واگذاری مسئولیت به فرزندان در حد توانشان
با واگذاری مسئولیت به فرزندان
در حد توانشان، نیاز «توجه به من»
آنان برآورده می شود
و نیازی برای اظهار وجود غیرمنطقی و نامعقول در آنان باقی نمی ماند.
با واگذاری مسئولیت به فرزندان
در حد توانشان، نیاز «توجه به من»
آنان برآورده می شود
و نیازی برای اظهار وجود غیرمنطقی و نامعقول در آنان باقی نمی ماند.
کودک به محض بالا رفتن صدای پدر
و مادر دچار “احساس نا امنی” میشه.
دعوای والدین برای کودک به عنوان
“خطری برای مادر” تلقی میشه و کودک
و فرزند ما به شکل وسواس گونه ای
هراسان و نگران مادر میشه،
اما نمی تونه هیچ واکنشی نشون بده.
بنابراین یکی از حقوق مسلم کودک،
نیاز او به تامین امنیت مادر است.
اعتماد به تداوم تامین امنیت مادر برای
تامین امنیت روانی کودک بسیار مهمه…
یکی از راه های مهارت مدیریت اختلافات زناشویی پیدا کردن ریشه اختلافات بصورت عمقی است.
بسیاری از مسائلی که در زندگی پیش می آید و اختلافاتی که بوجود می آید و تا مرز طلاق پیش می رود، ریشه اش آن چیزی نیست که شما فکر می کنید. بیشتر این دلایل همان بهانه هاست ولی آنها دلیل اصلی نیستند.
مثلا مرد میگوید خانم خانه را تمیز نمی کند یا زن میگوید آقا به خانواده همسر احترام نمی گذارد، اگر خانم خانه را هم خوب تمیز کند و آقا هم به خانواده ی خانم احترام بگذارد بازمشکل برسرجای خودش باقی است. زیرا این اختلافات ریشه های عمقی دارد.
دلیلی نداره شما بعد از دعوا زنگ بزنید یا برید پیش خانوادتون کل ماجرا رو تعریف کنید
اولاً که اونا خیلی یک طرفه قضاوت میکنن.
دوماً همسرتونو پیش خانوادتون خراب می کنید.
??♀ شما بعد یه مدت کوتاه آشتی می کنید و همه چی رو فراموش می کنید. اما خانوادتون یادشون نمیره و دیدشون نسبت به زندگی شما عوض میشه و از این به بعد منتظر باشید تو زندگی دونفرتون دخالت کنند چون شما خوتون این اجازه رو بهشون دادید.
آدم ها انواع مختلفی دارند :
_ بعضی ها مثل دریا هستند :
عجیب با روحی بزرگ و آرامبخش
خیلی ها دریا رو دوست دارند
خیلی ها از دریا خاطره دارند
خیلی ها تنشون رو به دریا سپردند
خیلی ها باهاش خوش گذروندند
ولی نهایتا دریا تنهاست
_بعضی ها مثل کوه هستند :
تا وقتی هستند محکمند
باعث اوج گرفتنت میشن
به دست آوردنشون سخت هست ولی وقتی به دستشون میاری می فهمی ارزشش رو داشتن
جای زخم زیاد رو تنشون هست ولی محکم هستن و زیر پا رو خالی نمی کنن
ولی خدا نکنه از چشم کوه بیوفتی و سقوط کنی …
_بعضی ها مثل جاده هستند :
ظاهرا در زندگی کم اهمیت هستن
جاده رو نمی بینی و نمیشه محو طبیعت اطراف جاده میشی
ولی اگه همین جاده خراب بشه
اگه دلش بشکنه
اگه صبرش تموم بشه
هیچ کس به هیچ جا نمیرسه
_بعضی ها مثل درّه هستند :
کنارشون آرامش نداری
باعث ترس و وحشت میشن
مثل یه کابوس هستن
نمی شه تحملشون کرد
همه ازشون فراری هستن
ولی به جبر روزگار میان توو زندگی و همه چیز رو نابود می کنن
_بعضی ها مثل پارک و شهر بازی هستند:
برای یه مدت کوتاه کنارشون هیجان داری و از بودنشون لذت می بری
اما کم کم خسته کننده میشن
کم کم ازشون دور میشی
کم کم دلت رو میزنن
بعد از یه مدت می فهمی نمیشه همیشه کنارشون بود
_بعضی ها مثل کویر هستند :
ساده بی آلایش آرام بخش
تا همیش یکدست باقی می مونن و عوض نمیشن
شاید جذابیت آدم های دیگه رو نداشته باشن ولی همیشه هستند
میشه کنارشون آروم بود
_بعضی ها مثل جنگل هستند :
شاد و سرحال و زیبا
پر از حال خوب
آدم های زیادی جذبشون میشن
خیلی کنارشون خوش میگذره
اما جنگل یه رو دیگه هم داره
حیوون وحشی هم داره
جنگل اگه آتش بگیره هر چی درخت و برگ هست رو خاکستر میکنه
جنگل تا وقتی خوبه ، خوبه …