شیفت انسانیت
شیفتِ انسانیت
پرستاری، هر روز زخمهای دیگران را پانسمان میکرد؛ اما یک روز، وقتی از بیمارستان به خانه برگشت، فهمید همسایهاش مدتهاست با حرفهایش زخم میزند و با قضاوتهایش نمک میپاشد.
همسایه گفت: «شما که پرستارید، باید بیشتر از همه حال آدمها را بفهمید!»
پرستار خسته لبخندی زد و گفت: «درسته؛ شغلم مراقبت از آدمهاست، اما کاش بعضیها یاد بگیرند برای زخمی نکردن دیگران، نیازی به روپوش سفید نیست!»
همسایه مکثی کرد و پرسید: «یعنی چی؟»
پرستار گفت: «یعنی بعضی زخمها را نه دارو خوب میکند، نه پانسمان؛ فقط باید کسی که آنها را ایجاد کرده، دست از زخمزدن بردارد.»
پ.ن: روز پرستار، فقط روز تقدیر از کسانی نیست که در بیمارستانها مرهم دردهای جسمیاند؛ یادآوری این حقیقت هم هست که مراقبت از انسان، پیش از آنکه یک شغل باشد، یک مسئولیت انسانی است. کاش همانقدر که برای درمان زخمها دنبال پرستار میگردیم، مراقب باشیم خودمان عامل زخمی تازه نباشیم.
روز پرستار مبارک؛ به همهی آنان که در هیاهوی درد، هنوز صدای آرامشاند. 🌹
✍️ #سیدفخرالدین_موسوی