مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

مدرسه عشق؛ جایی که تاریخ ساخته می‌شود

10 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

مدرسه عشق؛ جایی که تاریخ ساخته می‌شود 🏠

خانواده تنها یک نهاد اجتماعی نیست؛ «نخستین مدرسه انسان‌سازی» است. جایی که بذرهای ایمان، شجاعت و صبر در جان انسان کاشته می‌شود تا در طوفان‌های سهمگین تاریخ، چون کوه استوار بماند.

اگر امروز از حماسه‌سازان کربلا سخن می‌گوییم، پیش از آن باید از «معماران این حماسه» بگوییم؛ مادران و همسرانی که در مکتب خود، انسان‌هایی تربیت کردند که «ترس» در برابرِ «حق» معنایی نداشت.

✨ درس‌های تربیتیِ بانوان عاشورایی:

۱. تربیتِ آگاهانه: آنان فرزندانی تربیت کردند که «زمان‌شناس» بودند و حقیقت را از باطل تشخیص می‌دادند.

۲. عزت‌مداری: در خانه آنان، «ذلت‌گریزی» درس اول بود.

۳. صبرِ استراتژیک: ایستادگی آنان در سخت‌ترین لحظات، به فرزندانشان درسِ ثبات‌قدم داد.

هر انسان بزرگی که تاریخ را تغییر داده، پیش از آن در آغوش یک خانواده‌ی متعالی به این بزرگی رسیده است. امروز ما نیازمند بازگشت به این الگوی تربیتی هستیم.

#مادران_عاشورایی

#الگوی_تربیتی

#خانواده_مهدوی

#تربیت_اسلامی

#حماسه_کربلا

 نظر دهید »

چهار آفت خاموشی روزی درکلام امام سجاد(ع)

07 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

چهار آفت خاموشی روزی درکلام امام سجاد(ع)

در نگاه عمیق معارف اهلبیت(ع)، واژه «روزی» هرگز به افزایش صرفِ موجودی حساب بانکی یا وسعت سفره‌های رنگین خلاصه نمی‌شود. روزیِ حقیقی، یعنی گشایش در عمر، برکت در کار، آرامشِ روان، عزتِ اجتماعی و توفیقِ بندگی.
مبلغ - امام سجاد (علیه السلام)  می فرمایند؛ مکروهاتی که روزی را از انسان دور می‌کنند: اظهار فقر ونداری کردن در حضور مردم، خواب دیر هنگام شب و بعد از نماز صبح، تحقیر وکم‌ ارزش شمردن نعمت‌های خدا و شکوِه وگلایه داشتن از خداوند متعال. «معانی الأخبار ، صفحه ۲۷۱»

حضرت امام سجاد(ع) در این روایت شریف، چهار عادت رفتاری را نه به‌عنوان «حرام» که به‌عنوان «مکروه» (یعنی عوامل بازدارنده و دورکننده از فیضِ الهی) معرفی می‌فرمایند. وجه اشتراک این چهار مورد، غفلت از تأثیر شگرفِ «نگرش»، «گفتار» و «نظمِ زیستی» انسان در جذب یا دفعِ روزی است. در دنیای امروز که روان‌شناسی مثبت‌گرا و اقتصادِ رفتاری به شدت مورد توجه است، این کلماتِ گهربار، پیش‌درآمدی بر پیچیده‌ترین نظریه‌های ذهن‌آگاهی و تاب‌آوریِ روانی به شمار می‌رود.

۱. اظهار فقر و نداری در حضور مردم؛ تثبیتِ هویتِ فقیرانه

امروزه در روان‌شناسی اجتماعی، به این پدیده «خودتحقیربینی» یا «هویت‌سازیِ بر اساس کمبود» می‌گویند. کسی که پیوسته زبان به فقر می‌گشاید، ناخودآگاه تصویر ذهنی دیگران را از توانمندی‌هایش تخریب می‌کند و خود را در قالب یک «قربانیِ محض» تعریف می‌نماید. طبق قاعده «اللسان ترجمان العقل»، این بیانِ مکرر، نه‌تنها در جامعه ایجادِ یأسِ جمعی و عادی‌سازیِ فقر می‌کند، بلکه درِ همکاری‌های اجتماعی، سرمایه‌گذاریِ اعتماد و فرصت‌های شغلی را به روی انسان می‌بندد. البته این نکته غیر از «اعلام نیازِ ضروری» در حدِّ شرع و برای رفعِ اضطراریِ مشکل است که جای خود را دارد؛ مقصود، تبدیلِ فقر به یک «لقبِ همیشگی» و «کلیدواژهٔ محوریِ زندگی» است.

۲. خواب دیر هنگام شب و خوابیدن پس از نماز صبح؛ تباهیِ سرمایهٔ طلاییِ زمان

این توصیه، یک نسخهٔ دقیقِ زیست‌محور و پزشکیِ مبتنی بر سبک زندگی اسلامی است. طب نوین تأکید دارد که ساعات سحرگاهان، اوج ترشح هورمون‌های نشاط‌آور (کورتیزول) و زمانِ طلایی برای نظم‌دهی به ذهن و برنامه‌ریزی روزانه است. پیامبر اکرم(ص) همواره صبحگاهان را مایهٔ برکت و روزیِ فراوان می‌دانستند. خوابیدن پس از طلوع فجر، علاوه بر آسیب‌های جسمانی و اختلال در ساعتِ زیستی، نشانهٔ سستیِ اراده و تنبلیِ مزمن است و انسان را از قافلهٔ تولید و تلاشِ روزانه بازمی‌دارد. در جامعهٔ امروز که با معضل «شب‌زنده‌داری‌های دیجیتال» و چرخهٔ معیوبِ خواب مواجهیم، این روایت، یک هشدار جدی برای حفظِ سرمایهٔ گران‌بهایِ «وقت» و بهره‌مندی از هوشیاریِ ذهن در ساعات ابتدایی روز است.

۳. تحقیر و کم‌ارزش شمردن نعمت‌های خدا؛ سدِّ راهِ افزایشِ نعمت

این آفتِ اخلاقی، ریشه در نگاهِ مقایسه‌ای و مادی‌گراییِ صرف دارد. قرآن کریم با صراحت وعدهٔ «لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم» (ابراهیم، ۷) را داده است، یعنی منطقِ الهی بر این است که قدردانی از نعمتِ کوچک، کلیدِ رسیدن به نعمتِ بزرگ است. تحقیر نعمت‌های روزمره (از نعمتِ سلامت و فرصت گرفته تا نانِ شب و لباسِ تن)، روحیهٔ شکر را می‌میراند و انسان را به موجودی ناسپاس و بدبین تبدیل می‌کند که هر آنچه دارد را ناقص و ناچیز می‌بیند. در سطحِ اجتماعی، ترویجِ این نگاه، محیطِ خانواده و جامعه را به فضایِ غرولند، نارضایتیِ مزمن و حسادتِ ویرانگر تبدیل می‌کند که خود بزرگترین مانع در مسیرِ جذبِ خیرات و برکاتِ جمعی است.

۴. شکوه و گلایه از خداوند متعال؛ باتلاقِ بدگمانی و یأس

در اینجا باید به نکته‌ای باریک توجه کرد. انسانِ مؤمن، گرفتاری‌ها و دردهای خود را با خدا در میان می‌گذارد و به درگاهش نیایش می‌کند (که عینِ عبادت و توحید است)، اما شکایت «از» خداوند به معنای معترض بودن به عدالت، حکمت و تقدیرِ الهی است. این رفتارِ زبانی، ریشه در «سوءظن به خدا» و «یأس از روحِ الله» دارد. چنین فردی به‌جای جستجوی راه‌حل و تغییرِ وضعیت، انرژیِ حیاتیِ خود را صرفِ حق‌به‌جانب‌پنداری و توجیهِ تنبلی‌های خویش می‌کند. از منظرِ اجتماعی، ترویجِ این روحیه، جامعه را به سمتِ انفعالِ جمعی، سرزنشِ تقدیر و فرار از مسئولیت‌های فردی و گروهی سوق می‌دهد.

جمع‌بندی و پیامِ اجتماعیِ امروز:

این چهار عامل، در حقیقت یک شبکهٔ به‌هم‌پیوسته از «نگرشِ منفی» را تشکیل می‌دهند: ناسپاسی، تنبلی، بدزبانی و بدگمانی. حضرت سجاد(ع) با بیانِ این مکروهات، مسیرِ رسیدن به «روزیِ حلال و عزتمندانه» را از مجرایِ اصلاحِ درون و رفتارِ اجتماعیِ فرد ترسیم می‌فرمایند. اگر امروز به دنبالِ تحققِ «اقتصادِ مقاومتی»، «امیدآفرینی» و «سرمایهٔ اجتماعی» در جامعه هستیم، این روایت، نقشهٔ راهی است که از درونِ خانه و ذهنِ هر فرد آغاز می‌شود. بیاییم با شکرِ نعمت، قناعت در گفتار، انضباط در زیست‌شبانه‌روزی و حسنِ ظن به پروردگار، روزیِ مادی و معنویِ خود را بیمه کنیم و از دامِ آسیب‌های روانی‌که فقرِ واقعی را رقم می‌زنند، بپرهیزیم. که رزقِ حقیقی، جز در سایهٔ طهارتِ روح و نظمِ زندگی حاصل نمی‌شود.

محمد حسین معزی

 نظر دهید »

آیا می‌دانستید کربلا با عاشورا تمام نشد؟ ا

06 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

 

 

آیا می‌دانستید کربلا با عاشورا تمام نشد؟ ا
اگر ایثارِ حسین (ع) خون بود، پیامِ سجاد (ع) «تبیین» آن خون بود. امام سجاد (ع) پس از واقعه کربلا، در شرایطی که خفقانِ اموی بر جامعه سایه افکنده بود، از ابزارهای «دعا» و «خطابه» برای جهاد تبیین استفاده کردند.

صحیفه سجادیه، تنها یک کتاب دعا نیست؛ بلکه یک دائره‌المعارف کامل از معارف سیاسی، اجتماعی و اخلاقی است که امام (ع) در قالب نیایش، اسلام ناب را به جامعه‌ای که دچار تحریف شده بود، بازگرداند. ایشان با هوشمندی تمام، حقایق کربلا را در دلِ مناجات‌های خود گنجاندند تا دشمن نتواند حقیقت را وارونه جلوه دهد.

امروز ما نیز به عنوان مجاهدانِ جبهه تبیین، وظیفه داریم با تأسی به سیره امام زین‌العابدین (ع)، حقیقت را با زبان منطق، دعا و اخلاق برای جامعه روشن کنیم.

شهادت امام سجاد (ع) تسلیت باد. 🏴

#جهاد_تبیین
#امام_سجاد
#صحیفه_سجادیه
#تبیین_حقیقت
پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه (سیره سیاسی امام سجاد)
سایت صحیفه سجادیه (مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی)

 نظر دهید »

جهاد تبیین عاشورا و نقش حضرت زینب کبری(س

04 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

مفهوم «جهاد تبیین» که در سال‌های اخیر بر آن تأکید بسیاری شده، به معنای روشنگری، بیان حقیقت و مقابله با تحریف‌ها در برابر هجمه‌های دشمن است؛ و چه الگویی والاتر و دقیق‌تر از حضرت زینب کبری(س) که در سخت‌ترین شرایط تاریخ، پس از واقعه عاشورا، این وظیفه خطیر را بر دوش کشیدند.

۱. جمله‌ای برای ترویج:
زینب(س) صدای بلندِ مظلومیتِ حق در میانِ هیاهوی باطل بود. او نشان داد که گاهی برای پیروزیِ خون بر شمشیر، باید صدایِ آن خون را با سلاحِ “تبیین” به گوش تاریخ رساند.»

 ۲. روایتی کوتاه و تکان‌دهنده:
هنگامی که ابن‌زیاد در کوفه قصد داشت با طعنه زدن به مصیبت کربلا، حضرت زینب(س) را تحقیر کند، ایشان با آرامشی که از ایمان عمیق سرچشمه می‌گرفت، آن جمله تاریخی را فرمودند:
«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً» (جز زیبایی چیزی ندیدم).
*این نگاه، اوجِ بصیرت است؛ تبدیل کردنِ شکستِ ظاهریِ دشمن به پیروزیِ راهبردیِ حقیقت.*

 ۳. تحلیلِ مسئولیت‌پذیری زینبی:
حضرت زینب(س) در شام، در قلبِ قدرتِ ظالم، چنان خطبه‌ای خواندند که کاخ یزید را به لرزه درآورد. این «جهاد تبیین» نشان می‌دهد که یک بانوی آزاده، چگونه با کلامی منطقی، مستدل و شجاعانه، افکار عمومیِ منحرف‌شده‌ی یک جامعه را بیدار می‌کند.

#جهاد_تبیین در ترویج فرهنگ حسینی

 نظر دهید »

سبک فرزندپروری مادر حضرت عباس در عصر سردرگمی تربیتی و هجمه الگوهای پوشالی

03 تیر 1405 توسط مدیر النفیسه

 پدر و مادرها در جهان امروز با موقعیت بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستند. از یک سو، دسترسی کودکان و نوجوانان به اطلاعات و دنیاهای مجازی، مرزهای تربیتی سنتی را جابه‌جا کرده و از سوی دیگر، فشارهای اجتماعی برای رسیدن به موفقیت‌های ظاهری، عمق و معنای زندگی را در حاشیه قرار داده است. در چنین وضعیتی، پرسش این است که چگونه می‌توان فرزندانی تربیت کرد که نه تنها در برابر طوفان‌های فکری مقاومت کنند، بلکه خود به ستون‌های استوار اخلاق و حقیقت تبدیل شوند. پاسخ به این پرسش را می‌توان در سبک زندگی و شیوه تربیتی بانویی جست‌وجو کرد که تاریخ او را به نام ام‌البنین می‌شناسد؛ زنی که توانست از دل خانه علی بن ابیطالب، شخصیتی همچون عباس را به تاریخ هدیه کند که تا قرن‌ها بعد، نماد وفاداری، شجاعت و بصیرت باقی بماند.

اگر بخواهیم به مدل تربیتی ام‌البنین نگاهی دقیق داشته باشیم، باید از سطح کلی‌گویی‌های رایج عبور کنیم و به لایه‌های عمیق‌تر شخصیت‌سازی در آن مکتب وارد شویم. نخستین و شاید مهم‌ترین ویژگی این الگو، اصل جای‌گذاری درست اولویت‌هاست. ام‌البنین فرزندان خود را برای دنیای امروز تربیت نکرد؛ او آن‌ها را برای هدفی بزرگ‌تر پرورش داد. این همان جایی است که والدین امروزی دچار تردید می‌شوند. بسیاری از ما نگرانیم که فرزندانمان در رقابت‌های علمی، ورزشی یا اقتصادی از همسالان خود عقب نمانند و این اضطراب باعث می‌شود مسیر اصلی تربیت که همان ساختن شخصیت انسانی و الهی است، به فراموشی سپرده شود. ام‌البنین به عباس آموخت که شجاعت و قدرت جسمانی، زمانی ارزشمند است که در خدمت حقیقت باشد. برای همین است که عباس بن علی، با وجود توانمندی‌های بی‌نظیر رزمی و مدیریت نظامی، در کربلا هیچ‌گاه فراتر از خواست امام زمانش قدم برنمی‌دارد. این یعنی کنترل قدرت توسط ایمان؛ درسی که باید به کودک امروز آموخت تا در مواجهه با ابزارهای قدرتمند رسانه‌ای و فناوری، خود را گم نکند.

نکته دوم در مکتب تربیتی ام‌البنین، فرهنگ احترام و تواضع است که از همان کودکی در جان فرزندانش نهادینه شده بود. تاریخ‌نگاران نقل می‌کنند که حضرت عباس(ع) با وجود تمام عظمت شخصیتی، از دوران کودکی هیچ‌گاه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را بدون لقب  خطاب نمی‌کرد. این یک مسئله ساده اخلاقی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده یک مهندسی دقیق تربیتی است. ام‌البنین برای فرزندانش، سلسله‌مراتب ارزش‌ها را ترسیم کرده بود. او به عباس یاد داده بود که شخصیت او در سایه احترام به حجت خدا و اهل‌بیت پیامبر معنا می‌یابد. در دنیای امروز که به شدت به سمت فردگرایی افراطی حرکت می‌کند و فرزندان ما در معرض تبلیغاتی هستند که می‌گوید فقط خودت مهم هستی، الگو قرار دادن ام‌البنین به ما یادآوری می‌کند که هویت انسان در اتصال به جمعی بزرگ‌تر و مقدس‌تر تعریف می‌شود. والدینی که تلاش می‌کنند فرزندشان را در مرکز دنیا قرار دهند، ناخواسته آن‌ها را ضعیف و شکننده بار می‌آورند. ام‌البنین به فرزندانش آموخت که خود را در وجود امام زمانشان ذوب کنند تا ماندگار شوند.

آموزش مهارت‌های حل مسئله در شرایط بحرانی، بخش دیگری از هنر تربیتی این بانوی بزرگوار است. تربیت کردن به معنای ایجاد محیطی گلخانه‌ای برای فرزند نیست تا هیچ دردی را حس نکند. ام‌البنین فرزندانش را برای رویارویی با سخت‌ترین صحنه‌های تاریخ آماده کرده بود. او به فرزندانش یاد داد که در برابر ظلم سکوت نکنند، حتی اگر این سکوت امنیت بیشتری برایشان به همراه داشته باشد. در جامعه امروز، بسیاری از والدین تلاش می‌کنند فرزندانشان را از درگیری با مسائل اجتماعی یا اخلاقی دور نگه دارند تا آسیب نبینند؛ اما ام‌البنین نگاهی متفاوت داشت. او فرزندانش را چنان بار آورد که در بزنگاه‌های تاریخی، قدرت تحلیل و تصمیم‌گیری داشته باشند. عباس در کربلا، در میان پیشنهادهای وسوسه‌انگیز امان‌نامه و فشارهای روانی دشمن، تنها به یک نقطه نگاه می‌کند: وفاداری. این تصمیم نه یک اتفاق لحظه‌ای، بلکه نتیجه سال‌ها آموزشِ انتخاب‌های دشوار در خانه است. او یاد گرفته بود که حقیقت را نباید با هیچ منفعتی معامله کرد.

علاوه بر این، باید به نقش بی‌بدیل محیط تربیتی اشاره کنیم. ام‌البنین تنها یک مادر نبود؛ او مدیریت محیطی را بر عهده داشت که در آن شخصیت‌های بی‌نظیر تاریخ حضور داشتند. او فرزندانش را در محیطی رشد داد که هم‌نشینی با امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین(ع) بخشی از برنامه روزانه بود. امروز شاید ما به آن محیط دسترسی مستقیم نداشته باشیم، اما می‌توانیم محیط‌های تربیتی فرزندانمان را انتخاب کنیم. اینکه فرزندان ما با چه کسانی هم‌نشین هستند، چه کتاب‌هایی می‌خوانند، چه محتوایی در فضای مجازی مصرف می‌کنند و چه کسانی را به عنوان قهرمان در زندگی خود می‌پذیرند، دقیقاً همان کاری است که ام‌البنین برای فرزندانش انجام داد. او بهترین محیط برای رشد را انتخاب کرد و در آن محیط، بذر استعدادهای فرزندانش را آبیاری کرد. تربیت، چیزی جز انتخاب محیط مناسب برای رشد نهال شخصیت نیست.

از سوی دیگر، ویژگی بارز فرزندان ام‌البنین، سعه‌صدر و پختگی هیجانی است. ام‌البنین به آن‌ها یاد داده بود که احساسات خود را مدیریت کنند و در اوج خشم یا فشار، کنترل خود را از دست ندهند. این همان چیزی است که امروز به آن هوش هیجانی می‌گوییم. حضرت عباس در میدان کربلا، با وجود داشتن توانایی شکستن صفوف دشمن، تنها زمانی وارد عمل می‌شود که اجازه دارد و تا آخرین لحظه به کودکان و زنان کاروان توجه دارد. او در اوج قدرت، مهربان است و این ویژگی تنها با آموزش‌های دقیق مادرانه در سال‌های کودکی شکل می‌گیرد. مادرانی که به فرزندانشان می‌آموزند چگونه در برابر ناملایمات صبور باشند و چگونه نیازهای دیگران را بر نیازهای خود مقدم بشمارند، در حال تربیتِ نسل عباس‌های زمانه هستند.

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، آموزش استقلال در عمل و وابستگی در هدف است. ام‌البنین فرزندانش را به گونه‌ای بار نیاورد که وابسته به مادر باشند و بدون او نتوانند تصمیم بگیرند. او به آن‌ها یاد داد که چگونه با تکیه بر اصول اخلاقی، در میدان‌های بزرگ زندگی مستقل عمل کنند. عباس در کربلا تنها نیست؛ او فرمانده است، او تدبیر می‌کند، او می‌جنگد. این یعنی فرزندان او در عین داشتن پیوند عمیق عاطفی با مادر، در مسیرهای بزرگ زندگی دارای اعتمادبه‌نفس و قابلیت تصمیم‌گیری بودند. در بسیاری از خانواده‌های مدرن، شاهد دو آسیب افراطی هستیم؛ یا والدگری هلیکوپتری که تمام تصمیمات را برای فرزند می‌گیرد و او را وابسته بار می‌آورد، و یا رها کردن فرزند به حال خود که باعث سرگشتگی او می‌شود. مدل ام‌البنین، ترکیبی از حمایت عاطفی قوی و دادن مسئولیت‌های بزرگ به فرزندان است. او به فرزندانش اعتماد کرد و آن‌ها نیز پاسخ این اعتماد را با وفاداری تا پای جان دادند.

امروزه که رسانه‌ها و سلبریتی‌های مجازی، الگوهای فانتزی و بدون پشتوانه اخلاقی را به نوجوانان ما تحمیل می‌کنند، بازخوانی شخصیت حضرت عباس به عنوان یک الگوی اصیل بسیار راهگشاست. او نه تنها یک جنگجو بود، بلکه ادیب، فقیه و مدیری توانمند بود که تمام این ویژگی‌ها را در کنار هم داشت. مادر او، ام‌البنین، به خوبی دریافته بود که برای ساختن چنین شخصیتی، باید نگاهی چندبعدی به تربیت داشته باشد؛ هم به روح، هم به جسم، هم به عقل و هم به احساسات فرزندانش توجه کند. ما نیز اگر می‌خواهیم فرزندی در تراز علمدار تربیت کنیم، باید از نگاه‌های سطحی به فرزندپروری دست برداریم و به دنبال ایجاد بستری باشیم که در آن، فضیلت‌های اخلاقی نه به صورت دستوری، بلکه به عنوان سبک زندگی به فرزندان منتقل شود. این یعنی والدین خود باید تجلی همان ارزش‌هایی باشند که از فرزندانشان انتظار دارند. ام‌البنین با رفتار خود به فرزندانش درس وفاداری داد؛ او در تمام طول زندگی، حامی و مدافع ولایت بود و فرزندانش با تماشای این رفتار، معنای واقعی حمایت از حق را آموختند. در نهایت، تربیت فرزندی همچون عباس، فراتر از گفتن و نصیحت کردن است؛ این کار نیازمندِ زیستنِ ارزش‌هاست، به گونه‌ای که فرزند در هر لحظه از زندگی مادر و پدر، درس‌هایی از ایثار، شجاعت و پایبندی به حقیقت را به چشم خود ببیند و در جان خویش بپروراند.

 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 1264
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • نورفشان

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 6
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 6
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 9
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس