مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

روز قدس هم تقویت عدل است هم تضعیف ظلم

02 خرداد 1399 توسط مدیر النفیسه

روز قدس هم تقویت عدل است هم تضعیف ظلم

 نظر دهید »

علی (ع) بودن یا معاویه بودن؛ مساله در سیاست این است

26 اردیبهشت 1399 توسط مدیر النفیسه



“خدا نیامرزد علی را"! این جمله ای است که نقل شده معاویه هنگامی که در برابر انتقاد و اعتراض یک زن قرار گرفته بود بر زبان رانده است.

جدا از تلاش بنی امیه برای مرسوم کردن لعن بر امیر مومنان علی ( ع) این جمله معنای مهمتر دیگری نیز دارد و آن این است که خدا لعنت کند کسی را که مردم را در برابر حاکمان شان اینطور گستاخ و مطالبه گر کرده است!

در پایان دوره حکومت کوتاه چند ساله خود درباره رفاه مردم کوفه فرموده بود: “مردم کوفه سایبان دارند و نان گندم و آب فرات میخورند…” به این معنی که رفاه ایجادکرده و فقر را تا جای ممکن از چهره شهر زدوده است.

در کمک به نیازمندان نیز حضرتش فقط به کیسه بر دوش کشیدن خود اکتفا نمی کرد بلکه چنانکه امام صادق (ع) سالها بعد فرمود معتقد بود بهترین کمک آن است که فرد را بی نیاز کند نه آنکه بعد از مختصر کمکی، نیازمند به حال خودش رها شود و روز از نو و نیازمندی از نو !
گفته شده امام بارها در بازار فریاد می زده ای مردم؛ فقر، مرگ بزرگ است !

نهادینه کردن این جد و جهدهای عدالت خواهانه در عرصه سیاست و اجتماع در حالی بود که آن امام در پیچیده ترین و دشوارترین موقعیت های سیاسی جامعه اسلامی قرار داشت. به گونه ای که با بصیرت ترین انسان ها نیز در مشاهده واقعیت آنچه در حال وقوع است به اشتباه می افتادند. نقل های فراوانی وجود دارد از جانب دوستان و نزدیکان امام در نوع برخورد با معاویه، حاکم شام، که به مدارای موقتی و خدعه آمیز با او توصیه می کردند‌ نقل هایی که نشان می دهد این توصیه کنندگان نه فریبکاری معاویه را خوب شناخته بودند و نه جوانمردی و تیزبینی امام را.

با این حال در بیان دشواری های طاقت سوزی که خاطر آن وجود شریف را می آزرد از همه مهمتر رویارویی اش با کسانی بود که خود در زمره مسلمانان بودند‌!

مصاف پیامبر اسلام با کفار بود و نفاق نیز در زمان ایشان چندان زمینه و زمان لازم را برای بروز پیدا نکرد اما تاریخ، امام علی ( ع) را در موقعیتی قرار داد که مجبور بود در برابر مدعیان اسلام بایستد! مدعیانی که شمشیرهایشان را برای رضای خدا در برابر او کشیدند و در نهایت نیز فرقش را با همین جهالت مقدس خویش شکافتند

آن حضرت خود نیز به خوبی به این موقعیت خطیر تاریخی آگاهی داشت و نقش مهمی را که در حال ایفای آن بود به دقت می شناخت. به همین دلیل بود که می فرمود جز من کسی توانایی درآوردن چشم این فتنه ها را نداد.

بیش از هزارسال از آن دوران پر آشوب می گذرد اما میراثی که امام علی (ع) در سیاست و حکومت از خود برجای گذاشت گویی برای همیشه تاریخ مرز روشنی را برای طی طریق عدالتخواهان جهان ترسیم کرده است. مرزی که به خوبی نشان می دهد سمت علی (ع) ایستاده ایم یا معاویه!

علی اباذری

 نظر دهید »

اگر ده تا از این قهرمانان تاریخ را بجوشانیم و یک وجود تازه بگیریم... / تفسیری از شخصیت امام علی در بیان امام موسی صدر

24 اردیبهشت 1399 توسط مدیر النفیسه

 

امام موسی صدر در بخشی از مقاله «علی موحد بود و بس» از کتاب «انسان آسمان» بیان می کند: 

«فکر می‌کنیم اگر ده‌ها تن از این قهرمانان تاریخ را بجوشانیم و یک وجود تازه به وجود بیاوریم، این می‌شود. علی(ع). علی شجاع است، یعنی دارای ملکه شجاعت است، یعنی سر نترس دارد. اگر گفتیم علی(ع) کریم است، یعنی دست و دلش باز است، یعنی نمی‌تواند چیزی داشته باشد و به کسی ندهد. اما بنده خیال می‌کنم این گونه نیست.

علی(ع) شجاع هست، اما نه مثل رستم. علی(ع) کریم است، اما نه مثل حاتم طایی. علی غیور است اما غیریتش مثل غیرت‌های ما نیست. علی صفاتش منشا دیگری دارد. نگاه اجمالی به زندگی مولا به ما نشان می‌دهد: علی(ع) گاهی خیلی کریم است،گاهی خیلی بخیل به نظر می‌آید. علی(ع) گاهی خیلی غیور است،گاهی خیلی صابر است، علی(ع) گاهی خیلی متواضع است و گاهی خیلی متکبر.

شجاعت علی(ع) را ببینید حضرت رسول (ص) درباره امیرالمومنین (ع) می‌فرماید: به خدا سوگند علی(ع) یک لشکر در راه خداست. حالا بیایید و شب‌های علی(ع) را تماشا کنید. همان علی(ع) که شجاعتش زبانزد است می‌دیدی ایستاده است، ریشش را به دست گرفته و می‌گوید: خدایا، آه از راه دور و کمی بضاعت و وحشت آینده. پس کجا رفت آن شجاعت؟

همان علی (ع) که پول برایش مانند خاک است و حتی پست‌تر، در جای دیگر می‌بینیم به دست برادر گرسنه و نابینایش که سهم بیشتری از بیت‌المال می‌خواهد آهن داغ نزدیک می‌کند.کجا رفت آن علی(ع) که معاویه می‌گوید:«اگر علی(ع) دو انبار از طلا و کاه داشته باشد اول انبار طلا را در راه خدا می‌بخشد.» کجا رفت آن علی(ع) که دنیا به اندازه یک استخوان مرده برایش ارزش ندارد؟

این علی(ع) متواضع، که در مقابل کوچکترین خلق خدا تکبر نشان نمی‌دهد،گاهی آنقدر در برخورد با دشمنان خدا متکبر می‌شود که یکی از رقبایش به او می‌گوید:یا ابالحسن، این غرور و کبر که در سر توست برای چیست؟

چرا علی(ع) این گونه است؟ چون علی(ع) مومن است. پاسخ همین یک کلمه است. علی(ع) شجاع است، چون مومن است. ایمان به خدا مصدر تمام صفات و کمالات علی(ع) است. ایمان به خدا و دیگر هیچ».

 نظر دهید »

حضرت خدیجه علیهاسلام در دیدگاه علامه حسن زاده آملی

15 اردیبهشت 1399 توسط مدیر النفیسه

 خدیجه رحمة الله علیها، رضوان الله علیها، لقبش در کتب سیره، سیره ابن هشام، ایشان شناخته شده بود؛ لقبش سیده قریش بود. آدم عادی نبود.

و شما عزیزان کتاب ورق بزنید بدون تعصب مذهبی، خدا را گواه می گیرم اگر از روی تعصب مذهبی عرض کنم؛ جناب خدیجه از حاتم طائی - البته حاتَم می گویم عذر می خواهم، صحیحش حاتِم است، اسم فاعل حاتم. اما سر زبان ما همینجور می گوییم حاتَم، من هم می گوییم حاتَم. و الا صحیحش حاتِم. می فرمایید حاتَم طائی، اینجور سر زبان ماست.

حاتَم طائی در همان عصر بود. دختر حاتم طائی آمد پیش پیغمبر. بعد جناب رسول الله فرمود: احترامش بکنید، این دختر حاتم است. احترام بگذارید، دختر حاتم طائی است.
اما عزیزان
بدون تعصب مذهبی:
« شهد الله اللطیف الخبیر»، به جان بی بی بیایید شما حساب برسید خدیجه از حاتم طائی بخشنده تر بود. سرمایه و زندگی اش هم خیلی سطح بالا، منتها حاتم طائی شهرت پیدا کرد پیش وجهه ی ایشان، و جناب خدیجه ، اما بخشندگی جناب خدیجه بیشتر و خانم مدبر سیده ی قریش، لقبش بود، زندگی دار، چیز دار، گله های شتر، خیلی … و همه ی اینها را فدای اسلام کرد.

آنچنانکه خداوند سبحان در قرآن به رخ پیغمبر می کشد که:« وَ وَجَدَک عائلاً فأغنی » تو چیزی نداشتی من به مال خدیجه تو را توانگر کردم. به مال خدیجه توانگر شده ، دارا شده زندگی دار شده، خدیجه سلام الله علیها .

و همانطور که از خود گذشتگی جناب خدیجه از خود نشان داد، خداوند که به پیغمبر اکرم حضرت فاطمه زهرا را به او داده، اولین فرزند رسول الله است، و فرمود: ای بندگان خدا، مسلمانها بدانید بشارت بدهم به شما اولین فرزند آن خانواده که دختر باشد، آن پدر، آن مادر، خوشحال باشند که روزگار خوش در پیش دارند. از اولین فرزند خانواده دختر باشد، پیغمبر به آنها بشارت داد به آنها. که خوش باش که عاقبت بخیر است تو را.
فرزند مبارک و قدم مبارکی در این نشئه، در این عرصه در محیط شما وارد شده و قدم به زمین نهاده، برای شما خیر است، مبارک است؛ میمون است؛ برکت است.

احترام گذاشت، وقتی دختر را خداوند از جناب خدیجه به پیغمبر اکرم داد، اسم مادر پیغمبر چه بود؟ سلام الله علیها چه بود؟ آمنه خانم، آمنه خانم رضوان الله علیها. اسم مادر خدیجه چه بود؟ فاطمه خانم؛ فاطمه. اسم مادر پیغمبر، آمنه .

اما جناب رسول الله به احترام آن بذل و بخشش و خود گذشتگی جناب خدیجه، فرزندش، دخترش را به اسم مادر خدیجه فاطمه نهاد، نه به اسم خودش آمنه. احترام گذاشت به او. بله. البته.

منبع: کانال اختصاصی نشر صوت و متن آثار حضرت علامه حسن زاده آملی

 نظر دهید »

چرا بايد «نيم دانگ پيونگ يانگ» را خواند؟

29 فروردین 1399 توسط مدیر النفیسه

«نيم دانگ پيونگ يانگ»

نویسنده: رضا امیرخانی

ناشر: افق؛ چاپ اول 1398

343 صفحه، 50000 تومان

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   ****

 

رضا اميرخاني پديده عجيب و جالبي است، نابغه اي معمولي و بي ادعا كه بيشتر به عنوان داستان نويس شناخته مي شود. 

تنها پسر يك پدر كارآفرين و ثروتمند-و چه پيرمرد دوست داشتني و نازنيني بود- كه در مدرسه تيزهوشان درس خواند و بعد به دانشگاه صنعتي شريف رفت ولي از حلقه هاي ادبي همان مدرسه علامه حلي و نشريه “روايت” با قلم زيبا و متفاوتش شناخته شد و “ارميا” را زماني نوشت كه هنوز خيلي جوان بود. 

اميرخاني هم بسيار اهل سفر است و عادت به خوابيدن در يك كلبه ساده و محقر روستايي دارد و هم گرفتار اداره كارهاي اقتصادي پدر بعد از فوت ايشان و اسير تهران است، هم دوره خلباني ديده و هواپيما مي راند و زماني از او به عنوان جوان ترين خلبان ايران ياد مي كردند و هم براي معرفي و تبليغ كتاب جديدش از اين شهر به آن شهر و از اين نمايشگاه به آن كتابفروشي مي رود زيرا قرار گذاشته از درآمد فروش كتابهايش زندگي كند. هم از سفر مفصلش به آمريكا در “بي وتن” گزارش مي نويسد و هم در همراهي با رهبر انقلاب “داستان سيستان” را روايت مي كند. هم رييس هيأت مديره انجمن قلم بوده و به عنوان نويسنده شاخص جريان انقلاب شناخته مي شود و هم جدي ترين انتقادها را با زباني صريح مطرح مي كند و با هنرمندان و نويسندگاني از طيف مقابل رفاقت و ارتباط دارد. 

هم با سردبيري سايت “لوح” سالها قبل از خيلي افراد مدعي جلودار روزنامه نگاري در فضاي مجازي مي شود و هم تحليل هاي عميق و دقيق از موضوعات اجتماعي و فرهنگي روز حتى در عرصه سياست دارد. 

هم پدري است كه براي دو فرزندش وقت مي گذارد و براي بازي و سرگرمي شان اهتمام مي ورزد و هم ساعت هايي طولاني مشغول كار اصلي و حرفه جدي خودش يعني نوشتن است و نمودار سرعت پيشرفت قلمش را روي كاغذي بر ديوار اتاق كارش ثبت مي كند.

هم دغدغه هايي در حوزه رشته تحصيلي و تخصص فني خودش دارد و اشتغالاتي براي پروژه هاي صنعتي يافته و هم در اواخر عمر شريف مرحوم آيت الله سيدعلي آقا گلپايگاني با آن بزرگوار انس و الفت نزديك داشته و با او حشر و نشر فراوان پيدا مي كند.     

اين آدم خاص و جالب طبيعي است كه وقتي با پيشنهاد سفر به كره شمالي روبرو شود از آن استقبال كند و قدر فرصتي استثنايي و كم نظير براي ثبت يك تجربه منحصر به فرد را بداند. 
كره شمالي به دليل انزواي سياسي و اجتماعي غير عادي اش امروز رازآلودترين كشور جهان است و چنان در پشت ديوارهاي محدوديت و منع پنهان شده كه همه روزنامه نگاران و نويسندگان و پژوهشگران كنجكاوند حتى يك عكس يا خبر از داخل مرزهايش به دست بياورند. 

به همين دليل در دنياي غرب تاكنون كتابهاي متعدد از خاطرات و تجربه كساني كه موفق به فرار از كره شمالي شده اند به چاپ رسيده و غالب آنها به فارسي نيز ترجمه شده - حداقل خودم به دليل همين كنجكاوي تا حالا پنج شش تايش را خوانده ام- و البته اين كه چرا مثلا به زبان هاي غير فارسي اين قدر ترجمه نشده كاملا معلوم است. 

تازه ترين اثر رضا اميرخاني كتاب “نيم دانگ پيونگ يانگ” حاصل دو سفر او به كره شمالي است. در سفر اول كه ديداري رسمي بوده او به عنوان مستندنگار با تيم همراه مي شود و همان جا با زرنگي و ظرافت ذاتي اش ميخ سفر دوم را در ملاقات اتفاقي با مقام رفيع حزب كارگران مي كوبد و چند ماه بعد دوباره به كره شمالي مي رود. 

ترجمه هاي موجود در بازار از زاويه محور آمريكا و از موضع دشمني صريح با كره شمالي منتشر شده و حالا قرار شده بود رضا اميرخاني به عنوان يك نويسنده ايراني وفادار به آرمانها و مواضع انقلابي كره شمالي را معرفي كند. 
برايم خيلي مهم بود تا اين روايت را بخوانم و ببينم اميرخاني چه كرده است، زيرا اگر بخواهد مشكلات جدي و بنيادين نظام كره شمالي را توجيه كند كه اميرخاني نيست و اگر بخواهد همان حرفها را تكرار كند كه بازهم اميرخاني نيست. 

كتاب را با اين كنجكاوي خواندم و ديدم كه هنرمندانه از اين معبر گذشته است و در عين تصريح به همه چيزهايي كه از واقعيت هاي نظام ديكتاتوري و استبدادي كره شمالي ديده است بدون آن كه قصد توجيه داشته باشد به واقعيت هاي ديگري مثل آثار و عوارض طبيعي فرايند تحريم اشاره مي كند و راز و رمزهاي پشت پرده و پنهان تأثير سياست هاي اقتصادي بر مسايل اجتماعي و فرهنگي را مي گشايد. 

اميرخاني به دنبال انسان كره شمالي است و البته در آن فضاي خاص و عجيب به سادگي راهي براي ارتباط با شهروندان ندارد و هر بار هم كه با خطركردن و جسارت مي كوشد خود را به كساني نزديك كند آنها از وحشت و ترس فرار مي كنند و راه را مي بندند يا وقتي كه اعلام مي شود مقامات حزب بالاخره با تقاضاي ديدارشان با فلان آدم موافقت كرده اند و آنها با ذوق زدگي حركت مي كنند برنامه با ملاقات مجسمه آن شخص خاتمه پيدا مي كند! 

شايد اگر هركسي به جاي رضا اميرخاني بود از اين همه محدوديت و منع به فقدان گزارش مي رسيد، اما او با هنرمندي و ذوق خود انسان كره شمالي را در ميان اين همه جاي خالي نشان مي دهد و عناصري ظريف و كوچك از حيات انساني شهروندان را روايت مي كند. 

او در كنار نقل شيطنت هاي فردي و هميشگي خود و شوخي هايش در جمع همسفران، يكي دو خاطره و نكته خاص از سفر را هم در لابلاي روايت گنجانده كه همين صريح نبودن و نقل غير مستقيم آنها را جذاب تر و خواندني تر كرده است.  

اگر هيچ كدام از اين ها نيز نبود باز هم “نيم دانگ پيونگ يانگ” به دليل اين كه نخستين گزارش مستقيم و نخستين كتاب ايراني از كره شمالي است خواندني مي شد، زيرا همان كتابهاي خارجي هم معمولا نقل خاطرات افرادي است كه از كره شمالي گريخته و بخشي از پروژه رسانه اي غرب بر عليه اين كشور هستند، نه گزارش مستقيم يك نويسنده يا خبرنگار غربي از مشاهدات و تجربه هايش در كره شمالي و از اين نظر هم كار اميرخاني يك اثر جديد و بسيار مهم است. 

محمدرضا زائری
نشر افق
نیم دانگ پیونگ یانگ

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 30
  • ...
  • 31
  • 32
  • 33
  • ...
  • 38
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • فاطمه فلاحت پور

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 15
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 12
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس