مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

آثار و نتایج خوردن مال حرام

25 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

آثار و نتایج خوردن مال حرام

 
 نظر دهید »

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است

15 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است


ما در ایام دهه آخر ماه صفر، با سوگواری برای چهار معصوم مواجه هستیم.

اولا رسول خدا که خداوند او را اسوه ما معرفی کرده و صریحا توصیه می کند «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة».

دوم شهادت امام حسن مجتبی که از حضرت رسول منقول است که فرمود: لو کان العقل رجلا، لکان الحسن، اگر عقل در قیافه مردی ظاهر می شد، همانا «حسن» بود. مورخان نوشته اند که آن حضرت در روزهای آخر ماه صفر به شهادت رسیده است. برخی هم اوائل ماه ربیع را نوشته اند.

سوم امام حسین است که به تازگی از اربعین آن حضرت گذشته ایم و اصل سوگواری متعلق به اوست.

چهارم شهادت امام رضا که آقا و مولایمان است و به خصوص ما ایرانی ها مفتخریم که آن حضرت در ایران ما مدفون شده و اسباب برکت و هدایت بوده و هست. ایشان روز آخر صفر درگذشته است.
در اینجا می خواهم سه وجه از امامت این بزرگواران را به اجمال بیان کنم و نتیجه ای بگیرم.

ما یک وجه امامت الهی داریم که هم در انبیاء بزرگ الهی هست و هم در امامان ما. آنها واسطه فیض الهی هستند و بر اساس مذهب تشیع، حجت خداوند در روی زمین هستند. آنها امام هستند، چه امام رسمی جامعه باشند و چه نباشند.

یک وجه دیگر، امامت علمی آنهاست، زیرا روایات آنها، مبیّن قرآن، و پشتوانه دین و فقه ماست. ما دین خود را از آن بزرگواران می گیریم. البته و در جایی که نیاز به تعمق در آیات و اخبار باشد، بیشتر دقت می کنیم و روی عقل خودمان هم حساب باز می کنیم، اما در جایی که دین نظری دارد، شیعه، نظر امام علی (ع) آن هم نظری که امام جعفر صادق از او نقل می کند را قبول می کند.

یک وجه دیگر امامت تربیتی آنهاست که ما بر اساس مشی آنها در زندگی می توانیم آنها را اسوه خویش قرار داده و حیات و ممات خود را حیات و ممات محمد و آل محمد قرار دهیم. پیامبر ما و همین طور امامان ما، اسوه اخلاق و تربیت بودند و از هر حیث، سعی می کردند اخلاق انسانی را به منصه ظهور بگذارند. این اعمال و رفتار آنها، برخی بر اساس توصیه های الهی بروز یافته و برخی نیز از آن روی که حضرات ائمه، انسانهای والا و شایسته و کامل هستند، و عامل به کارهای خیر و نیک اند، از آنان بروز یافته است. اعمالی است که انبیاء و انسانهای عاقل و متدین، معمولا وقتی در مقام عمل قرار می گیرند، همان کارها را انجام می دهند.

با این حال، باید توجه داشته باشیم که ما یک وجه انسانی و حِکمی هم در زندگی مان هست، که عقل و دانش خود ما باید آن را مطابق آموزه های قرآن و ائمه و با استناد به عقل و عرف، تشخیص داده و به آنها عمل کند. این مسأله، یک وجه نظری دارد که همان اعتبار و ارزش عقل ماست و به عنوان یک شیعه، برای این عقل حجیت قائلیم و گاهی به آن عقل نظری گفته می شود. دیگری یک عقل عملی است که معنایش این است که ما تشخیص حسن و قبح را با عقلمان می دهیم. این بخش، هم در بعد نظری و هم عملی، وجه مهمی از زندگی فکری و اعمال روزانه ما را تشکیل می دهد. البته منشأ عملی هم در واقع نظر و عقل، اما ناظر به عمل است.

نام بخش عقل نظری و خروجی آن را در معنایی که گذشت، می شود «حکمت» گذاشت، چیزی که آن را هم مثل همه چیز خداوند می دهد (چنان که به لقمان داده: و لقد آتینا لقمان الحکمه) و در قرآن، حکمت کنار تورات و انجیل است، نه عین آنها. « وَ یُعَلِّمُهُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ».

در بخش عقل عملی، می شود عنوان «خیر» را مطرح کرد که خداوند علاوه بر انجام اعمال شرعی و عبادی، دعوت به انجام «خیر» علاوه بر توصیه های صریح شرع، ظاهرا مصادیقی را که ما هم تشخیص بدهیم خیر است، می کند. به هر حال، مواردی هست که ممکن است ما آیه و حدیث هم در باره موضوعاتی به صراحت نداشته باشیم، یا کارهایی باشد که آن زمان معمول و معروف نبوده، بعدها پدید آمده، و ما باید با عقل خود خوبی و خیر آنها را درک کنیم و به آنها عمل کنیم. قرآن و امامان، در آیات و اخبار و عملشان، ما را دعوت به کار خیر و اعمال نیک می کنند. علاوه بر خیر، شاید آنجا که کلی از «اعملوا صالحا» یاد می کند، بتوانیم بگوییم مانند «وافعلوا الخیر» است.

خداوند ضمن آن که از ما خواسته است به تکالیف الهی خویش عمل کنیم، خواسته است تا به این وجه انسانی هم بنگریم و آنچه را که به نظرمان خیر و خوبی و عمل صالح است، محقق سازیم.

ممکن است به نظرتان بیاید که عمل صالح، در درجه اول، عبادات شرعی است، و البته همین طور است، اما وقتی خداوند خطاب به انبیای خود می فرماید: یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ (مومنون:۵۱) یک مواردی از عمل صالح را مشخص می کند، و مواردی را هم به عنوان کار خوب، بر عهده خود بندگان خود می گذارد.

در زمینه تکالیف اجتماعی، آیت زیر، یکی از بهترین آیات الهی است که می فرماید: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏ (آل عمران، ۱۰۴). مخاطب، امام باشد یا دیگران، یا هردو، دعوت به خیر شده است.

در اولین مرحله، کار این برگزیدگان دعوت به خیر است. سوال این است:

دعوت به «خیر» چیست؟

شاید اطلاق کلمه خیر، به معنی بهترین ها، نشان دهد که خداوند به تشخیص آدمیان برای کار خیر احترام می گذارد و البته در این زمینه راهنمایی هم دارد.

دنبالش از دعوت به «معروف» یاد می کند، و از پرهیز دادن از «منکر» سخن می گوید. در اینجا هم باز به صراحت از مصادیق نام نمی برد، و این هم به معنای آن است که خداوند همان طور که در باره کلمه «خیر» اطلاق دارد، از نوع «معروف» و دعوت به آن ستایش کرده و از «منکر» پرهیز می دهد. آنگاه قومی را که به «خیر» و «معروف» عمل کند و از منکر بپرهیزد، قومی رستگار و اهل فلاح می داند.

دست کم در یک مورد دیگر هم در قرآن، از دعوت و عمل به «خیر» یاد می کند. آنجا از عمل به دستورات عبادی اسلام سخن گفته و در مرحله بعد از «وافعلوا الخیر» یاد می کند. در هر دو آیه «فلاح» را نتیجه تحقق این عمل می داند. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (حج : ۷۷). ممکن است جدا کردن خیر از رکوع و سجود و عبادت، به معنای آن باشد که خیر، امری مستقل از عبادات و خود مصداق یک تکلیف روشن الهی برای مومنان در عمل به آن است. کار نیک کردن.

امام علی در نهج البلاغه در باره این آیت که «وافعلو الخیر» می گوید: افْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ وَ لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَی بِفِعْلِ الْخَیْرِ مِنِّی».

امام تأکید می کند که کار خیر، و انجام آن بسیار مهم است. نباید به کوچکی و بزرگی آن نگاه کرد، در واقع، نباید کار خیر را تحقیر کرد. کوچک آن هم بزرگ و کم آن هم زیاد است. هیچ کسی هم نمی تواند مسوولیت انجام کار خیر را از دوش خود بردارد و بگوید، دیگری انجام دهد.

برخی از ما فکر می کنم، باید همه اعمالی که انجام می دهیم، فقط همانها باشد که مصداق صریح و روشن آیه و روایت هستند. طبعا چنین نیست. این تصور، این نتیجه را دارد که ما مسوولیتی در قبال کارهای خیر در جامعه احساس نمی کنیم به صرف، تعبد نسبت به شرع، آن را برای فلاح خود کافی می دانیم. در حالی که خداوند، یکی از پایه های فلاح ورستگاری را نتیجه عمل به کار خیر می داند.

بدفهمی ما در باره خیر یک مصداق این است که فکر می کنیم، فقط وقف برای کارهای مذهبی درست است، برای همین نود درصد موقوفات ما برای کارهای دینی است. در حالی که دعوت کلی به خیر معنایش این است که ما باید معنای خیر را وسیع تر بفهمیم و وقتی وقف می کنیم، دایره وقف را گسترده تر ببینیم. یک اثرش در وقف کتابخانه و دانشگاه است که ما کمتر به آن می پردازیم و بیش از همه به مسجد و حسینیه و آثار دینی می پردازیم. البته خیلی از مومنان به مساله حمام سازی و پل سازی هم توجه داشته اند، اما در کل، وقف را بیش از همه در امور مذهبی صریح رعایت می کنند.

به هر روی، جامعه دیندار در دنیا، به خصوصا مومنان مسلمان، در این زمینه، کوتاهی دارند و اصولا تلقی درستی از درک عقلی خود نسبت به معروف و عمل خیر و کار نیک کمتر دارند. اگر ما نگاه دینی را تعریف می کنیم، باید توجه داشته باشیم که کارهای انسانی، یک مصداق مهم از کار دینی هستند. اگر هم این طور نگاه نمی کنیم، فکر کنیم که دین بخشی از کارهای درست را به ما گوشزد می کند، و بخش دیگر را عقل و عرف مقبول و مشروع به ما توصیه می کنند. نتیجه عملی اینها، هر کدام که باشد، این است که فلاح و رستگاری جامعه، در گروه «افعلوا الخیر» هم هست.

به نظر می رسد، یکی از علل بی توجهی به کارهای صرفا انسانی در جوامع، امری که مشترک میان همه مذاهب و در واقع، به عقل و فطرت انسانی است، همین است که مسلمانان تصور می کنند، هر چیز خوب، منحصر در موارد شرعی است. این یکی از علل عقب افتادگی جوامع اسلامی هم هست.

 

رسول جعفریان

 نظر دهید »

نخستین جنگِ رسانه‌ایِ تاریخ اسلام در آینه‌یِ صلحِ امام حسن (ع)

31 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

 نخستین جنگِ رسانه‌ایِ تاریخ اسلام در آینه‌یِ صلحِ امام حسن (ع)

وقتی دروغ، تیترِ اول شد؛ معاویه چگونه افکارِ عمومی را علیهِ امامِ حسن (ع) چرخاند؟

 

                                    

در عصرِ امام حسن مجتبی (ع)، میدانِ نبرد فقط میدانِ شمشیر نبود؛ منبر، نامه، شایعه، تطمیع و ترساندنِ افکارِ عمومی، ابزارهای اصلیِ جنگی بودند که معاویه با مهارت به کار گرفت. او با ساختنِ روایتی وارونه از حقیقت، امامِ حق را در چشمِ بخشی از جامعه، از رهبرِ مشروع به عاملِ اختلاف و از مدافعِ عدالت به مانعِ صلح و ثبات تبدیل کرد؛ پروژه‌ای که امروز می‌توان آن را یکی از روشن‌ترین نمونه‌های «جنگِ روایت‌ها» در تاریخ دانست.

 اگر بخواهیم صلحِ امام حسن (ع) را فقط با زبانِ نظامی یا صرفاً سیاسی تحلیل کنیم، بخشِ مهمی از واقعیت را از دست داده‌ایم. آنچه در سال‌های ۴۰ و ۴۱ هجری رخ داد، فقط یک کشمکشِ قدرت میانِ دو حکومت نبود؛ صحنه‌ی آغازِ نوعی جنگِ رسانه‌ای و روانی بود که در آن، معاویه تلاش کرد حقیقت را نه با استدلال، بلکه با مهندسیِ ادراک عمومی شکست دهد. او به‌خوبی می‌دانست که اگر بتواند تصویرِ امام حسن (ع) را در ذهنِ مردم مخدوش کند، حتی پیش از درگیریِ نظامی، بخشی از میدان را برده است. این همان جایی است که «دروغ» به تیترِ اول تبدیل می‌شود و حقیقت، در حاشیه می‌ماند.

برای فهمِ این نبرد، باید به ابزارهای ارتباطیِ آن روزگار توجه کرد. در عصرِ اموی، رسانه به معنای امروزی وجود نداشت، اما شبکه‌ای از ابزارهای اثرگذار وجود داشت: منبرهای مسجد، خطبه‌ها، نامه‌های رسمی و غیررسمی، قاریان، شاعران، راویانِ دربار، کارگزارانِ محلی، پیک‌ها و مهم‌تر از همه، شایعه. معاویه این شبکه را خوب می‌شناخت و به‌صورت سازمان‌یافته از آن بهره برد. او در شام حکومتی ساخته بود که در آن، روایتِ رسمی به‌طور دائم تکرار می‌شد: معاویه خود را پاسدارِ نظم، ثبات و «وحدت» نشان می‌داد و در مقابل، جبهه‌ی امام علی و سپس امام حسن (ع) را عاملِ فتنه و ناامنی معرفی می‌کرد. این نخستین لایه‌ی جنگِ روایت‌ها بود: وارونه‌سازیِ معنای مفاهیم. کسی که در جبهه‌ی حق بود، به‌عنوان مخلّ امنیت تصویر می‌شد و کسی که برای تثبیتِ قدرتِ نامشروع می‌جنگید، به‌عنوان منجیِ آرامش جا زده می‌شد.

منابعِ تاریخی، از جمله گزارش‌های موجود در تاریخ طبری،  الارشاد شیخ مفید و الکامل ابن‌اثیر، نشان می‌دهند که معاویه تنها به جنگِ نظامی تکیه نکرد؛ او به‌طور هم‌زمان، شبکه‌ای از نامه‌نگاری‌های پنهان و آشکار را فعال کرد تا در سپاهِ امام حسن (ع) تزلزل ایجاد کند. نامه‌ها فقط برای انتقالِ پیام نبودند؛ خودِ نامه یک ابزارِ سیاسی بود. معاویه با ارسالِ نامه به سرانِ قبایل و فرماندهان، آنان را میانِ ترس و طمع قرار می‌داد. وعده‌ی پول، مقام، امنیتِ قبیله‌ای و حتی حفظِ جان، بخشی از این بسته‌ی تطمیع بود. این روش، امروز شبیه خریدنِ یک روایت با بودجه‌ی بالا است؛ یعنی به‌جای آنکه حقیقت را نقض کنی، حاملانِ حقیقت را می‌خرید.

یکی از مشهورترین نمونه‌ها، ماجرای عبیدالله بن عباس است؛ فرمانده‌ای که در برخی گزارش‌ها، با وعده و تطمیعِ مالی از جبهه‌ی امام جدا شد. در روایت‌های تاریخی آمده است که معاویه برای او پول و وعده‌ی قدرت فرستاد و او را از صحنه بیرون کشید. فارغ از جزئیات اختلافیِ منابع، اصلِ ماجرا روشن است: جنگِ روانی وقتی موفق می‌شود که ستون‌های اعتماد را هدف بگیرد. معاویه لازم نبود همه‌ی سپاه امام را بشکند؛ کافی بود چند چهره‌ی کلیدی را از پای درآورد تا موجِ بی‌اعتمادی، بدنه‌ی جامعه را فرا بگیرد. این همان منطقِ رسانه‌ایِ مدرن است: با ضربه به چند نقطه‌ی مرجع، روایتِ کلی را فروبریز.

در کنارِ تطمیع، معاویه از ترس نیز بهره می‌برد. دستگاهِ تبلیغاتیِ او تصویری از قدرتِ مطلقِ شام می‌ساخت: سپاهی منظم، خزانه‌ای پر، شبکه‌ای مطیع و آینده‌ای روشن. در مقابل، کوفه را شهری آشفته، پر از تردید و فاقدِ اراده‌ی جمعی نشان می‌داد. وقتی افکار عمومی مدام با این تصویر تغذیه شود، بخشی از مردم به این نتیجه می‌رسند که مقاومت بی‌فایده است. در علوم ارتباطات امروز، به این فرایند «ساختنِ اجماعِ ظاهری» می‌گویند؛ یعنی مردم تصور کنند همه به سمتِ خاصی می‌روند، پس آنها هم ناچارند همان مسیر را انتخاب کنند. معاویه دقیقاً چنین فشاری را روی جامعه‌ی کوفه وارد کرد.

نکته‌ی مهم دیگر، دست‌کاریِ معناهای دینی بود. معاویه نمی‌توانست آشکارا بگوید که برای قدرت می‌جنگد؛ بنابراین باید زبانِ دین را مصادره می‌کرد. او خود را مدافعِ «وحدتِ امت» معرفی می‌کرد و هر مقاومتی را موجبِ تفرقه می‌خواند. در ظاهر، سخن از آرامش و جلوگیری از خون‌ریزی بود، اما در باطن، هدف چیزی جز تثبیتِ سلطه نبود. این همان نقطه‌ای است که تحریفِ مفهومی آغاز می‌شود: وقتی عدالت را با آشوب، و باطل را با ثبات یکی کنند، جامعه در تشخیصِ حق دچار لغزش می‌شود. امام حسن (ع) در چنین فضایی مجبور بود نه فقط با سپاهِ دشمن، بلکه با تفسیری جعلی از دین نیز مقابله کند.

یکی از ابزارهای مؤثرِ معاویه، شایعه‌سازی بود. شایعه، سریع‌تر از خبرِ رسمی منتشر می‌شود و چون از مجرای اعتمادهای غیررسمی عبور می‌کند، اثرگذاریِ بیشتری دارد. در فضایِ کوفه، شایعاتی پخش می‌شد که امام حسن (ع) قصدِ صلح دارد، یا فرماندهانِ جبهه‌ی حق به‌زودی جدا خواهند شد، یا معاویه توانِ شکست‌ناپذیر دارد. نتیجه‌ی چنین بمبارانِ روانی، فرسایشِ امید بود. وقتی امید فرومی‌ریزد، بسیاری از مردم قبل از آنکه در میدان شکست بخورند، در ذهن شکست خورده‌اند. در واقع، یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های معاویه، شکستنِ اراده‌ی جمعی از راهِ شایعه بود.

منافقانه‌ترین بخشِ این جنگِ روایت‌ها آن بود که معاویه خود را صلح‌طلب و امام حسن (ع) را آغازگرِ بحران جا می‌زد. او با مهارت، جایِ فاعل و مفعول را عوض می‌کرد. این همان چیزی است که امروز در ادبیات رسانه‌ای، «وارونه‌سازیِ مسئولیت» می‌نامیم. کسی که بحران را ساخته، خود را نجات‌دهنده معرفی می‌کند و کسی که در پیِ مهارِ بحران است، عاملِ بحران جلوه داده می‌شود. معاویه با چنین روایتی توانست بخشی از افکار عمومی را قانع کند که اگر امام حسن (ع) از حقِ خویش کوتاه نمی‌آید، پس او مانعِ صلح است؛ در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس بود. صلحِ تحمیلیِ معاویه، صلحِ عدالت نبود؛ صلحِ تثبیتِ سلطه بود.

در این میان، نباید نقشِ خستگیِ اجتماعیِ مردمِ عراق را فراموش کرد. جنگ‌های پی‌درپیِ جمل، صفین و نهروان، روح و جسمِ جامعه را فرسوده کرده بود. جامعه‌ای که از درون خسته باشد، بیش از هر چیز، پذیرای روایتِ «تمامش کنیم» می‌شود. معاویه از همین خستگی بهره برد. او به مردم القا کرد که ادامه‌ی مقاومت، فقط خون‌ریزی بیشتر می‌آورد؛ پس ثباتِ ظاهری بهتر از حقیقتِ پرهزینه است. این یکی از پیچیده‌ترین شکل‌های جنگِ رسانه‌ای است: وقتی دشمن بتواند رنجِ مردم را بهانه کند تا آنان را از حق جدا سازد. در چنین وضعی، مردم از سرِ خستگی، به روایتی پناه می‌برند که ظاهرش آرامش‌بخش است، اما باطنش تسلیم‌ساز.

نقشِ نخبگان و سرانِ قبایل نیز در این میان تعیین‌کننده بود. در جامعه‌ی قبیله‌ایِ کوفه، چهره‌هایِ بانفوذ می‌توانستند افکار عمومی را به سرعت جابه‌جا کنند. اگر این افراد دچارِ تردید یا خریداری شوند، بدنه‌ی جامعه نیز متزلزل می‌شود. معاویه این را می‌دانست و به‌جای آنکه فقط با هزاران سرباز بجنگد، روی چند نفر از بازیگرانِ کلیدیِ میدان سرمایه‌گذاری کرد. در زبان امروز، او به جای جنگ با مخاطبِ عمومی، به «اینفلوئنسرهای» زمان خود دست می‌زد؛ همان‌ها که می‌توانستند یک قبیله را به سمتِ صلحِ تحمیلی یا خیانت هل دهند. این واقعیت نشان می‌دهد که جنگِ روایت‌ها بدونِ مدیریتِ نخبگانِ میانی، ممکن نیست.

اما امام حسن (ع) در برابرِ این هجومِ رسانه‌ای و روانی، چگونه ایستادند؟

نخست با صداقت. امام هرگز روایتِ جعلیِ معاویه را نپذیرفتند و با صراحت، حقیقتِ وضعیت را برایِ خواص و مردم تبیین کردند. در خطبه‌ها و مواضعِ تاریخیِ آن حضرت، می‌توان حساسیت نسبت به انحرافِ جامعه و بی‌وفاییِ برخی یاران را دید. دوم با صبر و حکمت؛ امام اجازه ندادند که پاسخِ احساسی، ایشان را به بازیِ دشمن وارد کند. سوم با افشایِ تضادِ میانِ ظاهر و باطنِ معاویه. امام با صلحِ خود، اجازه ندادند که معاویه بتواند خود را «پیروزِ عدالت» جلوه دهد. اگر جنگِ نظامی در آن شرایط ادامه می‌یافت و به شکستِ کاملِ نیروهایِ حق می‌انجامید، معاویه می‌توانست شکست را به‌عنوانِ اثباتِ حقانیتِ خود روایت کند. صلحِ امام این امکانِ تبلیغاتی را از او گرفت و چهره‌ی واقعیِ امویان را در تاریخ ثبت کرد.

از این زاویه، صلحِ امام حسن (ع) نه عقب‌نشینی از میدان، بلکه تغییرِ میدانِ نبرد بود. امام فهمیدند که در آن لحظه، نبردِ شمشیر به سودِ باطل تمام می‌شود، اما نبردِ روایت می‌تواند حقیقت را حفظ کند. به بیان دیگر، امام از میدانِ فیزیکی به میدانِ معنا رفتند. این تصمیم، برایِ هر کسی که فقط با منطقِ کوتاه‌مدتِ جنگ می‌سنجد، شاید انفعال به نظر برسد؛ اما در واقع، یک اقدامِ استراتژیک برایِ حفظِ هسته‌ی حقیقت بود. امام حسن (ع) نگذاشتند که معاویه با کمکِ دروغ، همِ قدرت را ببرد و همِ روایت را. اگر قدرتِ ظاهری را گرفت، روایتِ نهایی در تاریخ، علیهِ او ثبت شد.

درسِ این ماجرا برایِ امروز، بسیار روشن است. جوامعِ امروز نیز در معرضِ جنگِ روایت‌ها هستند: از شبکه‌های اجتماعی تا رسانه‌های رسمی، از شایعاتِ سریع تا تصویرسازی‌های گزینشی. هر جا که جامعه نتواند حقیقت را از روایتِ تحریف‌شده تشخیص دهد، امکانِ وارونه‌سازیِ افکار عمومی وجود دارد. معاویه به ما یاد می‌دهد که برایِ پیروزیِ سیاسی، همیشه لازم نیست حقیقت را نابود کنی؛ کافی است آن را از مرکزِ توجه خارج کنی. اما امام حسن (ع) به ما می‌آموزند که گاهی بزرگ‌ترین مقاومت، حفظِ صداقت در زمانی است که دروغ، تیترِ اول شده است.

امروز نیز اگر بخواهیم از این تجربه درس بگیریم، باید چند اصل را جدی بگیریم: اول، شناختِ منبعِ خبر؛ دوم، توجه به کسی که از یک روایت سود می‌برد؛ سوم، پرهیز از شتاب‌زدگی در پذیرشِ شایعه؛ چهارم، حفظِ انسجامِ اجتماعی در برابرِ جنگِ روانی؛ و پنجم، وفاداری به حقیقت حتی وقتی فضای عمومی علیه آن است. تاریخِ امام حسن (ع) نشان می‌دهد که ممکن است در مقطعی، دروغ صدای بلندتری داشته باشد، اما این بلندی، به معنایِ پیروزیِ نهایی نیست. گاهی حقیقت دیرتر شنیده می‌شود، اما ماندگارتر است.

مبلغ – سرویس رسانه

 

 نظر دهید »

امروز اولین روز ماه صفر است؛ صدقه دادن چه شرایطی دارد و مصارف آن در کجاست؟

25 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

 

امروز اولین روز ماه صفر است؛
صدقه دادن چه شرایطی دارد و مصارف آن در کجاست؟

در برخی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند که بر همین اساس صدقه دارای شرایطی و مصارفی است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امروز پنج‌شنبه اول ماه صفر ۱۴۴۸ هجری قمری است. در برخی از منابع آمده است که ماه صفر، معروف به نحوست است؛ به ویژه چهار روز آخر ماه که رحلت رسول الله صلی‌الله علیه و آله در آن واقع شده است. در چرایی منحوس بودن ماه صفر، دلایلی از جمله رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، شهادت امام حسن علیه السلام و امام رضا علیه السلام در این ماه را ذکر می‌کنند. همچنین ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرای کربلا به شهر شام مصادف است و نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.

در برخی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند. به همین دلیل مسلمانان از این ماه به عنوان ماهی نحس و بد یُمن یاد می‌کنند، چرا که در این ماه وحی قطع می‌شود. حضرت علی علیه السلام در این مورد فرموده است: با رحلت پیامبر صلی‌الله علیه و آله چیزی قطع شد که با فوت هیچ احدی قطع نشد.

بنابر روایت مهر، محدث جلیل القدر شیخ عباس قمی هم در مفاتیح‌الجنان، در بخش اعمال ماه صفر و هم در وقایع الایّام به این موضوع (نحوست ماه صفر) اشاره کرده است. به هر حال از برای رفع نحوست، هیچ چیز بهتر از صدقه دادن و ادعیه وارده نیست و اگر کسی خواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه، دعای هر روز ماه صفر را بخواند.

شرایط صدقه

آن‌گونه که از سخنان معصومین (علیهم‌السلام) و آیات قرآن کریم استفاده می‌شود صدقه دارای شرایطی می‌باشد از جمله؛

۱- قبل از هر چیز، صدقه باید از اموال حلال و خوب و سالم باشد؛ «یا أیها الَّذینَ آمَنُوا أنْفِقُوا مِنْ طَیباتِ ما کسَبْتُمْ وَ…؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از قسمت‌های پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت حلال) به دست آوردید، و از آن چه از زمین برای شما خارج ساخته‌ایم انفاق کنید!»

۲- بهتر است که صدقه و انفاق مخفی باشد؛ «وَاِنْ تُخْفُوها وَ تُؤتُوها الفُقَراءَ فَهُوَ خَرٌ لَکمْ؛ هر گاه آن‌ها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است.»

۳- این که صدقه و انفاق همراه با آزار و منّت نباشد؛ «یا أیها الَّذینَ آمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِکمْ بِالمَنِّ و…؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد…»

۴- انفاق و صدقه باید توأم با اخلاص و خلوص نیت باشد؛ «ینْفِقُونَ أموالَهُمْ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ؛ «کسانی که اموالشان را برای جلب خوشنودی خدا انفاق می‌کنند.»

۵- انفاق و صدقه از اموالی باشد که آن‌ها را دوست داریم و مورد علاقه ماست؛ «لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ…؛ هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر این که از آن‌چه دوست می‌دارید (در راه خدا) انفاق کنید، …»

۶- این که انفاق‌کننده هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکرده، بلکه خود را واسطه بین خدا و خلق بداند؛ «وَأنْفِقُوا مما جَعَلَکمْ مَسْتَخْلِفْین فِیهِ؛ انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است.»

مصارف صدقه

در آیه‌های قرآن آمده است «إنّما الصَّدَقاتُ لِلْفُقَرا والمَساکینَ والعامِلینَ و…» این آیه به روشنی مصارف واقعی صدقه را بیان کرده و به تمام توقعات بی‌جا پایان می‌دهد و آن را در هشت مصرف جمع می‌کند:
۱- فقرا؛
۲- مساکین؛
۳- عاملان و جمع‌آوری‌کنندگان زکات که آن‌چه به آن‌ها داده می‌شود در حقیقت به منزله مزد و اُجرت آن‌ها است؛
۴- «مُؤلِفَة قلوبُهُم» یعنی کسانی که انگیزۀ معنوی نیرومندی برای پیشبرد اهداف اسلامی ندارند و با تشویق مالی می‌توان تألیف قلب و جلب محبت آنان را نمود؛
۵- برای آزاد ساختن بردگان؛
۶- برای اداء دِین بدهکاران و آنها که بدون جُرم و تقصیر زیر بار بدهکاری مانده و از ادای آن عاجز شده‌اند؛
۷- مصرف در راه خدا و منظور آن، تمام راه‌هایی است که بر گسترش و تقویت آئین الهی منتهی شود؛
۸- «وَابنِ سبیل» و کمک به واماندگان در راه، مسافرانی که بخاطر علتی در راه مانده و زاد و توشه کافی برای رسیدن به مقصد ندارند.

 

 نظر دهید »

مدرسه عشق؛ جایی که تاریخ ساخته می‌شود

10 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

مدرسه عشق؛ جایی که تاریخ ساخته می‌شود 🏠

خانواده تنها یک نهاد اجتماعی نیست؛ «نخستین مدرسه انسان‌سازی» است. جایی که بذرهای ایمان، شجاعت و صبر در جان انسان کاشته می‌شود تا در طوفان‌های سهمگین تاریخ، چون کوه استوار بماند.

اگر امروز از حماسه‌سازان کربلا سخن می‌گوییم، پیش از آن باید از «معماران این حماسه» بگوییم؛ مادران و همسرانی که در مکتب خود، انسان‌هایی تربیت کردند که «ترس» در برابرِ «حق» معنایی نداشت.

✨ درس‌های تربیتیِ بانوان عاشورایی:

۱. تربیتِ آگاهانه: آنان فرزندانی تربیت کردند که «زمان‌شناس» بودند و حقیقت را از باطل تشخیص می‌دادند.

۲. عزت‌مداری: در خانه آنان، «ذلت‌گریزی» درس اول بود.

۳. صبرِ استراتژیک: ایستادگی آنان در سخت‌ترین لحظات، به فرزندانشان درسِ ثبات‌قدم داد.

هر انسان بزرگی که تاریخ را تغییر داده، پیش از آن در آغوش یک خانواده‌ی متعالی به این بزرگی رسیده است. امروز ما نیازمند بازگشت به این الگوی تربیتی هستیم.

#مادران_عاشورایی

#الگوی_تربیتی

#خانواده_مهدوی

#تربیت_اسلامی

#حماسه_کربلا

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 304
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حدیث
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • رودابه رضائی
  • زفاک
  • نورفشان

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 5
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 15
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 10
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس