مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

امام رضا(ع) احیاگر سنت نبوی درباره مقوله ولایت الهی

16 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

زمانه زیست و امامت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) دوران مهم و پراهمیتی است. از طرفی حکومت بنی‌عباس در دوره دوم خود قرار دارد که شامل خلافت کسانی چون هارون، امین و مأمون است و این خلافت در این بازه زمانی به یک ثبات و تحکیم در سراسر جهان اسلام رسیده و پایه‌های حکومت خود را سفت کرده است. از طرفی هم ما با یک جامعه شیعی نوظهور مواجهیم که پس از تلاش‌های امام صادق، منسجم شد و بعدها از طریق سازمان وکالت توسط امام کاظم در برابر هجوم عباسیان مصون نگه‌داشته شد.  

 

هارون قصد داشت  تا جامعه شیعه را تضعیف کرده و با ایجاد رعب و وحشت کنترل خود بر شیعیان را گسترش دهد. حبس و تبعید و قتل شیعیان از جمله سیاست‌های هارون برای پیشبرد اهدافش بود که دامن‌گیر امام کاظم(ع) هم شد. اما به یک‌باره ورق برگشت و امام رضا (ع) وقتی دید تشییع پیکر امام کاظم با یک استقبال بی‌نظیر مواجه شده است از این ظرفیت استفاده کرد و آن را در راستای اهداف امامت به کار گرفت. دوران 20 ساله امام رضا را باید به دوره 10 ساله هارون، 5 ساله امین و 5 ساله مأمون تقسیم کرد که در طول این سال‌ها حضرت ثامن‌الحجج با حفظ جامعه شیعه و نفوذ در بین مسلمین فضا را تا حد زیادی تقویت کردند. 

 نتیجه استفاده صحیح امام رضا از این بستر آن شد که پس از یکدوره سخت و طاقت‌فرسا بر شیعیان، آنها از فاز تقیه بیرون آمدند و توانستند در یک فضای آزادانه‌تری به فعالیت و کنشگری بپردازند. هر یک از ائمه ما در دوره تاریخی خود اقداماتی را درپیش می‌گرفتند؛ امام حسن(ع) صلح کردند، امام حسین(ع) دست به قیام زدند، امام صادق (ع) فقه شیعی را تدوین کردند و امام کاظم(ع) به وسیله ساختار وکالت دست به اداره تشکیلات شیعیان زدند. مهم‌ترین فعالیت‌های امام رضا (ع) را باید تبیین استحقاق اهل بیت پیامبر به جانشینی و خلافت دانست. البته این حرکت ایجابی یک جنبه سلبی دیگری هم داشت که آن نفی و نقد خلافت عباسی بود. 

صدور احادیث قابل توجهی از علی بن موسی الرضا(ع) در تبیین و بیان عظمت و شأن ولایت اهل بیت در چنین فضایی صادر شده و در گام بعدی ایشان خود را امام برحق جامعه خواندند و توضیح دادند که امام و ولی جامعه چه وظایفی را باید عهده‌دار باشد. امام گام بعدی فعالیت خویش را ناظر  به شیعیان برداشت و آن تبیین عدم همکاری با خلافت و سلطنت جور عباسی است. ایشان حتی‌الامکان شیعیان را از حضور در دستگاه خلافت عباسی انذار می‌دادند و خوش نداشتند که پیروانشان همکار و همراه با سیاست عباسی باشند. حسن‌بن‌حسین انباری، از شیعیانی بود که به مدت 14 سال با امام رضا در مورد حضور در دستگاه خلافت نامه‌نگاری کرد و بیان داشت می‌ترسم اگر حاضر نشوم آنان به بهانه «رافضی» بودن بلایی سرم بیاورند. امام در پاسخ به او نوشت که تنها درصورتی می‌تواند با عباسیان همکاری کند که حق را رعایت کرده و اموال به دست آمده را بین فقرای مسلمین تقسیم کند. 

 امام رضا(ع) را باید احیاگر سنت نبوی دانست که مهم‌ترین این سنن درباره مقوله ولایت الهی است. ایشان با برگزاری جلسات درس و بحث به تبیین این موضوع پرداخته و شبهات مخالفین را پاسخ گفتند. اهمیت این کار امام رضا(ع) به حدی بالا بود که بسیاری از پیروان «واقفیه» که پس از امام صادق(ع) ایجاد شده بودند به بدنه اصلی تشیع بازگشتند.

حجت‌الاسلام محمدجواد یاوری، استاد تاریخ اسلام و عضو هیأت علمی دانشکاه باقرالعلوم

 نظر دهید »

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است

15 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

دعوت به حکمت اساس دعوت پیامبران و امامان است


ما در ایام دهه آخر ماه صفر، با سوگواری برای چهار معصوم مواجه هستیم.

اولا رسول خدا که خداوند او را اسوه ما معرفی کرده و صریحا توصیه می کند «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة».

دوم شهادت امام حسن مجتبی که از حضرت رسول منقول است که فرمود: لو کان العقل رجلا، لکان الحسن، اگر عقل در قیافه مردی ظاهر می شد، همانا «حسن» بود. مورخان نوشته اند که آن حضرت در روزهای آخر ماه صفر به شهادت رسیده است. برخی هم اوائل ماه ربیع را نوشته اند.

سوم امام حسین است که به تازگی از اربعین آن حضرت گذشته ایم و اصل سوگواری متعلق به اوست.

چهارم شهادت امام رضا که آقا و مولایمان است و به خصوص ما ایرانی ها مفتخریم که آن حضرت در ایران ما مدفون شده و اسباب برکت و هدایت بوده و هست. ایشان روز آخر صفر درگذشته است.
در اینجا می خواهم سه وجه از امامت این بزرگواران را به اجمال بیان کنم و نتیجه ای بگیرم.

ما یک وجه امامت الهی داریم که هم در انبیاء بزرگ الهی هست و هم در امامان ما. آنها واسطه فیض الهی هستند و بر اساس مذهب تشیع، حجت خداوند در روی زمین هستند. آنها امام هستند، چه امام رسمی جامعه باشند و چه نباشند.

یک وجه دیگر، امامت علمی آنهاست، زیرا روایات آنها، مبیّن قرآن، و پشتوانه دین و فقه ماست. ما دین خود را از آن بزرگواران می گیریم. البته و در جایی که نیاز به تعمق در آیات و اخبار باشد، بیشتر دقت می کنیم و روی عقل خودمان هم حساب باز می کنیم، اما در جایی که دین نظری دارد، شیعه، نظر امام علی (ع) آن هم نظری که امام جعفر صادق از او نقل می کند را قبول می کند.

یک وجه دیگر امامت تربیتی آنهاست که ما بر اساس مشی آنها در زندگی می توانیم آنها را اسوه خویش قرار داده و حیات و ممات خود را حیات و ممات محمد و آل محمد قرار دهیم. پیامبر ما و همین طور امامان ما، اسوه اخلاق و تربیت بودند و از هر حیث، سعی می کردند اخلاق انسانی را به منصه ظهور بگذارند. این اعمال و رفتار آنها، برخی بر اساس توصیه های الهی بروز یافته و برخی نیز از آن روی که حضرات ائمه، انسانهای والا و شایسته و کامل هستند، و عامل به کارهای خیر و نیک اند، از آنان بروز یافته است. اعمالی است که انبیاء و انسانهای عاقل و متدین، معمولا وقتی در مقام عمل قرار می گیرند، همان کارها را انجام می دهند.

با این حال، باید توجه داشته باشیم که ما یک وجه انسانی و حِکمی هم در زندگی مان هست، که عقل و دانش خود ما باید آن را مطابق آموزه های قرآن و ائمه و با استناد به عقل و عرف، تشخیص داده و به آنها عمل کند. این مسأله، یک وجه نظری دارد که همان اعتبار و ارزش عقل ماست و به عنوان یک شیعه، برای این عقل حجیت قائلیم و گاهی به آن عقل نظری گفته می شود. دیگری یک عقل عملی است که معنایش این است که ما تشخیص حسن و قبح را با عقلمان می دهیم. این بخش، هم در بعد نظری و هم عملی، وجه مهمی از زندگی فکری و اعمال روزانه ما را تشکیل می دهد. البته منشأ عملی هم در واقع نظر و عقل، اما ناظر به عمل است.

نام بخش عقل نظری و خروجی آن را در معنایی که گذشت، می شود «حکمت» گذاشت، چیزی که آن را هم مثل همه چیز خداوند می دهد (چنان که به لقمان داده: و لقد آتینا لقمان الحکمه) و در قرآن، حکمت کنار تورات و انجیل است، نه عین آنها. « وَ یُعَلِّمُهُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ».

در بخش عقل عملی، می شود عنوان «خیر» را مطرح کرد که خداوند علاوه بر انجام اعمال شرعی و عبادی، دعوت به انجام «خیر» علاوه بر توصیه های صریح شرع، ظاهرا مصادیقی را که ما هم تشخیص بدهیم خیر است، می کند. به هر حال، مواردی هست که ممکن است ما آیه و حدیث هم در باره موضوعاتی به صراحت نداشته باشیم، یا کارهایی باشد که آن زمان معمول و معروف نبوده، بعدها پدید آمده، و ما باید با عقل خود خوبی و خیر آنها را درک کنیم و به آنها عمل کنیم. قرآن و امامان، در آیات و اخبار و عملشان، ما را دعوت به کار خیر و اعمال نیک می کنند. علاوه بر خیر، شاید آنجا که کلی از «اعملوا صالحا» یاد می کند، بتوانیم بگوییم مانند «وافعلوا الخیر» است.

خداوند ضمن آن که از ما خواسته است به تکالیف الهی خویش عمل کنیم، خواسته است تا به این وجه انسانی هم بنگریم و آنچه را که به نظرمان خیر و خوبی و عمل صالح است، محقق سازیم.

ممکن است به نظرتان بیاید که عمل صالح، در درجه اول، عبادات شرعی است، و البته همین طور است، اما وقتی خداوند خطاب به انبیای خود می فرماید: یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ (مومنون:۵۱) یک مواردی از عمل صالح را مشخص می کند، و مواردی را هم به عنوان کار خوب، بر عهده خود بندگان خود می گذارد.

در زمینه تکالیف اجتماعی، آیت زیر، یکی از بهترین آیات الهی است که می فرماید: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏ (آل عمران، ۱۰۴). مخاطب، امام باشد یا دیگران، یا هردو، دعوت به خیر شده است.

در اولین مرحله، کار این برگزیدگان دعوت به خیر است. سوال این است:

دعوت به «خیر» چیست؟

شاید اطلاق کلمه خیر، به معنی بهترین ها، نشان دهد که خداوند به تشخیص آدمیان برای کار خیر احترام می گذارد و البته در این زمینه راهنمایی هم دارد.

دنبالش از دعوت به «معروف» یاد می کند، و از پرهیز دادن از «منکر» سخن می گوید. در اینجا هم باز به صراحت از مصادیق نام نمی برد، و این هم به معنای آن است که خداوند همان طور که در باره کلمه «خیر» اطلاق دارد، از نوع «معروف» و دعوت به آن ستایش کرده و از «منکر» پرهیز می دهد. آنگاه قومی را که به «خیر» و «معروف» عمل کند و از منکر بپرهیزد، قومی رستگار و اهل فلاح می داند.

دست کم در یک مورد دیگر هم در قرآن، از دعوت و عمل به «خیر» یاد می کند. آنجا از عمل به دستورات عبادی اسلام سخن گفته و در مرحله بعد از «وافعلوا الخیر» یاد می کند. در هر دو آیه «فلاح» را نتیجه تحقق این عمل می داند. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (حج : ۷۷). ممکن است جدا کردن خیر از رکوع و سجود و عبادت، به معنای آن باشد که خیر، امری مستقل از عبادات و خود مصداق یک تکلیف روشن الهی برای مومنان در عمل به آن است. کار نیک کردن.

امام علی در نهج البلاغه در باره این آیت که «وافعلو الخیر» می گوید: افْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ وَ لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَی بِفِعْلِ الْخَیْرِ مِنِّی».

امام تأکید می کند که کار خیر، و انجام آن بسیار مهم است. نباید به کوچکی و بزرگی آن نگاه کرد، در واقع، نباید کار خیر را تحقیر کرد. کوچک آن هم بزرگ و کم آن هم زیاد است. هیچ کسی هم نمی تواند مسوولیت انجام کار خیر را از دوش خود بردارد و بگوید، دیگری انجام دهد.

برخی از ما فکر می کنم، باید همه اعمالی که انجام می دهیم، فقط همانها باشد که مصداق صریح و روشن آیه و روایت هستند. طبعا چنین نیست. این تصور، این نتیجه را دارد که ما مسوولیتی در قبال کارهای خیر در جامعه احساس نمی کنیم به صرف، تعبد نسبت به شرع، آن را برای فلاح خود کافی می دانیم. در حالی که خداوند، یکی از پایه های فلاح ورستگاری را نتیجه عمل به کار خیر می داند.

بدفهمی ما در باره خیر یک مصداق این است که فکر می کنیم، فقط وقف برای کارهای مذهبی درست است، برای همین نود درصد موقوفات ما برای کارهای دینی است. در حالی که دعوت کلی به خیر معنایش این است که ما باید معنای خیر را وسیع تر بفهمیم و وقتی وقف می کنیم، دایره وقف را گسترده تر ببینیم. یک اثرش در وقف کتابخانه و دانشگاه است که ما کمتر به آن می پردازیم و بیش از همه به مسجد و حسینیه و آثار دینی می پردازیم. البته خیلی از مومنان به مساله حمام سازی و پل سازی هم توجه داشته اند، اما در کل، وقف را بیش از همه در امور مذهبی صریح رعایت می کنند.

به هر روی، جامعه دیندار در دنیا، به خصوصا مومنان مسلمان، در این زمینه، کوتاهی دارند و اصولا تلقی درستی از درک عقلی خود نسبت به معروف و عمل خیر و کار نیک کمتر دارند. اگر ما نگاه دینی را تعریف می کنیم، باید توجه داشته باشیم که کارهای انسانی، یک مصداق مهم از کار دینی هستند. اگر هم این طور نگاه نمی کنیم، فکر کنیم که دین بخشی از کارهای درست را به ما گوشزد می کند، و بخش دیگر را عقل و عرف مقبول و مشروع به ما توصیه می کنند. نتیجه عملی اینها، هر کدام که باشد، این است که فلاح و رستگاری جامعه، در گروه «افعلوا الخیر» هم هست.

به نظر می رسد، یکی از علل بی توجهی به کارهای صرفا انسانی در جوامع، امری که مشترک میان همه مذاهب و در واقع، به عقل و فطرت انسانی است، همین است که مسلمانان تصور می کنند، هر چیز خوب، منحصر در موارد شرعی است. این یکی از علل عقب افتادگی جوامع اسلامی هم هست.

 

رسول جعفریان

 نظر دهید »

پیامبر رحمت (ص) :؛ هان ! دشمنى با يكديگر، از بین بَرنده است.

14 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

در ایام وفات پیامبر اسلام(ص) هستیم ، اما خواست و دستور آن پیامبر بزرگ همچنان فراروی ماست؛ پیامبر اخلاق که تا ابد رحمتی برای همه عالمیان است. باید اذعان کرد که سوگمندانه هنوز هم بشریت به تمام آثار پربرکت و زندگی ساز مولود این ایام و اهداف رسالت او دست نیافته است. او آمد تا انسان ها را به کارهای شایسته فرمان دهد و از اعمال ناشایست بازبدارد، پاکیزه ها را بر آنان حلال نماید و ناپاکی ها را حرام. او می خواست بارهای سنگینِ تفرقه و جدایی و زنجیرهای سهمگینِ جهل و دشمنی را که بر دوش عقل و جان آدمیان است، بردارد و جهانی آکنده از زیبایی و نوعدوستی و صلح و رشد بسازد، و مومنان راستین و رستگاران واقعی تنها کسانی هستند که از خواسته ها و اهداف پیامبر پیروی و او را در این مسیر یاری کنند (سوره اعراف، آیه 157).

بدون شک، جدایی های بی دلیل و دشمنی های ساختگی که دشمنان امت بزرگ اسلامی هر روز طراحی و تشدید می کنند، اصلی ترین عامل این ناکامی ما و سوء استفاده بدخواهان ماست. آنان با دسیسه های پنهان و از طریق دست های خیانتکار میان مومنانی که به تصریح قرآن کریم برادر یکدیگرند، بذر بدبینی و جدایی می کارند و با غارت منابع ملی آنان محصول دلخواه خویش را درو می کنند. اگر امروز با دریغ و افسوس فراوان شاهد عقب ماندگی ها و محرومیت های نسبی ملت های مسلمان هستیم و از مجد و سیادتی که «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» آفریده بود فاصله داریم، علت العلل آن را باید در غفلت از دشمنیِ دشمنان و گاهی نیز بدتر، اتخاذ آنان به عنوان «بِطانه» و محرم راز از سویِ برخی زمامداران و نخبگان جهان اسلام جست و جو کرد. از این رو، راه هدایت و رستگاری و نشانه تقوای راستین برای ما چیزی نیست جز اعتصام جمعی به ریسمان الهی و اجتناب از پراکندگی(سوره آل عمران، آیات 102 و 103).

 

یک نکته بس مهم در آیات شریف قرآن این است که برای رهایی از خطر سقوط در آتش تفرقه و درگیری تنها به وحدت و اجتماع بسنده نشده است. علاوه بر آن، از ائتلاف و الفت میان دلها نیز یاد شده است، و این بزرگ ترین تکلیف عالمان و هادیان جوامع مسلمان را آشکار می کند. اکنون ایجاد وحدتی همراه با محبت و دلبستگی باید در صدر برنامه های ما باشد. مگر پیامبری که اینک میلاد خجسته او را جشن گرفته ایم، نفرمود: «خَيْرُ المُؤْمِنِينَ مَنْ كَانَ مَأْلَفَةً لِلْمُؤْمِنِينَ، وَ لاَ خَيْرَ فِيْمَنْ لاَ يُؤلَفُ وَ لاَ يَألَفُ»؛ بهترين مؤمنان كسى است كه مؤمنان به او الفت مى گيرند، و در كسى كه با ديگران الفت نگيرد و ديگران نيز با او الفت نيابند خيرى نيست. و مگر نفرمود: «ألا اُخبِرُكم بِأفضلَ مِن دَرَجَةِ الصِّيامِ والصَّلاةِ والصَّدَقةِ؟ إصلاحُ ذاتِ البَينِ؛ فإنّ فسادَ ذاتِ البَينِ هِي الحالِقةُ»؛ آيا شما را به چيزى با فضيلت تر از نماز و روزه و صدقه (زكات) ، آگاه نكنم؟ آن چيز، اصلاحِ ميان مردم است؛ زيرا اختلاف و خصومت ميان مردم، كُشنده و از بین برنده است.

پیامبر رحمت (ص) در جای دیگری مقصود خود را این گونه توضیح داده اند:« ألا إنَّ فِي التَّباغُضِ الحالِقَةَ، لا أعني حالِقَةَ الشَّعرِ ولكِن حالِقَةَ الدّينِ»؛ هان ! دشمنى با يكديگر، از بین بَرنده است. مقصودم از بین برنده مو نيست! از بین برنده دين است.

تاکید مکرر امامین انقلاب اسلامی بر وحدت و همبستگی همه ملت های مسلمان دقیقاً ناشی از این دستورهای صریح در کتاب و سنت است. پیام همیشگی جمهوری اسلامی ایران خطاب به برادران مسلمان خود در سرتاسر جهان، این بوده و هست که: بیایید دست در دست یکدیگر گذاریم و جای دوست و دشمن را اشتباه نگیریم. هرچه صلابت و نفوذناپذیری است در برابر دشمنان مشترک به نمایش بگذاریم و تا جان در بدن داریم برای اجتماع و الفت میان خود تلاش کنیم. در این صورت است که شاهد تحقق کامل این توصیف حق تعالی خواهیم بود که فرمود: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّـهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»( سوره فتح، آیه 29).

آرزو می کنم امت اسلام در عمل به آنچه او می خواست، موفق تر از همیشه باشد.

 

دکتر محسن اسماعیلی

 نظر دهید »

کنار قدم‌های جابر چه کتابی بخوانیم؟

12 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

کنار قدم‌های جابر چه کتابی بخوانیم؟

✅تو پیاده‌روی اربعین (و نیمه شعبان) به نظرم بهتره کتاب همراهتون نبرید!

✅به جاش، از مسیر استفاده کنید برای تأمل و فکر کردن. پیاده‌روی فرصت خوبی برای تعامل با دیگران و درس‌آموزی از فرهنگ اربعین است. تو راه، موقع استراحت، تو موکب‌ها ترجیحاً با عراقی‌ها حرف بزنید.

✅قرآن و مفاتیح معمولاً تو موکب‌ها (به ویژه ساختمانی‌ها) هست. بخونید! بهتر هم هست چند نفری با هم ادعیه و زیارات را با هم مباحثه کنید. مثلاً همین زیارت عاشورا و زیارت اربعین را وقتی با دوستان دانشجو یا طلبه با هم صحبت می‌کنید، می‌بینید ایده‌های جدیدی به ذهن می‌رسد که قبلاً این‌طور نبود.

🔹در ضمن، سرگرم کتب قرآن و ادعیه بودن، اثر خوبی هم بر عراقی‌ها دارد که همه‌اش سیگار می‌کشند! بذارید تصویر خوبی از ایرانی‌ها داشته باشند و تأثیر بپذیرند. حیف است این فضا را از دست بدهید.

✅اگر هم اصرار بر همراه بردن کتاب دارید، کتاب‌های حاج آقای سید_علی_اصغر_علوی را پیشنهاد می‌کنم. مثلاً شش‌جلدی باغ سیب که تو جیب هم جا می‌شود. یا تک‌جلدی «خادم ارباب کیست» یا «دعوا سر اولویت است» که این‌ کتاب‌ها بیش از هر چیز از جنس تلنگر هستند و فرصت و ایده فکر کردن به شما می‌دهند تا به بازسازی سبک زندگی بپردازید. تو پیاده‌روی چی گوش بدهیم؟ هیچی! باز هم بنا به تجربه می‌گم که تو مسیر،

✅نگاه کردن و تأمل درباره پدیده‌ها،

✅حرف زدن با عراقی‌ها، ایرانی‌ها، رفقای خودتون،

✅گوش دادن به صدای طبیعت و همهمه زوار خیلی بهتر از شنیدن مداحی و کتاب صوتی‌هاست! به جای گوش دادن به مداحی، خودتون شعر بخونید، یکی روضه بخونه و… پیشنهاد ویژه این رو بذارید اینجا اضافه کنم. یک دعایی هست به اسم «عالیه_المضامین» پیداکردنش تو مفاتیح خیلی سخته ولی می‌ارزه. این دعا که از اسمش هم پیداست، مضامین عالی فراوانی دارد؛ هم نیازهای دنیوی هست و هم اخروی. تازه فقط دعا نیست، زیارت‌نامه امام هست و در مشاهد همه امامان معصوم می‌شود خواندش. مهم‌تر از این‌ها اینست که با خواندنش، هرکس را که دیدید می‌توانید بگویید برای شما هم دعا کردم و نایب‌الزیاره بوده‌ام!

 نظر دهید »

در پیاده روی اربعین، دقیقا چه اتفاقی باید برای «ما» بیفتد؟

11 مرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

در پیاده روی اربعین، دقیقا چه اتفاقی باید برای «ما» بیفتد؟


گردهمایی بزرگ شیعیان در اربعین حسینی، فرصت چند روزه‌ای برای عاشان و علاقمندان حضرت اباعبدالله برای ابراز عشق و علاقه به ساحت حضرتش فراهم می‌کند.

آگاه کردن جهانیان از حقیقت قیام حسینی، نمایش همدلی و توان تشکیلاتی شیعیان و … همه از آثار این حرکت عظیم هستند.

اما برای تک‌تک ما حاضرین در این سفر، چه اتفاقی باید بیفتد؟ چه بهره شخصی و فردی خاصی از این سفر باید بدست آوریم؟

با تجربه چندین سال حضور در این میهمانی معنوی بزرگ، باید عرض کنم بخش زیادی از زائرین اربعین، پیش از سفر به این سوال مهم فکر نکرده‌اند. مخصوصا اینکه جذابیتهای ظاهری سفر، از اغذیه و اشربه متعدد موجود در مسیر تا پذیراییهای متنوع و دیدنی مردم عراق، تا جلوه‌های متعدد آداب و رسوم عزاداری و تنوع فرهنگی زائرین و… فرصت چندانی برای تفکر و تامل در طول سفر باقی نمی‌گذارد.

قطعا حیف است که بهره ما از سفر، فقط حظ معنوی و حال خوب ایام سفر باشد و توشه‌ای برای تمام عمر برنداریم. اما این توشه ماندگار برای تمام عمر چه نکته و مطلب و معرفتی میتواند باشد؟

برای اینکه این مهم را توضیح دهم، ناگزیرم شما را به عظمت پدیده اربعین توجه دهم. یک جمعیت حدود سی میلیونی، یک هفته پذیرایی میشوند و خوراک و محل اسکان آنها، بدون هیچ مداخله حکومتی تامین میشود. میلیونها نفر از مردم عراق و در سالهای اخیر، جمع زیادی از شیعیان دیگر کشورها از جان و مال خود برای برگزاری این همایش جهانی مایه میگذارند. چرا شخصیت حسین بن علی(ع) چنین جریان بزرگی را ایجاد کرده است؟ و چرا دیگر مبارزین و مجاهدین، در اسلام و حتی بقیه ادیان، صاحب چنین بزرگداشتی نیستند؟

سرّ این بزرگداشت، «اخلاص» و «تنها خدا را در نیت داشتن در هنگام انجام تکلیف» است. حسین بن علی(ع) در آستانه قیام، و در زمانی که حفظ دین جدش را جز با قیام میسر نمی‌دید، به پا برخاست و از مال و آبرو و خانواده و جان خود، «لِوَجه‌الله» گذشت. شیدایی امروز شیعیان برای او، حاصل همین بذل «همه چیز» در راه خداست و خداوند در عوض این جهاد خالصانه، میلیونها بنده خوب خود را تا قیامت شیفته او کرده است.

شاید مهمترین برداشت معرفتی و درس پیاده‌روی اربعین برای همه ما هم همین نکته باشد. همه ما باید بفهمیم و بدانیم که کار برای خدا و انجام وظیفه بدون ترس از مال و آبرو و جان، چنین اثری در عالم خواهد داشت(که البته همه این شور و غوغا، جلوه دنیایی حرکت اباعبدالله(ع) است. برزخ و محشر و قیامت، جلوه‌گاه حقیقی ارزش جهاد حضرت است).

باید توجه کنیم حقیقت زیارت، ارتباط معنوی و تلاش برای همانندی با امام است. حیف است زائری از زیارت اربعین برگردد و تکلیف‌گرا و مجاهد در راه خدا نشده باشد.
حجت الاسلام علی شاملو،

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 1268
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حدیث
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس