مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

پلیس درونی به جای دوربین مداربسته؛

09 مهر 1405 توسط مدیر النفیسه

پلیس درونی به جای دوربین مداربسته؛ هنر آموزش حیای حضور و خودکنترلی به کودکان در عصر دیجیتال

در عصری که همه چیز تحت نظارت است، تربیت فرزندانی که حتی در نبود چشمهای ظاهری، به مراقبت از خود پایبند باشند، به بزرگترین دغدغه والدین تبدیل شده است. این نوشتار به بازخوانی گذار از ترس به حیا در مسیر تربیت دینی میپردازد.
 تصور کنید کودکی در خانه تنهاست و والدینش به او گفته اند که نباید به سراغ برخی بازیهای خاص یا سایتهای ممنوعه برود. درمدل قدیمی تربیت که بر پایه نظارت بیرونی استوار بود، والدین تلاش میکردند بانصب نرم افزارها روی گوشی کودک یا چک کردن مداوم تاریخچه مرورگر او، امنیت اخالقی فرزندشان را تضمین کنند.

این مدل مانند نصب دوربین مداربسته در اتاق است. دوربین مداربسته شاید بتواند رفتارهای بیرونی را کنترل
کند و برای مدتی مانع از تخلف شود، اما به محض اینکه کودک متوجه شوددوربین خاموش است یا زاویه دید آن را بشناسد، راهی برای دور زدن آن پیدا خواهد کرد.

مشکل اصلی مدل نظارت بیرونی اینجاست که شخصیت کودک را رشد نمیدهد، بلکه تنها او را در هنر پنهانکاری و دروغگویی ماهر میکند. تربیت واقعی اما در جای دیگری رخ میدهد؛ در اعماق وجودی که ما به آن پلیس درونی میگوییم.
پلیس درونی همان مفهوم حیای حضور است. حیا در فرهنگ اسلا می نه به معنای خجالت کشیدن و انزوا، بلکه به معنای یک نوع آگاهی زنده و حضور مداوم است.
وقتی ما به کودک میآموزیم که خدا نه یک ناظر مچ گیر که منتظر لغزش ماست، بلکه یک همراه مهربان و داناست که از رگ گردن به ما نزدیکتر است، نگاه او به جهان تغییر میکند.

تفاوت میان این دو نگاه، تفاوت میان یک برده و یک آزاده است. برده از ترس تازیانه کار میکند و به محض رفتن ارباب، کار را رها میکند یا خرابکاری میکند. اما آزاده از سر عشق و مسئولیت پذیری رفتار میکند؛ چه ارباب باشد و چه نباشد، او کارش را به بهترین شکل انجام میدهد چون به کیفیت کارخود اهمیت میدهد.

تربیت کودک خودکنترل، یعنی تربیت انسانی که ارزش وجودی خود را درک کرده است.

در دنیای دیجیتال امروز که هر کلیک ما ثبت میشود، آموزش حیای حضور ازهمیشه ضروری تر است. والدین باید بدانند که نمیتوانند همپای تکنولوژی جدید پیش بروند و هر لحظه فضای مجازی فرزندشان را کنترل کنند. این یک نبرد نابرابر
است.

استراتژی درست، تقویت نرم افزار درونی کودک است تا خودش فیلترهای لازم را بر ذهن و نگاهش بگذارد. وقتی به کودکی در اتاق است. دوربین مداربسته شاید بتواند رفتارهای بیرونی را کنترل کند و برای مدتی مانع از تخلف شود، اما به محض اینکه کودک متوجه شود دوربین خاموش است یا زاویه دید آن را بشناسد، راهی برای دور زدن آن پیدا خواهد کرد. مشکل اصلی مدل نظارت بیرونی اینجاست که شخصیت کودک را رشد نمیدهد، بلکه تنها او را در هنر پنهانکاری دروغگویی ماهر میکند. تربیت واقعی اما در جای دیگری رخ میدهد؛

در اعماق وجودی که ما به آن پلیس درونی میگوییم.

پلیس درونی همان مفهوم حیای حضور است. حیا در فرهنگ اسلامی نه به معنای خجالت کشیدن و انزوا، بلکه به معنای یک نوع آگاهی زنده و حضور مداوم است.

 نظر دهید »

نگاهی به اولویت‌های اخلاقی در روابط خانوادگی مادر در صدر فهرست نیکی؛ پیام حدیث نبوی برای خانواده‌های امروز

06 شهریور 1405 توسط مدیر النفیسه

نگاهی به اولویت‌های اخلاقی در روابط خانوادگی
مادر در صدر فهرست نیکی؛ پیام حدیث نبوی برای خانواده‌های امروز

 


در دورانی که مشغله‌های کاری و دغدغه‌های فضای مجازی ارتباط عاطفی اعضای خانواده را کم کرده است، یادآوری کلام پیامبر اکرم درباره جایگاه مادر، نسخه‌ای برای بازگرداندن گرمای خانه است.

وقتی فردی به حضور پیامبر اکرم می‌رسد و درباره نیکی کردن سؤال می‌پرسد، انتظار دارد پاسخی کلی دریافت کند. شاید او در ذهن خود فهرستی از خویشاوندان، نیازمندان جامعه یا حتی همسایگان را مرور می‌کرد. اما پیامبر با یک پاسخ دقیق و تکرارشونده، نظام اولویت‌های اخلاقی او را به هم می‌ریزد. سه بار تکرار نام مادر و سپس اشاره به پدر، یک ساختارشکنی بزرگ در ذهن پرسشگر ایجاد می‌کند. این صحنه کوتاه که در متون روایی ما ثبت شده است، امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازخوانی دارد. در روزگاری که ما غرق در شبکه‌های اجتماعی هستیم و برای دیگران در دنیای مجازی وقت می‌گذاریم، این روایت همچون یک هشدار عمل می‌کند تا دوباره به مرکز ثقل خانه بازگردیم.

موضوع اصلی در این حدیث، تنها یک توصیه اخلاقی ساده نیست، بلکه نوعی مدیریت عاطفی و ساختاری برای جامعه است. وقتی پیامبر اسلام بر نیکی به مادر تأکید می‌کند، در واقع در حال تبیین یک قانون هستی‌شناختی است. مادر در نظام تربیتی اسلام، نه فقط یک فرد در میان اعضای خانواده، بلکه جایگاهی بنیادین در سلامت روانی و عاطفی خانواده دارد. امروز روانشناسان از اهمیت پیوند اولیه مادر و کودک سخن می‌گویند و آن را یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری شخصیت انسان در آینده می‌دانند. پیامبر با این تأکید سه‌گانه، در حقیقت به ما می‌فرماید که اگر می‌خواهید جامعه‌ای سالم، با نشاط و دارای سلامت روان داشته باشید، باید روی محور اصلی آن یعنی مادر سرمایه‌گذاری عاطفی کنید.

تصور کنید در خانواده‌ای امروزی که استرس‌های معیشتی، فشارهای درسی فرزندان و تنش‌های کاری والدین بر آن سایه افکنده است، این توصیه چقدر می‌تواند راهگشا باشد. اغلب ما درگیر رقابت‌های کاری هستیم، یا درگیر تولید محتوا برای مخاطبان ناشناس در فضای مجازی. ما یاد گرفته‌ایم که برای همکارانمان، برای دوستانمان و برای دنبال‌کنندگان صفحاتمان زمان بگذاریم. اما مادر، که همیشه در دسترس است، به شکلی ناخودآگاه به حاشیه می‌رود. ما فکر می‌کنیم چون او هست، پس همیشه خواهد بود. این تصور غلط، ریشه بسیاری از تنهایی‌های سالمندان در جوامع مدرن است. پیامبر با تکرار سه‌باره نام مادر، این اطمینان را به ما می‌دهد که هر چقدر هم به او خدمت کنید، باز هم کم است و هر چقدر هم وقت بگذارید، باز هم نیاز به توجه بیشتر دارد.

بیایید این روایت را با واقعیت‌های زندگی امروز تطبیق دهیم. بسیاری از مادران نسل جدید، همزمان در حال فعالیت‌های اجتماعی هستند، هم در حال تربیت فرزند و هم مدیریت امور خانه. فشاری که روی دوش مادران امروز است، با نسل‌های گذشته متفاوت است. در بسیاری از خانواده‌های گذشته، حضور مادر بیشتر در فضای خانه متمرکز بود، اما امروز مادران از هر سو تحت فشار هستند. وقتی اسلام نیکی به مادر را در اولویت قرار می‌دهد، در واقع دارد یک حمایت ساختاری از مادر ایجاد می‌کند. نیکی به مادر تنها خرید هدیه یا ابراز کلامی محبت نیست، بلکه درک این فشارها و کاهش دادن بار روانی مادر است.

نکته ظریف اینجاست که چرا پیامبر بعد از سه بار نام بردن از مادر، پدر را در جایگاه چهارم قرار داد؟ آیا این به معنای نادیده گرفتن جایگاه پدر است؟ قطعا خیر. پدر در ساختار خانواده اسلامی ستون استوار و تأمین‌کننده امنیت است. اما نیکی و مهربانی با مادر، به دلیل ویژگی‌های خاص روحی و جسمی او که در دوران بارداری، شیردهی و تربیت کودک متحمل می‌شود، نوعی قدردانی از رنج و تلاش پیوسته اوست. پدر نقش حفاظتی و پشتیبانی دارد و مادر نقش پرورش‌دهندگی و ایجاد عاطفه. هر دو برای یک خانه ضروری هستند، اما در ترازوی نیکی، مادر به دلیل همان ظرافت‌های روحی که دارد، سهم بیشتری از توجه و احترام را طلب می‌کند.

در جامعه امروز ما، پدیده‌ای به نام فاصله میان نسل‌ها وجود دارد. بسیاری از جوانان احساس می‌کنند زبان والدین خود را نمی‌فهمند. مادران هم گاهی حس می‌کنند دنیای فرزندانشان برای آن‌ها بیگانه است. این حدیث نبوی می‌تواند زمینه‌ساز بازسازی ارتباط عاطفی میان نسل‌ها باشد. نیکی به مادر یعنی باز کردن راه گفت‌وگو. یعنی شنیدن درددل‌های مادری که شاید نگران آینده فرزندش در این دنیای پر از تغییر است. نیکی به مادر یعنی پرهیز از رفتارهایی که او را نگران یا دلگیر می‌کند. گاهی یک تماس تلفنی ساده، یک پرسش صمیمانه از حال و روز مادر یا حتی گوش دادن به خاطرات او که شاید بارها شنیده باشیم، بهترین نیکی است. ما در عصر اطلاعات هستیم، اما از کمبود ارتباط عاطفی رنج می‌بریم.

یکی از آسیب‌های عصر دیجیتال، کاهش کیفیت تعاملات انسانی است. ما در خانه‌ها کنار هم هستیم اما هر کدام در یک دنیای مجازی سیر می‌کنیم. مادر در این میان بیش از همه آسیب می‌بیند چون نقش او بیشتر یک نقش عاطفی است و وقتی این عاطفه از سوی فرزندان نادیده گرفته می‌شود، او احساس بیهودگی می‌کند. بازگشت به پیام این روایت، یعنی کنار گذاشتن تلفن همراه در لحظاتی که کنار مادر هستیم. یعنی حضور کامل. حضور کامل یکی از بالاترین اشکال احترام است. وقتی مادر با ما صحبت می‌کند و ما با چشمانمان صفحه گوشی را دنبال می‌کنیم، این یعنی نادیده گرفتن جایگاه او. پیامبر با تأکید بر نیکی به مادر، ما را به تمرین حضور و توجه دعوت می‌کند.

اینکه سؤال‌کننده چهار بار سؤال خود را تکرار کرد و پیامبر هر بار با صبر و حوصله پاسخ داد، خود درسی دیگر برای ماست. ما گاهی در تعامل با والدینمان کم‌حوصله می‌شویم. فکر می‌کنیم آن‌ها تکراری می‌گویند یا مسائلشان قدیمی شده است. اما سیره پیامبر در پاسخ به این مرد، الگویی از احترام به پرسشگر و تأکید بر یک حقیقت ثابت است. حقیقت این است که مادر مرکز ثقل خانواده است. اگر این مرکز ثقل آسیب ببیند، کل سیستم خانواده دچار اختلال می‌شود. خانه‌ای که در آن مادر تکریم شود، خانه‌ای است که در آن آرامش، برکت و نشاط موج می‌زند. فرزندانی که به مادر خود نیکی می‌کنند، در آینده خود نیز شاهد بازتاب این نیکی در زندگی و تربیت فرزندانشان خواهند بود. این یک قانون بازگشت است که در دنیای امروز کمتر به آن توجه می‌شود.

در تحلیل‌های اخلاقی دینی، نیکی به مادر بسیار بزرگ دانسته شده است. چرا؟ چون خدمت به مادر، نوعی جهاد با نفس است. انسان در خدمت به مادر باید غرور خود را کنار بگذارد، خستگی خود را نادیده بگیرد و با مهربانی برخورد کند، حتی اگر شرایط روحی مناسبی نداشته باشد. این تمرین برای ساختن یک شخصیت متعالی بسیار مهم است. کسی که بتواند با مادر خود با فروتنی و مهربانی برخورد کند، در مدیریت روابط اجتماعی خود با دیگران نیز موفق‌تر خواهد بود. او یاد می‌گیرد که چگونه توقعات خود را کنترل کند و چگونه به دیگران ببخشد.

مسئله دیگری که باید به آن توجه داشت، تفاوت میان نیکی و احترام است. احترام شاید در نگاه ما یک رفتار خشک و رسمی باشد، اما نیکی در کلام پیامبر، فراتر از احترام است. نیکی شامل رسیدگی، همراهی، توجه و مهربانی است. در دنیای امروز که همه چیز به سمت رسمی شدن و سرد شدن پیش می‌رود، نیاز داریم تعریف نیکی را در زندگی روزمره بازسازی کنیم. نیکی به مادر، مشارکت دادن او در شادی‌های خانواده، پرهیز از تنها گذاشتن او در بزنگاه‌های زندگی و تلاش برای کاهش دغدغه‌های اوست. حتی اگر مادر ما زنده نیست، نیکی به او از طریق دعا، خیرات و زنده نگه داشتن نام و یاد او، مصداق بارز این روایت است.

بسیاری از چهره‌های موفق و افراد تأثیرگذار در تاریخ، رمز موفقیت خود را دعای خیر مادر و خدمت به او دانسته‌اند. این نگاه، بر تجربه دینی و اخلاقی استوار است. کسی که مادر خود را راضی نگه می‌دارد، گویی درهای آسمان را بر روی خود باز کرده است. این نگاه دینی به خانواده، دنیای مدرن را که به سمت فردگرایی افراطی حرکت می‌کند، به چالش می‌کشد. فردگرایی مدرن به ما می‌گوید که فقط به خودت فکر کن و منافع خودت را در اولویت قرار بده. اما دین می‌گوید که رشد تو در گرو توجه به دیگران است و بالاترین این توجه، به مادر است.

در پایان، باید گفت که این روایت نبوی برای خانواده‌های امروز یک نقشه راه است. ما در این دنیای پرهیاهو نیاز داریم به ریشه‌های خود بازگردیم. هر چه بیشتر به سمت تکنولوژی حرکت می‌کنیم، نیاز ما به پیوندهای عاطفی عمیق‌تر می‌شود. تکرار نام مادر توسط پیامبر، یادآوری این نکته است که انسانیت ما در گرو مهربانی ماست. بیایید از امروز، نه تنها در کلام، بلکه در رفتار روزمره، اولویت اول خود را مادر قرار دهیم. این کار شاید در ابتدا سخت به نظر برسد، اما وقتی طعم آرامش حاصل از این نیکی را در خانه بچشیم، خواهیم فهمید که پیامبر چه راهنمای بی‌نظیری را برای ما ارائه کرده است. خانه‌ای که در آن مادر تکریم شود، خانه‌ای است که برکت و آرامش در آن بیشتر می‌شود و این حضور، بزرگ‌ترین دارایی یک انسان است.
 
 مبلغ – سرویس زن مسلمان
 

 نظر دهید »

پیامبر(ص) از ۱۰ نشانه انسان عاقل و جاهل می‌گوید

05 شهریور 1405 توسط مدیر النفیسه

 

علم در آموزه‌های اسلامی از جایگاهی ویژه برخوردار است و قرآن کریم و روایات اهل‌بیت(ع) بارها بر ضرورت و ارزش دانش‌اندوزی تأکید کرده‌اند. در این نگاه، علم و عقل از مهم‌ترین ویژگی‌هایی هستند که انسان را از دیگر موجودات متمایز می‌کنند.

از منظر دین اسلام، اهمیت علم و عقل تا آنجاست که هدایت انسان و حتی عبادت و شناخت خداوند، با آن‌ها پیوند خورده است. به همین دلیل، مسلمانان تنها به کسب دانش دعوت نشده‌اند، بلکه علم‌آموزی و انتقال دانش نیز از ارزش‌های مهم دینی به شمار آمده است.

در آیات قرآن و سخنان معصومان(ع) مطالب فراوانی درباره فضیلت علم و جایگاه دانش بیان شده است. قرآن کریم می‌فرماید:

«يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ»؛ خداوند حکمت را به هر کس که بخواهد عطا می‌کند و کسی که از حکمت برخوردار شود، خیر فراوانی به دست آورده است و جز خردمندان پند نمی‌گیرند. 

حکمت در دل متواضع جای می‌گیرد
امام کاظم(ع) درباره جایگاه علم و حکمت می‌فرمایند:

«انَّ الزَّرْعَ يَنْبُتُ فى السَّهْلِ وَ لا يَنْبُتُ فى الصَّفا فَكذلِكَ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ فى قَلْبِ الْمُتَواضِعِ وَ لا تَعْمُرُ فى قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبّارِ!»

یعنی همان‌گونه که زراعت در زمین نرم رشد می‌کند و روی سنگ نمی‌روید، حکمت نیز در قلب انسان فروتن جای می‌گیرد و در دل فرد متکبر و سرکش ماندگار نمی‌شود.

از این سخن می‌توان دریافت که برای رسیدن به دانش، تنها برخورداری از استعداد یا امکانات کافی نیست؛ بلکه فروتنی در برابر حقیقت، استاد و کسانی که دانش بیشتری دارند نیز ضروری است.

انسان متواضع، وقتی با مطلبی ناآشنا مواجه می‌شود، ناآگاهی خود را می‌پذیرد و برای یادگیری تلاش می‌کند. در مقابل، تکبر می‌تواند راه آموختن را ببندد. فرد متکبر معمولاً پذیرش سخن حق از دیگران را دشوار می‌بیند و اگر حقیقتی با غرور او سازگار نباشد، ممکن است به جای پذیرش، آن را انکار کند. به همین دلیل، جهل و تکبر در بسیاری از موارد در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و انسان را در «جهل مرکب» گرفتار می‌کنند. 

پیامبر(ص) علم را چگونه معرفی می‌کند؟
در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) درباره علم، عقل و جهل، نکات گسترده‌ای بیان شده است. آن حضرت می‌فرمایند:

«قَالَ: تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَ مُدَارَسَتَهُ تَسْبِيحٌ وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ وَ تَعْلِيمَهُ مَنْ لَا يَعْلَمُهُ صَدَقَةٌ وَ بَذْلَهُ لِأَهْلِهِ قُرْبَةٌ…»

پیامبر(ص) در این فراز می‌فرمایند: دانش بیاموزید؛ زیرا آموختن آن نیکی است، گفت‌وگو و بررسی دانش، تسبیح خداوند به شمار می‌آید، جست‌وجوی آن جهاد است و آموزش آن به فردی که از آن آگاهی ندارد، صدقه محسوب می‌شود.

ایشان در ادامه، بخشیدن دانش به اهل آن را وسیله‌ای برای نزدیک شدن به خداوند معرفی می‌کنند؛ چراکه دانش، معیار شناخت حلال و حرام است، انسان را در مسیر بهشت قرار می‌دهد، در تنهایی مایه انس است و در غربت همراه انسان خواهد بود. علم همچنین راهنمای انسان، وسیله مقابله با دشمنان و زینت دوستان معرفی شده است. 

بنابراین، علم در این حدیث تنها یک سرمایه فردی نیست؛ بلکه دانشی است که می‌تواند در ارتباط انسان با خدا، جامعه و دیگر افراد نیز اثرگذار باشد.

علم؛ عامل سرافرازی انسان‌ها
در ادامه این روایت، پیامبر(ص) از نقش علم در رشد و تعالی افراد و جامعه سخن می‌گویند.

خداوند به واسطه علم، برخی انسان‌ها را رفعت می‌بخشد و آنان را در مسیر خیر به جایگاهی می‌رساند که دیگران از آن‌ها پیروی می‌کنند. اعمالشان مورد توجه قرار می‌گیرد و آثارشان برای دیگران الهام‌بخش می‌شود.

پیامبر(ص) علم را «حیات قلب‌ها» معرفی کرده‌اند؛ دانشی که دل انسان را زنده می‌کند و دیدگان او را از نابینایی می‌رهاند. علم همچنین می‌تواند انسان را از ضعف و سستی خارج کند.

در این روایت، جایگاه عالم تنها به دنیا محدود نمی‌شود؛ بلکه دارنده علم به مقام دوستداران خدا نزدیک شده و از همنشینی با نیکان در دنیا و آخرت بهره‌مند می‌شود.

از سوی دیگر، علم زمینه اطاعت و عبادت خداوند را فراهم می‌کند. انسان به کمک دانش، خدا را می‌شناسد، به یگانگی او پی می‌برد، صله رحم را به جا می‌آورد و حلال و حرام را از یکدیگر تشخیص می‌دهد.

در نتیجه، یکی از مهم‌ترین پیام‌های این بخش از حدیث آن است که علم می‌تواند زندگی انسان را از جهات مختلف متحول کند؛ زیرا او را نسبت به حقیقت آگاه می‌سازد و مسیر حرکتش را به سوی سعادت روشن‌تر می‌کند.

«علم» پیشوای عقل است
یکی از کلیدی‌ترین جملات این حدیث درباره رابطه علم و عقل است:

«وَ الْعِلْمُ إِمَامُ الْعَقْلِ»؛

علم، پیشوای عقل است.

بر اساس این تعبیر، دانش نقش هدایت‌کننده عقل را دارد. عقل نیز زمانی می‌تواند انسان را در مسیر درست قرار دهد که از معرفت و آگاهی بهره‌مند باشد.

پیامبر(ص) در ادامه، ویژگی‌های انسان عاقل را بیان می‌کنند. از جمله اینکه فرد خردمند در برابر کسی که با او رفتار جاهلانه دارد، بردباری می‌کند؛ از ظلم دیگران می‌گذرد؛ در برابر افراد پایین‌تر از خود فروتنی دارد و در انجام کارهای نیک، از کسانی که از او پیشی گرفته‌اند عقب نمی‌ماند.

انسان عاقل پیش از سخن گفتن می‌اندیشد. اگر سخنش خیر باشد، آن را بیان می‌کند و از آن بهره می‌برد؛ اما اگر سخن او پیامد نامطلوبی داشته باشد، سکوت را انتخاب می‌کند تا گرفتار آسیب آن نشود.

چنین فردی هنگام مواجهه با فتنه، به خدا پناه می‌برد و زبان و دست خود را کنترل می‌کند. اگر فضیلتی را مشاهده کند، فرصت را از دست نمی‌دهد و آن را غنیمت می‌شمارد.

حیا از او جدا نمی‌شود و حرص و آزمندی در رفتارش آشکار نیست. پیامبر(ص) این ویژگی‌ها را از جمله نشانه‌هایی می‌دانند که انسان عاقل به وسیله آن‌ها شناخته می‌شود. 

انسان جاهل چه نشانه‌هایی دارد؟
در برابر ویژگی‌های انسان عاقل، پیامبر(ص) صفات انسان جاهل را نیز بیان کرده‌اند.

فرد جاهل کسی است که به اطرافیان خود ظلم می‌کند، نسبت به زیردستان رفتاری تجاوزگرانه دارد و در برابر افراد بالاتر از خود گستاخی می‌کند.

سخنان او بدون فکر و تدبر است؛ اگر سخن بگوید، ممکن است مرتکب گناه شود و اگر سکوت کند، دچار غفلت و بی‌توجهی شود.

چنین فردی هنگام روبه‌رو شدن با فتنه، به جای دوری کردن، با شتاب به سوی آن می‌رود و سرانجام گرفتار پیامدهای آن می‌شود. اگر فضیلتی را ببیند، از آن روی برمی‌گرداند و برای انجام کار خیر تعلل می‌کند.

از گناهان گذشته خود بیمی ندارد و برای اصلاح رفتار در ادامه زندگی نیز تلاش نمی‌کند. نسبت به کارهای نیک سستی نشان می‌دهد و در برابر فرصت‌هایی که برای خیر و نیکی از دست داده است، بی‌اعتنا می‌ماند.

پیامبر(ص) این ویژگی‌ها را نشانه‌های انسان جاهلی می‌دانند که از عقل محروم مانده است. 

رابطه علم، عقل و رفتار انسان
مجموعه این سخنان نشان می‌دهد که در نگاه پیامبر(ص)، علم زمانی به کمال خود می‌رسد که در رفتار انسان نمود پیدا کند.

دانش، آگاهی انسان را افزایش می‌دهد؛ عقل این آگاهی را در مسیر انتخاب و تصمیم‌گیری به کار می‌گیرد و نتیجه آن باید در اخلاق و عملکرد فرد دیده شود.

از همین رو، در این حدیث، میان علم و عقل پیوندی روشن وجود دارد. علم «پیشوای عقل» معرفی شده و عقل نیز در رفتارهایی مانند بردباری، گذشت، تواضع، کنترل زبان، دوری از فتنه و توجه به فضیلت خود را نشان می‌دهد.

در نقطه مقابل، جهل صرفاً به معنای ندانستن یک موضوع نیست؛ بلکه می‌تواند در رفتارهایی مانند ظلم، تکبر، بی‌تدبیری، سخن گفتن بدون اندیشه، شتاب در فتنه و بی‌توجهی به کار خیر آشکار شود.

جمع‌بندی
در فرهنگ اسلامی، علم جایگاهی بسیار فراتر از افزایش اطلاعات دارد. قرآن کریم حکمت را خیر فراوان معرفی کرده و روایات اهل‌بیت(ع) نیز بر فراگیری، جست‌وجو و آموزش دانش تأکید کرده‌اند.

حدیث پیامبر اسلام(ص) نیز ابعاد مختلف این جایگاه را روشن می‌کند. بر اساس این روایت، علم می‌تواند زمینه شناخت خداوند، تشخیص حلال و حرام، عبادت، ارتباط صحیح با دیگران و حرکت انسان در مسیر سعادت را فراهم کند.

مهم‌تر از همه، پیامبر(ص) علم را «پیشوای عقل» معرفی می‌کنند؛ بنابراین، دانش و عقل در این نگاه از یکدیگر جدا نیستند. علم، مسیر شناخت را روشن می‌کند و عقل باید این شناخت را به انتخاب و رفتار درست تبدیل کند.

در نهایت، انسان برای رهایی از تاریکی جهل، تنها به دانستن نیاز ندارد؛ بلکه باید دانش را با عقل و عمل همراه کند. آگاهی هنگامی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که انسان را به فروتنی، خیرخواهی، خویشتن‌داری و دوری از گناه برساند.

 نظر دهید »

آثار و نتایج خوردن مال حرام

25 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

آثار و نتایج خوردن مال حرام

 
 نظر دهید »

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است

15 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است


ما در ایام دهه آخر ماه صفر، با سوگواری برای چهار معصوم مواجه هستیم.

اولا رسول خدا که خداوند او را اسوه ما معرفی کرده و صریحا توصیه می کند «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة».

دوم شهادت امام حسن مجتبی که از حضرت رسول منقول است که فرمود: لو کان العقل رجلا، لکان الحسن، اگر عقل در قیافه مردی ظاهر می شد، همانا «حسن» بود. مورخان نوشته اند که آن حضرت در روزهای آخر ماه صفر به شهادت رسیده است. برخی هم اوائل ماه ربیع را نوشته اند.

سوم امام حسین است که به تازگی از اربعین آن حضرت گذشته ایم و اصل سوگواری متعلق به اوست.

چهارم شهادت امام رضا که آقا و مولایمان است و به خصوص ما ایرانی ها مفتخریم که آن حضرت در ایران ما مدفون شده و اسباب برکت و هدایت بوده و هست. ایشان روز آخر صفر درگذشته است.
در اینجا می خواهم سه وجه از امامت این بزرگواران را به اجمال بیان کنم و نتیجه ای بگیرم.

ما یک وجه امامت الهی داریم که هم در انبیاء بزرگ الهی هست و هم در امامان ما. آنها واسطه فیض الهی هستند و بر اساس مذهب تشیع، حجت خداوند در روی زمین هستند. آنها امام هستند، چه امام رسمی جامعه باشند و چه نباشند.

یک وجه دیگر، امامت علمی آنهاست، زیرا روایات آنها، مبیّن قرآن، و پشتوانه دین و فقه ماست. ما دین خود را از آن بزرگواران می گیریم. البته و در جایی که نیاز به تعمق در آیات و اخبار باشد، بیشتر دقت می کنیم و روی عقل خودمان هم حساب باز می کنیم، اما در جایی که دین نظری دارد، شیعه، نظر امام علی (ع) آن هم نظری که امام جعفر صادق از او نقل می کند را قبول می کند.

یک وجه دیگر امامت تربیتی آنهاست که ما بر اساس مشی آنها در زندگی می توانیم آنها را اسوه خویش قرار داده و حیات و ممات خود را حیات و ممات محمد و آل محمد قرار دهیم. پیامبر ما و همین طور امامان ما، اسوه اخلاق و تربیت بودند و از هر حیث، سعی می کردند اخلاق انسانی را به منصه ظهور بگذارند. این اعمال و رفتار آنها، برخی بر اساس توصیه های الهی بروز یافته و برخی نیز از آن روی که حضرات ائمه، انسانهای والا و شایسته و کامل هستند، و عامل به کارهای خیر و نیک اند، از آنان بروز یافته است. اعمالی است که انبیاء و انسانهای عاقل و متدین، معمولا وقتی در مقام عمل قرار می گیرند، همان کارها را انجام می دهند.

با این حال، باید توجه داشته باشیم که ما یک وجه انسانی و حِکمی هم در زندگی مان هست، که عقل و دانش خود ما باید آن را مطابق آموزه های قرآن و ائمه و با استناد به عقل و عرف، تشخیص داده و به آنها عمل کند. این مسأله، یک وجه نظری دارد که همان اعتبار و ارزش عقل ماست و به عنوان یک شیعه، برای این عقل حجیت قائلیم و گاهی به آن عقل نظری گفته می شود. دیگری یک عقل عملی است که معنایش این است که ما تشخیص حسن و قبح را با عقلمان می دهیم. این بخش، هم در بعد نظری و هم عملی، وجه مهمی از زندگی فکری و اعمال روزانه ما را تشکیل می دهد. البته منشأ عملی هم در واقع نظر و عقل، اما ناظر به عمل است.

نام بخش عقل نظری و خروجی آن را در معنایی که گذشت، می شود «حکمت» گذاشت، چیزی که آن را هم مثل همه چیز خداوند می دهد (چنان که به لقمان داده: و لقد آتینا لقمان الحکمه) و در قرآن، حکمت کنار تورات و انجیل است، نه عین آنها. « وَ یُعَلِّمُهُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ».

در بخش عقل عملی، می شود عنوان «خیر» را مطرح کرد که خداوند علاوه بر انجام اعمال شرعی و عبادی، دعوت به انجام «خیر» علاوه بر توصیه های صریح شرع، ظاهرا مصادیقی را که ما هم تشخیص بدهیم خیر است، می کند. به هر حال، مواردی هست که ممکن است ما آیه و حدیث هم در باره موضوعاتی به صراحت نداشته باشیم، یا کارهایی باشد که آن زمان معمول و معروف نبوده، بعدها پدید آمده، و ما باید با عقل خود خوبی و خیر آنها را درک کنیم و به آنها عمل کنیم. قرآن و امامان، در آیات و اخبار و عملشان، ما را دعوت به کار خیر و اعمال نیک می کنند. علاوه بر خیر، شاید آنجا که کلی از «اعملوا صالحا» یاد می کند، بتوانیم بگوییم مانند «وافعلوا الخیر» است.

خداوند ضمن آن که از ما خواسته است به تکالیف الهی خویش عمل کنیم، خواسته است تا به این وجه انسانی هم بنگریم و آنچه را که به نظرمان خیر و خوبی و عمل صالح است، محقق سازیم.

ممکن است به نظرتان بیاید که عمل صالح، در درجه اول، عبادات شرعی است، و البته همین طور است، اما وقتی خداوند خطاب به انبیای خود می فرماید: یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ (مومنون:۵۱) یک مواردی از عمل صالح را مشخص می کند، و مواردی را هم به عنوان کار خوب، بر عهده خود بندگان خود می گذارد.

در زمینه تکالیف اجتماعی، آیت زیر، یکی از بهترین آیات الهی است که می فرماید: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏ (آل عمران، ۱۰۴). مخاطب، امام باشد یا دیگران، یا هردو، دعوت به خیر شده است.

در اولین مرحله، کار این برگزیدگان دعوت به خیر است. سوال این است:

دعوت به «خیر» چیست؟

شاید اطلاق کلمه خیر، به معنی بهترین ها، نشان دهد که خداوند به تشخیص آدمیان برای کار خیر احترام می گذارد و البته در این زمینه راهنمایی هم دارد.

دنبالش از دعوت به «معروف» یاد می کند، و از پرهیز دادن از «منکر» سخن می گوید. در اینجا هم باز به صراحت از مصادیق نام نمی برد، و این هم به معنای آن است که خداوند همان طور که در باره کلمه «خیر» اطلاق دارد، از نوع «معروف» و دعوت به آن ستایش کرده و از «منکر» پرهیز می دهد. آنگاه قومی را که به «خیر» و «معروف» عمل کند و از منکر بپرهیزد، قومی رستگار و اهل فلاح می داند.

دست کم در یک مورد دیگر هم در قرآن، از دعوت و عمل به «خیر» یاد می کند. آنجا از عمل به دستورات عبادی اسلام سخن گفته و در مرحله بعد از «وافعلوا الخیر» یاد می کند. در هر دو آیه «فلاح» را نتیجه تحقق این عمل می داند. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (حج : ۷۷). ممکن است جدا کردن خیر از رکوع و سجود و عبادت، به معنای آن باشد که خیر، امری مستقل از عبادات و خود مصداق یک تکلیف روشن الهی برای مومنان در عمل به آن است. کار نیک کردن.

امام علی در نهج البلاغه در باره این آیت که «وافعلو الخیر» می گوید: افْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ وَ لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَی بِفِعْلِ الْخَیْرِ مِنِّی».

امام تأکید می کند که کار خیر، و انجام آن بسیار مهم است. نباید به کوچکی و بزرگی آن نگاه کرد، در واقع، نباید کار خیر را تحقیر کرد. کوچک آن هم بزرگ و کم آن هم زیاد است. هیچ کسی هم نمی تواند مسوولیت انجام کار خیر را از دوش خود بردارد و بگوید، دیگری انجام دهد.

برخی از ما فکر می کنم، باید همه اعمالی که انجام می دهیم، فقط همانها باشد که مصداق صریح و روشن آیه و روایت هستند. طبعا چنین نیست. این تصور، این نتیجه را دارد که ما مسوولیتی در قبال کارهای خیر در جامعه احساس نمی کنیم به صرف، تعبد نسبت به شرع، آن را برای فلاح خود کافی می دانیم. در حالی که خداوند، یکی از پایه های فلاح ورستگاری را نتیجه عمل به کار خیر می داند.

بدفهمی ما در باره خیر یک مصداق این است که فکر می کنیم، فقط وقف برای کارهای مذهبی درست است، برای همین نود درصد موقوفات ما برای کارهای دینی است. در حالی که دعوت کلی به خیر معنایش این است که ما باید معنای خیر را وسیع تر بفهمیم و وقتی وقف می کنیم، دایره وقف را گسترده تر ببینیم. یک اثرش در وقف کتابخانه و دانشگاه است که ما کمتر به آن می پردازیم و بیش از همه به مسجد و حسینیه و آثار دینی می پردازیم. البته خیلی از مومنان به مساله حمام سازی و پل سازی هم توجه داشته اند، اما در کل، وقف را بیش از همه در امور مذهبی صریح رعایت می کنند.

به هر روی، جامعه دیندار در دنیا، به خصوصا مومنان مسلمان، در این زمینه، کوتاهی دارند و اصولا تلقی درستی از درک عقلی خود نسبت به معروف و عمل خیر و کار نیک کمتر دارند. اگر ما نگاه دینی را تعریف می کنیم، باید توجه داشته باشیم که کارهای انسانی، یک مصداق مهم از کار دینی هستند. اگر هم این طور نگاه نمی کنیم، فکر کنیم که دین بخشی از کارهای درست را به ما گوشزد می کند، و بخش دیگر را عقل و عرف مقبول و مشروع به ما توصیه می کنند. نتیجه عملی اینها، هر کدام که باشد، این است که فلاح و رستگاری جامعه، در گروه «افعلوا الخیر» هم هست.

به نظر می رسد، یکی از علل بی توجهی به کارهای صرفا انسانی در جوامع، امری که مشترک میان همه مذاهب و در واقع، به عقل و فطرت انسانی است، همین است که مسلمانان تصور می کنند، هر چیز خوب، منحصر در موارد شرعی است. این یکی از علل عقب افتادگی جوامع اسلامی هم هست.

 

رسول جعفریان

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 305
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حدیث
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • زفاک
  • ترنم
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 11
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 22
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 10
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس