مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

شنبه چگونه به روز تعویق و آغاز سخت هفته تبدیل شد؟

15 خرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

 

 

شنبه چگونه به روز تعویق و آغاز سخت هفته تبدیل شد؟
 در فرهنگ روزمره ایرانیان، «شنبه» فراتر از یک روز تقویمی، به نمادی از امیدهای معوق، آغازهای خیالی و چرخه‌ای از تعلل تبدیل شده است..
 شنبه تاریخی اما بی انرژی
شنبه در تقویم ایران، نخستین روز کاری رسمی هفته است. پس از تعطیلی جمعه – روز تعطیل استاندارد – شنبه باید نماد انرژی تازه، برنامه‌ریزی و شروعی قدرتمند باشد. اما در واقعیت اجتماعی ایران، اغلب به «آغاز شل هفته» تبدیل شده است. بسیاری از شهروندان در شبکه‌های مجازی مانند اینستاگرام و تردز، از «شل شروع شدن شنبه‌ها» سخن می‌گویند: ترافیک سنگین اما روحیه‌ای خسته، بازارهایی که هنوز به ریتم کامل برنگشته‌اند، و اداراتی که با تأخیر و بی‌حوصلگی کار را آغاز می‌کنند. تورم مزمن، نگرانی‌های اقتصادی و بلاتکلیفی‌های اجتماعی، این «شلی» را تشدید کرده و شنبه را به روزی تبدیل کرده که «معنای واقعی اول هفته» را ندارد.


 
فراتر از تنبلی
از منظر روان‌شناسی، این پدیده عمیق‌تر از تنبلی ساده است. ریشه آن به «تعلل» بازمی‌گردد؛ مکانیسمی دفاعی که فرد با آن از اضطراب مواجهه با وظایف یا ترس از شکست اجتناب می‌کند. طبق تحلیل‌های منتشرشده، تکرار «از این شنبه» چرخه‌ای معیوب ایجاد می‌کند: وعده‌ای که اعتمادبه‌نفس را می‌بلعد و فاصله با اهداف را افزایش می‌دهد. هر بار که شنبه می‌آید و تغییری رخ نمی‌دهد، حس ناکامی تقویت می‌شود و فرد بیشتر به تعویق می‌اندازد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد این الگو در جوامعی با فشارهای اقتصادی و اجتماعی بالا، شایع‌تر است، جایی که آینده نامطمئن، انگیزه برای شروع فوری را کاهش می‌دهد.
 
در لایه اجتماعی، شنبه ایرانی آینه‌ای از مناسبات فرهنگی و اقتصادی است. با وجود پیشنهادهایی برای تعطیلی شنبه یا تغییر ساعت کاری (مانند مصوبات مرتبط با مدیریت انرژی)، ذهنیت جمعی تغییر چندانی نکرده. برخی تحلیل‌ها این را به «فرهنگ تعطیلات طولانی» و عادت به «جمعه‌محوری» نسبت می‌دهند. شنبه برای بسیاری، روز جبران خستگی آخر هفته، پرداخت قبوض عقب‌افتاده یا شروع رژیم و ورزش خیالی است – اما واقعیت اغلب به تعویق افتادن تا «شنبه بعدی» ختم می‌شود. حتی در شرایط بلاتکلیفی سیاسی-اجتماعی اخیر، عبارت‌های طنزآمیزی مانند «بذار تکلیف ایران معلوم شه، بعد از شنبه شروع می‌کنم» رواج یافته که نشان‌دهنده تأثیر عوامل کلان بر انگیزش فردی است.

بار معنایی سنگین
جذابیت این موضوع در لایه‌های فرهنگی نیز نهفته است. شنبه در اساطیر و تقویم ایرانی با سیاره کیوان (زحل) پیوند خورده که نماد صبر، محدودیت و تأمل است – گویی از دیرباز این روز بار معنایی سنگینی داشته. در ادبیات عامیانه و ضرب‌المثل‌ها هم ردپایی از این حس «شروع اما نه حالا» دیده می‌شود. با این حال، در دنیای دیجیتال امروز، این پدیده به meme (میم)تبدیل شده: پست‌هایی که با طنز تلخ از «شنبه‌های رویایی» سخن می‌گویند و خواننده را به تأمل وامی‌دارند.
 
راهکار جبران
روان‌شناسان توصیه می‌کنند برای شکستن این چرخه، «شنبه» را از اینسنگینی و روز اول دانستن پایین بیاوریم. هر روز را به مثابه شنبه ببینیم، با عادت‌های کوچک شروع کنیم و مسئولیت را بپذیریم. اما در سطح اجتماعی، نیاز به محیطی پایدارتر است که امید به آینده را تقویت کند تا وعده‌های «شنبه» به عمل تبدیل شوند.
این تحول معنایی شنبه، از یک روز کاری ساده به نماد امیدهای معوق، نشان‌دهنده عمق تأثیر شرایط زندگی بر روان جمعی است. در ایران امروز، شنبه دیگر فقط آغاز هفته نیست؛ روایتی است از مبارزه انسان مدرن با تعلل، در بستری از چالش‌های اقتصادی و اجتماعی. شاید وقت آن رسیده که نه از شنبه، بلکه از «امروز» شروع کنیم – پیش از آنکه شنبه‌های بی‌شمار دیگری به تعویق بیفتند. لطفا تغییر درباره نگرش به شنبه را به شنبه موکول نکنید. از همین لحظه آغاز کنید؛ چرا که ممگن است در کل روزهای هفته ما تاثیرگذار باشد.

تابناک

 

 نظر دهید »

چرا علی (ع) و حق جدانشدنی هستند؟/در صفین قرآن به نیزه زدند و در عاشورا حرمتش را نگه نداشتند

14 خرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

 

چرا علی (ع) و حق جدانشدنی هستند؟/در صفین قرآن به نیزه زدند و در عاشورا حرمتش را نگه نداشتند
 

روز هجدهم ذی‌الحجه سال دهم هجری قمری و زمان بازگشت حاجیان به شهرها و کشورهای خود بود که آیه ۶۷ سوره مائده به پیامبر (ص) نازل شد: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس؛‌ ای پیامبر، آنچه را از ناحیه پروردگارت به تو نازل شد، ابلاغ کن و اگر انجام ندهی، اصلاً پیغام پروردگار را نرساندی و خدا تو را از (شر) مردم، نگه می‌دارد»

به این‌ترتیب پیامبر (ص) به دستور پروردگار، علی ابن ابی‌طالب (ع) را به‌عنوان جانشین و خلیفه به حق خود معرفی کرد که طبق منابع شیعه و سنی، اختلافی در این‌زمینه وجود ندارد. 

 

روز عید غدیر به‌عنوان عید الله الاکبر فرصت خوبی است تا یکی بودن مفهوم حق و شخصیت امام علی (ع) را با یکدیگر بررسی کنیم. پیامبر اکرم (ص) حدیثی دارد که مي‌گوید «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ» (علی با حق است و حق با علی است). با توجه به این‌حدیث نبوی، جمله قصار و معناداری هم در عرف جامعه اسلامی ایران بیان شده که می‌گوید: «خوش به حال حق، چون همیشه با علی است.»

در زمینه این‌بحث دقیق و ظریف، کتابی با نام «همراهی علی و حق در شرح حدیث» وجود دارد که دربرگیرنده سخنرانی‌های  شیخ حسین انصاریان است. این‌سخنرانی‌ها در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۲ در مسجد حضرت امیر (ع) تهران انجام شده‌اند. 

در ادامه فرازهای خلاصه‌ای از کتاب مورد اشاره را با توجه به موضوع همراهی امام علی (ع) و حق می‌خوانیم.

***

معیت امیر مومنان (ع) با حق مانند معیت روح با بدن انسان زنده است. منتهی با این‌فرق که معیت امیر مومنان (ع) با حق ابدی است یعنی حتی پس از شهادت آن‌حضرت نیز بین ایشان و حق در دنیا، و در برزخ و قیامت، به اندازه یک چشم بر هم زدن فاصله نخواهد افتاد.

امیر مومنان (ع) و حق مانند روح و بدنی هستند که با هم یکی شده‌اند. هرکدام نباشند دیگری نخواهند بود. حق باشد؛ یعنی علی (ع) هست و علی (ع) باشد یعنی حق هست. این‌معیت آن‌قدر تنیده و متصل است که حق، علی (ع) است و علی (ع) حق است. «ذکر علی عباده» ذکر علی عبادت است و ما با ذکر علی (ع) اوج می‌گیریم و با یاد حق شاد می‌شویم. «انما المومنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا» (سوره مومنون ۲۳) یکی از مهمترین مصادیق حق، قرآن است و قرآن با امیر مومنان (ع) در دنیا و آخرت همراه است؛ طوری‌که هیچ‌چیز نمی‌تواند این‌معیت را از بین ببرد. به همین‌خاطر وجود حضرت و هویت قرآن یکی است و هر دو حق هستند. پس ذکر علی (ع)، ذکر الله است و ذکر الله، ذکر علی (ع) است. بنابراین مومنان که با شنیدن آیات خدا شاد می‌شوند، به‌طور قطع با شنیدن ذکر امیر مومنان (ع) نیز شادمان خواهند شد. 

سوالی که ذهن هر طالب حقی را به خود جلب می‌کند این است که چرا حضرت (ع) پس از غضب خلافتش صبر و سکوت اختیار کرد؟ در پاسخ باید گفت: سکوت و صبر علی (ع) تنها برای حفظ حقی بود که او با آن معیت داشت. حقی به نام دین و حقیقتی به نام اسلام. امروز در کره زمین بیش از یک میلیارد مسلمان زندگی می‌کنند، اکنون در اروپا، آمریکا، آفریقا و آسیا گرایش به فرهنگ امیر مومنان (ع) بسیار فراوان است. همه این‌میل و گرایش‌هایی که در سرتاسر دنیا به فرهنگ اسلام و حق وجود دارد، محصول صبر امیر مومنان (ع) است. 

اگر مردم تصمیم جدی نگیرند که با حق گره بخورند و با حق معیت پیدا کنند مطمئن باشید به موجودات خطرناکی تبدیل خواهند شد. به حوادث تلخ پس از رسول خدا (ص) دقت کنید؛ ماجرای سقیفه و هجوم به خانه صدیقه طاهره (س) و جنگ‌های جمل، صفین و خوارج نهروان! اکثر مردم از حق جدا شدند. ماجرای سقیفه ابتدا مردم مدینه را از اسلام حقیقی دور کرد، سپس مردم مکه و شهرهای دیگر را گرفتار این‌دسیسه کرد.

جنگ جمل و صفین بسیاری از افراد را از حق منحرف و خیلی از دینداران را از امیر مومنان (ع) و حق جدا کرد. طلحه و زبیر که از بزرگان اصحاب رسول خدا (ص) بودند بر اثر این‌گرفتاری از حق بریدند و برای ابد نابود شدند.

قبل از پایان جنگ صفین، بخش عظیمی از مومنان به علت جداشدن از حق بی‌دین شدند و از درون صفین، گروه‌های تکفیری و اسلام‌گریز امروزی به‌عنوان خوارج بیرون آمدند که کشتن علی (ع) و شیعیان آن‌حضرت را واجب شرعی اعلام می‌کردند. این‌خطر عظیم جدایی از حق است. 

در تاریخ اسلام آمده که در جنگ پرماجرای صفین که سرانجام به حکمیت کشیده شد و ظلم دیگری علیه حق صورت پذیرفت، لشکر باطل با یک دسیسه عجیب قرآن‌ها را بر سر نیزه کردند و مردم ساده‌لوح به خاطر نشناختن حق، شمشیر بر شاهرگ امیر مومنان (ع) گرفتند و گفتند ما با قرآن جنگ نداریم. هرچه حضرت  فریاد زد قرآن ناطق هستم، کسی گوش نمی‌داد! حال سوال این است اگر این‌مردم تا این‌حد برای قرآن احترام قائل بودند، چرا در کربلا این‌حرمت را حفظ نکردند؟ وقتی حضرت ابی‌عبدالله الحسین (ع) پس از شهادت همه یارانش تنها مانده بود، عمامه رسول خدا (ص) را بر سر نهاد و قرآن را به دست گرفت و فرمود: «قرآن میان من و شما حکم کند. این‌قرآن را بگیرید و ببینید آیا من حلالی را بر شما حرام کرده‌ام یا حرامی را بر شما حلال کرده‌ام؟»

هنوز سخنان حضرت تمام نشده بود که فریاد برآوردند ما این‌ها را قبول داریم ولی تو را رها نخواهیم کرد تا کشته شوی!

همان‌گونه که خدای متعال فطرت انسان را عاشق حق قرار داده، خمیر مایه حق را هم جذاب قرار داده است. در طول دوران حیات بشر همواره این‌طور بوده که کسانی که با حق سنخیت و شباهت داشتند، گرچه فرسنگ‌ها فاصله با حق داشتند، به طور معجزه‌آسایی جذب یکدیگر شدند و آنان که شباهتی نداشتند، گرچه کنار یکدیگر بودند، سرانجام از هم جدا شدند. زهیر بن قین بجلی در ماجرای عاشورا ابتدا از جذب‌شدن فرار می‌کرد. هرجا کاروان امام حسین (ع) بار می‌انداخت، او حرکت می‌کرد و هرجا امام (ع) حرکت مي‌کرد، او بار می‌انداخت. گویی در ظاهر میلی به جذب نداشت اما سرانجام به‌خاطر عنصر سنخیت و شباهت و جاذبه حق در مدار عشق ابی‌عبدالله الحسین (ع) پروانه شد و سرمست از وصل، دور شمع وجود ابی‌عبدالله ملکه شهادت او را به آغوش کشید. نمونه‌هایی به خلاف این‌بزرگان را هم در تاریخ داریم؛ کسانی که از اول جذب شده بودند اما به‌خاطر سنخیت و شباهت سرانجام از حق جدا شدند. پسر نوح با این‌که پسرِ حق مطلب است، در نگاه قرآن هرگز از اهل نوح نیست. 

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: شخصی نزد امیر مومنان (ع)‌ آمد و عرض کرد به خدا سوگند من تو را دوست دارم! امیر مومنان (ع) به او فرمود: دروغ می‌گویی!

مرد بار دیگر عرض کرد: به خدا سوگند شما را دوست دارم! حضرت هم دوباره فرمود: دروغ می‌گویی! و این‌مطلب تا ۳ بار تکرار شد. هر بار آن‌مرد می‌گفت: به خدا سوگند! شما را دوست دارم و حضرت می‌فرمود: راست نمی‌گویی. سپس امیر مومنان (ع) فرمود: خدای متعال هزارسال قبل از خلقت بدن‌ها، اول روح‌ها را آفرید. آن‌گاه محبان ما را به ما شناساند. تو هنگامی که دوستان ما را معرفی کردند کجا بودی؟

پیروان و دوستداران حق این‌گونه جذب حق هستند؛ به‌گونه‌ای که قبل از عالم خلقت، ارادت و محبت خود را به نمایش گذاشتند. 

 

 نظر دهید »

چرا مغز ما شایعات را باور می‌کند؟

12 خرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

♦️چرا مغز ما شایعات را باور می‌کند؟

🔹انتشار شایعات نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه‌ مستقیم واکنش‌های هیجانی و سوگیری‌های شناختی ماست.

 نظر دهید »

آغاز ثبت نام دورهٔ جامع «معارف اسلام ناب» یک مسیر روشن برای فهم عمیق دین، ویژه‌ی تمام اقشار جامعه

11 خرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

 

#حوزهٔ_معارف_اسلام_ناب
#جهاد_تبیین


⭕️🔻آغاز ثبت نام دورهٔ جامع «معارف اسلام ناب» یک مسیر روشن برای فهم عمیق دین، ویژه‌ی تمام اقشار جامعه؛

⚡️آیا به دنبال یک سیر مطالعاتی و آموزشی منظم هستید که تمام ابعاد اسلام ناب را به صورت منسجم پوشش دهد؟

🔺مرکز آموزشی معارف اسلام ناب، دوره‌ای متفاوت با ساختار پودمانی طراحی کرده است تا بتوانید گام‌به‌گام، دانش و بینش خود را ارتقا دهید.

⚡️هدف دوره: آموزش و تعالی سرمایهٔ انسانی انقلاب اسلامی بر پایهٔ معارف ناب.

🔻ویژگی‌های این دوره:
▫️جامعیت مخاطب: فرقی نمی‌کند استاد دانشگاه هستید یا یک نوجوان دغدغه‌مند؛ محتوای این دوره برای رشد همه طراحی شده است.
▫️نظام پودمانی: یادگیری مرحله‌به‌مرحله و هدفمند.
▫️محتوای غنی: پوشش تمام ساحت‌های مورد نیاز یک نیروی تراز انقلاب.

⚡️سرفصل‌هایی که خواهید آموخت؛
▫️معارف توحیدی
▫️ معارف ولایی
▫️ معارف تمدنی
▫️ معارف انقلابی
▫️ معارف معنوی

🎓 مزایای شرکت در دوره‌ها:
🔸 اعطای گواهی‌نامه معتبر از سازمان تبلیغات اسلامی
🔸 بهره‌مندی از پشتیبانی علمی و آموزشی
🔸 امکان ارتقا و امتیاز فرهنگی (ویژهٔ فرهنگیان و فعالان فرهنگی)

 

🏛 مکان: مدرسه النفیسه

🔻لینک مستقیم ثبت‌نام و اطلاعات تکمیلی:
💢 https://hozemaaref.ir

 

 نظر دهید »

مکه تا کربلا؛ حرکتی که شهادت را به راهبردی تاریخی تبدیل کرد---2

06 خرداد 1405 توسط مدیر النفیسه

 

یکی از نقاط کلیدی تحلیل حرکت امام حسین(ع)، نسبت میان دعوت کوفه و تصمیم به حرکت است. کوفه در تاریخ صدر اسلام شهری معمولی نبود: شهر لشکر، شهر مهاجران و انصار و قبایل گوناگون، شهر تجربه حکومت امام علی(ع). بنابراین، هر دعوتی از کوفه می‌توانست معنایی فراتر از نامه‌نگاری معمول داشته باشد. هزاران نامه از کوفه به مکه رسید؛ نامه‌هایی که در ظاهر وعده حمایت می‌دادند و امام(ع) را به آمدن فرامی‌خواندند. اگر تحلیل را فقط بر محور اعتماد به کوفیان یا خوش‌بینی سیاسی بچرخانیم، به ساده‌سازی افتاده‌ایم. امام(ع) نه سیاستمداری خام بود و نه کسی که از پیچیدگی جامعه کوفه بی‌خبر باشد. تصمیم ایشان را باید در چارچوب اتمام حجت اجتماعی فهم کرد.

 امام(ع) برای سنجش وضعیت کوفه، مسلم بن عقیل را فرستاد؛ اقدامی کاملاً عقلانی و مبتنی بر ارزیابی میدانی. مسلم گزارش اولیه امیدوارکننده‌ای داد، اما نظام سیاسی اموی نیز بیکار ننشست. با آمدن عبیدالله بن زیاد و افزایش فشار، تهدید، تطمیع و ارعاب، صحنه تغییر کرد. جامعه‌ای که آمادگی پرداخت هزینه نداشت، به‌سرعت فروریخت و مسلم با آنکه نماینده امام(ع) بود، در نهایت تنها ماند. در اینجا باید نکته‌ای مهم را دید:

فروپاشی حمایت کوفه فقط خیانت مردم نبود، بلکه نتیجه ترکیب پیچیده‌ای از ترس، پراکندگی اجتماعی، ضعف سازماندهی، فشار امنیتی و بحران رهبری میدانی بود و این دقیقاً همان چیزی است که حرکت امام(ع) را به الگویی برای تحلیل‌های اجتماعی تبدیل می‌کند: هر حرکت اصلاحی اگر به شبکه‌های اجتماعی و توان هزینه‌پردازی مردم تکیه کند، با آزمون سخت لحظه‌های بحران روبه‌رو می‌شود.

 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 4
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 1264
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ابزار کاربردی
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • امام شهید
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • ایت الله خامنه ای
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • جنگ
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قائد شهیدمان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس