مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند

20 تیر 1403 توسط مدیر النفیسه

داوود غفارزادگان و روایتی داستای تاریخی از واقعه کربلا/سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند


یکی از مهم‌ترین فرازهای تولید ادبی در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش هنری صاحب قلمان برای بازنمایی حوادث و بزنگاه‌های مهم تاریخ اسلام در قالب روایت داستانی بوده که در این میان سهم حادثه عاشورا و آنچه به آن منجر شد بسیار قابل توجه است.
بسیاری از نویسندگان در این عرصه چنان خوش درخشیدند که کارنامه کاری خود را تمام و کمال با این ادبیات و درباره این حادثه ترسیم کردند و برخی دیگر نیز به طبع‌آزمایی در این عرصه پرداختند و در کنار سایر آثارشان، روایتی داستانی نیز درباره یک فراز مهم تاریخی و دینی اسلام و تشیع به رشته تحریر در آوردند.
داوود غفارزادگان نیز در زمره نویسندگانی است که به طبع‌آزمایی در این عرصه به شیوه دوم پرداخته است و در میان خیل آثار خود که با موضوعات خاص اجتماعی و با موضوعات مربوط به انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نوشته است و نیز آثار مستقلش؛ بخشی ویژه را نیز به روایت‌نویسی داستانی بر مبنای حوادث تاریخ اسلام به ویژه واقعه عاشورا اختصاص داد که حاصل آن نیز بسیار درخشان بوده است.
کتاب «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» نیز در قالب همین دست از آثار اوست. کتابی شامل سه روایت از زندگی امام حسین (ع) در مسیر رسیدن به کربلا و نیز در ایام حضور در این مکان تا شهادت.


غفارزادگان در این کتاب آمیزه‌ای از هنر و تکنیک و مضمون را برای مخاطبان خود به ارمغان آورده است. او از سویی برای روایت خود از تکنیک روایت‌نویسی کهن ایرانی بهره برده است. هر بخش از کتاب خود را بنا بر سنت کتابت مقاتل با محتوایی به هم پیوسته و منزل به منزل سامان داده و مخاطبش را بر همین مبنا تا درون حادثه راهنمایی می‌کند.

او در این متن نشان داده که برای نوشتن بسیار مقید به پژوهش است و متن روایی داستانی تاریخی را بر پایه مستندات شکل می‌دهد اما هرگز نشانی از کپی‌برداری و یا کلیشه‌سازی را در آن برجای نمی‌گذارد.
غفارزادگان همچنین در این کتاب تلاش بسیاری کرده است تا از منظر زبانی به متنی با رنگ و بوی و حال و هوای تاریخی دست پیدا کند؛ متنی که خوانش آن مانند قدم زدن در پس‌کوچه‌های تاریخ برای به تماشا نشستن رخدادهای آن است. او کلمات و عباراتی را استخدام می‌کند که از سویی دارای استواری بیان است و از سوی دیگر حریم و ساختار تاریخ را برای روایت شدن در خود محفوظ نگاه می‌دارد و به همین اعتبار کتاب «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» را می‌توان نمونه‌ای قابل تامل از ادبیات تاریخی دانست که مسیر حرکت کاروان امام حسین (ع) از مدینه به سمت کوفه را بازخوانی می‌کند و با زبان روایت داستانی نظرگاه خود را با رعایت امانت و به شکل بیانی تازه‌ای با مخاطبانش در میان می‌گذارد و او را به کشف دنیایی تازه که خود آن را شکل داده دعوت می‌کند.
چاپ دوم کتاب «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند اثر داوود غفارزادگان در ۱۳۲ صفحه رقعی و با بهای پشت جلد ۲۸۰۰۰ تومان از نشر نیستان هم اکنون در دسترس علاقه مندان است

 

 

۲۲۰۵۷

 نظر دهید »

از رهبری خرج نکنیم!

10 تیر 1403 توسط مدیر النفیسه

از رهبری خرج نکنیم!




طرفداران جلیلی می گویند چون رهبری گفته به کسی رای بدهید که از « ظرفیت» ها استفاده کند ( تکیه کلام جلیلی) پس رهبری کد را داده و حجت را تمام کرده که به جلیلی رای بدهیم! 

طرفداران قالیباف هم می گویند اشاره رهبری به توان اجرایی فقط یک مرجع دارد و آن هم قالیباف است . 

حتی عباس عبدی هم در یک توییت- و احتمالا در پاسخی مطایبه آمیز به این واکنش ها- گفتگویش را با کسی نقل کرده که از این کارشناس سیاسی درباره رای رهبری بر اساس سخنرانی غدیر پرسیده و عبدی جواب داده تاکید رهبری بر مشارکت یعنی چه؟ رای به چه کسی جز پزشکیان افزایش مشارکت را به دنبال دارد؟! 

 هر چند رهبری یک رای بیشتر ندارد و طبیعتا آن را به یکی از این نامزدهای حاضر خواهند داد اما هیچکدام از این برداشت ها به تنهایی درست نیست. چرا که بارها از زبان ایشان شنیده ایم که هیچکس از رای ایشان پیش از به صندوق انداختن آگاه نیست. بنابراین خرج کردن از رای رهبری در شرایطی که این رای برای نزدیکان ایشان هم معلوم نیست چیزی جز نوعی تبلیغات برای نامزد مطلوب خود نیست که از نظر قانونی نیز جایز نخواهد بود. 

لذا می توان گفت بهره گیری از دیدگاه رهبری صرفا تا جایی که به ویژگی های مطرح شده  توسط ایشان  درباره رییس جمهور  (نه مصادیق) اشاره دارد درست است و هر شخص معتقدی میتواند بر اساس نگرش شخصی، این ویژگی ها را به یکی از نامزدها  تطبیق دهد اما نمی تواند از زبان رهبری  چنین القا نماید که ایشان نظرش فلانی است. 

 

ابوذر عالی، گروه سیاسی الف

 نظر دهید »

✍️ مردم برای حضور در انتخابات تنبلی نکنند

07 تیر 1403 توسط مدیر النفیسه

✍️ مردم برای حضور در انتخابات تنبلی نکنند

✏️ رهبر انقلاب: عنصر اوّل، مشارکت عموم مردم است؛ تنبلی نکنند، بی‌اعتنائی نکنند، دستِ‌کم نگیرند؛ در همه‌ی گوشه‌های کشور شرکت کنند.

✏️مشارکت فقط مال شهرها نیست؛ مال شهرهای بزرگ نیست؛ در انواع مراکز جمعیّتی، روستاها، بخشها مردم باید در انتخابات شرکت کنند تا جمهوری اسلامی در دنیا سرافراز بشود. 1403/4/5

1719476212_.jpg

 نظر دهید »

آیا تخریب نامزدها جهت رأی آوردن فردی که به نظر هواداران اصلح است، جایز است؟

30 خرداد 1403 توسط مدیر النفیسه

🔷 ‏استفتاء مهم از امام خامنه ای (دام ظله)

🔹 آیا تخریب نامزدها جهت رأی آوردن فردی که به نظر هواداران اصلح است، جایز است؟

پاسخ: بیان ضوابط و شرایط و نقد‌ برای روشن شدن اذهان مانعی ندارد ولی باید از هتک حرمت و تهمت و توهین اجتناب کرد.

 

 نظر دهید »

«او هم پسرِ من بود و هم پدرِ من.»

07 خرداد 1403 توسط مدیر النفیسه

 

چند روز از تشییع پیکر رییس‌جمهوری و همراهان که در سانحۀ سقوط بال‌گرد در جنگل‌های «ارسباران» دعوت حق را لبیک گفتند، سپری شده  و در این مدت صدا و سیما، سنگِ‌ تمام گذاشته و در تجلیل و تمجید از جان‌باختگان، دقیقه‌ای را فروگذار نکرده و برنامه‌ای را بی‌نصیب نگذاشته است.

   نویسندۀ این سطور نیز نیز مانند بسیارانی دیگر، بخش‌هایی ازین برنامه‌ها را دیده اما یک جمله از پدرِ آیت‌الله سید محمدعلی آل هاشم امام جمعۀ فقید تبریز یقه تعهد‌مان را محکم چسبیده و رها نمی‌کند. چه، از آن قِسم جمله‌هاست که کافی است یک‌بار از یک نفر بشنویم اما بی‌نهایت بار در پستوی ذهن‌مان آن را مرور کنیم چونان دقایق آغازین سمفونی شماره 9 بتهوون از فرط شکوه و خوشایندی.

  پدر مرحوم آل هاشم -که خود- پیرمردی روحانی و تکیده‌ است- در مقابل یکی از دوربین‌ها در توصیف فرزند خود گفت: «او هم پسرِ من بود و هم پدرِ من.»

   او ناخواسته اشاره به فضیلتی کرد که همۀ انسان‌ها - فارغ از  گرایش سیاسی یا تابعیت دینی و مذهبی، باید به آن مُتَّصف باشند- اما همه نیستند و بی‌راه نیست اگر بگوییم زود باشد این نگاه به پدر، مادر و افرادِ سال‌مند، به دیگر فضیلت‌های فراموش‌شده و منسوخ بپیوندد.  

     کما این که شوربختانه توجه به نسل پیش از خود در نسل جوان امروز فروکاسته و چون پیشینیان، شأن و اعتبار آنان را پاس نمی‌دارند و گویی تمامتِ ارزش را در سرمایه و دارایی مادی می‌بیند و همین موجب شده خود نیز بی‌قرار و ناآرام باشند حال آن که به تعبیر شاعر:

  آل هاشمِ پدر پدر شغل و منصب دولتی نداشته و مانند روحانیون سنتی از راه تبلیغ و انجام برخی فرائض و مناسک امرار معاش می‌کرده؛ مسیری که برای یک روحانی با کهولت سن دشوار و گاه ناممکن می‌شود و از این سخن او که پسرش برای او به مثابۀ پدر بوده هم می‌توان حمایت اقتصادی را برداشت کرد و هم حمایت‌های عاطفی و روحی را که آن نیز برای سال‌مندان،  مانند نانِ شب، ضروری است و فرزندان نباید از این نیاز سال‌مندان غفلت ورزند و از این نظر تفاوتی بین یک فرد معمم با طبیب یا یک پدرِ کارگر و کشاورز نیست.
 
     اگر پیامبر مکرم اسلام لقب دختر گرامی‌شان را «أمّ ابیها» -مادرِ پدرش- گذاشته بود نیز می‌خواسته همین فضیلت را به همه انسان‌ها یادآور شود تا زنان و دختران باید برای پدر و مادر خود، «مادری مهربان» باشند و مردان و پسران نیز باید برای والدین خود «پدری دل‌سوز».
     
  والدین ما افزون بر نیازهای مالی و مادی که اگر اندوخته ای از قبل نداشته باشند قطعا دارند نیازهای روحی و روانی هم دارند و فرزندان نباید از توجه به آن غافل باشند همان‌گونه که در زمان کودکی، آنان چنین می‌کردند.

   عموم انسان‌ها زندگی خود را مدیون پدر و مادر هستند و در مقیاسی بزرگ‌تر همۀ ما باید چنین نگاهی نسبت به همۀ بزرگ‌ترها داشته باشیم.  توجه ویژه به پدر و مادر و نگاهِ روزانه به آنان و برآورده کردن نیازهای مالی و عاطفی والدین و ازجمله اختصاص دادن زمانی برای نشستن در کنار آنان و حرف زدن با آنان و شنیدن خاطرات‌شان- ولو تکراری و بارها گفته و شنیده شده-  بخشی از همین فضیلت است و همۀ ما تا روزی که زنده‌ایم و فرصت باقی است، نباید دستِ راستِ ما از این فضیلت تهی باشد.  
   
  جای تأسف است که امروز و بنابر اقتضای زندگی در جهان مدرن و نو، جوانان و نسل جدید، توجهی به این فضیلت‌ها ندارند یا کم شده و حتی گاه لازم است در این بدیهیات با آنان احتجاج کرد؛ نسلی که خطرات از هم گسیختن بنیان‌ نخستین نهاد و گسست در گسل خانواده را درنمی‌یابد و حتی ناشیانه و با سرعت به این سو در حرکت است و نام آن را «Individualism» یا «فردیّت» گذاشته و به جای ماندن در کنار خانواده، ترک روابط می‌کند یا در همان شهر، زیست سلولی و زندگی در لاک تنهایی و دور از هوایی بی حضور و نفس  پدر و مادر را انتخاب کرده است.

    اگر می‌بینیم سطحی از بی‌قراری جامعه و به‌ویژه جوانان را در خود بلعیده است و پای خانۀ سال‌مندان -که تا همین سه دهه قبل در بسیاری از کلان‌شهرها هم وجود نداشت- این روزها به شهرهای کوچک نیز باز شده به همین دلیل است که کسی نمی‌خواهد برای پدرش، پدری کند آن‌گونه که بنا به گواهیِ آل‌هاشمِ پدر، پسر این‌گونه بود. شرط مدرن شدن و زندگی هماهنگ با دستاوردهای عصر جدید لزوماً فاصله گرفتن از اخلاقیات نیست  اما اگر عادات اولیه انسانی ما را به حاشیه براند، قطعاً رذیلت و شرّ است و دامان خودمان را هم خواهد گرفت. 
 

 
محمدباقر محسنی سارَوی

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • ...
  • 12
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 16
  • ...
  • 17
  • 18
  • 19
  • ...
  • 1255
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • مبینا غیور

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس