بعضى رابطهها فقط یک شوک میخواهند...
? رابطهتان را احیا کنید. نگذارید به راحتی از دست برود. نبضش را بگیرید هر از گاهى ببینید میزند؟! هرچقدر هم کم جان، احیائَش کنید. بعضى رابطهها فقط یک شوک میخواهند…!
? رابطهتان را احیا کنید. نگذارید به راحتی از دست برود. نبضش را بگیرید هر از گاهى ببینید میزند؟! هرچقدر هم کم جان، احیائَش کنید. بعضى رابطهها فقط یک شوک میخواهند…!
والدین امروزی خیلی بیش از نسل قبل برای کودکان خود هزینه میکنند وبخش اعظمی از این هزینه صرف رشوه دادن به کودکان میشود
سعی کنید از طریق درونی کردن عادات خوب، کودک رابه انجام دادن کارهای خوب تشویق کنید.
پدر و مادر در طول روز با مشکلات زیادی سر و کله میزنند و مانند یک بالغ و عاقل رفتار میکنند، با دیگران درعین عصبانیت لبخند میزنند، در عین خستگی وظایف خود را انجام میدهند، اما به فرزند خود که میرسند تازه به یاد حق و حقوق از دست رفته، خستگى ها یا عصبانیت خود می افتند.
گاهى کودکان تبدیل به کیسه بوکس والدین خود میشوند، گاهى ما بزرگسالان دیوارى کوتاه تر از دیوار بى پناهى کودکان پیدا نمیکنیم.
آنها که زورى ندارند، نه ما را ترک میکنند نه از ما شکایت میکنند نه ما را تنبیه میکنند، آنها محتاج ما هستند، این ما هستیم که طلبکار آنها هستیم. و از کودکان انتظار داریم “تو دیگه شروع نکن، حوصله ندارم، ساکت”
لبخند بزن: وقتی با خانواده ات دور هم جمع شده اید
خیلی ها هستند آرزوی داشتن خانواده را دارند
لبخند بزن: وقتی داری سرکارت میروی.
خیلی ها هستند دربدر بدنبال کار وشغل هستند.
لبخندبزن: چون تو صحیح و سالم هستی.
خیلی ها هستند دارند بخاطر بازگشت سلامتی شان میلیونها خرج میکنند
لبخند بزن: چون تو زنده ای وروزی داده میشوی وهنوز فرصت برای جبران زمان داری
لبخند بزن: چون تو"خدا"را داری و اورا می پرستی و از او طلب کمک میکنی.
لبخند بزن: چون “تو"خودت هستی.
وخیلی ها آرزو دارند که چون “تو” باشند.
همیشه فرهنگ لبخند را در محیط زندگی خودت منتشر کن.
یکی از بزرگترین مسوولیتهای کار پدری و مادری برخورد درست با کنجکاویهای کودکان است .
پدر و مادری که به سوالهای کودک خود با بی حوصلگی و یا خشم جواب میدهند اهسته اهسته یکی پس از دیگری پرهای این کودک پرنده که میخواهد پرواز کند را میکنند و او را تبدیل به مرغ خانگی میکنند.
چنین برخورد نامناسبی با کنجکاوی کودکان باعث میشود در بزرگسالی علاقه و توجهی به دانایی و کنجکاوی نداشته باشند و هیجانی برای دانستن و یاد گرفتن از خود نشان ندهند و هیچ لذتی از رشد و درک دانایی را تجربه نکنند.