صفتهایی که آیتالله جوادی آملی در نمازشان بر امام شهید ذکر کردند
🔵 صفتهایی که آیتالله جوادی آملی در نمازشان بر امام شهید ذکر کردند
#امام شهید

🔵 صفتهایی که آیتالله جوادی آملی در نمازشان بر امام شهید ذکر کردند
#امام شهید

مدرسه عشق؛ جایی که تاریخ ساخته میشود 🏠
خانواده تنها یک نهاد اجتماعی نیست؛ «نخستین مدرسه انسانسازی» است. جایی که بذرهای ایمان، شجاعت و صبر در جان انسان کاشته میشود تا در طوفانهای سهمگین تاریخ، چون کوه استوار بماند.
اگر امروز از حماسهسازان کربلا سخن میگوییم، پیش از آن باید از «معماران این حماسه» بگوییم؛ مادران و همسرانی که در مکتب خود، انسانهایی تربیت کردند که «ترس» در برابرِ «حق» معنایی نداشت.
✨ درسهای تربیتیِ بانوان عاشورایی:
۱. تربیتِ آگاهانه: آنان فرزندانی تربیت کردند که «زمانشناس» بودند و حقیقت را از باطل تشخیص میدادند.
۲. عزتمداری: در خانه آنان، «ذلتگریزی» درس اول بود.
۳. صبرِ استراتژیک: ایستادگی آنان در سختترین لحظات، به فرزندانشان درسِ ثباتقدم داد.
هر انسان بزرگی که تاریخ را تغییر داده، پیش از آن در آغوش یک خانوادهی متعالی به این بزرگی رسیده است. امروز ما نیازمند بازگشت به این الگوی تربیتی هستیم.
#مادران_عاشورایی
#الگوی_تربیتی
#خانواده_مهدوی
#تربیت_اسلامی
#حماسه_کربلا
چهار آفت خاموشی روزی درکلام امام سجاد(ع)
در نگاه عمیق معارف اهلبیت(ع)، واژه «روزی» هرگز به افزایش صرفِ موجودی حساب بانکی یا وسعت سفرههای رنگین خلاصه نمیشود. روزیِ حقیقی، یعنی گشایش در عمر، برکت در کار، آرامشِ روان، عزتِ اجتماعی و توفیقِ بندگی.
مبلغ - امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند؛ مکروهاتی که روزی را از انسان دور میکنند: اظهار فقر ونداری کردن در حضور مردم، خواب دیر هنگام شب و بعد از نماز صبح، تحقیر وکم ارزش شمردن نعمتهای خدا و شکوِه وگلایه داشتن از خداوند متعال. «معانی الأخبار ، صفحه ۲۷۱»
حضرت امام سجاد(ع) در این روایت شریف، چهار عادت رفتاری را نه بهعنوان «حرام» که بهعنوان «مکروه» (یعنی عوامل بازدارنده و دورکننده از فیضِ الهی) معرفی میفرمایند. وجه اشتراک این چهار مورد، غفلت از تأثیر شگرفِ «نگرش»، «گفتار» و «نظمِ زیستی» انسان در جذب یا دفعِ روزی است. در دنیای امروز که روانشناسی مثبتگرا و اقتصادِ رفتاری به شدت مورد توجه است، این کلماتِ گهربار، پیشدرآمدی بر پیچیدهترین نظریههای ذهنآگاهی و تابآوریِ روانی به شمار میرود.
۱. اظهار فقر و نداری در حضور مردم؛ تثبیتِ هویتِ فقیرانه
امروزه در روانشناسی اجتماعی، به این پدیده «خودتحقیربینی» یا «هویتسازیِ بر اساس کمبود» میگویند. کسی که پیوسته زبان به فقر میگشاید، ناخودآگاه تصویر ذهنی دیگران را از توانمندیهایش تخریب میکند و خود را در قالب یک «قربانیِ محض» تعریف مینماید. طبق قاعده «اللسان ترجمان العقل»، این بیانِ مکرر، نهتنها در جامعه ایجادِ یأسِ جمعی و عادیسازیِ فقر میکند، بلکه درِ همکاریهای اجتماعی، سرمایهگذاریِ اعتماد و فرصتهای شغلی را به روی انسان میبندد. البته این نکته غیر از «اعلام نیازِ ضروری» در حدِّ شرع و برای رفعِ اضطراریِ مشکل است که جای خود را دارد؛ مقصود، تبدیلِ فقر به یک «لقبِ همیشگی» و «کلیدواژهٔ محوریِ زندگی» است.
۲. خواب دیر هنگام شب و خوابیدن پس از نماز صبح؛ تباهیِ سرمایهٔ طلاییِ زمان
این توصیه، یک نسخهٔ دقیقِ زیستمحور و پزشکیِ مبتنی بر سبک زندگی اسلامی است. طب نوین تأکید دارد که ساعات سحرگاهان، اوج ترشح هورمونهای نشاطآور (کورتیزول) و زمانِ طلایی برای نظمدهی به ذهن و برنامهریزی روزانه است. پیامبر اکرم(ص) همواره صبحگاهان را مایهٔ برکت و روزیِ فراوان میدانستند. خوابیدن پس از طلوع فجر، علاوه بر آسیبهای جسمانی و اختلال در ساعتِ زیستی، نشانهٔ سستیِ اراده و تنبلیِ مزمن است و انسان را از قافلهٔ تولید و تلاشِ روزانه بازمیدارد. در جامعهٔ امروز که با معضل «شبزندهداریهای دیجیتال» و چرخهٔ معیوبِ خواب مواجهیم، این روایت، یک هشدار جدی برای حفظِ سرمایهٔ گرانبهایِ «وقت» و بهرهمندی از هوشیاریِ ذهن در ساعات ابتدایی روز است.
۳. تحقیر و کمارزش شمردن نعمتهای خدا؛ سدِّ راهِ افزایشِ نعمت
این آفتِ اخلاقی، ریشه در نگاهِ مقایسهای و مادیگراییِ صرف دارد. قرآن کریم با صراحت وعدهٔ «لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم» (ابراهیم، ۷) را داده است، یعنی منطقِ الهی بر این است که قدردانی از نعمتِ کوچک، کلیدِ رسیدن به نعمتِ بزرگ است. تحقیر نعمتهای روزمره (از نعمتِ سلامت و فرصت گرفته تا نانِ شب و لباسِ تن)، روحیهٔ شکر را میمیراند و انسان را به موجودی ناسپاس و بدبین تبدیل میکند که هر آنچه دارد را ناقص و ناچیز میبیند. در سطحِ اجتماعی، ترویجِ این نگاه، محیطِ خانواده و جامعه را به فضایِ غرولند، نارضایتیِ مزمن و حسادتِ ویرانگر تبدیل میکند که خود بزرگترین مانع در مسیرِ جذبِ خیرات و برکاتِ جمعی است.
۴. شکوه و گلایه از خداوند متعال؛ باتلاقِ بدگمانی و یأس
در اینجا باید به نکتهای باریک توجه کرد. انسانِ مؤمن، گرفتاریها و دردهای خود را با خدا در میان میگذارد و به درگاهش نیایش میکند (که عینِ عبادت و توحید است)، اما شکایت «از» خداوند به معنای معترض بودن به عدالت، حکمت و تقدیرِ الهی است. این رفتارِ زبانی، ریشه در «سوءظن به خدا» و «یأس از روحِ الله» دارد. چنین فردی بهجای جستجوی راهحل و تغییرِ وضعیت، انرژیِ حیاتیِ خود را صرفِ حقبهجانبپنداری و توجیهِ تنبلیهای خویش میکند. از منظرِ اجتماعی، ترویجِ این روحیه، جامعه را به سمتِ انفعالِ جمعی، سرزنشِ تقدیر و فرار از مسئولیتهای فردی و گروهی سوق میدهد.
جمعبندی و پیامِ اجتماعیِ امروز:
این چهار عامل، در حقیقت یک شبکهٔ بههمپیوسته از «نگرشِ منفی» را تشکیل میدهند: ناسپاسی، تنبلی، بدزبانی و بدگمانی. حضرت سجاد(ع) با بیانِ این مکروهات، مسیرِ رسیدن به «روزیِ حلال و عزتمندانه» را از مجرایِ اصلاحِ درون و رفتارِ اجتماعیِ فرد ترسیم میفرمایند. اگر امروز به دنبالِ تحققِ «اقتصادِ مقاومتی»، «امیدآفرینی» و «سرمایهٔ اجتماعی» در جامعه هستیم، این روایت، نقشهٔ راهی است که از درونِ خانه و ذهنِ هر فرد آغاز میشود. بیاییم با شکرِ نعمت، قناعت در گفتار، انضباط در زیستشبانهروزی و حسنِ ظن به پروردگار، روزیِ مادی و معنویِ خود را بیمه کنیم و از دامِ آسیبهای روانیکه فقرِ واقعی را رقم میزنند، بپرهیزیم. که رزقِ حقیقی، جز در سایهٔ طهارتِ روح و نظمِ زندگی حاصل نمیشود.
محمد حسین معزی
آیا میدانستید کربلا با عاشورا تمام نشد؟ ا
اگر ایثارِ حسین (ع) خون بود، پیامِ سجاد (ع) «تبیین» آن خون بود. امام سجاد (ع) پس از واقعه کربلا، در شرایطی که خفقانِ اموی بر جامعه سایه افکنده بود، از ابزارهای «دعا» و «خطابه» برای جهاد تبیین استفاده کردند.
صحیفه سجادیه، تنها یک کتاب دعا نیست؛ بلکه یک دائرهالمعارف کامل از معارف سیاسی، اجتماعی و اخلاقی است که امام (ع) در قالب نیایش، اسلام ناب را به جامعهای که دچار تحریف شده بود، بازگرداند. ایشان با هوشمندی تمام، حقایق کربلا را در دلِ مناجاتهای خود گنجاندند تا دشمن نتواند حقیقت را وارونه جلوه دهد.
امروز ما نیز به عنوان مجاهدانِ جبهه تبیین، وظیفه داریم با تأسی به سیره امام زینالعابدین (ع)، حقیقت را با زبان منطق، دعا و اخلاق برای جامعه روشن کنیم.
شهادت امام سجاد (ع) تسلیت باد. 🏴
#جهاد_تبیین
#امام_سجاد
#صحیفه_سجادیه
#تبیین_حقیقت
پایگاه اطلاعرسانی حوزه (سیره سیاسی امام سجاد)
سایت صحیفه سجادیه (مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی)
مفهوم «جهاد تبیین» که در سالهای اخیر بر آن تأکید بسیاری شده، به معنای روشنگری، بیان حقیقت و مقابله با تحریفها در برابر هجمههای دشمن است؛ و چه الگویی والاتر و دقیقتر از حضرت زینب کبری(س) که در سختترین شرایط تاریخ، پس از واقعه عاشورا، این وظیفه خطیر را بر دوش کشیدند.
۱. جملهای برای ترویج:
زینب(س) صدای بلندِ مظلومیتِ حق در میانِ هیاهوی باطل بود. او نشان داد که گاهی برای پیروزیِ خون بر شمشیر، باید صدایِ آن خون را با سلاحِ “تبیین” به گوش تاریخ رساند.»
۲. روایتی کوتاه و تکاندهنده:
هنگامی که ابنزیاد در کوفه قصد داشت با طعنه زدن به مصیبت کربلا، حضرت زینب(س) را تحقیر کند، ایشان با آرامشی که از ایمان عمیق سرچشمه میگرفت، آن جمله تاریخی را فرمودند:
«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً» (جز زیبایی چیزی ندیدم).
*این نگاه، اوجِ بصیرت است؛ تبدیل کردنِ شکستِ ظاهریِ دشمن به پیروزیِ راهبردیِ حقیقت.*
۳. تحلیلِ مسئولیتپذیری زینبی:
حضرت زینب(س) در شام، در قلبِ قدرتِ ظالم، چنان خطبهای خواندند که کاخ یزید را به لرزه درآورد. این «جهاد تبیین» نشان میدهد که یک بانوی آزاده، چگونه با کلامی منطقی، مستدل و شجاعانه، افکار عمومیِ منحرفشدهی یک جامعه را بیدار میکند.
#جهاد_تبیین در ترویج فرهنگ حسینی