مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

مناجات شعبانیه را خواندید؟ بخوانید آقا!

03 بهمن 1404 توسط مدیر النفیسه

مناجات شعبانیه را خواندید؟ بخوانید آقا!

 


امام خمینی (ره) مناجات شعبانیه را پلی برای رسیدن به کمال معنوی و شناخت خداوند دانستند و تأکید کردند که این دعا نه تنها یک ادعیه تشریفاتی، بلکه راهنمایی عملی برای تواضع، وارستگی و توجه کامل به خداوند است. ایشان یادآور شدند که معانی عمیق این مناجات، تدبر و تفکر جدی می‌طلبد تا انسان از تعلقات دنیوی فاصله گیرد و به حقیقت وجود خود و خدا پی ببرد.

 امام خمینی (ره)، که خود نمونه یک عارف کامل بودند، و سبک‌بار نفس خود را از مهلکه دنیا بیرون کشیده بودند، در فرازهای مختلف، در دیدار با قشرهای مختلف مردم و مسؤولان، ایشان را به خواندن دعا و تدبر در دعاهای وارد شده از ائمه طاهرین (ع) دعوت می‌ کردند.

بنابر روایت حوزه حضرت امام خمینی در فضیلت و ارزش مناجات شعبانیه می‌فرمودند:

مناجاتی که در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم که در هیچ یک از ادعیه گفته شده باشد که ادعیه مال همه ائمه است.

این دعای شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در این، مسائل بسیار هست، معارف بسیار هست و ادب اینکه انسان چه جور باید با خدای تبارک وتعالی مناجات کند.

ما غافلیم از این معانی که وضع چی است. شاید بعضی از جُهال ما هم اینطور اعتقاد دارند که این ادعیه وارد شده و این چیزهایی که از ائمه وارد شده است، اینها تشریفات است.

می‌خواهند ما را یاد بدهند و حال اینکه مسئله این نیست، مسئله این است که در مقابل خدا ایستادند آنها، آنها می‌دانند که در مقابل چه عظمتی ایستادند، آنها معرفت دارند به خدای تبارک و تعالی و می دانند چه کنند و مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است که اگر یک نفر انسان دلسوخته، یک عارف دلسوخته، نه از این عارفها لفظی بخواهد این را شرح کند از برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است…(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲)

مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند.

آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه علیهم‌السلام هم به حسب روایت می‌خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. مع ذلک آن طور مناجات می‌کردند، برای اینکه خودبین نبودند.

هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق‌ام دیگر، نه امام صادق(ع) مثل آن آدمی که در معصیت غرق است مناجات می‌کند، برای اینکه می‌بیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست.

هر چه کمال است از اوست، خودش چیزی ندارد هیچ ، انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچ‌اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت‌ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی‌فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایی که می‌فهمند، آنها وارسته می‌شوند و می‌روند سراغ همان معنا.

این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند. «إنّه کان َظلوما جَهولا» را که در آیه شریفه وارد شده است که «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ»

بعد می‌گوید: «إنه کان ظلوما جَهولا» بعضی می گویند که «ظلوما جهولا» بالاترین وصفی است که خدا برای انسان کرده؛ «ظلوما» که همه بت‌ها را شکسته و همه چیز را شکسته؛ «جهولا» برای اینکه به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است.

ما نمی توانیم این طور باشیم، ما امانتدار هم نمی توانیم باشیم، لکن می توانیم در آن راه باشیم. (صحیفه امام؛ ج ۱۹، ص ۲۵۳)
 
برچسب ها
امام خمینی (ره) فضیلت ماه شعبان مناجات شعبانیه
 

 نظر دهید »

نکبت سیاه زمستان و معنای شب یلدا

30 آذر 1404 توسط مدیر النفیسه

✔️نکبت سیاه زمستان و معنای شب یلدا
✍️سهند ایرانمهر

در قدیم از زمستان با عبارت «سیاه زمستان» یاد می‌کردند. زمستان معادل گرسنگی و سرما و ناامیدی بود و طبیعی است با یخ و برفبندان، ارتباط قطع می‌شد و تنهایی هم به این فهرست نکبت‌بار اضافه می‌شد.

بنابراین برخلاف تصور، آخرین شب پاییز، شب مهیب و ترسناکی بوده، اولِ زمستان، اولِ نکبت و بدبختی، نه محفل گرم با انار دانه‌شده و آجیل!

برای اینکه بهتر بتوانید احساس پدران‌مان را درک کنید تصور کنید که قرار است حادثه‌ای رخ دهد که آثار زیانبارش تاریکی و سرما و تنهایی است و حالا برای انسانی که در آستانه واقعه قرار گرفته و هیچ‌چیز برای دفاع یا فرار ندارد چه می‌ماند جز :«باهم بودن».

مبدعان شب یلدا دنبال شب‌نشینی به صرف آجیل و انار و گلپر با تِم زمستان نبوده‌اند. آن را جشن شادی هم نمی‌دیدند. مگر اول بهار است که شادی کنند؟ یلدا آغاز زمستان است، آغاز سیاه زمستان.

عراقی به همین دلیل در توصیفش می‌گفت:
«نهایت الوان انوار را گویند که سواد اعظم باشد».

و مسعود سعد سلمان می‌سرود:
شاهی که هول و کینه او بر عدوی ملک
تابنده روز را شب یلدا کند همی

سعدی هم از «شب‌ها»ی یلدا حرف می‌زند، شب را جمع می‌بندد و آن را چیز تلخ و دردمندانه می‌داند که پایانش را انتظار می‌کشد.
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
یا
برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد
که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم

بنابراین یلدا به خودی خود چیز نکبتی است. وجه دلپذیرش یلدایی‌اش نیست، قدرتی است که کنار هم بودن، با امید به امکانِ پایانش، ایجاد می‌کند.

پدران ما می‌خواسته‌اند در اوج ترس و در آستانه پیشآمدی طولانی و تاریک و‌نکبت‌بار به نزدیکان‌شان بگویند:
«بیایید کنار هم باشیم، قوت قلب هم باشیم، گرمای هم باشیم، به هم رحم و‌ یکدیگر را قوی کنیم و از همین، امید بگیریم. مگر چیز دیگری به جز خودمان داریم؟!»
آنها می‌دانستند که آدم‌ها اول در خودشان فرو می‌ریزند و بعدا از تهدیدهای خارج از خود، آنها در این شب، درون همدیگر را مستحکم می‌کردند. در این شب، برای قوت قلب، یاد همدیگر می‌انداختند که آغاز پایانِ هرچیز وقتی است که به اوج خودش برسد: فواره وقتی فرو‌می‌ریزد که به اوج برسد و سحر وقتی می‌آید که تاریکی به حد مطلقش رسیده باشد، آن هم نه یکباره که تدریجی و فردا اگرچه آغاز زمستان است اما «منطق امید» در شب یلدا می‌گوید:
«به شمارش معکوس تاریکی فکر کن که از فردای زمستان-که فکر می‌کند فردا روز سلطنت اوست-آغاز می‌شود».

پدران ما باید اینطور می‌گفتند که فرونریزند. آنها برای اولین بار در تاریخ، نه فقط برای روزهای رُستن و زایندگی -که عید نوروز باشد- که برای نکبت و سیاهی که آغاز زمستان باشد، جشن ساختند، جشنِ «نترسید، باهم هستیم»، «ناامید نباشید، تمام می‌شود» ،آنها به ماهیت دگرگون زندگی پی‌برده بودند و می‌دانستند جشن‌ها همیشه مقدمه روزهای سبز نیستند و گاهی باید آمادگی روزهای سیاه تلقی شوند و برایش نسخه «باهم بودن»،«به هم رحم کردن»و «به‌هم امید دادن» را تجویز می‌کردند.

البته تحریف‌ها توانست به این مضمون جالب هم گند بزند و این شب را تبدیل کند به شب تقدیس ناامیدی مطلق و تن‌دادن به تداوم به استناد قیمت آجیل و هندوانه که از بس هرسال تکرار شده که مغزمان به جای تغییر فکر می‌کند جزو سنت یلداست!

اینکه آدم در خانه تنها بنشیند و تماسی بگیرد به دوست و آشنای ناامید و بگوید به اندازه توان همراهی‌اش می‌کند، اینکه آدم به دیگری رحم کند، اینکه آدم دیگری را تشویق کند، اینکه آدم دانسته‌ای را با بقیه به اشتراک بگذارد و راه ناآگاهی و تاریکی را ببندد، مهارتی را به کسی که دستمایه‌ای برای معاش و گذر زندگی ندارد، بیاموزاند و…. به مراتب به منطق شب یلدا که شب توانمندسازی در برابر تاریکی و قویدل کردن دیگران است، نزدیکتر است تا نمک زدن به انار دانه شده و نالیدن‌های بی‌حاصل و وجود بلافایده برای دیگران که فقط منطق تسلیم را تبلیغ می‌کند.

یلدایی بودن یعنی مثل شهاب‌الدین نسوی در «نفثه‌المصدور» (به معنی خلط سینه!) و در کشاکش بلای مغول چنین قلم زدن:

«شب یلدا اگرچه دراز بود زایل شود و صبح جهان‌افروز روی نماید».

شب یلدا، برای ما ایرانیان فقط طولانی‌ترین شب سال نیست، نماد پایان‌پذیری تاریکی هم هست به شرط باهم بودن، به شرط گردهم‌آمدن، به‌شرط ایستاده نگه‌داشتن نیروی زندگی و ترحم، عشق و ابتکارعمل .

شب یلدا نماد آن سیاهی است که ابهتش با «همراهی و حمایت از هم» به ریشخند گرفته می‌شود. شب یلدا تنها جایی است که نگاه آدم‌هایی که متفق‌اند روزهای تاریکی در پیش است، مهربانانه و حمایتگرانه به هم گره می‌خورد و به جای تهدید زمستان به فرصت ‌دقایقی می‌اندیشد که به مرور از عمر تاریکی می‌کاهد.

 

✍️سهند ایرانمهر

 نظر دهید »

چرا مسألهٔ اساسی خلافت را مسکوت بذاریم؟!

26 آذر 1404 توسط مدیر النفیسه

⚡️چرا مسألهٔ اساسی خلافت را مسکوت بذاریم؟!

🔻جریان درس آموز و جالب گفتگوی مرحوم آیةالله امامی کاشانی با عالم اهل سنت و استاد مسجد الحرام، آقای عبدالله بسام

 


 نظر دهید »

مادر پسرها

12 آذر 1404 توسط مدیر النفیسه

 

 

 

 

🌷 مادر پسرها

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای :
🚩 درباره‌ی مصیبت حضرت اباالفضل (علیه الصّلاة و السّلام) به نظرم میرسید که یکی از بخشهای مهم و جذابی که میتواند این مصیبت را بیان کند، همان زبان حال مادر حضرت اباالفضل است؛ همان «لا تدعونّی ویک امّ البنین» این یک عرصه است: مادری است؛ صورت قبر چهار جوانش را که در کربلا شهید شدند، در بقیع میکشد و نوحه‌سرائی میکند و حماسه میآفریند. همه‌اش اشک ریختن و تو سر زدن هم نیست - البته اشک ریختن هست، اشکالی هم ندارد - بلکه حماسه‌آفرینی است، افتخار به این جوانهاست.‌


🔹اشعار منتسب به حضرت ام‌البنین

لا تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَ

تُذَكِّرِينِي بِلِيُوثِ الْعَرِينِ

واى بر تو مرا ديگر مادر پسران مخوان

كه مرا به ياد شيران بيشه‌ام مياندازى

 

كَانَتْ بَنُونَ لِي أُدْعَى بِهِمْ

وَ الْيَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِينَ

مرا پسرانى بود، كه به آنان خوانده می‌شدم

اما امروز براى من پسرانى نيست

 

🗓 ۱۳۹۰/۰۳/۲۵‌

 نظر دهید »

رازِ بی‌نشانی

03 آذر 1404 توسط مدیر النفیسه

رازِ بی‌نشانی


قدسیت در فرهنگ ما همیشه با راز و غیاب پیوند خورده است. هر چیزی که کاملاً دیده شود، در خطر معمولی‌شدن قرار می‌گیرد. امر مقدس، برای اینکه از ابتذال و دستکاری مصون بماند، بخشی از خود را پنهان می‌کند. به همین دلیل غیبت در سنت دینی ما فقط نبودن نیست، نوعی از حضور است؛ حضوری که از راه ناپیدایی اثر می‌گذارد.

نمونه کامل و برین و بهین این معنا، بی‌نشانی فاطمه زهرا(س) است. نبودنِ مزار مشخص برای او، کمبود نیست؛ بلکه یک نشانه است. باری، بی‌نشانی یک نشانه است که درخت شکوه را در زمین قدسیت و زیر آسمان الوهیت می‌نشاند، و بی مزاری، موجد راز است.

درباره بانوی دو عالَم، انگار حقیقت وجودش آن‌قدر عمیق و فراگیر بوده که نمی‌شد آن را در یک نقطه یا یک نشانی محدود کرد. بی‌نشانی او، حقیقت را از مصادره، سوءتعبیر و تقلیل حفظ کرد. ارزش‌های بزرگ، وقتی کاملاً جلوی چشم قرار بگیرند، خیلی راحت‌تر تحریف می‌شوند؛ اما فاطمه زهرا (س) با غیاب خود، حضور معنوی‌اش را گسترده‌تر کرد.

اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، حتی امامانی که حرم و نشانه دارند هم در لایه‌ای عمیق‌تر نوعی بی‌نشانی را با خود حمل می‌کنند. مکانشان معلوم است، اما حقیقتشان فراتر از هر مکان است. هیچ ذهنی نمی‌تواند ادعا کند که بر همه‌ ابعاد وجودی آنان احاطه دارد. این «ناتمامی»، نوعی کمال است، تضمینِ تمام نشدن است(کمال، مفهوم و راهی بی‌انتها و ناتمام است) این سهم پنهان از وجودشان، بخشی از قداستشان است. مکان، تنها یک نشانه است و حقیقت واقعی در جهانی پنهان‌تر جریان دارد.

منطق مذکور را می‌توان در گمنامی شهدا دید. آن‌ها که مظهرِ اسمِ بی اسمی خدایند؛ مظهر لااسمه له و لارسمه له.

شهید گمنام صرفاً کسی نیست که نامش ثبت نشده باشد؛ او حامل همان راز مقدسی است که حقیقت را از گرفتارشدن در چنگ روایت‌های سطحی نجات می‌دهد. نام ندارد اما معنا دارد، نشانی ندارد اما اثرش روشن‌تر و جهانرواتر دیده می‌شود. گمنامی، صدای آهسته‌ای است که گاهی از فریاد رساتر است. با الهام از فیلسوفی آلمانی باید گفت صدای پای کبوتران است که جهان را فتح می‌کند.

از بی‌نشانی فاطمه زهرا(س) تا گمنامی شهدا و سربازان امروز، یک رشته نامرئی کشیده شده است؛ رشته‌ای که می‌گوید حقیقت‌های بزرگ معمولاً از راه پنهانی‌ترین مسیرها عمل می‌کنند. ارزش‌هایی که دیده نمی‌شوند، بیشتر در جان جامعه رسوب می‌کنند. نام‌ها ممکن است فرسوده شوند، اما معناهایی که در سایه ساخته می‌شوند، می‌مانند و تاریخ را آرام و بی‌صدا تغییر می‌دهند. به زبان نمادین، سایه در اینجا بر آینه و آینده ما نور می‌تاباند!

قدسیت همیشه بین بودن و نبودن حرکت می‌کند؛ نه آن‌قدر آشکار که مصرف شود و نه آن‌قدر پنهان که گم شود. همین مرز باریک است که راز را زنده نگه می‌دارد و حقیقت را ماندگار و جاودان می‌کند.

فاطمه زهرا، سرمه سرمدیت(جاودانی) دارد. بر چشم هر کس کشید، چشم از جهان فرونبست، بلکه چشم‌اش آنجهانی شد.
چه سرمایه‌ای والاتر ازین؟ چنین است که غیب، هر دوجهان را برایت آشکار و شکار می‌کند. چنین است که بی‌نشانی، برایت بر همه‌ چیز مُهر و نشان زده و آن را ازآن تو می‌کند.

محسن سلگی

1763980550544998.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 63
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • قمری نوحه سرا
  • راضيه فارغ

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 14
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 11
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 13
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس