مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

حرمت امامزاده !

15 فروردین 1402 توسط مدیر النفیسه

حرمت امامزاده !

یکی از مهم ترین چالش های فرهنگی کشور که به دلایل مختلف رنگ و بوی سیاسی و حتی امنیتی پیدا کرده موضوع حجاب است. طی سالیان اخیر این موضوع به یکی از محورهای سخنان ائمه جمعه و صاحبان تریبونی مبدل شده که نگاه نزدیک به حاکمیت دارند. از سویی دیگر دشمنان، این عرصه مستعد برای دو قطبی سازی فرهنگی و تبدیل آن به یک پروسه سیاسی را در قالب چهارشنبه های سفید، آزادی یواشکی و … غنیمت شمردند و آن را به یک میدان منازعه تمام عیار تبدیل کردند.

 

در دهه هشتاد دو اتفاق مهم مرتبط با حجاب رخ داد: راه اندازی گشت ارشاد و تصویب قانون ساماندهی مد و لباس. از اواسط دهه هشتاد با ورود پلیس امنیت اخلاقی و گشت ارشاد مقابله با بدحجابی؛ بازخورد اجتماعی و رسانه ای بیشتری پیدا کرد. اصل ورود نیروی انتظامی و میزان تاثیر اقداماتش در حوزه عفاف و حجاب در کنار نوع مواجهه بعضی از مامورین با بانوان مورد نقد و بحث جدی قرار گرفت. اقدامی که همگان اذعان می‌کنند نتیجه مناسبی به همراه نداشته و اتفاقا موجب خدشه دار شدن جایگاه نیروی انتظامی به عنوان نیروی خدوم تامین کننده امنیت آحاد مردم شده است.

اما قانون ساماندهی مد و لباس را می‌توان جز اولین اقدامات تقنینی-فرهنگی و نه انتظامی در مواجهه با موضوع پوشش بانوان در کشور دانست. این قانون در سال 1385 در مجلس شورای اسلامی تصویب و در سال 1387 آئین نامه اجرایی آن منتشر شد که طبق آن مقرر گردید کارگروهی متشکل از نمایندگان وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، بازرگانی، صنعت و معدن، سازمان صدا و سیما، صنوف طراحان و تولید کنندگان لباس و …  پوشاک عرضه شده را به معیارها و استانداردهای شرعی و قانونی نزدیک کنند. اما این قانون هم به علت تعلل دستگاه‌های اجرایی و عدم نظارت مجلس خروجی ملموسی نداشت.

با توجه به توضیحات فوق و شرایط موجود جامعه ذکر چند نکته را لازم می‌دانم:

- مستندات تاریخی به وضوح نشان می‌دهد که زیست عفیفانه یکی از وجوه مشترک و پر رنگ دین اسلام و تمدن ایران است. حجاب (صرف نظر از تعریف کیفیت آن) یک دستور الهی منطبق بر تار و پود فرهنگ ایرانیان است. 

- سیاست زدگی جامعه به گونه‌ای که به بسیاری از موضوعات فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و …از دریچه سیاست نگریسته می‌شود موجب تبدیل یک مسئله فرهنگی به مسئله سیاسی شده است.

- بسیاری از صاحب نظران به درستی معتقدند که راه حل یک چالش فرهنگی، از مسیر فرهنگ می گذرد. شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزه‌های علمیه، ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، وزارت ارشاد و سایر موسسات کم بازده پر توقع فرهنگی که فقط در فصل تصویب بودجه در مجلس نامشان به گوش می‌رسد و از بیت المال ارتزاق می‌کنند امروز به جای طلبکاری و درخواست برخورد انتظامی با یک معضل فرهنگی باید پاسخگو عملکردشان باشند. 

- یکی از دلایل واکنش منفی بخشی از جامعه نسبت به امر به معروف و نهی از منکر در مقوله حجاب، سکوت، موضع ضعیف یا حتی توجیه مسئولین و صاحبان تریبون در خصوص منکرهای بزرگی است که مخاطب آن مسئولین و اجزای حاکمیت است. مانند فساد اقتصادی، افزایش فقر، سیستم بانکی ربوی، جولان آقازاده ها، وضعیت اسفناک خودرو. مردم وقتی می‌بینند برخی آقایان فریضه بزرگی به نام امر به معروف و نهی از منکر را که عالی ترین وجه آن متوجه حاکمان و کارگزاران است رها کرده‌اند و بارزترین و تنها ترین مصداق امروزش را حجاب می‌دانند، حساسیت و همدلی لازم را به خرج نمی‌دهند و گاه رفتار لجوجانه ای در پیش می‌گیرند. وقتی شما فساد را به خوب و بد تقسیم می‌کنید، به آقازاده‌ها نگاه خودی و غیر خودی دارید، عدالت را سیاسی و جناحی مطالبه می‌کنید و وقتی شما سفره تان را از مردم جدا می‌کنید باید انتظار این فاصله رفتاری را داشته باشید. در جامعه ای با مختصات ایران امروز منکر های بزرگتری از بی‌حجابی وجود دارد، حداقل آنها را هم وزن بی حجابی ببینید، همینقدر برایش وقت صرف کنید، منبر بروید و دعوت به امر معروف و نهی از منکر کنید تا توده های مردم صداقت ببینند و همراهی کنند.

- امر به معروف و نهی از منکر قول لین و زبان نرم می‌خواهد. متاسفانه برخی ائمه جمعه و روحانیون در تبیین ضرورت این فریضه از ادبیات غیر منصفانه ای استفاده می‌کنند که جز دو قطبی سازی جامعه، تهیه خوراک برای رسانه‌های معاند و تضعیف جریان انقلابی آورده ای ندارد. 

- هر نوع طرح و ایده ای در خصوص حجاب باید پیوست جامعه شناسی و روانشناسی داشته باشد. 

- با اطمینان عرض می‌کنم اگر جریان متدین و دغدغه مند تا زمان تصویب قانون شفافیت قوای سه گانه و زدودن تعارض منافع از سیستم حکمرانی کشور دست از تجمع نمی‌کشیدند، اگر برای رسوا کردن و محاکمه رانت خواران چپ و راست و برگزاری دادگاه علنی آنها کفن از تن در نمی‌آوردند، اگر جریان انقلابی در موضوع سفر خانواده مسئولین کشور به ترکیه آنها را وادار به عذرخواهی می‌کرد، اگر زبان بران امران به معروف و ناهیان منکر بر مافیای خودروسازی غلبه می‌کرد، آنگاه حرمت و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نهادینه می‌شد و بستر لازم برای سایر اولویت‌های آن فراهم می شد. راستی اندکی تامل کنیم سهم منکرهای فوق در کلام خطبای کشور چقدر بوده است؟

 

احمد شیرانی تک آبی

 نظر دهید »

1401؛ فقط مثل خودش!

02 فروردین 1402 توسط مدیر النفیسه

1401؛ فقط مثل خودش!

ابتدای آن نوید روزهای خوبی را می‌داد؛ کرونای سرکش و جان‌سخت رو به زوال بود و امید داشتیم که می‌توان به زندگی عادی برگشت. دستمزد کارگران هم که افزایش قابل توجهی داشت و می‌پنداشتیم که شاید همه چیز به سمت بهتر شدن میل می‌کند اما گویا این آرامش قبل از طوفان بود؛ طوفانی که پیش از بروزش نمی‌دانستیم چه تبعاتی برایمان دارد.

اردیبهشت‌ماه بود که ارز ترجیحی حذف شد؛ آزاد شدن قیمت‌ها و چند‌برابر شدن کالاها و شوک تورمی پس از آن. دلسوزان هشدار می‌دادند و دولت‌مردان و بهارستانی‌ها از مزیت‌ها و فواید آن می‌گفتند اما شد آن‌چه که نباید می‌شد و این موج تورمی پس از آن، چنان سهمگین بود که یارانه‌های 300 و 400 هزار‌تومانی هم دردی را دوا نکرد.

به خرداد رسیدیم؛ خردادی که خیلی‌ها علاقه دارند تا آن را خرداد پرحادثه بنامند اما حادثه خرداد 1401 این‌بار سیاسی نبود؛ یک واقعه تراژیک اجتماعی؛ فروریختن متروپل در آبادان و آغاز مرثیه‌خوانی‌ها و مویه‌های مجازی به سرکردگی سلبریتی‌ها که این نمایش‌های غیرقابل باور باعث شد اثرات اجتماعی آن حادثه دل‌خراش هم به حاشیه کشانده شود.

تیر و مرداد آن چنان خاص نبود؛ فقط چند موردی بود که نشانه‌های گسست اجتماعی را برایمان نمایان می‌کرد؛ درگیری‌های عده‌ای بر سر حجاب در اتوبوس و پارک‌ها و معابر عمومی که حکایت از برجسته شدن امری بود که می‌توانست بهتر مدیریت شود.

به شهریور می‌رسیم؛ شهریوری که هم آغاز و هم پایانش قابل توجه بود. اوایل آن صحبت از احیای برجام بود و خبرها از توافقات تمام و کمال طرفین حکایت می‌کرد که علی‌رغم این تصورات، زیاده‌خواهی‌های غرب در دقیقه 90، مانع از این کار شد. و اما به اواخر شهریور می‌رسیم؛ بازداشت دختری به نام مهسا امینی در تهران توسط نیروهای گشت ارشاد؛ انتقال به مقر پلیس امنیت اخلاقی و سکته او و متعاقباً فوت وی در بیمارستان. هر چند تلاش شد که ضرب و شتم را عامل فوت این دختر قلمداد کنند تا آتش خشم عمومی شعله‌ور گردد اما این ادعاها هیچ وقت اثبات نشد. فوت امینی و نفس وقوع این اتفاق، موجب اعتراضاتی شد که پیامد آن اغتشاش و درگیری‌های خیابانی بود؛ در این بستر فرصت سوء استفاده مهیا شد و بسیاری که نسبتی با این واقعه غمناک اجتماعی هم نداشتند از این آب گل آلود به دنبال ماهی‌گرفتن آمدند.

مهر و آبان و آذر به قدری پر اتفاق بود که نمی‌دانیم مهم‌ترین آن چیست؛ از حمله و آتش‌سوزی زندان اوین گرفته تا شورش‌های دانشجویی و درگیری‌های زاهدان و کردستان و شهادت غریبانه نیروهای مدافع امنیت و برخی شهروندان و حمله تروریستی به شاهچراغ و ایذه و … گوشه‌ای از پاییز ملتهب 1401 بود. این سه ماه پاییزی به قدری عجیب بود که می‌توان درباره آن هزاران کلمه نوشت.

اما التهاب این پاییز داغ در حوزه‌های دیگر هم خود را نمایان ‌کرد. تیم ملی فوتبال از اواخر آبان در جام‌جهانی به میدان رفت و حاصل کارش 2 باخت و یک پیروزی بود؛ اما نکته مهم، شادی خیابانی عده‌ای پس از باخت‌هایی بود که ایران به دست آورد؛ عده‌ای بی‌وطن که دیروز عزادار بودند، حالا برای برد رقیبان ایران شیهه می‌کشیدند؛ عده‌ای بسیار قلیل که باید از این رسوایی‌شان تا ابد یاد کرد.


زمستان از راه رسید و همان‌طور که انتظار می‌رفت، سردی این فصل روی شورش زن، زندگی، آزادی اثرات خود را گذاشته بود؛ فصل دستگیری‌ها از راه رسیده و کسانی که خون‌های ناحقی بر زمین ریختند و در خیابان‌ها نقش‌آفرینی کردند با مجازات روبرو شدند؛ چند تنی اعدام شدند و بسیاری روانه زندان. می‌خواستند به این بهانه دوباره خیابان‌ها را ملتهب کنند اما هر چه تلاش کردند نشد. التهاب رخ داد اما این بار به جای کف خیابان در بازار ارز؛ دلاری که افسار آن پاره شده بود و کسی توانایی کنترل آن را نداشت. شیب قیمت‌ها افزایشی و بسیاری در خیابان‌ها صف می‌کشیدند تا سود کنند. تغییر رئیس بانک مرکزی هم چاره‌ساز نبود و این دلار سر ناسازگاری داشت.

بهمن‌ماه سه اتفاق مهم را به همراه داشت؛ آغاز فرآیند مولدسازی دارایی‌های دولت که بسیار پر سر و صدا بود، عفو بسیاری از محکومین و متهمان اغتشاشات و راهپیمایی پرشکوه 22 بهمن.

و اما آخرین ماه سال هم باید نشان می‌داد که 1401 با کسی شوخی ندارد؛ قرار است در تمام فصول و ماه‌ها و هفته‌های این سال، جامعه درگیر و مواجه با تشنج نباشد. مسمومیت گسترده و سریالی دانش‌آموزان، آخرین سکانس از این نمایش نافرم و بد ترکیبی بود که دیدیم و به ما نشان داد که جامعه ایران مستعد چه بحران‌هایی است.

در واپسین روزهای این سال پرحادثه، با شنیدن خبری ناگهانی انگشت به دهان گرفتیم؛ ایران و عربستان با وساطت چین به توافق رسیدند و همین خبر بود که نشان داد دنیای سیاست تا چه اندازه شگفت‌انگیز و پیش‌بینی ناپذیر است.

1401 مثل خودش بود و به هیچ دوره دیگری شباهت نداشت؛ سالی بود که تجربه کردیم و غالب این تجربه‌ها هم تلخ از آب درآمد. برای 1402 یک آرزو داریم؛ مثل 1401 نباشد!
سعید ونکی، گروه اجتماعی الف

1679474193394166.jpg

 نظر دهید »

در کشاکش بدعت‌انگاری نوروز!

29 اسفند 1401 توسط مدیر النفیسه

در کشاکش بدعت‌انگاری نوروز!

 



احتمالاً با بعضی نظرات برخورد کرده‌اید که هرچه غیر از  آموزه‌های دینی باشد را به ورطه انکار می‌کشانند و آن را مصداق بدعت می‌دانند. چند دهه‌‌ای است که برخی چنین القا می‌کنند که برگزاری مناسبات ملی ایرانی نظیر نوروز تمسک به سنت زرتشتیان است! و شخص مسلمان باید از گرامیداشت چنین مناسبت‌ها و اعیاد پرهیز و اجتناب کند، چرا که دین خود اعیاد و مناسبت‌های خاص خود را داراست. در نظر اینان تا زمانی که اعیاد شعبانیه، عید فطر؛ عید قربان و… وجود دارد مسلمان حق ندارد به سمت سایر مناسبات برود و خود را وابسته بیگانگان کند!

 موضوع به اینجا ختم نمی‌شود و افراد با دست به قلم شدن، در کتب و مقالات خود نوروز را به شدید‌ترین شکل ممکن به باد انتقاد گرفتند. به طور مثال مرحوم آیت‌الله طهرانی در کتابی با عنوان «نوروز در جاهلیت و اسلام» از این منظر این عید ایرانی را نقد می‌کند که تعلق خاطر به گذشته را زنده کرده و با جهان‌بینی رو به جلوی اسلام در تعارض است. حال سؤالی مطرح می‌شود که آیا  ایرانیان پس از ورود اسلام اعیاد ملی را کنار گذاشته و آنان را مصداق بدعت می‌دانستند؟ آیا وجود نوروز و امثال آن در زیست فرهنگی ما نتیجه سیاست ملی‌گرایانه پهلوی است؟ مسلمانان ایرانی در گذشته چه دیدی نسبت به نوروز داشتند؟ در این نوشتار سعی داریم به این پرسش‌ها پاسخ دهیم.

نوروز مناسبتی نبود که پس از اسلام از بین برود و دوباره در دوران سلطنت پهلوی احیا شود. اساساً پس از ورود اسلام چنین انگاره و تفکری که اعیاد و مناسبت‌های ملی و بومی به‌ خاطر دین و اسلام کنار گذاشته شود وجود نداشت. اگر چنین تفکری را پیش‌گیریم نه فقط عید نوروز و اعیاد ملی بلکه برخی مناسبت‌های اسلامی نظیر عید مبعث یا جشن ولادت ائمه نیز زیر سؤال خواهد رفت چرا که جنبه تشریعی در دین ندارند و فقط اعیادی نظیر فطر، قربان، غدیر و جمعه هستند که دلالت‌های روایی را در مورد آن‌ها می‌توان جست‌وجو کرد. به تعبیر دیگر جشن ولادت برای ائمه امری بود که ده‌ها سال پس از فوت رسول‌الله در بین شیعیان باب شد و اساساً صبغه دستوری از سوی ایشان ندارد.پس به طور کلی چنین دیدی نسبت به سایر اعیاد وجود نداشت و صحبت از این نمی‌شد که هرچه غیر اسلام است را باید دور بریزیم.

 در مورد عید نوروز هم وضع به همین شکل است، یعنی دید منفی وضد دینی که آن را بدعت و خلاف اصول مذهبی به شمار بیاورد وجود نداشت، بلکه از بعضی گزارش‌ها می‌توان حُسن‌نظر در رابطه با آن را کشف کرد.

شیخ صدوق، محدث و عالم برجسته شیعی قرن چهارم هجری در اثر مهم‌ فقهی خویش، یعنی «کتابُ مَن لا‌یحضَره الفقیه» روایتی را نقل می‌کند که گویا در زمان خلافت حضرت امیرالؤمنین تحفه‌ای به ایشان به مناسبت نوروز از سوی ایرانیان پیشکش می‌شود و ایشان در پاسخ به این اظهار لطف می‌گویند«هر روز ما را نوروز کنید» و به نظر می‌رسد جمله «هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز» از این سخن مولا علی است. همانطور که دیده می‌شود حضرت علی به عنوان امام معصوم مخالفتی را نسبت به این اتفاق و ذکر نوروز ابراز نمی‌کند و از آن‌جا که فعل معصوم حجت تلقی می‌شود، این عدم مخالفت را باید از این منظر دید که بزرگداشت مظاهر نوروز خلاف دین و اصول آن نیست. لازم به ذکر است روایت مذکور در سایر منابع شیعی مثل دعائم‌الاسلام و یا حتی در مصادر سنی مذهبان چون تاریخ‌الکبیر بخاری یا شرح نهج‌البلاغه ابن‌ ابی‌الحدید وارد شده است.

 ما در کتب شیعی شاهد روایاتی در مورد اعمال مخصوص نوروز هستیم. برخی علما این اعمال و سفارش‌های موجود در روایات را به عنوان امر مستحب یا حداقل به نیت و قصد رجاء پذیرفته و قبول کردند. از باب نمونه در کتاب«جامع عباسی» که در حکم توضیح‌المسائلی فراگیر در عصر صفوی بود، شیخ بهایی بحثی در باب عید نوروز و اعمال مخصوص آن نظیر غسل مستحبی روز نوروز، به جا آوردن نماز و سجده شکر دارد و در باره این دست توصیه‌ها به روایتی از معلی بن خُنیس استشهاد می‌کند. این خط را اگر بگیریم به کتاب معروف مفاتیح‌الجنان شیخ عباس قمی خواهیم رسید که ایشان نیز در این اثر برخی اعمال و دستورات مستحبی را در باب نوروز بیان می‌کند.
مثلا در مفاتیح‌الجنان می‌خوانیم:« چون نوروز شود، غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوی های خوش خود را معطر گردان. پس چون از نماز های پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر ( انا انزلناه ) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایها الکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ عَلَی جَمِیعِ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ بَارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکَاتِکَ وَ صَلِّ عَلَی أَرْوَاحِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِکْ لَنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا الَّذِی فَضَّلْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ عَظَّمْتَ خَطَرَهُ اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِیمَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ حَتَّی لا أَشْکُرَ أَحَدا غَیْرَکَ وَ وَسِّعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ اللَّهُمَّ مَا غَابَ عَنِّی فَلا یَغِیبَنَّ عَنِّی عَوْنُکَ وَ حِفْظُکَ وَ مَا فَقَدْتُ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَلا تُفْقِدْنِی عَوْنَکَ عَلَیْهِ حَتَّی لا أَتَکَلَّفَ مَا لا أَحْتَاجُ إِلَیْهِ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ. (مفاتیح الجنان،اعمال عید نوروز، ص 473)

حضرت آیت اللّه العظمى خوئى در پاسخ به استفتایى پیرامون فضیلت و اعمال عید نوروز پرسیده اند، ایشان پاسخ داده اند: «لا بأس بالاتیان بالأعمال المذکورة رجاء ، والله العالم». اگر این اعمال را به قصد رجاء باشد نه به قصد ورود، اشکال ندارد. (صراط النجاة للمیرزا جواد التبریزی، ج 2، ص 426.) از حضرت آیت اللّه العظمى سیستانى نیز پرسیده اند: «هل یعد اعتبار النیروز عیدا من البدع فی الدین؟» که آیا معتبر دانستن عید نوروز بدعت است؟ پاسخ داده اند: «لا یعد بدعة». خیر، بدعت شمرده نمى شود. فقهاى شیعه به استناد روایات متعدد، فتوى به استحباب غسل روز نوروز داده اند. علامه حلى مى‌فرماید: «ویستحب الغسل لیلة الفطر… ویوم النیروز للفرس». غسل شب عید فطر و… و نوروز مستحب است.( منتهى المطلب (ط.ق)، ج 1، ص 130.) همین فتوى را مرحوم ابن فهد در مهذب و مقدس اردبیلى در مجمع الفائده آورده. صاحب جواهر مى فرماید: «وأما غسل یوم النیروز فعلى المشهور بین المتأخرین بل لم أعثر على مخالف فیه». و اما استحباب غسل روز نوروز، نظریه مشهور میان متأخرین است بلکه در میان فقهاء کسى را مخالف نیافتم. (جواهر الکلام، ج 5، ص 41 )

تقابل صددرصدی با مظاهر ایران باستان در بین شیعیان وجود نداشته است و چه بسا به آن توجهاتی هم از سوی شیعیان صورت گرفته باشد، به طور مثال شاه اسماعیل صفوی که از داعیه داران شیعه است و کسی است که مذهب تشیع را در کشور ایران رسمی کرده بود اسامی پسرانش برگرفته از شاهنامه است، رستم، بهرام، سام و طهماسب. مسأله قابل توجه دیگری که در این رابطه نیز از اهمیت برخوردار است وجود علما و فقهای بزرگی چون علامه مجلسی، شیخ بهایی، محقق کرکی و… در دستگاه و حاکمیت سیاسی صفویه است، و این علما و صاحب‌نظران دینی اساساً زاویه‌ای و مخالفتی با نوروز و برپایی آن نداشتند، همانطور که گذشت در مورد نوروز حتی توصیه‌هایی هم داشتند و برخی اعمال مستحبی نظیر نماز و غسل را برای روز عید سفارش می‌کردند. نمونه دیگر از این توجهات به نوروز را در کتاب زادالمعاد علامه مجلسی که کتابی مناسکی بود می‌توان دید.

 

محمد مهدی اسکندری، گروه فرهنگی الف

 

 نظر دهید »

اتفاق غافلگیرکننده در یک مراسم «عمامه‌گذاری»

22 اسفند 1401 توسط مدیر النفیسه

اتفاق غافلگیرکننده در یک مراسم «عمامه‌گذاری»
همشهری نوشت:معمولا در مراسم عمامه‌گذاری، مرجع تقلید یا یک عالم بزرگ روی سر طلبه، عمامه می‌گذارند، اما این بار، امام جمعه خوش ذوق رامسر ابتکار جالبی برای این مراسم به خرج داد.

معمولا در مراسم عمامه‌گذاری، مرجع تقلید یا یک عالم بزرگ روی سر طلبه، عمامه می‌گذارند، اما این بار، امام جمعه خوش ذوق رامسر ابتکار جالبی برای این مراسم به خرج داد.

عمامه گذاری توسط مادر 2 طلبه را در این تصاویر ببینید.

16786883615823979.jpg

 نظر دهید »

آداب انتظار در عصر غیبت امام زمان چیست؟

17 اسفند 1401 توسط مدیر النفیسه

آداب انتظار در عصر غیبت امام زمان چیست؟


 
در روایات فراوانی از پیامبر اکرم ـ صل الله علیه و آله ـ و سلمبه محبت و دوستی با اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و دشمنی با دشمنان ایشان تأکید شده و این، به همه زمان ها مربوط است؛ امّا در برخی روایات به صورت ویژه به دوستی با دوستان حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و دشمنی با دشمنان آن حضرت سفارش شده است. 

در آموزه های ارزنده معصومان علیهم السلام برای منتظران راستین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن چنان جایگاه و منزلتی برشمرده شده که به راستی جای شگفتی است [۲]؛ و این پرسش را پیش رو قرار می‌دهد که چگونه ممکن است چنین حالتی (انتظار) از چنین ارزشی والا برخوردار باشد.

بی گمان شخصیّت انسان‌ها متأثر از رفتار‌هایی است که در زندگی انجام می‌دهند. این رفتارها، براساس آموزه‌های دینی، دارای اعتبار و ارزش متفاوتی خواهند بود. از نگاه آیات و روایات معصومان علیهم السلام برترین انسان ها، کسانی هستند که با رفتار خود، اسباب خوشنودی پروردگار جهانیان را فراهم می‌آورند.

در این نوشتار کوتاه، برآنیم بخشی از رفتار‌های عصر انتظار را که موجب این همه عظمت می‌شود به اختصار بررسی کنیم.

وظایف انسان‌ها در این دوران، به دو دسته تقسیم می‌شود؛

الف) وظایف عامّ

این وظایف، در سخنان معصومان علیهم السلام در شمار بایسته‌های عصر انتظار یاد شده است؛ امّا ویژة این دوران نیست و لازم است در همة زمان‌ها انجام شود. شاید ذکر آن‌ها در شمار وظایف دوران غیبت، به سبب تأکید بوده است. برخی از این وظایف بدین قرار است:

 

1. شناخت امام هر زمان

از وظایفی که در هر زمان، به ویژه در عصر غیبت برای پیروان آموزه‌های اسلامی مورد تأکید و سفارش واقع شده، تحصیل شناخت و معرفت دربارة امام آن زمان است.

امام صادق علیه السلام خطاب به فضیل فرمود: امام خود را بشناس که اگر امام خود را شناختی، دیر و زود شدن این امر، آسیبی به تو نخواهد رساند…. [۳]بی گمان، شناخت امام، از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است؛ چنان که در دعای شریف معرفت، به خداوند متعال عرض می‌کنیم.

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حجّتکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حجّتکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حجّتکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛ [۴]خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نمی‌شناسم. خدایا! رسول خود را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجّت تو را نمی‌شناسم. خدایا! حجّتت را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی، از دین خود گمراه می‌شوم.

از روایات معصومان علیهم السلام به روشنی استفاده می‌شود که در بندگی خدای متعال، همه فضیلت‌ها و ارزش‌ها به داشتن معرفت امام علیه السلام و ملتزم شدن به آن برمی‌گردد، به طوری که اگر کسی این اکسیر گرانقدر را در اختیار داشته باشد، از نگاه آن چه مطلوب خداوند متعال است، هیچ کمبودی ندارد.

 

2. پایداری بر حبّ اهل بیت علیهم السلام

یکی از وظایف مهم ما در هر عصر و زمان، محبت و دوستی با اهل بیت پیامبر ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ به عنوان دوستان خداوند است. در دوران غیبت واپسین پیشوای معصوم، به سبب پنهان زیستی امام ممکن است عواملی انسان را از این وظیفة مهم دور سازد؛ از این رو در روایات، سفارش شده است که بر محبت به آن انوار مقدس، پایدار باشیم.

 


3. پرهیزگاری و رعایت تقوای الهی

پروای الهی در همه زمان‌ها لازم و واجب است؛ اما در دوران غیبت، اهمیت بیشتری دارد، چون در این دوران، عوامل فراوانی دست به هم داده تا انسان‌ها را به بیراهه کشانده، گمراه سازند.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: همانا برای صاحب الامر غیبتی هست؛ پس بنده تقوای الهی پیشه نماید و به دین او چنگ زند. [۵]آن حضرت همچنین فرمود: هرکس شاد می‌شود از آن که از یاران قائم باشد، پس باید پرهیزگار بوده، به نیکویی‌های اخلاقی عمل کند؛ در حالی که منتظر است. پس اگر از دنیا برود و پس از آن، قائم قیام نماید، پاداشی مانند آن کس که قائم را درک کند، خواهد داشت. پس کوشش کنید و منتظر باشید. گوارایتان باد‌ای گروه مورد رحمت الهی واقع شده!. [۶]


4. پیروی از دستورهای امامان ـ علیهم السلام

از آن جا که تمام امامان علیهم السلام نور واحد هستند، دستور‌ها و فرموده‌های ایشان نیز یک هدف را دنبال می‌کند؛ بنابراین پیروی از هر کدام، پیروی از همة آن هاست و در زمانی که یکی از آن‌ها در دسترس نیست، دستور‌های دیگران چراغ راه هدایت است.

امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که گفت: «شنیده ایم که صاحب الامر غایب خواهد شد؛ پس چه کنیم؟» فرمود:

چنگ بزنید به آنچه [از پیشوایان قبل] در دستتان است، تا این که امر بر شما آشکار شود. [۷]۵. دستگیری از ضعیفان و فقیران

کمک به ضعفا و محرومان در همة زمان‌ها کاری بس ارزشمند است و در دین اسلام به آن سفارش شده است؛ اما به سبب غیبت امام، در دوران غیبت ارزش بیشتری دارد.

امام باقر علیه السلام فرمود: … هر آینه قوی شما ضعیفتان را کمک کند و ثروتمندتان بر فقیرتان عطوفت ومهربانی نماید و فرد برای برادر دینی خود… خیرخواهی نماید. پس اگر شخص در این حال از دنیا رفت پیش از آن که قائم ظهور کند، شهید از دنیا رفته است…. [۸]البته این فقر گاهی فقر اقتصادی و گاهی فقر فرهنگی و معنوی است.

ب. وظایف ویژه.

اما وظایف خاص، وظایفی است که به نوعی با غیبت حضرت مهدی علیه السلام در ارتباط است.


۱. دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

در روایات فراوانی از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلمبه محبت و دوستی با اهل بیت علیهم السلام و دشمنی با دشمنان ایشان تأکید شده و این، به همه زمان‌ها مربوط است؛ امّا در برخی روایات به صورت ویژه به دوستی با دوستان حضرت مهدی علیه السلام و دشمنی با دشمنان آن حضرت سفارش شده است.

امام باقر علیه السلام از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم روایت می‌کند که فرمود: خوشا بر احوال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کرده و در غیبت و پیش از قیامش، پیرو او باشد؛ دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد. چنین کسی، روز قیامت از رفقا و دوستان من و گرامی‌ترین امت من خواهد بود [۹].


۲. صبر بر سختی‌های دوران غیبت

امروزه کم نیستند افرادی که به دلیل هایی، باور به آن امام غایب و یاد آن حضرت را برنمی تابند. در این راه از هرگونه ایجاد مانع و اذیّت و آزار فرو نمی‌گذارند. از آن جا که یکی از آموزه‌های مهم دینی صبر بر مشکلات و مصیبت‌ها است. لازم است در این دوران، بیش از هر زمان دیگر در برابر این مشکلات و مصیبت‌ها شکیبایی داشته باشیم.

عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «پس از سپری شدن دوران شما، مردمی بر سر کار خواهند آمد که هر فرد آنان، پاداش پنجاه تن از شما را داراست.» عرض کردند: «ای رسول خدا! ما در جنگ بدر و احد و حنین در رکاب شما جنگیدیم و دربارة ما آیاتی از قرآن نازل شد.» فرمود: «اگر شما آن چه را آن‌ها تحمّل کردند متحمّل شوید، از صبر و شکیبایی آنان برخوردار نخواهید بود». [۱۰]امام حسین بن علی علیهما السلام فرمود: … اما صبر کننده بر اذیّت و تکذیب در غیبت او، بسان مجاهدی است که با شمشیر در رکاب پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم با دشمنان مبارزه کند [۱۱].


۳. دعا برای فرج حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف

دعا و نیایش در فرهنگ اسلامی جایگاه والایی دارد. یکی از مصادیق دعا می‌تواند رفع گرفتاری‌های همه انسان‌ها باشد. در نگاه شیعه، این مهم تحقق نمی‌یابد، مگر زمانی که واپسین ذخیره الهی از پس پرده غیبت بیرون آمده جهان را به نور خود روشن سازد؛ از این رو است که در برخی روایات سفارش شده است برای فرج و گشایش، دست به دعا برداریم.

آری؛ کسی که در انتظار آمدن مولای خود به سر می‌برد، از خداوند تعجیل امر فرج او را درخواست خواهد کرد؛ به ویژه آن که بداند با فرج و ظهور او زمینه هدایت، رشد و کمال جامعه بشری به طور کامل فراهم می‌شود. در روایت است که خود آن حضرت در بخشی از توقیع شریف فرمود: وَاَکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجیلِ الفَرَجِ؛ وبرای تعجیل فرج بسیار دعا کنید. [۱۲]البته هر کس می‌داند سفارش امام به دعا، فقط ادای کلمات و لقلقة زبان نیست ـ گرچه خواندن دعا هم ثواب مخصوصی دارد ـ بلکه منظور توجه قلبی دائم به معنا و مفهوم این دعا و توجه به این است که در دورة غیبت، امر دین و دینداری و اعتقاد صحیح به غیبت و امامت، کار دشواری است که فقط از آدم اهل یقین و با استقامت ساخته است. [۱۳]۴. آماده باش دائمی

از مهم‌ترین وظایف در دوران غیبت، آمادگی دائمی و راستین است.

امام باقر علیه السلام ذیل آیة شریف اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُو؛ فرمود: اصْبِرُوا عَلَی أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ صَابِرُوا عَدُوَّکُمْ وَ رَابِطُوا إِمَامَکُمْ المنتظر؛ [۱۴]بر انجام واجبات، شکیبایی کنید و در برابر دشمنان، یکدیگر را یاری نمایید و برای یاری پیشوای منتظَر، همواره آمادگی خود را حفظ کنید.


۵. بزرگداشت نام و یاد آن حضرت

یکی از مسئولیت‌های شیعه درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در این دوران، بزرگداشت نام و یاد آن حضرت است. این بزرگداشت، جلوه‌های فراوانی دارد. از تشکیل نشست‌های دعا و نیایش گرفته تا اقدام‌های فرهنگی و ترویجی و از تشکیل حلقه‌های بحث و گفتگو گرفته تا پژوهش‌های بنیادین و سودمند، همه و همه می‌تواند در راستای اعتلا به این نام بزرگ باشد.


۶. پیروی و تبعیت از علمای راستین

یکی از وظایف دوران غیبت پیروی از علمای راستین یا نواب عام است که در دستورات پیشوایان الهی آمده است. امام زمان خود فرمودند: در آینده به راویان احادیث ما (عالمان دینی) مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آن‌ها هستم. [۱۵]۷. حفظ پیوند با مقام ولایت

حفظ و تقویت پیوند قلبی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و تجدید دائمی عهد و پیمان یکی دیگر از وظایف مهمی است که هر شیعه منتظر در عصر غیبت بر عهده دارد.

هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

امام باقر علیه السلام درباره ثابت قدمان بر امر ولایت فرموده است: زمانی بر مردم آید که امامشان غیبت کند. خوشا بر افرادی که آن زمان، بر امر ما ثابت بمانند. کمترین ثوابی که برای آن‌ها خواهد بود، این است که باری تعالی به آن‌ها ندا کرده و فرماید: «ای بندگان و‌ای کنیزان من! به نهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید؛ پس به ثواب نیکوی خود شما را مژده می‌دهم و شما بندگان و کنیزان حقیقی من هستید. از شما می‌پذیرم و از شما در می‌گذرم و برای شما می‌بخشم و به واسطة شما باران بر بندگانم می‌بارم و بلا را از آن‌ها بگردانم و اگر شما نبودید، بر آن‌ها عذاب می‌فرستادم…. [۱۶]شکی نیست که امامان معصوم علیهم السلام سخنی از نزد خود نمی‌گویند و آنچه در این سخن بدان اشاره فرموده اند بر گرفته از علومی است که از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و آن حضرت نیز از وحی الهی دریافت کرده است؛ بنابراین جای هیچ تردیدی باقی نخواهد ماند؛ بنابراین یکی از کار‌هایی که این پیوند را ناگسستنی می‌کند، تجدید عهد هر روزه با آن یار سفر کرده است. در این باره سفارش شده است در پگاه هر روز، زانوی ادب مقابل ساحت آن امام همام بر زمین نهاده، به دستور امام صادق علیه السلام این عهدنامه را نجوا کنیم. اگر کسی چهل صبح چنین کند، امید است از یاران آن حضرت باشد. دعایی که این گونه آغاز می‌شود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَایَ صَاحِبَ الزَّمَانِ عجل الله تعالی فرجه الشریف أَیْنَمَا کَانَ وَ حَیْثُمَا کَانَ مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ وَ عَنْ وُلْدِی وَ إِخْوَانِی التَّحِیَّةَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ…؛ [۱۷]——————————————————————————–

[۲]. امام سجّاد علیه السلام در این باره فرمود: «مردم زمان غیبت آن امام که معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند، از مردم هر زمانی برترند؛ زیرا خداوند عقل و فهم و معرفتی به آن‌ها داده که غیبت، نزد آنان به منزلة مشاهده است …»؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۱۹، ح ۲.

[۳]. شیخ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۷۱، ح ۲.

[۴]. همان، ص ۳۴۲، باب فی الغیبة، ص ۳۳۵.

[۵]. همان، ص ۳۳۶؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۵۱.

[۶]. نعمانی، الغیبة، ص ۲۰۰.

[۷]. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۵۹، ح ۵ و ۴.

[۸]. طبری آملی، محمد بن ابی القاسم، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص ۱۱۳.

[۹]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۸۶، ح ۲.

[۱۰]. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۵۶؛ الخرائج و الجرائح، ج ۳, ص ۱۱۴۹.

[۱۱]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۱۷، ح ۳؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۱، ص ۶۸، ح ۳۶.

[۱۲]. همان، ج ۲، ص ۴۸۳، ح ۴.

[۱۳]. سعادت پرور، علی، ظهور نور، ص ۱۰۳.

[۱۴]. نعمانی، الغیبة، ص ۱۹۹.

[۱۵]. طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۴۶۹.

[۱۶]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰، باب ۳۱، ح ۱۵.

[۱۷]. کفعمی، ابراهیم بن علی، مصباح کفعمی، ص ۵۵۰ نیز ر. ک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.

[مجله شماره ۶: - مقالات]

 

 
 
 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8
  • ...
  • 9
  • ...
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 13
  • ...
  • 14
  • 15
  • 16
  • ...
  • 65
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

رتبه

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس