مدیرالنفیسه

  • خانه 
  • In the name of Allah the merciful and the compassionate 
  • تماس  
  • ورود 

ریشه انتقادات از وضعیت مناطق آسیب‌دیده در سیل اخیر کجاست؟

18 فروردین 1398 توسط مدیر النفیسه

ریشه انتقادات از وضعیت مناطق آسیب‌دیده در سیل اخیر کجاست؟
 

زلزله و سیل جزو حوادث طبیعی در هر کشوری است، بعد از زلزله مخرب کرمانشاه وقوع سیل‌های بی‌سابقه و زیر آب رفتن برخی از شهرها و روستاها بزرگترین اتفاقات طبیعی در کشور در سال‌های اخیر بوده است. اینکه مردم متحمل خسارات سنگین جانی و مالی شده‌اند امری انکارناپدذیر است اما موضوعی که در برخی محافل خبری و رسانه‌ای شکل گرفته هجمه انتقادات بعضا بی‌پایه و اساسی است که حتی اقدامات صورت گرفته را زیرسوال می‌برد.

مردم در مناطق سیل‌زده به کمک نیاز دارند و سازمان‌های امدادگر و نیروهای مردمی‌ بسیج شدند تا بتوانند ضمن امدادرسانی سریع بازسازی در این مناطق را آغاز کنند.  جلسات بررسی حادثه و ابعاد سیل در بالاترین سطح توسط رهبری تشکیل می‌شود . اما  در این میان عده‌ای نه تنها هدفی برای کمک به بهبود اوضاع ندارند بلکه دست به کار شده‌اند تا با انتقادهای تند فعالیت‌های صورت گرفته را زیرسوال ببرند که گویی هیچ اقدامی برای گرفتاران در سیل نشده است.

بی تردید کاستی هایی در مواجهه دستگاهها با بحران بوده است اما نقدها باید در بستری امید بخش و قدر شناسانه با دیدن واقعیتهای صحنه صورت گیرد .

شناسایی آسیب‌ها

دکتر مجید ابهری رفتارشناس در گفتگو با الف، درباره چرایی افزایش تنش‌های رفتاری در حوادث سیل اخیر در برخی از استان‌های کشور می‌گوید: «حوادث غیرمترقبه و طبیعی در کنار زیان‌های مالی، انسانی و عاطفی محاسن و امتیازاتی دارد که باید به خوبی آنها را شناسایی کرد و در جهت کاهش عوارض و آسیب‌های بعدی بکار گرفت. سیل اخیر اولین حادثه از این دست نبود آخرین آن هم نخواهد بود.»

وی ادامه می‌دهد: «نکاتی در این بلای طبیعی وجود داشت که به نظر رسید لازم به یادرآوری است، جنبه‌های مختلف این حادثه باید کالبد شکافی شده و به صورت تخصصی مورد بررسی قرار گیرد، هرچند که حوادث طبیعی‌ای مانند سیل و زلزله آسیب‌های دامنه‌دار و آزاردهنده دارد اما می‌توان با پیش‌بینی‌های علمی، فنی و استفاده از فناوری عوارض و آسیب‌های اینگونه بلایا را به حداقل رساند.»

ابهری معتقد است: «وجود ابزار و تجهیزات برای ساخت سیل بندهای فوری یا پارچه‌های ضدآبی که به عنوان دیوار منحرف کننده مسیر آب در بسیاری از کشورها در این مواقع مورد استفاده قرار می‌گیرد، می‌تواند تا حد قابل توجهی از آسیب‌های مالی و جانی را کاهش دهند.»

انتقاداتی از سر عوارض بعد حادثه

این رفتارشناس با بیان اینکه نکاتی که در اینگونه بلایا و بویژه سیل‌های اخیر باید مورد توجه قرار گیرد عوارض و حاشیه‌های آن است، اضافه می‌کند: «یکی از این موارد حضور دولتمردان و مسوولان در بازدید از نقاط آسیب دیده است، هرچند در آن لحظه ممکن است آثار مفیدی نداشته باشد اما حداقل به عنوان همدردی برای مردم و ارزیابی آسیب‌ها و آمادگی برای برنامه‌ریزی به منظور جبران عوارض می‌تواند مفید باشد. البته آنچه که از نگاه مردم آسیب دیده باید گفته شود فواید اینگونه بازدیدها است.»

وی توضیح می‌دهد: «اگر عده‌ای از دولتمردان و مسوولان برای بازدید به منطقه بروند گفته می‌شود که اینها برای نمایش و گرفت عکس آمده‌اند و اگر نروند می‌گویند دولتمردان و مسوولان معلوم نیست کجا بوده و حالا به این مناطق آمده‌اند، نباید به اینگونه حرف‌ها که برخواسته از عوارض و آسیب‌های عاطفی است توجه کرد. مسوولان باید بدون توجه به این نوع رفتارها که بیشتر ساخته و پرداخته فضای مجازی است به وظایف اصلی خود عمل کند.»

ضعف اطلاع‌رسانی، به شایعات دامن می‌زند

ابهری یکی از علل بروز چنین تنش‎هایی را نبود اطلاع‌رسانی دقیق می‌داند و ادامه می‌دهد: «در اینگونه حوادث باید مرکزی مستقل و قدرتمند مسوولیت اطلاع‌رسانی را مطابق با شرایط امنیتی و اقتصادی مناطق آسیب ‎دیده به عهده بگیرد تا اخبار را به صورت دقیق و لحظه به لحظه به استحضار مردم برساند. در صورت غیبت این مراکز مردم برای دریافت حقایق خبری به سایت‌ها و مراکز خبری مجازی یا رسانه‌های آن سوی آب مراجعه می‌کنند.»

وی می‌گوید: «حضور مسوولان، نیروهای مردمی‌ و بسیج در بسیاری از عکس‌های خبری منتشر شده از سوی رسانه‌های غیررسمی ‌و بعضا اپوزوسیون حذف شده است در حالیکه نیروهای روحانی، بسیج، ارتش و سپاه و مردم جانانه به میدان آمده بودند. در سیل استان فارس مردم حکایت‌های اسطوره‌ای خلق کردند.»

بزرگنمایی انحرافی

این رفتارشناس تاکید می‌کند: «بزرگنمایی خبری برخی از اتفاقات در زمان حضور مسوولان در مناطق سیل‌زده مانند در آب راه رفتن برخی از مسوولان یا سوار شدن آنها در قایق و بالگرد در فضای مجازی نباید مورد توجه قرار گیرد. کسانی که برای ارزیابی ابعاد حادثه به منطقه رفته‌اند باید از وسیله‌ای استفاده کنند. اینگونه فضاسازی‌ها بیش از آسیب‌های وارده مردم را آزار می‌دهد.»

وی در واکنش به اینکه بعضا به نظر می‌رسد حضور مسوولان در مناطق آسیب‌دیده و اقداماتی که صورت می‌دهند تحت تاثیر وعده‌های انجام نشده قرار می‌گیرد و همین موضوع فضای انتقادات را تشدید می‌کند، توضیح می‌دهد: «متاسفانه بعد از زلزله کرمانشاه مسوولان به دلیل قرار گرفتن در فضای احساسی منطقه وعده‌هایی به مردم دادند که بسیاری از آنها هنوز اجرا نشده است، هنوز در ثلاث باباجانی مردم در کانکس و چادر زندگی می‌کنند، دولتمردان و مسوولان در سطوح مختلف در هنگام بازدید از این مناطق وعده‌ها و قول‌هایی به مردم ندهند که از عهده توانایی آنها خارج بوده یا نیازمند برنامه‌ریزی‌های دراز مدت است.»

اختلاف سلیقه‌های سیاسی

ابهری می‌گوید: «هنوز بسیاری از وعده‌های زلزله کرمانشاه تحقق نیافته در مناطق سیل‌زده دیده می‌شد که برخی از مسوولان وعده‌هایی به مردم می‌دهند. وعده‌ها باید مطابق با توان اقتصادی کشور باشد. همانگونه که از طرف دفتر مقام معظم رهبری 4 هزار بسته لوازم زندگی تهیه و به مردم داده خواهد شد وعده‌های مسوولان هم باید انجام شدنی باشد وگرنه به بحرانی‌تر شدن وضعیت مردم آسیب‌دیده و تشدید فضای انتقادات و هجمه‌های رسانه‌ای می‌انجامد.»

وی اضافه می‌کند: «موضوعی که کنار اتفاقات امروز باید مورد توجه قرار گیرد بزرگنمایی و کشاندن اختلاف سلیقه‌های سیاسی به رسانه‌ها است، به عنوان مثال کسی سوار شدن در قایق و دیگری غذا خوردن مسوولان را مورد نقد قرار می‌دهد، اینگونه رفتارها و کشاندن انتقادات به رسانه‌ها فقط باعث آزار بیشتر عاطفی و اثر رفتاری بر مردم بویژه مردم آسیب دیده خواهد شد. می‌توانیم اختلاف خود را برای روزهای دیگر نگه داریم.»

محمد سیاح سایت الف

 

 نظر دهید »

چرا در مهمانی‌ها «حرف مفت» زیاد می زنیم؟

17 فروردین 1398 توسط مدیر النفیسه

 

به گزارش ایسنا، مصطفی ملکیان در سخنرانی خود در معرفی کتاب در باب حرف مفت هری فرانکفورت، درباره علل رواج حرف مفت در جوامع کنونی این دلایل را برشمرد:

در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است

نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگی‌های ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بی‌معنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی که سکوت یکی از ویژگی‌های فرزانگان در دوران گذشته بود.

دموکراسی باعث رواج حرف مفت می‌شود

دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته می‌شود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفت‌گویی می‌شود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چاره‌ای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز می‌توانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.

وجود نداشتن «حکمت به من چه»
سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمی‌خورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان می‌گوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده می‌شود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان می‌شود و می‌گوید زمانی که کسی کنجکاوی بی‌ارزش داشته باشد، مخاطب یاوه‌گویی بی‌ارزش می‌کند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته می‌شوند. او می‌گفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بی‌جا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بی‌ارزش و سرگشتگی نیز رخ می‌دهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.

سیطره کمیت بر کیفیت
چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوه‌گویی می‌شود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف می‌زنند (توجه به کمیت). قرآن می‌گوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا می‌آزماید که کدام کار بهتر می‌کنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری می‌کند یعنی نگفته است «ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.

تقدم آداب معاشرت بر اخلاق

پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متأسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش می‌کنند.

 نظر دهید »

به یاد زنان مسلمان سرزمینم؛ کمپینی نیوزلندی از جنس حجاب

04 فروردین 1398 توسط مدیر النفیسه


پس از گذشت حدود یک هفته از حمله تروریستی عده ای به مسحد نیوزلند و کشته شدن ۵۰ مسلمان زن و مرد و پیر و جوان، تعدادی زنان نیوزلندی برای بیان حمایت خود از مسلمانان به طور نمادین روسری به سر کردند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از CNN، این حرکت که از توییتر و با هشتگ HeadScarfforHarmony# آغاز شده شامل هزاران عکس از هزاران نیوزلندی و غیر نیوزلندی است که مسلمان نیستند اما برای نشان دادن عشق و حمایت خود از مسلمانان حجاب بر سر کردند.

 

این حمله تروریستی معرف نیوزلندی ها نیست

چری هالیوود، دختر ۲۴ ساله و یکی از شرکت کنندگان در این کمپین در ضمن مصاحبه ای با سی ان ان گفت:

این مردم( ۵۰مسلمانان کشته شده) همچون من نیوزلندی بودند. گرچه داشتن حجاب به طور دائمی بسیار متفاوت از سر کردن روسری برای یک روز است اما من بسیار مفتخرم که برای یک روز هم که شده مثل یک مسلمانم. از آنجایی که یک مشت نمونه خروار نیست، این حمله تروریستی رخ داده نیز معرف ما نیوزلندی ها نیست.

 

 

ما به شجاعت مسلمانان افتخار می کنیم

کیت میلز ورکمن، دختر ۱۹ ساله نیوزلندی نیز در مصاحبه با سی ان ان احساس خود را نسبت به این حرکت نمادین ابراز کرد و گفت:

برای من حجاب نشانه ای از قدرت، وقار و شجاعت میلیون ها زن مسلمان که گرچه می دانند این حجاب می تواند در برخی شرایط برای آنها خطرناک باشد، اما بدن ایمان دارند و آن را با عشق حفظ می کنند. من برای تعهد عمیق آنها به مذهب اسلام احترام زیادی قائل هستم و امیدوارم زنان نیوزلندی با پوشیدن روسری بتوانند این حس احترام را به خوبی منتقل کنند.

 

آنها خانواده ما هستند

لیزی فورد، بانوی ۴۵ ساله شرکت کننده در این کمپین نیز احساسات خود را چنین بیان کرد:

ما در این حرکت قصد داشتیم به فرزندان خود یاد دهیم که داشتن ادیان مختلف شاید از تفاوت های ما انسان ها روی این کره خاکی باشد اما ما در حالت کلی با هم برابر هستیم. گرچه روزها، هفته ها و ماه ها پس از این حرکت ما روسری های خود را کنار می گذاریم و به زندگی اولیه خود برمی گردیم اما این زنان مسلمان هستند که به دلیل ایمان و تعهد قلبی همچنان پوشش خود را حفظ خواهند کرد. در این حرکت هرچند کوتاه مدت ما می خواهیم عشق و احترام خود را به تمام مسلمانان نشان دهیم و بگوییم آنها را خانواده خود می دانیم.

 

ترس معنی ندارد

مالت ترنر ۲۸ ساله، از شرکت کنندگان در این حرکت نمادین گفت:

از زنان مسلمان بسیاری شنیدم که پس از این حمله تروریستی می ترسند که با حجاب در انظار عمومی حاضر شوند. به نظر من مسلمانان نباید از اینکه خودشان باشند بترسند. این همچنین در مورد نیوزلندی هایی که به فرهنگ آنها ارادت دارند یا قصد تمرین فرهنگ آنها را دارند نیز صدق می کند.

تروشا نایدو، بانوی ۴۱ ساله این کمپین نیز گفت:

پوشش حجاب در این کمپین برای من یادآور آزادی و هارمونی بود. آزادی بیان، حق بودن کسی که هستی، حق زندگی کردن در راهی که می خواهی و حق انتخاب بدون ترس دین و مسلکی که بدان اعتقاد داری.

 

واکنش جهانیان به این کمپین چگونه بود؟

نمی شود گفت که همه جهانیان در این حرکت حضور داشتند اما می توان گفت ایم حرکت از جانب کسانی که حجاب را نوعی ظلم می دانستند با واکنش هایی همراه بوده است. عده ای عقیده داشتند که غیرمسلمانان باید اتحاد خود را حفظ کنند و برای محکوم کردن حادثه رخ داده نیز باید به یک همدردی ساده و سکوت چند دقیقه ای بسنده کنند. این درحالی است که عده ای دیگری از مخالفان معترض شدند که چرا مسلمانان در شرایط مشابه در حمایت از سایر ادیان حجاب خود را بر نمی دارند.

در این میان، یکی از مردان مسلمان نیوزلندی نظر مثبت خود را نسبت به این کمپین به اشتراک گذاشت و حجاب را زیبای بی ضرر خواهند.

سایر غیرمسلمانان نیز برای یادآوری حادثه تروریستی نیوزلند و به یاد مسلمانان کشته شده در این حمله، در جمعه گذشته ۲ دقیقه سکوت کردند.

 

ترجمه:زهرا چنگیز

 نظر دهید »

من مائده، صدای من را از ایران می‌شنوید

26 بهمن 1397 توسط مدیر النفیسه


«مائده یوسفی» نوجوان 12 ساله‌ای است که هم‌زمان با حرکت در روز راهپیمایی 22 بهمن از کسانی که تصور می‌کردند ایران جشن 40 سالگی انقلاب اسلامی را نخواهد دید، دعوت کرد به جمع مردم بپیوندند و فریاد مرگ بر حاکمیت آمریکایی سردهند.

 

 

به گزارش فارس، پرچم انقلاب اسلامی سال 57 حالا به دست دهه هشتادی‌ها رسیده‌است. این را می‌شود از تعداد زیاد راهپیمایانی که با قد و قواره‌های نحیف‌ خود پرچم کشورشان را محکم گرفته‌اند، به خوبی فهمید.

«مائده» یکی از همین پرچم‌داران دهه هشتادی است که در دو سه روز گذشته حسابی دیده شد و ما را واداشت آدرسش را جستجو کنیم و به خانه‌شان برویم. دختر نوجوانی که این روزها کلاس هشتم است. دغدغه‌های بزرگی دارد و توی مصاحبه یکی دو ساعته ما، چندبار حرف را از دهان پدر و مادرش، آقای یوسفی و خانم کلهری، می‌قاپد و با همه انرژی‌اش به ما جواب می‌دهد.

او نوشتن را دوست دارد، یک کتابخوان تمام عیار است و اطلاعات سیاسی اجتماعی بالاتر از باقی همسن و سالانش دارد. انتشار یک کلیپ شیرین نوجوانانه، بهانه‌ای شد تا یک روز بعد از انتشار بیانیه مهم رهبری سراغ مائده و خانواده‌اش برویم تا با آن‌ها درباره چگونگی انتقال ارزش‌های انقلاب اسلامی و دانش فرهنگی سیاسی حرف بزنیم. البته مائده یک الگوی خیلی خوب هم داشت، خواهرش فاطمه که از نیمه‌های گفتگو به جمع ما اضافه شد. گفتگوی یک ساعت و نیمه‌ای که پر بود از شیطنت‌های نوجوانانه. 
 

‌چه ‌‌شد که این کلیپ ضبط شد؟ از قبل برایش برنامه‌ای داشتید؟

مائده: در ماشین که نشسته بودیم تا به راهپیمایی برویم مادرم یک متن به من داد و به من و خواهرم گفت که این متن را حفظ می‌کنید و ضبط کنیم. خواهرم قبول نکرد من گفتم من انجام می‌دهم و همان‌جا در ماشین حفظ کردم و در مسیر راهپیمایی با دختر دایی‌ام آن را ضبط کردیم.

خانم کلهر: وقتی مائده گفت این کار را انجام می‌دهد، خواهرش هم خیلی استقبال کرد و تشویقش کرد که این کار را انجام بدهد. همانجا معنی چندتا از لغت‌ها را از خواهرش پرسید و یاد گرفت و در مسیر تمرین می‌کرد. وقتی هم که به راهپیمایی رسیدیم خودشان رفتند و با دختردایی‌اش ضبط کرد.

 

مسلط به زبان انگلیسی هم هستی؟

مائده: نه به اندازه خواهرم ولی زبان من هم خوب است و کاملا متوجه می‌شدم که دارم چه چیزی می‌گویم.

آقای یوسفی: شما به فیلم هم دقت کنید متوجه می‌شوید که مائده دقیقا می‌داند که چه چیزی می‌گوید و کلمات را با احساس ادا می‌کند.

 

زهرا کلهری: راستش من این ویدئو را فقط برای صفحه مجازی خودم گرفته بودم. من در صفحه‌ام همیشه دوست داشتم سبک زندگی اسلامی واقعی را نشان بدهم. سعی می‌کردم همانی که هستیم را در قالب خاطره نشان بدهم که به دل کسی که صفحه‌ام را نگاه می‌کند بنشیند. مردم ببینند خانواده‌های مذهبی هم شاد هستند و زندگی و رابطه‌های عاشقانه دارند.

 

وقتی این ویدئو را ضبط می‌‌کردید گمان می‌‌کردید که تا این حد دیده شود؟

آقای یوسفی: بعد از ظهر ویدئو را گذاشتیم، من شب به مادرش گفتم بروید اخبار را ببینید که احتمالا در بخش موضوعات داغ مجازی‌اش، فیلم را نشان می‌دهد. انگار به من الهام شده بود.

مائده: چندبار ویدئو را ضبط کردیم و خوب نمی‌شد. به دختر دایی‌ام گفتم تو خسته نشدی؟ گفت نه و خیلی اصرار داشت که در ویدئو باشد. انگار که او هم فهمیده بود این ویدئو قرار است خیلی بگیرد.

فاطمه: راستش وقتی مائده داشت این جمله‌ها را می‌گفت من فکر می‌کردم که این ویدئو پربازدید می‌شود و دقت می‌کردم که جمله‌ها طوری نباشد که کسی بتواند از جایی از آن غلط بگیرد.

 

مائده! بعد از پخش ویدئو چه بازخوردهایی از همکلاسی‌ها و دوستانت گرفتی؟ بچه‌ها چه چیزهایی گفتند؟

مائده: خیلی از دوستانم ذوق کرده بودند که ویدئوی مرا در فضای مجازی و تلویزیون دیده بودند. باورشان نمی‌شد که تلویزیون من را نشان می‌دهد. یک سری از دوستانم هم  با حالت سرزنش می‌گفتند چرا این کار را کردی؟ ولی بعد از اینکه فهمیدند خیلی‌ها ویدئو را دیده‌اند، آن‌ها هم خوشحال شدند. یکی دوتا از معلم‌ها هم به من گفتند که تو را دیدیم. پدربزرگ و مادربزرگم زنگ زدند و گفتند که مرا دیده‌اند. البته پدربزرگم خیلی تشکر کرد و تشویقم کرد بابت اینکه این کار انجام دادم و خواست که ادامه بدهم. 

 

 

کسی واکنش منفی هم به تو نشان داد؟

مائده: بله یکی از دوستان صمیمی‌ام مرا سرزنش کرد که چرا این کار را کرده‌ام؟ به نظرم چون اعتقاداتش خیلی انقلابی نیست. می‌گفت چرا آنقدر این راهپیمایی را بزرگ می‌کنی؟ حتی فکر می‌کرد چیز خوبی نیست که من بگویم انقلابی‌ام. ولی تا ظهر بخاطر واکنش مثبت بچه‌ها نظرش عوض شده بود.  قبلا به همین دوستم گفته بودم من اعتقادات خیلی انقلابی دارم. حتی گاهی کارمان به بحث کردن هم می‌کشید و آخرش هر دو می‌گفتیم که ول کنیم چون ممکن است روی دوستی‌مان تاثیر بگذارد. هرکس اعتقاداتی دارد و تو هم می‌توانی اعتقادات خودت را داشته باشی. البته در اینستاگرام هم یک عده هم آمدند و به من حرف‌هایی زدند که خوب نبود. اما من همه آن‌ها را به شوخی گرفتم و برایم مهم نبود. اما آدم‌های زیادی آمدند و نصیحتم کردند و گفتند حالا که با این ویدئو شناخته شدی باید بیشتر مواظب باشی که از صحبت تو یه کلمه هم نتوانند بیرون بکشند که بر خلاف و به ضرر انقلاب باشد.

 

دلچسب‌ترین بازخوردی که از ویدئو گرفتید چه بود؟

مائده: زمانی که اکانت ریحانه (بخش سبک زندگی و زنان سایت خامنه‌ای دات‌آی‌آر) در اینستاگرام ویدئو را در صفحه‌اش گذاشت خیلی خوشحال شدم. به خودم می‌گفتم شاید اینطوری هم رهبری ویدئوی مرا ببیند.

 

 

رهبری بیانیه‌ای منتشر کردند به نام گام دوم که همه رسانه‌ها به آن پرداختند. مائده این بیانیه را خواندی که به چه چیزهایی اشاره شده بود؟

 

مائده: بیانیه را نتوانستم دقیق بخوانم. ولی دیدم یک جایی گفته‌اند باز هم چشم امیدشان به جوان‌هاست و تلویزیون آن‌جا تصویر مرا نشان داد. من خیلی دوست دارم رهبری را ببینم.

خانم کلهری: مائده و دوستانش کلی سرود تمرین کرده‌اند که حتی اگر یک روز راهی پیدا کردند و رهبری را دیدند این سرود را برایشان بخوانند. مائده حتی هرچند وقت یکبار برای آقا نامه می‌نویسد و هربار با من چک می‌کند به امید اینکه اگر یک روز آقا را دید به دستشان برساند.

 

 

مائده، خودش به تنهایی به این سواد سیاسی و فرهنگی نرسیده‌است و قطعا نقش شما به عنوان پدر و مادر خیلی مهم بوده‌است. فکر می‌کنید چه کاری انجام دادید که مائده و فاطمه خواهرش انقلابی بار آمدند؟

خانم کلهری: من از همان زمانی که می‌‌خواستم ازدواج کنم ازدواج را اینطور می‌دیدم که یک روزی از نسل من سرباز امام زمان(عج) تربیت می‌شود. من واقعا ازدواج را با این نیت انجام دادم که یک کاری برای آخرت خودم انجام داده باشم و در تربیت بچه‌ها نیز سعی کردم این موضوع را لحاظ کنم.

آقای یوسفی: یکی از الگوهای اصلی همه بچه‌ها، پدرومادرهایشان هستند. من همیشه تلاش کرده‌ام قبل از اینکه بخواهم چیزی را با حرف به بچه‌ها بفهمانم آن را در عمل من ببینند. هیچ موقع به آنها نگفته‌ام که انقلابی باشید؛ آن‌ها انقلابی بودن را در عمل پدرومادرشان دیدند. از طرفی برای خودشان شخصیت قائل بودم. اگر دیدم بچه‌هایم نظری می‌دهند کامل گوش می‌دهم.

 

شما بچه‌ها در این خصوص چه نظری دارید؟

مائده: من از یک‌سالگی در راهپیمایی 22 بهمن با کالسکه شرکت کردم. از 2 سالگی به بعد هم با دختر‌دایی‌ام دوتایی باهم همیشه در برنامه‌های راهپیمایی بوده‌ایم. من حتی از بچگی کتاب‌های لالایی که داشتم، لالایی‌های معصومین بود. یک سری کتاب 14 جلدی بود که قصه هر معصوم را از اول با شعر به صورت لالایی تعریف می‌کرد تا آخر. این کتاب‌ها از زمان خواهرم مانده بود. مادر من از بچگی ما حتی برای هیئت‌ها و راهپیمایی‌ها برنامه‌هایی می‌چید که به ما خوش بگذرد. مثلا برای هیئت خوراکی می‌گذاشت و ما هیچ‌وقت اذیت نمی‌شدیم و آنقدر خوش می‌گذشت که تشویق می‌شدیم باز هم به آنجا برویم.

 

فاطمه: پدرم همیشه از بچگی برای مناسبت‌هایی مانند 22 بهمن طوری با ما رفتار می‌کرد که می‌دانستیم این یک جشن خیلی بزرگ است. از وقتی یادم می‌آید بعد از راهپیمایی‌ها ما همیشه بیرون ناهار می‌خوریم. انگار که یک جشن تولد مهم باشد که همه باید در آن شرکت کنیم.


مائده! وقتی این لالایی‌ها و یا کتاب‌هایی که مادر برایتان می‌خواند را گوش می‌دادی چه احساسی داشتی؟

مائده: راستش گریه‌ام می‌گرفت. حتی خودم هم کتاب حضرت قاسم و حضرت عبدالله  را می‌خواندم یا  مادرم بعضی کتاب‌هایی که در آن‌ها بچه‌های سه چهارساله شهید شده بودند را برایم می‌خواندند، خیلی گریه‌ام می‌گرفت.

خانم کلهری: من از نوزادی که بچه‌ها را روی پایم می‌خواباندم همین لالایی‌ها را برایشان از روی کتاب می‌خواندم و همین سبب شده که بچه‌ها علاقه‌ زیادی به کتاب داشته باشند و هرسال که به نمایشگاه می‌رویم بچه‌ها تعداد زیادی کتاب می‌خرند و هر دوسه ماه یکبار من کتاب‌ها را کارتن کارتن به کتابخانه‌ها می‌دهم اما این چندجلد کتاب را همیشه نگه‌داشته‌ام.

 

بچه‌ها چطور تشویق به کتابخوانی شدند؟ چون الان در زمانه‌ای هستیم که کتاب‌خواندن کم شده‌است؟

آقای یوسفی: ما از بچگی برای بچه‌ها کتاب می‌خواندیم. سال‌های سال این بچه‌ها تا شبی یک کتاب را نمی‌خواندند، نمی‌خوابیدند. یک‌سال ما مشکلاتی داشتیم که نمی‌توانستیم نمایشگاه کتاب برویم. به مادر بچه‌ها گفتم که امسال یاد بچه‌ها نینداز که متوجه نمایشگاه کتاب شوند. در همین حین شبکه خبر درباره نمایشگاه کتاب یک خبری زیرنویس کرد و فاطمه دویید که آخ‌جون نمایشگاه کتاب هجدهم شروع شد! با اینکه 4سال و نیم بیشتر نداشت ولی سواد داشت. ما ممکن بود از هزینه غذا و چیزهای دیگر بزنیم اما برای کالاهای فرهنگی مثل کتاب، هیچ محدودیتی نداریم و اجازه می‌دهیم بچه‌ها خرید کنند.

مائده: ما نمایشگاه کتاب که می‌رفتیم خیلی کتاب می‌خریدیم. آنقدر که از سنگینی پلاستیک‌های کتاب، دستمان درد می‌گرفت. به مادرم ‌گفتم اجازه بدهد چمدان ببریم چون دستمان درد می‌گیرد که مادرم دوسال پیش بالاخره رضایت داد که ما با چمدان به نمایشگاه کتاب برویم.

زهرا کلهری: ما کلی عکس از بچه‌ها داریم که داخل کتاب خوابشان برده‌است.

 

این همه کتاب را تا الان چه کار کرده‌اید؟ دست و پایتان را تنگ نکرده‌است؟

مائده: من دوست نداشتم کتاب‌هایم را به کسی بدهم. از امانت دادن بدم نمی‌آید، اما دوست ندارم کامل به کسی بدهم. اما می‌دانم مادرم یواشکی خیلی از کتاب‌ها را رد می‌کند.(می‌خندد) اما یک جوری رفتار می‌کند انگار این کار نکرده‌است.

آقای یوسفی: بچه‌ها می‌گویند ما با یک چمدان به نمایشگاه کتاب می‌رویم. اما باورتان نمی‌شود ظرف دو هفته همه کتاب‌های این چمدان را می‌خوانند و دوباره می‌آیند و می‌گویند همه را خواندیم. دوباره کتاب بخریم. اصلا این موضوع مشکل شده‌است (می‌خندد). ما از نمایشگاه خسته و کوفته بر می‌گردیم. بچه‌ها از همان لحظه رسیدن به خانه کتابخوانی را آغاز می‌کنند.

فاطمه: از خوشحالی‌های من اپلیکیشن‌های کتابخوانی است که به من فرصت داده وقتی داخل اتوبوس نشسته‌ام و از دانشگاه بر می‌گردم کتاب بخوانم.

 

 

مائده حالا که این همه کتابخوان و فعال هستی، آیا تصمیم گرفته‌ای که در آینده چه کاری دنبال کنی؟

مائده: اوایل دوست داشتم برنامه نویس شوم. اما انیمیشن‌سازی و دوبله را خیلی دوست دارم. مادرم هم انیمیشن‌سازی را خیلی دوست دارد.

 

چرا انیمیشن سازی برایت جذاب است؟ دوست داری برای بچه‌ها کارتون بسازی؟

مائده: من کارتون‌های والت‌دیزنی را خیلی دوست داشتم. چون هم خود کارتون قشنگ است، هم داستان‌های قشنگی دارد. برای همین درباره والت دیزنی تحقیق کردم که چرا آنقدر طرفدار دارد؛ متوجه شدم که خود والت دیزنی یک فراماسونر است و دارد همان عقاید و نشانه‌ها را داخل انیمیشن‌هایش می‌گذارد که من خودم چندتایش را داخل فیلم‌ها دیدم. برای همین نتیجه گرفتم که ما هم باید در ایران انیمیشن‌هایی بسازیم که مفاهیم و اعتقاداتی که خودمان می‌خواهیم در آن نهفته باشد. البته برنامه نویسی را دوست دارم و فکر می‌کنم استعدادش را دارم. یکی از دلایلش هم این است که اپلیکیشن‌های مختلف را داخل موبایل می‌ریزم انقدر با آن کلنجار می‌روم تا از شیوه‌‌اش سر در بیاورم.

فاطمه: البته من فکر می‌کنیم بعضی استعدادها ذاتی ست و استعداد برنامه‌نویسی در خانواده ما خیلی ذاتی است. خود من هم بدون اینکه پدر و مادرم بدانند دو زبان برنامه نویسی را یاد گرفتم.

 

بسیاری از خانواده‌ها‌ برایشان مهم است که به شکل‌های مختلف بتوانند دانش سیاسی فرزندشان را تقویت کنند تا در راستای ارزش‌های انقلاب اسلامی قرار بگیرد. شما به عنوان پدر و مادر چطور این کار را انجام دادید؟ در صورتی‌که خیلی از بزرگترها از چنین دانش‌هایی برخوردار نیستند.

خانم کلهری: با خیلی از کارهای کوچک می‌توان این کارها را انجام داد. وقتی تلویزیون یک فیلم دفاع مقدسی نشان می‌دهد، ما خانوادگی آن را تماشا می‌کنیم. پدر بچه‌ها اشک می‌ریزد و بچه‌ها اشک پدرشان را می‌بینند. این اتفاق در خانه ما خیلی عادی ست و حتی خود مائده هم همراه پدرش گریه می‌کند. مورد بعدی اینکه ما برنامه‌های مختلف را شرکت می‌کنیم مثلا برخی دوستان پدرش که شهید شده‌اند و پدرومادرشان فوت می‌کنند ما خودمان را ملزم می‌دانیم که در تشییع این مادر یا پدر شهید شرکت کنیم. بچه‌ها این‌ها را می‌بینند.

مائده: مادر من این موقع‌ها می‌گوید من می‌خواهم این برنامه را شرکت کنم. اصلا هم کاری ندارم که شما می‌خواهید بیایید یا نه.


انتشار و دیده شدن این فیلم برای خانواده شما انگیزه‌ای شد که برای این قبیل کارهای فرهنگی برنامه‌ای ویژه‌ای بگذارد؟

زهرا کلهری: حقیقتش این است که ما از ابتدا به فضای مجازی با این دید نگاه می‌کردیم. به عنوان یک وسیله‌ای که بتوانیم با آن کاری را انجام دهیم. مائده هم حتی اینطوری است. من دیدم از طریق همین فضای مجازی دست‌سازه‌های نمدی‌اش را فروخت و با پولش به خیریه کمک می‌کرد. حتی توانست دست‌سازه‌های همکلاسی‌هایش را هم بفروشد.

 

بعضی از پدرومادرها هستند که با وجود اینکه خودشان به انقلاب اسلامی و ارزش‌های انقلاب معتقدند فرزندشان مثل خودشان فکر نمی‌کند و از این موضوع خیلی ناراحتند اگر بخواهید یک توصیه مادرانه یا پدرانه کنید چه می‌فرمایید؟

فاطمه: اجازه بدید من یک توصیه داشته باشم. اجازه بدید بچه‌ها حرف بزنند. یک چیزی که در خانواده ما مشهود است این است که پدر و مادرم به ما اجازه حرف زدن دادند و ما همیشه اجازه داشتیم انتقادمان را چه نسبت به دولت، چه نسبت به حکومت خیلی آزادانه بیان کنیم. اینطور نبود که حد و مرزی برای سوال کردن وجود داشته باشد. علاوه بر آن اینطور نبود که ما را موظف کنند به راهی که خودشان رفته‌اند، برویم. می‌گفتند ما این‌ کارها را انجام دادیم و به تو هم آن را توصیه می‌کنیم؛ حالا می‌توانی انتخاب کنی. اتفاقا من می‌خواستم جواب خانم دکتری را بدهم که کامنت گذاشته بود تکرار این شعارهای تقلیدی تشویق ندارد. ما نمی‌توانیم مشخص کنیم که سن تقلید و سن تفهیم برای هر آدمی چه سنی است؟ یک کسی دیرتر متوجه می‌شود. یک کسی زودتر می‌شود. اینطوری نیست که من با راهنمایی‌هایی که از پدرومادرم می‌گیرم الزاما همان مسیر را بروم؛ اینطور نیست که حتما اجباری وجود داشته باشد. اگر ما آگاهانه انتخاب کردیم که می‌توانیم این آگاهی را به کس دیگری بدهیم. اگر آگاهانه انتخاب نکردیم در جواب سوالاتی که از ما پرسیده می‌شود، جا می‌مانیم. من تا به حال پیش نیامده که سوالی از پدرو مادرم بپرسم و آنها نتوانند به من جواب بدهند.

خانم کلهری: دلم می‌خواهد به پدرومادرها بگویم تا می‌توانید خودتان را به روز کنید. تا می‌توانید مشکلات جوان‌ها و بچه‌ها را بپرسید، بخوانید و کلاس بروید تا وقتی بچه سوالی از آنها پرسید بتوانند پاسخگو باشند. حتی در زمینه پوشش، مد و لباس حساسیت به خرج بدهند. بچه‌ها درست و زیبا لباس بپوشند.

 

آقای یوسفی: ما حتی در خانه اگر نظراتمان با هم 180 درجه هم مخالف باشد،کسی را مجبور به کاری نمی‌کنیم. این موضوع حتی درباره انتخابات کاملا وجود دارد.

مائده: من سال گذشته خیلی دوست داشتم از لوازم آرایش مادرم استفاده کنم که بدانم چطوری است و خودم را گریم کنم. واقعا آرایش را دوست داشتم. اما مادرم اصلا کاری با من نداشت و جعبه لوازم آرایشش را به من می‌داد و من در اتاق هرکاری دلم می‌خواست انجام می‌دادم و بعد صورتم را می‌شستم و بیرون می‌آمدم و پای درسم می‌نشستم.

 

 


 

 نظر دهید »

دلخوریم اما نامرد که نیستیم!

22 بهمن 1397 توسط مدیر النفیسه


هنوز باورمان نشده که در چهل سالگی، درگیر جنگ تمام عیاری هستیم که هدفش قطع ریشه است و خانه‌نشین کردن جوانانش!

ایستاده در غبار، در کشاکش امید و دلواپسی؛ درخت 40ساله انقلاب! حالا دیگر به مبعث رسیده است و سیلی از توقعات داخلی و خارجی بر او آوار شده است.

تقویم دوباره نقطه آغاز را نشان می‌دهد و شروع هجرت؛ این درخت چهل ساله، “حالا” رزمنده می‌خواهد وگرنه که در زمانه بت‌شکن، همه فدایی بودند و کسی طعم صندلی قدرت و کنج عافیت را نچشیده بود؛ چرب و شیرین فیش حقوق و پاداش و محافظ و تیم همراه و عبور ویژه و نشستن آنسوی میله‌ها کسی را زمینگیر نکرده بود…آن روزها همه «انقلابی» بودند چه می‌خواستند و چه نمی‌خواستند! موج آنقدر سنگین بود که همه را با خود می‌برد؛ کشمیری و بنی صدر و رجوی هم انقلابی بودند!

حالا اما زمان بازپرداخت اقساط انقلاب رسیده است، وام 40ساله را باید تسویه کرد.

نگاه کن! چشم‌ دوخته‌اند به من و شما و آن همه مسئولی که چهار دهه است در این کشور نفس می‌کشند؛ شهدای ترور، شهدای خرمشهر و کربلای 5 و مرصاد…شهدای 42 و 61 و 89 و 96…همه آنها که با نفوذ منافقان، هجوم دشمنان و یا حمله داعشیان برای این نظام جان دادند؛ حالا منتظرند؛

40سال طلبی نداشتند و حالا می‌خواهند عیار سنجی کنند! می‌دانی که فقط زمانه جنگ است که عیار واقعی آدم‌ها عیان می‌شود! امشب شب عملیات است با رمز «الله اکبر» و فردا آغاز عملیات با رمز «یا زهرا»…

هرقدر هم بداخلاق و حریص و بی وجدان شده‌باشیم، مظلوم‌کُش که نیستیم؛ بله! ما هم دلخوریم از آنچه بر کشور و مردم می‌گذرد؛ از کوتاهی‌ها و کم‌کاری‌ها گرفته تا نقص‌ها و خیانت‌ها و کارنابلدی‌ها…اما نامردی است اگر وسط جنگ، کمک مظلوم نباشیم و خاکریز را خالی کنیم.

دلخوریم اما نامرد که نیستیم!

 

محسن حدادی

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 33
  • 34
  • 35
  • ...
  • 36
  • ...
  • 37
  • 38
  • 39
  • ...
  • 40
  • ...
  • 41
  • 42
  • 43
  • ...
  • 64
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 <   >
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

مدیرالنفیسه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اجتماعی
  • احکام
  • امام خمینی
  • امام زمان (عج)
  • ایام مذهبی و ملی و مناسبتی
  • بارداری
  • بدون موضوع
    • نهج البلاغه
  • بهداشتی
  • تاریخی
  • تربیت کودک
  • تربیتی
  • تغذیه
  • حدیث
    • تربیتی
  • حکایت
  • خانه داری
  • خانواده
  • خانواده
  • سیاسی
  • سیره وسخنان بزرگان
  • شبهات
  • شهدا
  • طنز
  • طنز
  • عصر بخیر
  • فن بیان
  • قانون
  • قرآن
  • متن ادبی
  • مقام معظم رهبری
  • نشر کتاب
  • همسرانه
  • یک صفحه کتاب

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

کاربران آنلاین

  • دهقان
  • صفيه گرجي
  • sam mif
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد
  • بتول سادات بنیادی

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 14
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 22
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 14
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس