وقتی دل کسی رو میشکنی
وقتی دل کسی رو میشکنی
مطمئن باش دلت میشکنه
دل خودت نشکنه دل عزیزت میشکنه
وقتی دل کسی رو میشکنی
مطمئن باش دلت میشکنه
دل خودت نشکنه دل عزیزت میشکنه
ای بقیع. ای غریب آباد. آغوش باز کن. غریب دیگری در راه است.
مجلسی آبرومند برپا کن از سنگ و خاک و کبوتر.
نگاه کن آسمانیان به پیشوازش آمده اند.
جمع پاکان جمع است جامعه بخوان: السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلاَئِکَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْکَرَمِ
شهادت مؤسس مذهب تشیع صادق ال محمد امام جعفر صادق تسلیت
#همسرانه
یک خاطره
بچه که بودم تابستان ها با پژوی نقره ای بابا می رفتیم سفر. هفت صبح از خواب بیدار می شدیم، نیم ساعت بعد توی جاده بودیم. روز قبل باک بنزین پُر می شد،باد لاستیک ها و روغن ماشین بررسی می شد. چمدان ها بسته می شد. شیشه ی جلو و عقب ماشین تمیز می شد. ساندویچ و میوه و نوشابه و گاهی تخمه برداشته می شد. مهم ترین بخش سفر رد شدن از زیر قرآن بود، مامان طی مراسمی آن را می گرفت بالای چارچوب در و یکی یکی مان را از زیر آن رد می کرد. این کار تضمینی بود برای یک سفر خوب و امن، این طوری خیال خودش را راحت می کرد که همگی مان زنده و سالم به مقصد خواهیم رسید. از شمال سر سبز که خارج می شدیم، من زل می زدم به آسفالت داغ جاده.
همیشه در دور دست ها دنبال دریاچه ی کوچکی می گشتم که در سفر قبل آن را دیده بودم. ماشین فِس فِس کنان به سمت دریاچه می رفت و عجیب بود که هیچوقت به آن نمی رسید، عجیب تر اینکه انقدر مشغول پیدا کردن آن دریاچه می شدم که زیبایی های جاده را نمی دیدم. کلاس پنجم ابتدایی بودم که معلم علوم مان توضیح داد نام آن پدیده سراب است. بعد از آن با لذت بیشتری پی سراب می گشتم و با دیدنش ذوق بیشتری می کردم، انگار آشنای عزیزی را دیده باشم، از جا بلند می شدم و با انگشت نشانش می دادم و داد می زدم:« سراب،سراب…»
یادم نیست چند سال است سراب ندیده ام، یادم نیست آخرین بار کِی و توی کدام جاده آن را دیده ام، اما یک چیز را خوب می دانم، توی زندگی هر کداممان سرابی هست که اجازه نمی دهد زیبایی های زندگی را ببینیم، آنقدر ما را به خودش مشغول کرده که یادمان می رود هدف از سفر زندگی چه بوده و چه هست. بدتر از همه گاهی خود آن سراب می شود هدف زندگی مان..
.امروز جایی خواندم:« اگر کسی دوستتان ندارد و ترک تان کرده، اگر اشک شما را در آورده و شما جزو اولویت هایش نیستید، اگر خودش را بالاتر از شما میداند و سرکوفت میزند و از تیپ و قیافه و اندام شما ایراد می گیرد، اگر با اخلاق تان مشکل دارد، برای شما وقت ندارد، برای شما پول ندارد، برای شما حوصله ندارد، شما را از دیگرانِ زندگیش پنهان می کند،به شما احساس حقارت می دهد، با شما احساس حقارت می کند، به شما حس سربار بودن می دهد…» « او » همان سراب است.
#همسرانه
بنابر یک نظر سنجی از مردان بدترین رفتار زنان ازنظر مردان
1.سکوت بدون دلیل
2.غر زدن
3.قهرکردن های بی مورد
4.بهونه گیری
5.خاطرنشان کردن اتفاقات بداز زمانهای بسیار گذشته میباشد
#همسرانه
#مادرانه
اگر در زندگیتان به دنبال داشتن همسر هستید زندگی را باختهاید
مهم این است که شما بتوانید همسر باشید و به دنبال کسی باشید که با بودن او، بتوانید خودتان را در آیینه وجود او ببینید و بتوانید با حضور و بودن او هم خودتان و هم او را در حال رشد و تکامل ببینید و خوشبختی را احساس کنید.
اگر به دنبال داشتن فرزند هستید زندگی را باختهاید
داشتن فرزند وقتی خوب است که:
بتوانید با او کودکی کنید.
با او نوجوانی و جوانی کنید.
بتوانید وقتیکه خوابیده تماشایش کنید.
از نگاه و لبخندش، از حالش و از راه رفتنش احساس خوبی داشته باشید و دلتان خوش باشد و لذت ببرید.