مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

لطفا سالم بمانید

14 اسفند 1398 توسط مدیر النفیسه

همه یک جوری جدا شدایم و خودمان را عقب کشیدایم تا نه مبتلا شویم نه مبتلا کنیم همه ترسیدایم ولی…

زیباترین قسمت این ماجرا فردای آن روزیست که این بحران تمام می شود.

وقتی که آزادی آدمهای را که دوست داری در آغوش بگیری. ببوسی و برایشان بمیری…

روزی که راحت دست دراز میکنی و به گرمی دست آنهای را که محترمند می فشاری.

راست می‌گویند. تا چیزی را از دست ندهی قدرش را نمی دانی

اینکه امسال نوروز جایی نمیتوانی بروی حتما برایت از حالا سخت هست ولی یادمان باشد نوروز قبل حتی دلمان نمی خواست برای دید و بازدید جایی برویم و به اکراه رفتیم و آمدند.

همین ته مانده ارتباط سنتی را هم از ما بگیرند می‌شود همان دنیای بی مفهمومی که نه به دردمان می خورد نه لذت بودن دارد.

گاهی ترسیدن از تمام شدن همین ارتباط ها تازه بیادمان می آورد چه کسانی را خیلی دوست داریم ولی برایمان عادی شداند…

کرونا با تمام بدی هایش یادمان داد قدر خیلی چیزها را باید دانست .مثل همین دست دادن که حالا ترک کردنش برایمان خیلی خیلی سخت شده است.

روزی که کرونا رفت خواهم آمد و تو را محکم تراز قبل در آغوش خواهم گرفت فقط خدا کند کسی کم نشده باشد تا حسرت در آغوش کشیدنش به دلمان بماند.

لطفا سالم بمانید نه برای خودتان، برای تمام کسانی که سالم می مانند تا در آغوشتان بکشند

 نظر دهید »

اگر خدا درد و رنجی می‌ده، در عوض کنارش راه تسکین رو هم قرار داده.

13 اسفند 1398 توسط مدیر النفیسه



میگن قدیما، یه عده‌ای از مردم به خاطر رنج و سختی‌ای که می‌کشیدند، پیش خدا شکایت می‌کنند و میگن خدایا تو عادل نیستی، اگر عادل بودی این سختی رو به من نمی‌دادی! من فقیرم و همسایه‌ام ثروتمند، دیگری میگفت، من بچه ندارم درحالی که برادرم، چند فرزند داره، من بی چیز هستم و پادشاه روی تخت طلا نشسته.

بهشون گفته می‌شه، بیایید غم‌ها و درد‌ها و بیماری‌ها و رنج‌هاتون رو در میدون شهر روی هم بریزید و هر کس از میان اون‌ها اون مشکلی رو که فکر می‌کنه براش مناسب‌تر هست رو برداره.


بعد از اینکه این کار رو می‌کنند، می‌بینند که هر کس دوباره سراغ همون مشکل خودش میره.

اگر کسی بچه‌ نداشت، در عوض همسر مهربانی داشت که جای هر چیزی رو براش پر می‌کرد، اگر پادشاه، روی تخت طلا نشسته بود، در عوض به خاطر بیماری جز نان خشکیده چیزی نمی‌تونست بخوره، اگر فقیر بود، در عوض فرزندانش با مهر و محبت بودند و آرزوی مرگش رو نداشتند،

خلاصه که اگر خدا درد و رنجی می‌ده، در عوض کنارش راه تسکین رو هم قرار داده.


سر خُم مِی سلامت، شکند اگر صبوحی!

 نظر دهید »

سنجیده سخن گفتن از سکوت هم دشوار تر است...!

12 اسفند 1398 توسط مدیر النفیسه

#پندانه

حرفهایی که میزنیم، دست دارند…!
دست های بلندی که گاهی، گلویی را می فشارند و نفس فرد را می گیرند…!

حرف هایی که میزنیم، پا دارند…!
پاهای بزرگی که گاهی جایشان را روی دلی می گذارند و برای همیشه می مانند…

حرف هایی که میزنیم، چشم دارند!
چشم های سیاهی که، گاهی به چشم های دیگران نگاه میکنند، و آنها را در شرمی بیکران فرو میبرند…!
بیائیم امروز مراقب حرفهایی که میزنیم باشیم
زیرا
سنجیده سخن گفتن از سکوت هم دشوار تر است…!

 4 نظر

لطفاً در زندگیتان یک اتاق سی پی آر ،یک اتاق شوک داشته باشید

12 اسفند 1398 توسط مدیر النفیسه

#پندانه

” سی.پی.آر ” بیمارستان جای جالبی ست، آدم هایی که بیرون از آن تند و تند قدم میزنند ،گریه میکنند ،دعا میکنند ،حالشان بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و پنجه نرم میکند نیست.

آدم های بیرون از اتاق از یک چیز میترستند؛ از “نبودن” !
از نزدن ضربان قلب عزیزترین شخص دنیایشان ،از جای خالیه یک آدم.
اتاق شوک جای بد و جالبیست ،تمام قول های عالم پشت دَرش داده میشود ،تمام خاطرات مرور میشود !تمام خوبی هایش یادآوری میشود !

حالا چشمتان را ببندید. بدترین آدم زندگیتان را درون این اتاق تصور کنید.
فرض کنید تنها کسی هستید که او دارد ،به خوبی هایی که قبلا به شما کرده فکر کنید،به جای خالیش .
نبود آدم ها را هیچ کینه ای پر نمیکند!

لطفاً در زندگیتان یک اتاق سی پی آر ،یک اتاق شوک داشته باشید
و خوبی های آدم های بدِ دنیایتان را احیا کنید .
بعضی روزها امروزمان به فردا نمیرسند

? دکتر محبی (فوق تخصص قلب)

 3 نظر

زندگی رو آسون بگیرین. هیچ معمایی نیست که بخواید حلش کنین.

02 اسفند 1398 توسط مدیر النفیسه

زندگی رو آسون بگیرین.
هیچ معمایی نیست که بخواید حلش کنین.

در طولانی مدت همه ی ما مثل همیم !پس تمام غصه ها و حرص های زندگی رو فراموش کن و ازش لذت ببر


می دونید چرا؟؟؟چون!!!!!!

میان سالی زمانیست که شخص چراغها را به دلیل اقتصادی خاموش میکند نه به دلایل عاشقانه.!!!!!!!!!!!!

_اتفاقات ٤٠ تا٩٠ سالگی !
در چهل سالگی افراد با تحصیلات کم و زیاد مثل همند (حتی افراد با تحصیلات کمتر پول بیشتری در می آوردند.)

در 50 سالگی زشت و زیبا مثل همند ( مهم نیست چقدر زیبا باشین. توی این سن چروکها و لکهای تیره رو نمیشه مخفی کرد.)

در 60 سالگی مقام بالا و پایین مثل همند

در 70 سالگی خونه ی بزرگ و کوچک مثل همند (تحلیل مفاصل، سختی حرکت، فقط یه محیط کوچیک برای نشستن لازمه)

در 80 سالگی پول داشتن و نداشتن مثل همند
(حتی موقعی که بخواین پول خرج کنین نمی دونین کجا خرجش کنین)

در 90 سالگی خواب و بیداری مثل همند (بعد از بیداری نمیدونین چیکار بکنین)

پس زندگی رو آسون بگیرین.
هیچ معمایی نیست که بخواید حلش کنین.

در طولانی مدت همه ی ما مثل همیم !پس تمام غصه ها و حرص های زندگی رو فراموش کن و ازش لذت ببر

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 40
  • 41
  • 42
  • ...
  • 43
  • ...
  • 44
  • 45
  • 46
  • ...
  • 47
  • ...
  • 48
  • 49
  • 50
  • ...
  • 302
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • مبینا غیور

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس