمونه‌های «جنگِ روایت‌ها» در تاریخ دانست.

 اگر بخواهیم صلحِ امام حسن (ع) را فقط با زبانِ نظامی یا صرفاً سیاسی تحلیل کنیم، بخشِ مهمی از واقعیت را از دست داده‌ایم. آنچه در سال‌های ۴۰ و ۴۱ هجری رخ داد، فقط یک کشمکشِ قدرت میانِ دو حکومت نبود؛ صحنه‌ی آغازِ نوعی جنگِ رسانه‌ای و روانی بود که در آن، معاویه تلاش کرد حقیقت را نه با استدلال، بلکه با مهندسیِ ادراک عمومی شکست دهد. او به‌خوبی می‌دانست که اگر بتواند تصویرِ امام حسن (ع) را در ذهنِ مردم مخدوش کند، حتی پیش از درگیریِ نظامی، بخشی از میدان را برده است. این همان جایی است که «دروغ» به تیترِ اول تبدیل می‌شود و حقیقت، در حاشیه می‌ماند.

برای فهمِ این نبرد، باید به ابزارهای ارتباطیِ آن روزگار توجه کرد. در عصرِ اموی، رسانه به معنای امروزی وجود نداشت، اما شبکه‌ای از ابزارهای اثرگذار وجود داشت: منبرهای مسجد، خطبه‌ها، نامه‌های رسمی و غیررسمی، قاریان، شاعران، راویانِ دربار، کارگزارانِ محلی، پیک‌ها و مهم‌تر از همه، شایعه. معاویه این شبکه را خوب می‌شناخت و به‌صورت سازمان‌یافته از آن بهره برد. او در شام حکومتی ساخته بود که در آن، روایتِ رسمی به‌طور دائم تکرار می‌شد: معاویه خود را پاسدارِ نظم، ثبات و «وحدت» نشان می‌داد و در مقابل، جبهه‌ی امام علی و سپس امام حسن (ع) را عاملِ فتنه و ناامنی معرفی می‌کرد. این نخستین لایه‌ی جنگِ روایت‌ها بود: وارونه‌سازیِ معنای مفاهیم. کسی که در جبهه‌ی حق بود، به‌عنوان مخلّ امنیت تصویر می‌شد و کسی که برای تثبیتِ قدرتِ نامشروع می‌جنگید، به‌عنوان منجیِ آرامش جا زده می‌شد.

منابعِ تاریخی، از جمله گزارش‌های موجود در تاریخ طبری،  الارشاد شیخ مفید و الکامل ابن‌اثیر، نشان می‌دهند که معاویه تنها به جنگِ نظامی تکیه نکرد؛ او به‌طور هم‌زمان، شبکه‌ای از نامه‌نگاری‌های پنهان و آشکار را فعال کرد تا در سپاهِ امام حسن (ع) تزلزل ایجاد کند. نامه‌ها فقط برای انتقالِ پیام نبودند؛ خودِ نامه یک ابزارِ سیاسی بود. معاویه با ارسالِ نامه به سرانِ قبایل و فرماندهان، آنان را میانِ ترس و طمع قرار می‌داد. وعده‌ی پول، مقام، امنیتِ قبیله‌ای و حتی حفظِ جان، بخشی از این بسته‌ی تطمیع بود. این روش، امروز شبیه خریدنِ یک روایت با بودجه‌ی بالا است؛ یعنی به‌جای آنکه حقیقت را نقض کنی، حاملانِ حقیقت را می‌خرید.

یکی از مشهورترین نمونه‌ها، ماجرای عبیدالله بن عباس است؛ فرمانده‌ای که در برخی گزارش‌ها، با وعده و تطمیعِ مالی از جبهه‌ی امام جدا شد. در روایت‌های تاریخی آمده است که معاویه برای او پول و وعده‌ی قدرت فرستاد و او را از صحنه بیرون کشید. فارغ از جزئیات اختلافیِ منابع، اصلِ ماجرا روشن است: جنگِ روانی وقتی موفق می‌شود که ستون‌های اعتماد را هدف بگیرد. معاویه لازم نبود همه‌ی سپاه امام را بشکند؛ کافی بود چند چهره‌ی کلیدی را از پای درآورد تا موجِ بی‌اعتمادی، بدنه‌ی جامعه را فرا بگیرد. این همان منطقِ رسانه‌ایِ مدرن است: با ضربه به چند نقطه‌ی مرجع، روایتِ کلی را فروبریز.

در کنارِ تطمیع، معاویه از ترس نیز بهره می‌برد. دستگاهِ تبلیغاتیِ او تصویری از قدرتِ مطلقِ شام می‌ساخت: سپاهی منظم، خزانه‌ای پر، شبکه‌ای مطیع و آینده‌ای روشن. در مقابل، کوفه را شهری آشفته، پر از تردید و فاقدِ اراده‌ی جمعی نشان می‌داد. وقتی افکار عمومی مدام با این تصویر تغذیه شود، بخشی از مردم به این نتیجه می‌رسند که مقاومت بی‌فایده است. در علوم ارتباطات امروز، به این فرایند «ساختنِ اجماعِ ظاهری» می‌گویند؛ یعنی مردم تصور کنند همه به سمتِ خاصی می‌روند، پس آنها هم ناچارند همان مسیر را انتخاب کنند. معاویه دقیقاً چنین فشاری را روی جامعه‌ی کوفه وارد کرد.

نکته‌ی مهم دیگر، دست‌کاریِ معناهای دینی بود. معاویه نمی‌توانست آشکارا بگوید که برای قدرت می‌جنگد؛ بنابراین باید زبانِ دین را مصادره می‌کرد. او خود را مدافعِ «وحدتِ امت» معرفی می‌کرد و هر مقاومتی را موجبِ تفرقه می‌خواند. در ظاهر، سخن از آرامش و جلوگیری از خون‌ریزی بود، اما در باطن، هدف چیزی جز تثبیتِ سلطه نبود. این همان نقطه‌ای است که تحریفِ مفهومی آغاز می‌شود: وقتی عدالت را با آشوب، و باطل را با ثبات یکی کنند، جامعه در تشخیصِ حق دچار لغزش می‌شود. امام حسن (ع) در چنین فضایی مجبور بود نه فقط با سپاهِ دشمن، بلکه با تفسیری جعلی از دین نیز مقابله کند.

یکی از ابزارهای مؤثرِ معاویه، شایعه‌سازی بود. شایعه، سریع‌تر از خبرِ رسمی منتشر می‌شود و چون از مجرای اعتمادهای غیررسمی عبور می‌کند، اثرگذاریِ بیشتری دارد. در فضایِ کوفه، شایعاتی پخش می‌شد که امام حسن (ع) قصدِ صلح دارد، یا فرماندهانِ جبهه‌ی حق به‌زودی جدا خواهند شد، یا معاویه توانِ شکست‌ناپذیر دارد. نتیجه‌ی چنین بمبارانِ روانی، فرسایشِ امید بود. وقتی امید فرومی‌ریزد، بسیاری از مردم قبل از آنکه در میدان شکست بخورند، در ذهن شکست خورده‌اند. در واقع، یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های معاویه، شکستنِ اراده‌ی جمعی از راهِ شایعه بود.

منافقانه‌ترین بخشِ این جنگِ روایت‌ها آن بود که معاویه خود را صلح‌طلب و امام حسن (ع) را آغازگرِ بحران جا می‌زد. او با مهارت، جایِ فاعل و مفعول را عوض می‌کرد. این همان چیزی است که امروز در ادبیات رسانه‌ای، «وارونه‌سازیِ مسئولیت» می‌نامیم. کسی که بحران را ساخته، خود را نجات‌دهنده معرفی می‌کند و کسی که در پیِ مهارِ بحران است، عاملِ بحران جلوه داده می‌شود. معاویه با چنین روایتی توانست بخشی از افکار عمومی را قانع کند که اگر امام حسن (ع) از حقِ خویش کوتاه نمی‌آید، پس او مانعِ صلح است؛ در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس بود. صلحِ تحمیلیِ معاویه، صلحِ عدالت نبود؛ صلحِ تثبیتِ سلطه بود.

در این میان، نباید نقشِ خستگیِ اجتماعیِ مردمِ عراق را فراموش کرد. جنگ‌های پی‌درپیِ جمل، صفین و نهروان، روح و جسمِ جامعه را فرسوده کرده بود. جامعه‌ای که از درون خسته باشد، بیش از هر چیز، پذیرای روایتِ «تمامش کنیم» می‌شود. معاویه از همین خستگی بهره برد. او به مردم القا کرد که ادامه‌ی مقاومت، فقط خون‌ریزی بیشتر می‌آورد؛ پس ثباتِ ظاهری بهتر از حقیقتِ پرهزینه است. این یکی از پیچیده‌ترین شکل‌های جنگِ رسانه‌ای است: وقتی دشمن بتواند رنجِ مردم را بهانه کند تا آنان را از حق جدا سازد. در چنین وضعی، مردم از سرِ خستگی، به روایتی پناه می‌برند که ظاهرش آرامش‌بخش است، اما باطنش تسلیم‌ساز.

نقشِ نخبگان و سرانِ قبایل نیز در این میان تعیین‌کننده بود. در جامعه‌ی قبیله‌ایِ کوفه، چهره‌هایِ بانفوذ می‌توانستند افکار عمومی را به سرعت جابه‌جا کنند. اگر این افراد دچارِ تردید یا خریداری شوند، بدنه‌ی جامعه نیز متزلزل می‌شود. معاویه این را می‌دانست و به‌جای آنکه فقط با هزاران سرباز بجنگد، روی چند نفر از بازیگرانِ کلیدیِ میدان سرمایه‌گذاری کرد. در زبان امروز، او به جای جنگ با مخاطبِ عمومی، به «اینفلوئنسرهای» زمان خود دست می‌زد؛ همان‌ها که می‌توانستند یک قبیله را به سمتِ صلحِ تحمیلی یا خیانت هل دهند. این واقعیت نشان می‌دهد که جنگِ روایت‌ها بدونِ مدیریتِ نخبگانِ میانی، ممکن نیست.

اما امام حسن (ع) در برابرِ این هجومِ رسانه‌ای و روانی، چگونه ایستادند؟

نخست با صداقت. امام هرگز روایتِ جعلیِ معاویه را نپذیرفتند و با صراحت، حقیقتِ وضعیت را برایِ خواص و مردم تبیین کردند. در خطبه‌ها و مواضعِ تاریخیِ آن حضرت، می‌توان حساسیت نسبت به انحرافِ جامعه و بی‌وفاییِ برخی یاران را دید. دوم با صبر و حکمت؛ امام اجازه ندادند که پاسخِ احساسی، ایشان را به بازیِ دشمن وارد کند. سوم با افشایِ تضادِ میانِ ظاهر و باطنِ معاویه. امام با صلحِ خود، اجازه ندادند که معاویه بتواند خود را «پیروزِ عدالت» جلوه دهد. اگر جنگِ نظامی در آن شرایط ادامه می‌یافت و به شکستِ کاملِ نیروهایِ حق می‌انجامید، معاویه می‌توانست شکست را به‌عنوانِ اثباتِ حقانیتِ خود روایت کند. صلحِ امام این امکانِ تبلیغاتی را از او گرفت و چهره‌ی واقعیِ امویان را در تاریخ ثبت کرد.

از این زاویه، صلحِ امام حسن (ع) نه عقب‌نشینی از میدان، بلکه تغییرِ میدانِ نبرد بود. امام فهمیدند که در آن لحظه، نبردِ شمشیر به سودِ باطل تمام می‌شود، اما نبردِ روایت می‌تواند حقیقت را حفظ کند. به بیان دیگر، امام از میدانِ فیزیکی به میدانِ معنا رفتند. این تصمیم، برایِ هر کسی که فقط با منطقِ کوتاه‌مدتِ جنگ می‌سنجد، شاید انفعال به نظر برسد؛ اما در واقع، یک اقدامِ استراتژیک برایِ حفظِ هسته‌ی حقیقت بود. امام حسن (ع) نگذاشتند که معاویه با کمکِ دروغ، همِ قدرت را ببرد و همِ روایت را. اگر قدرتِ ظاهری را گرفت، روایتِ نهایی در تاریخ، علیهِ او ثبت شد.

درسِ این ماجرا برایِ امروز، بسیار روشن است. جوامعِ امروز نیز در معرضِ جنگِ روایت‌ها هستند: از شبکه‌های اجتماعی تا رسانه‌های رسمی، از شایعاتِ سریع تا تصویرسازی‌های گزینشی. هر جا که جامعه نتواند حقیقت را از روایتِ تحریف‌شده تشخیص دهد، امکانِ وارونه‌سازیِ افکار عمومی وجود دارد. معاویه به ما یاد می‌دهد که برایِ پیروزیِ سیاسی، همیشه لازم نیست حقیقت را نابود کنی؛ کافی است آن را از مرکزِ توجه خارج کنی. اما امام حسن (ع) به ما می‌آموزند که گاهی بزرگ‌ترین مقاومت، حفظِ صداقت در زمانی است که دروغ، تیترِ اول شده است.

امروز نیز اگر بخواهیم از این تجربه درس بگیریم، باید چند اصل را جدی بگیریم: اول، شناختِ منبعِ خبر؛ دوم، توجه به کسی که از یک روایت سود می‌برد؛ سوم، پرهیز از شتاب‌زدگی در پذیرشِ شایعه؛ چهارم، حفظِ انسجامِ اجتماعی در برابرِ جنگِ روانی؛ و پنجم، وفاداری به حقیقت حتی وقتی فضای عمومی علیه آن است. تاریخِ امام حسن (ع) نشان می‌دهد که ممکن است در مقطعی، دروغ صدای بلندتری داشته باشد، اما این بلندی، به معنایِ پیروزیِ نهایی نیست. گاهی حقیقت دیرتر شنیده می‌شود، اما ماندگارتر است.

مبلغ – سرویس رسانه

 

 نظر دهید »

معرفی یک ابزار کاربردی برای مراقبه روزانه

27 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

معرفی یک ابزار کاربردی برای مراقبه روزانه

▫️محاسبه نفس و مراقبت از رفتارهای روزانه، یکی از راه‌های مهم خودسازی و تقویت عادت‌های نیک است؛ اما گاهی مشغله‌های روزمره باعث می‌شود تصمیم‌ها و برنامه‌های معنوی خود را فراموش کنیم.

📱 اپلیکیشن «محاسبه اعمال» (http://cafebazaar.ir/app/?id=ir.shia.mohasebe) ابزاری کاربردی برای برنامه‌ریزی، مدیریت عادت‌ها، کسب خوبی‌ها و ترک رفتارهای نامناسب است. در این برنامه می‌توانید وظایف روزانه خود مانند تلاوت قرآن، نماز اول وقت، مطالعه، ورزش و دیگر برنامه‌های فردی را ثبت کرده و برای آن‌ها یادآور و امتیاز تعیین کنید.

📥 دریافت اپلیکیشن از بازار:
cafebazaar.ir/app/?id=ir.shia.mohasebe

 

 نظر دهید »

امروز اولین روز ماه صفر است؛ صدقه دادن چه شرایطی دارد و مصارف آن در کجاست؟

25 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

 

امروز اولین روز ماه صفر است؛
صدقه دادن چه شرایطی دارد و مصارف آن در کجاست؟

در برخی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند که بر همین اساس صدقه دارای شرایطی و مصارفی است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امروز پنج‌شنبه اول ماه صفر ۱۴۴۸ هجری قمری است. در برخی از منابع آمده است که ماه صفر، معروف به نحوست است؛ به ویژه چهار روز آخر ماه که رحلت رسول الله صلی‌الله علیه و آله در آن واقع شده است. در چرایی منحوس بودن ماه صفر، دلایلی از جمله رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، شهادت امام حسن علیه السلام و امام رضا علیه السلام در این ماه را ذکر می‌کنند. همچنین ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرای کربلا به شهر شام مصادف است و نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.

در برخی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند. به همین دلیل مسلمانان از این ماه به عنوان ماهی نحس و بد یُمن یاد می‌کنند، چرا که در این ماه وحی قطع می‌شود. حضرت علی علیه السلام در این مورد فرموده است: با رحلت پیامبر صلی‌الله علیه و آله چیزی قطع شد که با فوت هیچ احدی قطع نشد.

بنابر روایت مهر، محدث جلیل القدر شیخ عباس قمی هم در مفاتیح‌الجنان، در بخش اعمال ماه صفر و هم در وقایع الایّام به این موضوع (نحوست ماه صفر) اشاره کرده است. به هر حال از برای رفع نحوست، هیچ چیز بهتر از صدقه دادن و ادعیه وارده نیست و اگر کسی خواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه، دعای هر روز ماه صفر را بخواند.

شرایط صدقه

آن‌گونه که از سخنان معصومین (علیهم‌السلام) و آیات قرآن کریم استفاده می‌شود صدقه دارای شرایطی می‌باشد از جمله؛

۱- قبل از هر چیز، صدقه باید از اموال حلال و خوب و سالم باشد؛ «یا أیها الَّذینَ آمَنُوا أنْفِقُوا مِنْ طَیباتِ ما کسَبْتُمْ وَ…؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از قسمت‌های پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت حلال) به دست آوردید، و از آن چه از زمین برای شما خارج ساخته‌ایم انفاق کنید!»

۲- بهتر است که صدقه و انفاق مخفی باشد؛ «وَاِنْ تُخْفُوها وَ تُؤتُوها الفُقَراءَ فَهُوَ خَرٌ لَکمْ؛ هر گاه آن‌ها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است.»

۳- این که صدقه و انفاق همراه با آزار و منّت نباشد؛ «یا أیها الَّذینَ آمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِکمْ بِالمَنِّ و…؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد…»

۴- انفاق و صدقه باید توأم با اخلاص و خلوص نیت باشد؛ «ینْفِقُونَ أموالَهُمْ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ؛ «کسانی که اموالشان را برای جلب خوشنودی خدا انفاق می‌کنند.»

۵- انفاق و صدقه از اموالی باشد که آن‌ها را دوست داریم و مورد علاقه ماست؛ «لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ…؛ هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر این که از آن‌چه دوست می‌دارید (در راه خدا) انفاق کنید، …»

۶- این که انفاق‌کننده هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکرده، بلکه خود را واسطه بین خدا و خلق بداند؛ «وَأنْفِقُوا مما جَعَلَکمْ مَسْتَخْلِفْین فِیهِ؛ انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است.»

مصارف صدقه

در آیه‌های قرآن آمده است «إنّما الصَّدَقاتُ لِلْفُقَرا والمَساکینَ والعامِلینَ و…» این آیه به روشنی مصارف واقعی صدقه را بیان کرده و به تمام توقعات بی‌جا پایان می‌دهد و آن را در هشت مصرف جمع می‌کند:
۱- فقرا؛
۲- مساکین؛
۳- عاملان و جمع‌آوری‌کنندگان زکات که آن‌چه به آن‌ها داده می‌شود در حقیقت به منزله مزد و اُجرت آن‌ها است؛
۴- «مُؤلِفَة قلوبُهُم» یعنی کسانی که انگیزۀ معنوی نیرومندی برای پیشبرد اهداف اسلامی ندارند و با تشویق مالی می‌توان تألیف قلب و جلب محبت آنان را نمود؛
۵- برای آزاد ساختن بردگان؛
۶- برای اداء دِین بدهکاران و آنها که بدون جُرم و تقصیر زیر بار بدهکاری مانده و از ادای آن عاجز شده‌اند؛
۷- مصرف در راه خدا و منظور آن، تمام راه‌هایی است که بر گسترش و تقویت آئین الهی منتهی شود؛
۸- «وَابنِ سبیل» و کمک به واماندگان در راه، مسافرانی که بخاطر علتی در راه مانده و زاد و توشه کافی برای رسیدن به مقصد ندارند.

 

 نظر دهید »

میراث تمدنی رهبر شهید

22 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

میراث تمدنی رهبر شهید

 

میراث تمدنی رهبر شهید

مرکز تحقیقات رایانه‌ای علوم اسلامی، مجموعه آثار رهبر شهید حضرت امام خامنه‌ای(ره) را با عنوان «حدیث ولایت» که شامل مجموعه بیانات و پیام‌های ایشان از سال ۱۳۵۷ تا کنون است در قالب ۱۲۱ عنوان کتاب در ۲۰۸ جلد منتشر کرده است که میراث بزرگ و یادگار گرانسنگی در طول قرون خواهد بود. بی‌تردید آثار، تألیفات و شاگردان یکی از مواریث رهبری شهید تلقی می‌شود. درباره منظومه فکری رهبری شهید قبلاً در همین ستون نکاتی را قلمی کرده‌ام، اما امروز درباره یکی از بنیادی‌ترین و راهبردی‌ترین میراث تمدنی آیت‌الله خامنه‌ای که «نظریه تمدن نوین اسلامی» است مطالبی را تقدیم می‌کنم.

این نظریه بر پایه پیوند میان «دین و علم» و اصولی چون: عدالت، علم، اخلاق، کرامت انسانی، وحدت و اتحاد جهان اسلام استوار شده است. رهبری شهید در خصوص الگوی مدنظر خود، «انقلاب اسلامی» سال ۱۳۵۷ را گام اول در چارچوب تحول و دگرگونی همه جانبه در ارزش‌ها و هنجارهای حاکم آن زمان می‌داند. در گام دوم، «نظام اسلامی» و استقرار ساختارها و نهادهای جدید با رویکردهای انقلابی تعریف می‌شود. «دولت اسلامی» گام سوم شکل گیری تمدن نوین اسلامی است که شاخصه آن کارگزاران و دولتمردان مؤمن، عدالت خواه و مردمی با رویکرد تحول‌گرا است که توسعه، عمران و پیشرفت همه جانبه کشور را دنبال می‌کنند. گام چهارم، «شکل گیری جامعه اسلامی» است که سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی و حاکمیت ارزشها و هنجارهای متأثر از آن زیست شرافتمندانه و مشاهده رفتارهای اجتماعی و نمادهای این هنجارها را در بر می‌گیرد. و بالاخره گام آخر، «تمدن اسلامی» است که یک جامعه الگو و نمونه را در ایران به عنوان «ام القری جهان اسلام» به دنیا معرفی می‌کند که «اخلاق، عدالت و معنویت» روح حاکم بر آن است.

 

رهبری شهید انقلاب ابزارها و ساز و کارهای دستیابی به این نظریه «تمدن نوین اسلامی» را بر سازه‌های زیر استوار می‌دانند: 

«اسلام و نظام اسلامی، ایران، زبان فارسی و صیانت از میراث تاریخی و تمدنی» پر افتخار ایرانیان که در طول تاریخ نقش اساسی در «بقای ایران و حاکمیت اسلام» داشته است. ایشان در این زمینه این موارد را مورد تأکید قرار می‌دهند.

یکم) از نظر ایشان «اسلام و نظام اسلامی» یک تاریخچه و قدمت چند صد ساله دارد و سرآغاز آن را از حکومت اسلامی که در مدینه توسط پیامبر اکرم(ص) تأسیس شد و تفصیل آن را در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» و «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» و سایر آثار و تألیفات ایشان می‌توان دید. در قرن حاضر، «نظام جمهوری اسلامی» را که امام خمینی، معمار کبیر انقلاب اسلامی و مؤسس جمهوری اسلامی «حفظ آن را اوجب واجبات» می‌دانست مصداق بارز همه این مبارزات و مجاهدت‌های طول تاریخ برای حاکمیت اسلام می‌داند و از دیدگاه رهبری شهید جمهوری اسلامی مختصاتی دارد که مهم‌ترین آن از نظر اعتبار، نفوذ، جایگاه و منزلت، «حاکمیت منظومه فکری امام خمینی» است.

ایشان تصریح می‌کند که «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست». به عبارتی، شناسنامه این انقلاب را با «نام امام خمینی» مترادف می‌داند. رهبر شهید انقلاب «بیداری اسلامی و نهضت اسلامی» را میراث بزرگ امام خمینی می‌دانست و بر «اتحاد و وحدت مسلمانان» به عنوان مؤلفه مهم نظریه تمدن نوین اسلامی تأکید داشت. 

دوم) ایران: بی‌تردید آیت‌الله خامنه‌ای را باید «ایرانی‌ترین روحانی قرن» بنامیم چرا که ایشان همواره بر نقش ایران در توسعه و ترویج علم و دانش نه تنها در ایران بلکه در جهان تأکید داشت. ایشان بناها و اماکن تاریخی در ایران فرهنگی را مرهون سرپنجه تدبیر و هنر معماران و هنرمندان ایرانی و افتخار آمیز می‌دانست. ایشان بعد از رخدادها و حوادث انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ و پیامدهای ناشی از آن هنگام دعوت از مردم برای حضور در پای صندوق‌های رأی و مشارکت سیاسی از آنان خواست که اگر «نظام و رهبری را قبول ندارید، بخاطر ایران رأی دهید».

افزون بر این، فراموش نکرده‌ایم در شب عاشورا در حسینیه امام خمینی در سال ۱۴۰۴ در هنگامه جنگ متجاوزان آمریکایی ـ صهیونیستی و متحدان آنها علیه کشور از مداح بیت خواستند که از «ایران» بخواند و بعد همانجا تصریح کردند که «ایران ای سرای امید» مطالبه بعدی برای اجرا باشد. رهبری شهید «بقای ایرانی گری» را در اهمیت وطن، پرچم، اتحاد مقدس مردم و حفظ انسجام ملی می‌دانستند. 

سوم) زبان فارسی و صیانت از میراث تاریخی و تمدنی: بارها رهبری شهید در سخنرانی‌ها، ملاقات‌ها و دیدارها فرمودند که «اسلام و نظام اسلامی، ایران و زبان فارسی» به مثابه خطوط قرمز رهبری تلقی می‌شود که بر حفظ و تقویت آن با احدی تعارف نخواهد داشت.
رهبری شهید که خود خطیب، نویسنده، سخنور، شاعر و هنرمند برجسته‌ای بود، «قدر زبان فارسی» را بدرستی می‌دانست، چرا که همواره تأکید می‌کرد زبان فارسی زبان علم است و هر کس در هر کجای جهان بدنبال علم و دانش است باید زبان فارسی را یاد بگیرد. اگرچه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دوره نخست در سال ۱۳۱۴ شمسی شکل گرفت اما بی‌تردید باید آیت‌الله خامنه‌ای را احیاگر این نهاد در بعد از انقلاب اسلامی دانست.

بسیاری از آثار مکتوب از جمله تألیفات حکیم ابوعلی سینا به دستور و سفارش ایشان بعد از انقلاب به زبان فارسی ترجمه شد. توسعه کمی و کیفی برخی بناهای تاریخی از جمله «آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در توس»، «تخت جمشید در فارس» و «موزه ملی ایران» با سفارش، حمایت و دستورات ایشان انجام شده است. رهبری شهید در دیدار با دست‌اندرکاران کنگره ملی شهدای لرستان تأکید کردند: «باید از گذشته تاریخی خود استفاده و میراث گذشته را به نسل‌های کنونی منتقل کنیم». آیت‌الله خامنه‌ای، فردوسی، مولوی، جامی، صائب، سعدی، حافظ، بیدل، را بزرگان و ائمه شعر و در یک کلام «پیامبران شعر فارسی» می‌دانست. اینک با وداع، تشییع و خاکسپاری تاریخی و بی‌نظیر رهبری شهید که در جهان تاکنون مشابه نداشته است، ما هستیم و میراث گرانسنگ امام و قائد شهیدمان. امید آنکه همه وفادار به آرمانها و میراث ارزنده ایشان باشیم. 
 
دکتر علی دارابی
نویسنده و استاد دانشگاه

 

 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 71
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 8
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 7
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 9
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس