قرار اشک پس از صبح انتقام...
قرار اشک پس از صبح انتقام…

قرار اشک پس از صبح انتقام…


شکست یا حتی درماندگی آمریکا در جنگ زمینی با ایران، پیامی قاطع به سراسر جهان ارسال خواهد کرد: عصر مداخلات نظامی یک جانبه آمریکا به پایان رسیده است.
از چنگیزخان تا ترامپ و نتانیاهو!
«وقتی مغولان بخارا را فتح کردند، چنگیزخان و جمعی از لشکریانش با اسب وارد مسجد جامع شهر شدند و در آنجا بساط میگساری و عیش و طرب فراهم آوردند.
چنگیز بر منبر رفت و گفت: صحرا از علف خالی است، اسبان را شکم پُر کنید!
علوفه آوردند، قرآنها را از صندوقها بر زمین ریختند و آنها را آخور اسبان کردند. صفحات قرآن، کف مسجد و زیر سُم اسبها و میان ادرار و مدفوع آنها پاره پاره میشد. مشاهیر شهر از ائمه و مشایخ و قضات گرفته تا سادات و علما و مجتهدان را هم به مسجد آوردند و محافظت از اسبها را به آنها سپردند. در این میان یکی از سادات که این صحنههای دردناک را میدید از خردمندی پرسید: مولانا! چه حالت است؟ این که میبینم بیداری است یا که خواب؟
خردمند پاسخ داد: خاموش باش! این باد بینیازی خداوند است که میوزد. سامان سخن گفتن نیست!»
این بخشی از کتاب «تاریخ جهانگشای جوینی» است که 830 سال پیش «عطاملک جوینی» نوشت. روایت یکی از رنجآورترین تهاجمها به این سرزمین. ماجرایی که حتی هنوز هم خواندن آن در کتابهای تاریخی، نفس آدم را از آن همه وحشیگری، خشونت، تجاوز و قتل عام بند میآورد. اما «تیزی سنان» و «عوعو سگان» آن گربه چشمهای خونریز هم گذشت و رفت و «ایران» ماند.
بعضی از مفسران معتقدند که منظور آن خردمند از جملهی «این باد بینیازی خداوند است که میوزد.» اشاره به این است که خدا به ما علما و فضلا و شیوخ و قضات نشان داد که برای حفظ خانهاش -مسجد- و کتابش- قرآن-، نیازی به ما ندارد. خودش آن را حفظ میکند و تاریخ نشان داد که حفظ کرد …
حالا این روزها وقتی صدای بمب و موشکهای آمریکایی و اسرائیلی را میشنوم و عکس و ویدیو از خانههای خراب شده، تنهای بیجان و زخمهای نشسته بر تن ایران میبینم یاد آن جمله میافتم که «این باد بینیازی خداوند است که میوزد.» یعنی لابهلای همهی مجاهدتها، فداکاریها و جانفشانی عاشقان ایران، تردید ندارم که این سرزمین را خدا حفظ خواهد کرد. زخم میخوریم اما دریغ است ایران که ویران شود …
"جنگ نوشت” های احسان محمدی
عطاءالله مهاجرانی: جناب شازده! کاری که دنبالش هستی شورش است نه انقلاب

برخی رسانهها که پرچم تبلیغاتی جنگ روانی و یا اتاق عملیات جنگ روانی در شورش دی ماه بودند از عنوان «انقلاب ملی ایران» برای نامگذاری جنگ شهری و شورش مسلحانه و تخریب عمومی استفاده کردند.
عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: در کنفرانس مطبوعاتی رضا پهلوی که پس از بازگشت از سواحل باهاما برگزار شده بود چهرهاش برنزه تند بود و موهایش آفتاب سوخته و زبر به نظر میرسید. خبرنگار شبکه منوتو از شازده پرسید: «شما به عنوان رهبر انقلاب ملی ایران…» بقیهاش بماند! منظورم همین عنوان بود.
شبکههای دیگر هم از این عنوان استفاده میکنند. محمدرضا شاه پهلوی خدایگان! هم شیفته و شیدای واژه «انقلاب» بود. فکر میکرد تنها کمبودش در رهبری داهیانهاش در نظام شاهنشاهی «رهبری یک انقلاب» است.
اصلاحات اجتماعی و اداری خود را که در مرحله اول شش اصل داشت، بعداً بر اصول آن افزود تا به نوزده اصل رسید. مثلاً مبارزه با رشوه و تغذیه رایگان به عنوان اصول جدید افزوده شد. شاه برای اصلاحات خود عنوان «انقلاب سفید» را مطرح کرد. گفت این انقلاب سفید است چون بدون خونریزی انجام شده است.
…
برای شاه کتابی تنظیم کردند با عنوان: «انقلاب سفید» که در دوران دانشآموزی نسل ما در دهه چهل، کتاب درسی شده بود. بدیهی بود که هر فرد عاقل دوراندیشی میتوانست به آسانی دریابد که نمیتوان برای مجموعه اصلاحات اداری و اجتماعی عنوان انقلاب را برگزید. در مقدمه کتاب آمده است: «کتاب حاضر را بدین منظور مینویسم که اصول این انقلابی را که منشور اجتماع آینده ما خواهد بود روشن کرده باشم.»
داریوش همایون که در آن هنگام سردبیر روزنامه آیندگان بود، مقاله ملایمی نوشت و اشاره کرد که نمیتوان برای اصلاحات اداری عنوان انقلاب برگزید. شاه که به همایون، «همایون نکبت!» میگفت، دستور داد داریوش همایون در خانهاش زندانی شود و شد. اولین قربانی انقلاب سفید، داریوش همایون بود. انقلاب سفید شاه و وعدههای شاهانه در نهضت خرداد ماه سال بعد، یعنی پنج ماه پس از برگزاری همهپرسی و اعلام انقلاب شاه و ملت شکست خورد و صدای ملت در پانزدهم خرداد در برابر استبداد شاهنشاهی در شمایل یک نهضت تجلی کرد. نهضت پانزدهم خرداد با قساوت سرکوب شد.
هیچ گلولهای به سوی مأموران ارتش از سوی مردم شلیک نشده بود. چون همه مردمی که در تظاهرات پانزدهم خرداد شرکت کرده بودند بدون سلاح بودند. مانند تظاهرات و حضور مردم در ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷، اما بذر انقلابی در ایران افشانده شد که شاه در پیام خود در ساعت ده صبح شانزدهم آبان ۱۳۵۷، در پیامی که از تلویزیون خواند، (گفته میشود این پیام کار خانم فرح دیبا و رضا قطبی و به قلم دکتر سیدحسین نصر بوده است). شاه با پریشانی و اضطرابی آشکار خواند: «ملت عزیز ایران … من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم.»
شاه در ۲۶ دی ماه یعنی دو ماه پس از خواندن پیام برای همیشه از ایران رفت. دریای انقلاب، او را که از لحاظ جسمی و روانی ویران شده بود مثل صدف شکستهای به بیرون پرتاب کرد.
اکنون پس از شورش دی ماه از عنوان «انقلاب ملی ایران» استفاده شده است. سه پرسش در برابر ماست:
یکم: آنچه اتفاق افتاد و پیامدهایش دیده میشود شورش بود یا انقلاب؟
دوم: ملی بود یا ساخته آمریکا و اسرائیل؟
سوم: ایرانی بود یا در خدمت و در جهت اجرای پروژه دشمنان ایران برای تجزیه ملی و سرزمینی ایران؟
شاید بتوان در سنجش با شکلگیری انقلاب اسلامی که به پیروزی انجامید این شورش یا انقلاب ملی را که شکست خورد دقیقتر شناخت. چرا انقلاب اسلامی پیروز شد و چرا به اصطلاح خودشان انقلاب ملی ایران اپوزیسیون شکست خورد. شاید بتوان مصاحبه شهریار آهی با بیبیسی فارسی را که البته شبیه رپرتاژ-آگهی بود و مدام تأکید میشد که شهریار آهی استراتژیست است و عکسهای روتوش شده ایشان را بر صفحه بیبیسی مانور میرفتند، سند روشنی بر شکست باشد.
به همین خاطر شهریار آهی از این شورش فاصله گرفت و فراخوان شازده را نسنجیده و بدون توجه به واکنش جمهوری اسلامی و پیامدهای آن تفسیر کرد. شاهزاده را در اتخاذ مشی تمامیتخواهانه نقد کرد. گفت میبایست دموکرات و کومله و دیگران هم مشارکت داده شوند.
اما اتفاقی که در دیماه شاهدش بودیم، شورش بود چون ماهیتش ویرانگری و قتل و آتشزدن بود. آتشزدن اتوبوس، آمبولانس، مدرسه، کتابخانه، مسجد، امامزاده و کشتن پلیس و نیروهای امنیتی با روشهای رعبانگیز داعشگونه، تمامی نشانههای یک شورش کور گسترده بود. اکنون که عناصر اصلی شورش و اغتشاش در نقاط مختلف کشور در گوشه و کنار پنهان شدهاند توسط محافظان نظام دستگیر میشوند و سخن میگویند با سیما و تتو و لهجه و سواد آنان آشنا میشویم. شباهتی به قیام ملی ۲۸ مرداد! (تعبیر قیام ملی را شاه و اسدالله علم به کار میبردند.) داشته است. شعبان بیمخ ستاره قیام ملی بود. در انقلاب اسلامی پس از سرکوب ۱ شهریور و تشکیل حکومت نظامی مطلقاً انقلاب از نفس نیفتاد. با شور و نیرومندی بیشتر تداوم یافت تا شاه دوماه بعد از سرکوب ۱۷شهریور «پیام انقلاب شما را شنیدم» صادر کرد. شورش در سطح اتفاق میافتد و انقلاب در عمق و ژرفای جامعه.
انقلاب اسلامی پایه اش در حوزههای علمیه قم و مراکز استانها، بازارها و دانشگاهها در سراسر کشور بود. سه نهاد ممتاز در کشور که توانایی سازماندهی انقلاب را داشتند. از سویی شورای انقلاب از طرف امام خمینی معین شده بود. هایزر به این نتیجه رسیده بود که نظام سلطنتی رفتنی است.
شورش مانند گردباد است. ممکن است در نقاط مختلفی دیده شود. پایگاهش نه حوزههای علمیه نه بازار و نه دانشگاه است. از زنجیره کافیشاپ و فضای مجازی بهره میگیرد. از شور و احساس جوانان استفاده میکند؛ جوانانی که بسیاری از آنان نمیدانند رهبری جمع محدود یا متوسطشان دست چه کسانی است. طبیعی است که چنین شورش سطحی که مثل قارچ ممکن است در گوشه و کنار بروید ملی نیست. البته غلطانداز است. چنانکه ترامپ که لابد از سیا و اتاقهای فکر مشورت میگیرد از آزادی شهر مشهد و تظاهرات میلیونی معترضان سخن گفت. تظاهرات ملی و میلیونی راهپیماییهای دوران انقلاب و راهپیمایی ۲۲ دی ماه بود.
به این اعداد توجه کنید. در شورش ۱۸ و ۱۹ دی ماه:
۳۰۵آمبولانس واتوبوس، ۲۴ ایستگاه گاز،۷۰۰ مغازه، عمدتاً خواربار فروشی،۲۰۰ مدرسه،۳۵۰ مسجد و ۱۵ کتابخانه،۲ کلیسا،۸۰۰ خودروی شخصی و۳۰۰ خانه همگی سوختند و ویران شدند.
در جریان انقلاب اسلامی در دوسال ۵۶ و ۵۷ نه یک آمبولانس یا اتوبوس آتش زده شد و نه کتابخانه و نه خواربارفروشی و نه خانه مردم و نه کلیسا! درواقع انقلاب برای خود انضباط و دیسیپلین دارد. چنانکه مثلاً در دانشگاه پهلوی که من دانشجو بودم و جزو دانشگاههای سرآمد کشور بود ما یک سخن رکیک در دوران انقلاب از کسی نشنیدیم! این شورش دی ماه پشتوانه لجستیکش فحاشی بوده و هست.
این شورش، ایرانی هم نمیتواند باشد. به هزار و یک دلیل! به برخی دلایل و علتهای شکلگیری شورش اشاره میکنم.
یکم: نتانیاهو با ترامپ در فلوریدا ملاقات داشت. درست همزمان با این ملاقات که چند روز به طول انجامید و مشاوران اطلاعاتی و امنیتی هم حضور داشتند. در روز هفتم دی ماه، اعتراضات شروع شد.
دوم: در روز ۱۱ دی ماه، ترامپ پیامی را در صفحهاش منتشر کرد. اگر حکومت ایران به روی معترضان مسالمتجو شلیک کند و افراد کشته شوند آمریکا به ایران حمله میکند. تدارک حمله را دیده است! یعنی در واقع خط مشی شورش را تبیین و رهبری کرد. به شورشیان قوت قلب داد.
سوم: در ۱۶ دی ماه، رضا پهلوی که در ساحل دریا حمام آفتاب گرفته بود و با خانواده به تعطیلات زمستانی رفته بود فراخوان برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه داد.
چهارم: ترامپ در روز ۱۹ دی ماه در صفحه خود نوشت: «بیش از یک میلیون نفر به خیابانها آمدهاند. مشهد دومین شهر بزرگ ایران تحت کنترل معترضان است و نیروهای حکومتی عقبنشینی کردهاند.»
پنجم: در ۲۲ دی ماه ترامپ در پیامی با عنوان مردم شجاع ایران، از معترضان خواست همچنان در خیابانها بمانند و نهادهای حکومتی را تسخیر کنند.
در کنار پیامهای ترامپ، پمپئو رئیس سابق سیا در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ در پیامی از حضور مأموران موساد در کنار معترضان ایرانی سخن گفت. گالانت وزیر سابق جنگ اسرائیل هم پیام مشابهی داشت.
پیامها نشانه روشنی است که شورش دی ماه از آغاز تا پایان محاسبه شده بوده است. بدون شک برخی بازاریان تهران که به عنوان اعتراض به افزایش نرخ دلار اعتراض و اجتماع خود را در روز ۷ دی ماه آغاز کردند نمیدانستهاند که ممکن است عناصری در این اعتراضات نفوذ کنند و بر موج اعتراض بنشینند و اعتراض به شورش و جنگ مسلحانه شهری تبدیل شود که شد. مقدار انبوهی سلاح سرد و گرمی که کشف شده است و حتماً بیش از این هنوز کشف نشده باقی مانده است گواه روشنی است که آمریکا و اسرائیل با استفاده از گروههای مسلح مانند گروههای مسلح دموکرات و کومله و حزب آزادی کردستان و جیش در بلوچستان و مجاهدین خلق و بهائیان میخواستهاند مدل سوریهای یا لیبیایی شدن را در ایران پیاده کنند. دو عامل اصلی این پروژه را متوقف کرد:
یکم: اطمینان و اعتماد رهبری به مردم و نیروهای حافظ نظام، که وعده عبور از این مرحله دشوار را دادند.
دوم: ملت ایران که در ۲۲دی ماه به صحنه آمدند. انقلاب مانند جریان آب است و شورش همانند کف روی آب .
شورش تمام شده است. بایست در فکر التیام زخمها و بازسازی ویرانیها بود. البته جنگ آمریکا و اسرائیل که در مراحل قبلی از جمله معرکه ۱۲روزه شکست خورد و در دی ماه نیز شکست تازهای را تجربه کرد، تمام نشده است.
ابوجهل مدرن؛ بازخوانی قرآنی جبهه استکبار در عصر رسانه
ابوجهل یک تیپ تمدنی است، نه یک فرد تاریخی. امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی مصداق روشن همین تیپ هستند.

حجت الاسلام محسن ادیب یزدی، پژوهشگر علوم دینی، با تحلیل بیانات رهبر انقلاب درباره استمرار جریان ابوجهل در تاریخ گفت: قرآن هرگز از اشخاص خاص عبور نمیکند، بلکه جریانها را معرفی میکند. ابوجهل یک تیپ تمدنی است، نه یک فرد تاریخی. امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی مصداق روشن همین تیپ هستند.
او با اشاره به آیات سوره مدثر درباره ولید بن مغیره تصریح کرد: آیه «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ» نشان میدهد که دشمن وحی، اهل فکر و محاسبه است، اما فکرش در خدمت قدرت و شهوت است، نه حقیقت. امروز هم اتاقهای فکر غرب دقیقاً با همین منطق جنگ رسانهای، تحریم و اغتشاش را طراحی میکنند.
بنابر روایت تسنیم، این استاد علوم دینی با اشاره به نقش رسانه در اغتشاشات اخیر گفت: قرآن در آیه «وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیطانُ اَعمالَهُم» به زیباسازی باطل اشاره میکند. دشمن، اغتشاش را اعتراض، بیبندوباری و خشونت را آزادیخواهی و جنایت را حقوق بشر نامگذاری میکند، همان تغییر ادبیاتی که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند.
ادیب با بیان اینکه غرب امروز دچار فساد ساختاری است، گفت: قرآن فساد را صرفاً اخلاقی نمیداند، بلکه آن را سیاسی، اقتصادی و تمدنی میبیند. آیه «ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِما کَسَبَت اَیدِی النّاس» توصیف دقیقی از جهان امروز است، از غزه تا یمن و از تحریم تا غارت منابع ملتها.
این پژوهشگر قرآنی با اشاره به جنگ ۱۲روزه علیه ایران گفت: دشمن وقتی از مهار نظامی ناامید میشود، به سراغ فروپاشی درونی میرود. فرعون هم ابتدا ساحران را به میدان آورد، نه شمشیر را. قرآن این راهبرد را در آیه «فَاسْتَخَفَّ قَومَهُ فَاَطاعوهُ» توضیح داده است.
او تأکید کرد: جمهوری اسلامی زمانی آسیبپذیر میشود که جامعه دچار استخفاف فکری شود؛ یعنی قدرت تحلیل را از دست بدهد. به همین دلیل، رهبر انقلاب بر عقل و ایمان بهعنوان دو بال اسلام تأکید کردند.
ادیب در پایان گفت: اگر جامعه قرآنی بتواند جریان ابوجهل مدرن را بشناسد و فریب بزک رسانهای آن را نخورد، نه اغتشاش داخلی کارگر خواهد بود و نه تهدید خارجی. قرآن وعده داده است: «وَ لا یَحیقُ المَکرُ السَّیِّئُ اِلّا بِاَهلِه»